کد خبر: 3681686
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۰
عضو هیئت علمی موسسه دارالحدیث:
گروه حوزه‌های علمیه: حجت‌الاسلام مهدی مهریزی با بیان اینکه تفسیر قرآن به قرآن به‌تنهایی جوابگوی سؤالات مرتبط با زنان نیست تاکید کرد: برای پاسخ‌گویی به شبهات و سؤالات مرتبط با آیات زنان در قرآن باید یک تفسیر سه ضلعی مشتمل بر تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر مسئله‌محور و تفسیر تنزیلی نیاز داریم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی مهریزی، عضو هیئت علمی موسسه دارالحدیث در نشست علمی «تفسیر قرآن به قرآن و مسئله جنسیت» گفت: نظریه تفسیر قرآن به قرآن را اگر به علامه طباطبایی نسبت دهیم حرف بی ربطی نیست و در حقیقت، ایشان مبدع آن بوده‌اند و این نظریه نیز برای رفع یک سری از مشکلات در فهم دین ایجاد شده است.

وی با بیان اینکه از دید علامه، فهم قرآن با مشکلاتی روبرو بود و ایشان این بحث را مطرح کرد تا کمکی به رفع این مسئله شود ادامه داد: ۲۵ اشکال در حوزه مسایل زنان و جنسیت و دیدگاه قرآن در این زمینه مطرح است و حدود ۳۵۰ آیه نیز در این موضوع، در قرآن مطرح شده است؛ موضوعاتی مانند شهادت زن، ضرب زن، چند همسری و ... که در ابتدای نساء بیان شده است.

وی با طرح این سؤال که آیا نظریه علامه می‌تواند تفسیری ارایه دهد که به پاسخ پرسش‌های مطرح شده در حوزه جنسیت و مسایل زنان بپردازد و آیا این منهج تفسیری ایشان از عهده حل این مسایل برآمده است و اگر از طرف موسس بر نیامده است آیا در شرایط کنونی توان رفع این مشکلات از این روش وجود دارد یا نه؟ افزود: تفسیر علامه طباطبایی تا اوایل دهه ۶۰ تمام شده و بسیاری از مسایلی که امروز برای ما پرسش است در آن دوره مطرح نبوده است؛ بنابراین نیاز به تکمیل دارد.

مهریزی تصریح کرد: ما وقتی می‌خواهیم نظریات را تست و ارزیابی کنیم یکی به ادله صاحب نظریه می‌پردازیم که قابل دفاع است یا نه و دوم نیز از منظر کارکرد و کاربرد نظریه به آن می‌پردازیم که آیا این نظریه از عهده حل مسایل کنونی برآمده یا توان برآورده کردن آن را دارد.

مهریزی بیان کرد: علامه طباطبایی در تفسیر قرآن به قرآن مدعی است که قرآن در سطح و مرحله ظواهر بدون اتکاء به منابع غیر قرآنی معرفتی می‌تواند فهمیده شود؛ البته هر فهمی شرایط خاص خود را دارد و به معنای آن نیست که هر کسی توان این کار را را دارد، زیرا مفروض مسئله، انسان‌های اهل این حرفه و فن است و نه افراد بیگانه.

بی‌نیازی قرآن از دیگر منابع معرفتی

وی افزود: عقل، کشف و شهود و علوم تجربی و احادیث و روایات منابع معرفتی ما غیر از قرآن است و علامه مدعی است که می‌توان بدون رجوع به این منابع نیز قرآن را با آیات تفسیر کرد؛ او فرموده است که ما برای دینداری خود به غیر قرآن نیاز داریم، ولی قرآن برای فهم خودش به غیر قرآن نیاز ندارد.

مهریزی تصریح کرد: از دید علامه این کتاب در درون خود و هویت خود، قابل تفسیر است نه اینکه به صورت گزینشی عمل کنیم و بخواهیم برخی آیات را صرفا تفسیر کنیم البته ما تاویلات و باطن آیات را نمی‌توانیم بفهمیم و علامه نیز مدعی نشده است و ایشان نیز تفصیل مفاهیم فقهی و آیات را از روایات قبول دارد.

وی افزود: تفاصیل فقهی را خدا بیان نکرده، ولی آنچه بیان فرموده است رسا و روشن بیان کرده و تفصیل برخی مسایل را به روایات و فرمایشات ائمه واگذار کرده است.

استاد موسسه دارالحدیث با اشاره به بلاغت و فصاحت قرآن عنوان کرد: فصاحت و بلاغت از وجوه اعجاز بیان شده بنابراین رسا و بلیغ است؛ همچنین قرآن خود را نور و تبیان بیان کرده همچنین تحدی کرده و دعوت به تدبر در خود دارد و از دید علامه، این دعوت به تدبر، یعنی اینکه قرآن، قابل فهم است وگرنه تدبر بی معنا بود.

مهریزی اظهار کرد: علامه گفته روایات فراوانی وجود دارد که ما را به قرآن ارجاع داده از جمله روایاتی که ما را به تدبر دعوت کرده و یا روایاتی که فرموده در فتنه‌ها به قرآن رجوع کنید یا روایتی که فرموده اگر کسی فکر کند قرآن غیرقابل فهم است خود را هلاک کرده و دیگران را نیز به هلاکت انداخته است.

وی با اشاره به نقد‌های وارد شده به دیدگاه‌های علامه طباطبایی که از سوی برخی افراد از جمله آیت‌الله سیدان بیان شده عنوان کرد: البته ایشان به سه مسئله از علامه پاسخ داده و سه مسئله را بی پاسخ باقی گذشته است و از جمله وی به معلم و مبین بودن پیامبر اشاره کرده که می‌توان در مقابل آن عنوان کرد؛ آیاتی که پیامبر را معلم و مبین مطرح کرده معنایش این نیست که پیامبر چیز جدیدی می‌خواهد بگوید.

وی ادامه داد: یک معلم وقتی سخن می‌گوید برخی با یکبار و برخی با چند بار توضیح می‌فهمند؛ یعنی خواستن معلم به معنای عدم فهم متن و مطالب نیست و حتی برخی تنها با پیش مطالعه می‌توانند مسایل را بفهمند و نیازی هم به معلم ندارند.

وی افزود: ما معتقدیم که اگر نظریه تفسیر قرآن به قرآن در برخی مواضع، ناقص بود باید آن را با دیدگاه‌های مکمل برطرف کنیم نه اینکه کل نظریه را زیر سؤال ببریم و به ماقبل بازگردیم.

این استاد و محقق حوزه علمیه اظهار کرد: مسلمانانی که روزی تمدن داشته و در اوج بودند، امروز در فقر هستند و استبداد و جهل و نادانی در آنان بیداد می‌کند لذا مصلحان اجتماعی به این تفکر افتادند که دوری مسلمین از قرآن سبب شد تا این بلا‌ها و گرفتاری‌ها ایجاد شود و در همین راستا نیز جنبش‌های بازگشت به قرآن در کشور‌های عربی و ایران شکل گرفت؛ از طرفی این مسئله مطرح شد که چه چیزی سبب شد تا قرآن کمرنگ شود که برخی حدیث را به عنوان سبب مطرح کردند لذا جریان منتقدان به حدیث و جریان قرآنیون در دنیای اسلام ایجاد شد.

این محقق حوزه افزود: برخی معتقدند اینکه ما قرآن را در بند و گرو احادیث و روایات قرار دهیم مانند این است که قرآن را کنار بگذاریم و وارد فضای حدیثی شویم و علامه نیز در چنین فضایی به بحث قرآن پرداخت.

مهریزی به بحث جنسیت و تفسیر قرآن به قرآن اشاره و تصریح کرد: سؤالات زیادی از جمله خطاب‌های مردانه، نعمت‌های بهشتی و تنعمات مرد محور، ضرب زنان، دیه و ... وجود دارد که باید ببینیم علامه در برخورد با این آیات چه مواجهه‌ای داشته است.

آراء مفسران در مواجهه با آیات مربوط به زنان

وی افزود: مفسران در مواجهه با آیات مربوط به زن به چند گروه می‌توان تقسیم کرد؛ مناهج تفسیری مفسران در مواجهه با این آیات یکسان نیست؛ اول، تفسیر سنتی که در این تفاسیر روح نگاه این است که زن و مرد دو موجود متفاوت هستند، کارکرد‌های کاملا متفاوت دارند و روحیات آنان نیز کاملا با هم فرق دارد و در واقع دیدگاه آنان تقریبا همین دیدگاه فقه رایج است لذا حضور اجتماعی زن در این نوع نگاه، مطلوب نیست و تنها در شرایط خاصی لازم می‌شود.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: این دیدگاه معتقد است که زن دارای عاطفه و مهربانی است که تنها برای خانه و تربیت فرزند مفید است.

وی ادامه داد: رویکرد دوم نیز کسانی هستند که تقریبا همین طور فکر می‌کنند، ولی دلیل و علت بازگو کرده و نگاه تبیینی دارند؛ مثلا رشیدرضا در ذیل آیه ضرب گفته که غربی‌ها تصور می‌کنند که مرد، فردی ظالم، قوی و خشن است و زن، فرد نحیف و لاغر و ضعیف و ضرب چنین زنانی، ظلم است در حالی که زنان داریم که بسیار تنومند و قوی هیکل هستند ضمن همین غربی‌های منتقد خودشان نیز زنان را کتک می‌زنند.

مهریزی بیان کرد: نگاه سوم تفسیری این است که نمی‌پذیرند تمامی تفاوت‌های حکمی میان مرد و زن ثابت است؛ لذا در این بحث مناقشه می‌کنند و می‌گویند تفاوت‌های میان زن و مرد فرهنگی است و نه ذاتی و قرآن نیز ناظر به شرایط آن دوره مطلبی گفته و اگر ما هم شرایط را تغییر بدهیم دختران نیز وضع متفاوتی خواهند داشت.

مهریزی عنوان کرد: ابن آشور در ذیل آیه ۳۴ نساء گفته که ضرب ناظر به جامعه‌ای است که تنبیه را تحقیر و ظلم ندانند و اگر ظلم و تحقیر باشد جایز نیست؛ مثلا اگر در شهر دورافتاده‌ای، معلمی بچه‌ای را تنبیه کرد ممکن است والدین آن از معلم حمایت هم بکنند، اما اگر این مسئله در تهران رخ داد برای معلم شکایت می‌کنند؛ یعنی شرایط فرهنگی اینقدر می‌تواند در برداشت از آیه موثر باشد.

این استاد حوزه علمیه افزود: رویکرد چهارم، رویکرد زنانه و فمینیستی است؛ امینه ودود گفته اگر قرآن را زنان تفسیر کنند ممکن است برداشت متفاوتی به دست آید؛ بنده ترجمه خانم صفارزاده را با فولادوند و تفسیر علامه را با بانوامین مقایسه کردم که در یک دوره و شرایط پدید آمده و متوجه شدم در برخی جا‌ها تفاوت دارد؛ صفارزاده مثلا در بحث ضرب، گفته مختصری بزنید و یا بانوامین اصفهانی در آیات مربوط به زن کاملا دیدگاه متفاوتی در برخی آیات داشته است.

وی افزود: این حرف خیلی بی ربط نیست؛ در حدیث نیز بنده بررسی کرده‌ام؛ زرکشی اشکالات عایشه بر روایات مردان صحابه را نقل کرده و نکته جالب اینکه بخش زیادی از این اشکالات در روایات مربوط به زنان است.

مهریزی تصریح کرد: علامه طباطبایی در گروه دوم قرار دارد یعنی آیات مربوط به زن را تقریبا مانند مشهور ذکر کرده است؛ بنابراین این سؤال مطرح است که تفسیر قرآن به قرآن آیا ظرفیت پاسخ به سؤالات مرتبط با زنان را داشته و علامه نتوانسته این ظرفیت را شکوفا کند و یا خیر؟.

وی با اشاره به بحث نبوت زنان به عنوان مثال افزود: علامه معتقد است که وحی که در قرآن به کار رفته منحصر در وحی نبوت نیست لذا برای مادر موسی و زنبور عسل نیز بیان شده است؛ اما در وحی نبوت تنها بر مردان نبی، وحی شده است و زنان به مقام پیامبری نمی‌رسند.

مهریزی بیان کرد: در نقد این دیدگاه، گفته‌اند چرا وحی به مادر موسی را به وحی با زنبور عسل مقایسه می‌کنیم؛ در حالی که باید وحی به انسان‌ها را با انسان‌ها مقایسه کنیم، زیرا این نوع وحی نیز از سنخ وحی به مادر عیسی (ع) است.

وی با اشاره به واژه رجال که ۱۹ بار در قرآن به کار رفته افزود: دوبار به معنای پیاده در مقابل سواره است و مابقی به معنای انسان است؛ این آیات دو نوع است گاهی در مقابل آن نساء آمده که معلوم و روشن است که مراد از رجال، مردان است، ولی موارد متفاوتی است که کلمه نساء در مقابل آن نیست؛ مانند رجال اعرافی که در روایات آمده که یکی از افراد در اعراف، حضرت فاطمه (س) است؛ یا در تعبیر «من المومنین رجال» ضمن اینکه رجال جمع رجل است و ذکوریت و سن خاص در رجل وجود دارد.

مهریزی عنوان کرد: با وجود آن که نظریه تفسیری قرآن به قرآن کاملا پیشرو برای حل مسایل است در زمینه آیات مرتبط با زنان مانند تفاسیر گذشته عمل کرده بنابراین ما نیازمند یک تفسیر سه ضلعی برای حل مشکلات این عرصه داریم.

وی تاکید کرد: تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر مسئله‌محور و تنزیلی سه ضلع این تفسیر را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین اگر تمامی آیات مرتبط با زنان یعنی ۳۵۰ آیه با هم ملاحظه شود و اشکالات ۲۵ گانه نیز در این منظومه مورد توجه باشد و از سوی دیگر با مسئله سراغ قرآن رفته و به جایگاه تنزیلی آیات نیز توجه کنیم.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: