کد خبر: 3683637
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۸
گروه فعالیت‌های قرآنی: زهرا تلخابی، کلاس ششم و حافظ 5 جزء قرآن کریم و البته نابیناست، اهل شهر فرمهین است، از همین نوجوانی نوری از قلبش سوسو می‌زند تا به به آرزویش که حفظ کل قرآن است برسد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، دخترکی خوش زبان از دوست داشتنی‌هایش می‌گوید، هر چند دنیای رنگی، برایش سیاه است اما حلقه‌ای نور از پس چشمانش سوسو می‌زند، سویی که از قلب حافظ قرآن بر می‌خیزد.

زهرا تلخابی، اهل شهرستان فرمهین، کلاس ششم و حافظ 5 جزء قرآن و البته نابینا است، از زندگی و علایقش می‌گوید: خدا از سن 6سالگی کمک کرد و در کلاس‌های قرآن شرکت کردم و مثل بقیه دوستانم خواندن قرآن را یاد گرفتم و کم کم حافظ قرآن شدم.
زهرای 11 ساله، گویی مصاحبه با ایکنا را فرصتی برای تقدیر از پدر و مادرش می‌داند و با صدایی لرزان ادامه می‌دهد: از والدین بسیار مهربانم تشکر می‌کنم، بابا محمود، بهترین پدر دنیاست، همیشه تا کلاس قرآن همراهم می‌آید و در مرور آیات کمکم می‌کند.
این حافظ قرآن روشندل ادامه داد: پدرم روخوانی را خوب می‌داند و اشکالاتم را برطرف می‌کند. با اینکه مادرم را نمی‌توانم ببینم اما می‌دانم بسیار زیبا و مهربان است، همیشه خواهر کوچکم را نگه می‌دارد تا من راحت قرآن حفظ کنم.
زهرا افزود: مربیان خوبی داشتم، خانم آقازیارتی مربی مهربانی است که با دلسوزی برایم وقت می‌گذارد. پدر و مادرم همیشه مرا در این راه تشویق و حمایت می‌کنند از شما هم که با من مصاحبه کردید خیلی ممنونم. دوست دارم حفظم را ادامه دهم تا سه سال آینده حافظ کل شوم.
از زهرا در مورد آرزوهایش پرسیدم که جواب داد: سایه همه پدر و مادرها بالای سر بچه‌ها باشد و مریض‌ها را خدا شفا دهد، آرزو می‌کنم حافظ کل باشم و همه بچه‌ها به آرزوهای قشنگ‌شان برسند.
زهرا درباره کلاس‌های آموزشی‌اش گفت: هفته‌ای سه روز کلاس قرآن می‌روم و سعی می‌کنم حتماً روزی یک صفحه قرآن حفظ کنم، قبلاً مادرم برایمcd آموزشی می‌خرید اما از وقتی قلم قرآنی به من جایزه داد، کارم خیلی راحت‌تر شده و راحت‌تر حفظ می‌کنم.
این حافظ روشندل ادامه داد: قصه‌ و اشعار قرآنی خیلی دوست دارم و مامان و بابا همیشه برام قصه‌های تازه می‌خرند، از این داستان‌ها چیزهای زیادی یاد می‌گیرم، سعی می‌کنم همیشه به بزرگترها مخصوصاً پدر و مادر گلم احترام بگذارم. چند باری هم به رادیو دعوت شدم و برای بچه‌های هم سن و سال خودم قصه قرآنی گفتم.
وقتی از او در مورد شغل آینده‌اش پرسیدم جواب داد: دوست دارم دکتر یا معلم شوم. پارک رفتن را دوست دارم، سرسره را هم همین‌طور، اما می‌ترسم، سرسره‌ها برای بچه‌های نابینا مناسب نیست، یک بار هم الاکلنگ سوار شدم که زمین خوردم و زمین نزدیک بود پایم بشکند.
به گزارش ایکنا؛ خانم تلخابی مادر زهرا نیز گفت: از 6سالگی برای زهرا نرم افزارهای آموزش قرآن خریدم، همیشه محیط را برایش آماده و آرام نگه می‌دارم تا به حفظش لطمه‌ای نخورد.
وی ادامه داد: اوایل، هفته‌ای چند بار cd می‌گذاشتم و زهرا هم روزی یک صفحه حفظ می‌کرد، اما با تهیه قلم قرآنی علاقه‌اش به حفظ بیشتر شد. زهرا فقط مشکل بینایی ندارد، گاهی اوقات ذهنش از یادگیری باز می‌ماند و دست‌هایش هم کم توان است به همین دلیل از دوره حفظ عقب می‌ماند، در لابه لای cd های آموزش قرآن از قصه‌ها و اشعار قرآنی هم استفاده می‌کنم تا خسته نشود.
مادر زهرا در پایان اظهار کرد: فرمهین دوره‌های مخصوص حفظ سطوح بالاتر ندارد. در حال حاضر دوره‌های حفظ در حسینیه برگزار می‌شود، که بهتر است برای ارتقای سطح بچه‌ها، جامعة القرآن احداث شود تا علاقمندان، تخصصی‌تر این رشته را دنبال کنند. دوست دارم زهرا پیشرفت کند، حتی حاضرم هزینه بیشتری برای حفظش پرداخت کنم.

یادآور می‌شود: جمعی از مدیران قرآنی استان، 10 آذرماه، در جریان بیست‌وششمین گردهمایی کارشناسان و رابطین قرآنی ادارات تبلیغات اسلامی، با خانواده زهرا تلخابی که یکی از چهره‌های موفق جشنواره قرآنی گل‌های محمدی(ص) است دیدار کردند.

 

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۶/۱۱/۰۳ - ۱۰:۱۴
0
0
خدا برای پدر و مادرش حفظش کنه
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: