کد خبر: 3481806
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۴:۳۲
گزارش ایکنا از درس تفسیر آیت‌الله جوادی آملی/
گروه حوزه‌های علمیه: مفسر قرآن کریم و صاحب تفسیر ارزشمند تسنیم با بیان اینکه عالم خلقت با نظم دقیق علمی و ریاضی آفریده شده است، گفت: برخی افرادی که به ستاره کیوان رسیده‌ و کار عمیق علمی کرده‌اند، این نظم دقیق علمی و ریاضی را تصادفی می‌دانند؛ اینها در عصر مدرنیته، جاهل هستند و مبتلا به جاهلیت مدرن هستند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی امروز 18 اسفندماه در درس تفسیر در مسجد اعظم قم با اشاره به اینکه خلقت عالم بر حق است گفت: اگر از طبیب بپرسید روده و معده انسان چگونه آفریده شده است جوابی در راستای علم پزشکی می دهد اما جواب قرآن این است که روده و معده انسان نظیر یک ظرف خالی نیست که هر چیزی در آن بریزید جا بدهد زیرا به حق خلق شده و اگر غذای مسموم به او بدهید بالا می آورد.

آفرینش عالم بر مدار حق

وی ادامه داد: فطرت انسان نیز این طور است، اگر حرف حق تحویل او بدهیم می‌پذیرد و باطل را بالا می‌آورد و ایضا نظام خلقت نیز فریب و دروغ را بالا می‌آورد و یک روزی فرد افشا می شود از این رو قرآن فرمود ما دنیا را به باطل خلق نکردیم بلکه آن را بر مدار حق آفریدیم.

وی افزود: فرمود شریعت ما را اول کسی که پیروی می کند تو باید باشی و بعد دیگران و مبادا کسی فکر کند دنیا بر باطل خلق شده و فرقی میان خوبی و بدی و مومن و کافر نیست؛ زیرا وقتی صحنه داوری وجود دارد حساب و کتابی در کار است و کسی که این شریعت را نپذیرفت و خدا را عبادت نکرد و هوا و میل خود را پرستید که فرمودند لطیف ترین بت درونی، هواپسرتی است، در این صورت باید منتظر عقاب هم باشد.

تبیین جهاد اوسط و اکبر

وی اظهار کرد: انسان در درون خود سه جبهه جنگ دارد که دو جبهه در عرض هم هستند؛ انسان اگر بخواهد بفهمد و اندیشه کند در برهان او وهم و خیال راه می یابد و نمی گذارد به اندیشه ناب برسد؛ این فرد در بخش اندیشه می‌جنگند که همان عقل نظری و وظیفه حوزه و دانشگاه است اما قلمرو عقل عملی اندیشه و برهان نیست زیرا در اراده، شهوت و غضب درگیر است و این جنگ برای همیشه وجود دارد و اگر انسان در این دو جبهه پیروز شد، میان عقل نظر و عمل او جنگ شروع می شود که جهاد اکبر است، در جهاد اوسط جنگ میان عقل و هوس است که فرد می‌خواهد متخلق و وارسته و اهل بهشت شود، ولی بعد که این مراحل را گذراند، جنگ میان عقل و قلب و علم حصولی و حضوری شروع می شود؛ قلب می‌گوید مفهوم به درد من نمی‌خورد و دیدن، هنر است و اندیشه می‌گوید راه دشوار است جلوتر نرو.

علم نردبان عقل است

صاحب تفسیر تسنیم گفت: غالب انسان‌ها یا در جهاد اندیشه و میان برهان و وهم و خیال و یا در جنگ شهوت و غضب اند؛ اگر کسی علم را نردبان عقل قرار داد به مقصد می رسد اما اگر نردبان را به سمت چاه گذاشت «اضل الله علم» می شود یعنی گناه عالمانه نصیب او می شود؛ در تعلیمات داریم که برخی علم به دست می آورند که گناه خود را توجیه کنند.

این مفسر قرآن اظهار کرد: فخررازی اضل الله علم را در مقابل اعلم حیث یجعل رسالته قرار داده است که تعبیر درستی نیست و این تبیینی که شد دقیق تراست.

وی با اشاره به تعبیر«ختم علی سمعه و قلبه» تصریح کرد: قرآن گاهی قلب را برسمع و گاهی سمع را مقدم بر قلب و هر دو را کنار بصر قرار داده است که درست است زیرا ممکن است اول سمع مشکل پیدا کند و قلب بیمار شود و گاهی اول قلب بیمار شود و سمع مشکل بیابد، در حجاز اول قلبشان مریض بود و هر چه به گوششان می رسید آلوده می شد زیرا قلب حسود و کینه توز نمی گذارد انسان حرف حق را بشنود.

این مرجع تقلید بیان کرد: برخی قلب سالم دارند اما گوششان از تبلیغ سوء پرشده و چون پر شده به قلبشان نمی رسد؛ گاهی کسی به حرف دیگری گوش می دهد که آن را رد کند اما یک وقتی گوش شنوا داده است که حرف شیطان را بشنود و همین باعث آلودگی دل او می شود.

این مفسر گفت: در این صورت چشم چنین فردی آیات خدا را نمی بیند و بصیرت ندارد؛ مثلا کسی که از خارج کشور می آید پارچه مشکی عزاداری حضرت زهرا(س) را می بیند اما او فقط پارچه مشکی دیده است ولی وقتی شیعه نگاه می کند آن را آیت می بیند و به سوگ و ماتم می رسد؛ فرمود ما در عالم ارض و سماء و در و دیوار نداریم آیه داریم و مردان مومن به هر جایی بنگرند آیت و نشانه خدا را می بینند.

شرک؛ منشا همه گناهان

این مرجع تقلید بیان کرد: فرمود سراسر عالم آیه است و اینهایی که نمی‌بینند چشم و گوششان مشکل دارد و قلبشان از بین رفته است؛ قبلا از قولوی نقل شد اگر انسان در اثر اضطرار و سهو و نسیان و ... گناهی کرد با حدیث رفع، رفع می شود و گناهی محسوب نمی شود ولی اگر عامدا این کار را کرد هر گناهی را که از او سر زده اگر تحلیل کنیم سر از شرک در می‌آورد.

این مفسر قرآن عنوان کرد: مشکل اساسی مردم حجاز این بود که می‌گفتند ما یک مرگ داریم و یک حیات، این طور نیست که بعد از مرگ، حیاتی در کار باشد؛ برخی گفته اند فکر رایج جاهلیت تناسخ بود که اگر این باشد دیگر صالح و طالح یکسان نیست و آنها هم این اعتقاد را نداشتند ولی قرآن فرمود مرگ از این سنخ نیست که انسان وقتی مرد نابود می شود.

تصادفی دانستن عالم خلقت؛ جاهلیت مدرن
وی اظهار کرد: وقتی برهان قیامت برای اینها ذکر می‌شود که چون خدا عادل است پس میان سئیه و حسنه و مومن و کافر فرق است آنها می گویند اگر حق است پدران ما باید از قبرها بیرون بیایند؛ امروز نیز برخی افرادی که به ستاره کیوان رسیده اند و کار عمیق علمی کرده اند این نظم دقیق علمی و نظم را تصادفی می دانند اینها هم در عصر مدرنیته، جاهل هستند و جاهلیت مدرن دارند به این دلیل که آیا ممکن است کسی که نظم شگفتی ساز عالم را کشف می کند دانشمند خطاب شود اما این نظم دقیق و پیشرفته علمی را بگوییم تصادفی است؟.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: