کد خبر: 3714174
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۷
گروه معارف ــ عضو هیئت‌ علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان معتقد است: قرآن این کرامت را به یک انسان خاص با ویژگی خاص مقید نکرده است بلکه تنها قید آن را فرزند آدم بودن اعلام کرده است.

«بنی‌آدم» بودن ملاک کرامت انسان است/ انسان عصاره هستی است

به گزارش ایکنا از اصفهان، جهاددانشگاهی واحد اصفهان، به تازگی کتابی را با عنوان «کرامت قرآنی انسان» به قلم محمد نصر اصفهانی، عضوهیئت‌علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان منتشر کرده است. خبرنگار ایکنا در گفت‌وگویی با نویسنده کتاب درباره موضوعات مطرح شده در این کتاب و از جمله بحث کرامت قرآنی انسان، گفت‌وگو کرده است که متن آن را در ادامه می‌خوانید، با این توضیح که دیدگاه‌ها و موضوعات مورد اشاره در این گفت‌وگو تنها نقطه نظرات مصاحبه شوندگان گرامی است و ایکنا در صدد تأیید و یا رد هیچ کدام از این مطالب نیست.

ایکنا: در خصوص مباحث و سرفصل‌هایی که در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است، توضیح دهید.
نصر: موضوع این کتاب، کرامت انسان از نگاهی درون‌دینی به ویژه از نگاه قرآنی است. گرچه در مورد کرامت انسان زیاد صحبت شده است، اما به درستی ابعاد آن روشن نشده که منظور از کرامت انسان چیست. اینکه قرآن در آیه 70 سوره اسراء می‌فرماید: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ و َفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا: و به تحقیق فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را بر مرکب‌های دریایی و زمینی سوار کردیم و از هر غذای پاکیزه به آنها روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری دادیم و چه برتری دادنی»، پرسش‌هایی را در پی دارد، از جمله اینکه اولاً اینکه فرزندان آدم دارای کرامت هستند و خداوند آنها را عظمت بخشیده؛ این عظمت و کرامت به چه معناست؟ ثانیاً و به چه دلیل خداوند آنها را نسبت به سایر موجودات کرامت بخشیده است؟ ثالثاً این کرامت نسبت به چه موجوداتی است؟ رابعاً این کرامت در چه زمینه‌هایی است؟ خامساً آیا کرامت قابل کاهش و یا افزایش و قبض و بسط است؟ در واقع تمام سؤالاتی که به نظر ما در زمینه کرامت قرآنی انسان مطرح بود، در این کتاب مورد بحث قرار گرفته است.
هنگامی که گفته می‌شود انسان کرامت دارد، باید توضیح داده شود که کدام انسان کرامت دارد؟ آیا انسانِ مطلق کرامت دارد یا انسان مقید به قید خاص؟ مثلا آیا فقط مسلمانان کرامت دارند؟ یک دین خاص کرامت دارد یا یک جنس خاص و یا اینکه معنای کرامت انسان عام است؟ به نظر ما در این کتاب، کرامت معنای کاملا عامی دارد. قرآن این کرامت را به یک انسان خاص با ویژگی خاص مقید نکرده، بلکه تنها قید آن را فرزند آدم بودن اعلام کرده است.
یکی از دیدگاه‌هایی که در مورد کرامت انسان وجود دارد و برخی آن را مطرح می‌کنند، این است که انسانی کرامت دارد که خداپرست یا مؤمن یا عالم باشد، در حالی که هیچ کدام از اینها در قرآن به عنوان قید کرامت ذکر نشده است. در این کتاب ثابت کرده‌ایم که بر اساس آیات کریمه قرآن، هر موجودی با هر ویژگی‌ کرامت دارد، یعنی انسان فی نفسه و ذاتاً موجود ارزشمندی است. مطلب بعد این است که وقتی می‌گوییم چیزی کرامت دارد، یعنی چه؟ کرامت به معنای ارزشمندی وجودی است و موجودی که کرامت ندارد، وجود ارزشمندی ندارد، یعنی هر بلایی می‌توان بر سر آن آورد، مثلا خاک از جهاتی ارزشمند است، ولی فی نفسه ارزشمند نیست و می‌توانیم روی آن پا گذاشته و بدون اجازه‌اش آن را دستکاری کنیم ویا می‌توانیم یک گیاه را سوزاند و یا یک حیوان را بدون اجازه او برای تغذیه کشت و خیلی کار‌های دیگر؛ چون برای آن موجود در مقایسه با خودمان کرامت قائل نیستیم، خود را بالاتر از آن دانسته و محق می‌دانیم که هر تصرفی خواستیم، در آن بکنیم. وقتی کرامت را به این معنا در نظر بگیریم، آیا می‌توان بر سر انسان با هر ویژگی‌ای هر بلایی آورد؟ مثلا نمی‌توانیم کسانی را به سبب جرایم و خیانت‌هایی که انجام داده‌اند، هربلایی که خواستیم سرشان بیاوردیم؛ بلکه فقط می‌توانیم به میزان رفتاری که داشته‌اند، به همان میزان خود کرامت را از خود سلب کرده‌اند آنها را مجازات کنیم، ولی نمی‌توانیم به آنها هیچ بی‌‌حرمتی دیگری رواداریم.
این معنای از کرامت بسیار مهم است و لوازم مهمی هم دارد. اگر فقه و حقوق را بر پایه کرامت انسان بناکنیم این فقه و یا این حقوق از کارآمدی زیادی برخوردار می‌شود، به این معنا که مثلا حتی اگر یک دزد یا معتاد را دستگیر کنیم، حق نداریم هر بلایی خواستیم سرش بیاوریم، صرفا به دلیل اینکه دزد یا معتاد است؟ خیر، حق نداریم او را کتک زده یا به او فحاشی کنیم، حق شکنجه او را نداریم. مگر اینکه قاضی حکم کند این فرد به دلیل این جرم، این مجازات را باید تحمل کند. معنای کرامت این است که اگر برای این فرد حکم دو سال زندان صادر شد تنها می‌توان آزادی او را به مدت دو سال سلب کرد، اگر حتی یک ساعت به این مدت اضافه شود، به آن شخص ظلم شده و خلاف کرامت انسانی است و اگر به او فحاشی شود، باید او را مجازات کرد، ولو اینکه به قاتل فحش داده باشد. حتی اگر شخصی کافر باشد، نمی‌توانیم هر بلایی خواستیم سرش آورده و او را در گرسنگی و تشنگی قرار دهیم، چون از آن نظر که انسان است و فرزند آدم موجود ارزشمندی است و باید حرمتش حفظ شود، این اساس معنای کرامت است.
سپس به پاسخ این پرسش‌ها پرداختیم که منظور از کرامت در خصوص خود انسان چیست؟ ابتدا موضوع کرامت انسان را نسبت به سایر موجودات مطرح کردیم که انسان ارزشمندتر است یا جبرئیل؟ انسان ارزشمندتر است یا شیطان؟ انسان ارزشمندتر است یا حیوان؟ سپس کرامت انسان را در رابطه با خودش بررسی کردیم که آیا انسان خاص مدنظر قرآن است یا انسان عام؟ و گفتیم که ملاک کرامت فقط فرزند آدم بودن است. از نظر ژنتیکی هر موجودی که «بنی‌آدم» نامیده می‌شود، کرامت دارد، اعم از مرد و زن، پیر و جوان، افغانی و آمریکایی، مسلمان و غیر مسلمان. حتی محدودیت‌هایی که برای یک‌سری از اقلیت‌ها اعمال می‌شود، با کرامت انسان سازگار نیست، مگر اینکه قانون به لحاظ مصالح شهروندی چیزی را وضع کرده باشد. ما در این کتاب ثابت کرده‌ایم که هر کس فرزند آدم بود، باید محترم باشد. زمانی که ابن ملجم به امیرالمؤمنین(ع) ضربه زد، امام(ع) در وصیت‌نامه خود فرمودند: او به من یک ضربه زد، اگر زنده ماندم، ممکن است او را ببخشم، ولی اگر در اثر این ضربه کشته شدم، حق ندارید او را مثله کنید، یک ضربه زد، شما هم فقط باید یک ضربه بزنید، اما اگر دو ضربه بزنید یا به او فحش دهید، خلاف شرع یعنی خلاف کرامت انسان است.
ایکنا: منشأ ارزشمندی و کرامت انسان چیست؟
نصر: این مسئله را هم از لحاظ درون دینی و هم از لحاظ برون دینی می‌توان بررسی کرد. اولا خدا فرموده که به انسان کرامت و ارزش دادم و این‌گونه حکم کرده است، بنابراین باید تابع حکم خدا باشیم. البته این یک حکم تشریعی است که پشتوانه آن حکم تکوینی است به این معنا که خدا بیشترین کرامت را به انسان اعطا کرده است. ثانیا اینکه خدا از روح خود در انسان دمیده و در رابطه با هیچ موجود دیگری این کار را انجام نداده است، بنابراین انسان یک موجود خدایی محسوب می‌شود، البته بالقوه موجودی خدایی است، نه بالفعل. بالقوه می‌تواند خدایی شود. تمام کمالات موجود در عالم هستی در وجود انسان خلاصه شده است، همان تعبیر امیرالمؤمنین(ع) که می‌فرمایند: آیا فکر می‌کنی جرم کوچکی هستی، در حالی که این‌گونه نیست، تو عالم اکبری. تمام ویژگی‌های عالم در وجود انسان هست، اعم از طبیعت، نباتیت، حیوانیت، انسانیت و شیطانیت و مَلَکیت. در واقع انسان عصاره هستی است و هیچ موجود دیگری عصاره جز انسان عصاره هستی نیست، به همین دلیل انسان موجود باکرامت و ارزشمندی است. هیچ موجود دیگری این ویژگی‌ها را ندارد. به همین جهت است که می‌توان به نوعی اومانیسم الهی رسید.
ایکنا: انسان در چه چیز ارزشمند است و دارای کرامت است؟
نصر: در این کتاب ما همه ارزش‌های انسان را در شش مورد ارزشمند خلاصه کرده‌ایم، و گفته‌ایم که در واقع انسان شش حق و امتیاز دارد، یکی حق حیات اوست که باید محترم شمرده شود؛ این حق مادر است چون هیچ چیز ارزشمند‌تر از جان یک انسان نیست. حق سلامت؛ حق آزادی و پیشرفت؛ حق مالکیت؛ حق انتخاب دین و مذهب و حق دفاع از حقوق خودش. تقریباً تمامی احکام شرعی در قرآن با این شش مورد از حق مرتبط است، یعنی قرآن برای انسان از این جهات ارزش قائل شده است؛ لذا بزرگترین گناه، کشتن انسان به شمار می‌رود. اگر انسانی سلامت روحی-روانی و جسمی‌اش را از دست بدهد، باید دیه دریافت کند، یعنی اگر کسی به حق سلامت او تعرض کند، جریمه می‌شود. انسان موجود آزادی است، اگر آزادی‌‌اش محدود شود، به کرامتش ضربه وارد شده، در مورد حق مالکیت انسان نیز همینطور است؛ مثلا اگر کسی کیف ما را دزدید، چون حق مالکیت ما محترم است، می‌توانیم از خود دفاع کرده و مانع شویم یا از او شکایت کنیم. انسان‌ها در انتخاب دین و مذهب خود آزاد هستند و نمی‌توان آنان را مجبور به دین خاصی کرد. حق دفاع از همه این حقوق نیز برای آنها مطرح است، یعنی اگر حق حیات ما مورد تعرض قرار گرفت و کرامت و ارزش آن در نظر گرفته نشد، می‌توانیم از خود دفاع کنیم، در مورد حق سلامت، حق مالکیت، حق آزادی و حق دین نیز همینطور است.
ایکنا: تعریف این حقوق در قرآن آمده است؟
نصر: تعریف اینها در قرآن نیامده، اینها اصطلاحات و حرف‌های نویی است، ولی معنای آنها از قرآن قابل فهم است، مثلا آنجا که قرآن می‌فرماید: «و َلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ...، یکدیگر را نکشید...»، این سؤال پیش می‌آید که پس چرا می‌توان حیوان را سر برید، ولی انسان را نباید به قتل رساند؟ چون انسان ارزشمند و حق حیات او محترم است. اگر می‌گوید: «لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ» یا هر کس مال یتیم را خورد آتش خورده است چون حق مالکیت انسان محترم است.
ایکنا: منظور از قبض و بسط کرامت چیست؟
انسان دو نوع کرامت دارد، کرامت ذاتی و کرامت اکتسابی. علاوه بر اینکه انسان فی نفسه دارای نوعی ارزش و کرامت است، با اعمالی و نیاتی و جرمی از ارزش خود می‌کاهد و با نیات و اعمالی برآن می‌افزاید. او سلسله کرامت‌هایی را می‌تواند کسب کند، مثل علم و عقل، تسلیم و ایمان، عمل صالح و تقوا که بر کرامت ذاتی و طبیعی او افزوده می‌شود. تمامی اینها مبانی ارزش انسان‌ها نسبت به یکدیگر است. اگر همه انسان‌ها ارزشمندند و کرامت دارند، کدام یک از آنها کریم‌ترند؟ «یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر» (سوره حجرات،آیه 13). کریم‌ترین انسان‌ها کسی است که تقوای بیشتری دارد. «انٌ الانسانَ لفی خسر، إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات»، ایمان و عمل صالح مبنای کرامت است.
ایکنا: کسی که کریم‌تر است، امتیازش نسبت به دیگران چیست؟
نصر: کرامت یک امتیاز وجودی است و مستلزم تبعیض نیست. کرامت اجتماعی از نظر اجتماعی هیچ‌گونه حقی نمی‌آورد. کسی که کریم‌تر است، عندالله و در قیامت کریم‌تر است، امیرالمومنین(ع) از بیت‌المال مسلمین بهره بیشتری نمی‎برد، یعنی امیرالمومنین هم از بیت المال همان اندازه حق داشت که یک شهروند عادی داشت. یعنی نمی‌شود اگر شخص دارای اعمال صالحی است و فرضا مال کسی را دزدید، نباید دستش را قطع کرد، ولی دست آن کسی را که علم یا دین ندارد، باید قطع کرد. کرامت اکتسابی امتیاز قانونی نمی‌آورد، امتیاز و کرامت معنوی می‌آورد. امیرالمؤمنین با یک فرد معمولی از نظر حقوق اجتماعی برابر است، چون انسان است و کرامت انسانی دارد. به همین دلیل است که در ماجرای مربوط به شکایت یک یهودی از امیرالمؤمنین بر سر زره‌ای، امام علی(ع) در محکمه قضایی یک طرف نشسته و یهودی در طرف دیگر. حضرت، به قاضی گفتند چرا با من با احترام برخورد کردی و با او نه، بین من و او نباید هیچ تفاوتی قائل شوی؛ در حالی که روشن بود امام علم، تقوا و ایمان بیشتری داشت، ولی اینها امتیازآور نیست.
ایکنا: گفتید راجع به کرامت انسان زیاد صحبت شده، شما امتیاز کتاب خود را نسبت به سایر کتب و مطالب چه می‌دانید؟
نصر: امتیاز این کتاب این است که سعی کرده است ابهامات مربوط به کرامت را برطرف کند و طرحی نو برای فقهی نو بر پایه کرامت انسان ارائه دهد. اکثر چیزهایی که در این زمینه نوشته شده، کلی‌گویی است، یعنی می‌گویند انسان کرامت دارد، ولی اینکه کرامتش به چه کار می‌آید و کجا مورد استفاده قرار می‌گیرد؟ پاسخی داده نشده است. این موضوعات در این کتاب با شرح و تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. طرح خاص این کتاب ارائه نوعی مکتب فقهی و حقوقی بر محور کرامت انسان است. به نظر ما کرامت یک نوع امانیسم الهی است که در آن انسان محور و هدف است نه وسیله، و دغدغه آن بالا کشیدن انسان از خواری و پستی به عزت و کرامت است و پایبند لوازم کرامت است. لازمه کرامت عدالت، احسان، و مصلحت است، با ظلم و بی‌عدالتی به انسان، دشمنی با انسان و ضرر به انسان از آن نظر که انسان است در تعارض است. این طرح پویاست و متناسب با عرف عقلای زمانه عدالت، احسان و مصلحت را معنا می‌کند. چنانکه قرآن کریم به پیامبر خود فرمان می‌دهد که به انسان گذشت پيشه كن و به عرف زمان خود فرمان ده و از عرف جاهلان زمان خود دوری کن: خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ (اعراف،199) در هر صورت فکر نمی‌کنم اختصاصا کتابی در زمینه این نوع از کرامت انسان نوشته شده باشد.
ایکنا: اولین بار است کتابی در این زمینه منتشر می‌شود؟
نصر: تصور می‌کنم همینطور است. من نوشته جامعی در این زمینه پیدا نکردم.
ایکنا: در مورد عنوان کتاب هم توضیح دهید، اینکه واژه قرآنی را به کرامت اضافه کرده‌اید.
نصر: چون بخش اعظم بحث مربوط به قرآن بوده و از قرآن استنباط شده است.

«بنی‌آدم» بودن، ملاک کرامت انسان است/ کرامت اکتسابی امتیاز قانونی نمی‌آورد
ایکنا: نتیجه‌ای که از نگارش این کتاب به دست آوردید و می‌تواند برای جامعه کاربردی باشد، چیست؟ چه ضرورتی برای نگارش کتابی با چنین موضوعی دیدید؟
نصر: در این کتاب سعی کردم عمده مباحث مربوط به معنای کرامت را به صورت کاربردی توضیح دهم، مثلا اینکه در مباحث قضایی مثل قصاص و دیه چه تأثیری می‌تواند داشته باشد. در مورد حقوق زن و برده. با حقوق بشر مقایسه کرده‌ایم. یکی از مباحث مهم دنیای امروز بحث حقوق بشر است که ما می‌توانیم با استفاده از قرآن، در این زمینه حرف برای گفتن داشته باشیم. اگر این حقوق در عرصه دانش و نظام فقهی و حقوقی مطرح شود، بسیاری از مشکلات را حل می‌کند.
ایکنا: به حقوق بشر اشاره کردید. از آنجا که در اسناد حقوق بشر نیز راجع به کرامت انسان صحبت شده است، چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در دیدگاه اسلام و اسناد حقوق بشر راجع به کرامت انسان وجود دارد؟
نصر: بحث مفصلی وجود دارد مبنی بر اینکه آیا حقوق بشر یک امر تکوینی و طبیعی است یا امور قراردادی و یا ناشی از عقل جمعی است؟ اگر بگوییم امر طبیعی است، بحث اسلام و غیر آن وجود ندارد و یک واقعیت بیرونی و حقیقی است؛ بنابراین می‌توان گفت از جهاتی، اصول کلی بشر با حقوقی که از قرآن به دست می‌آید، یکسان است. بخشی از حقوق، طبیعی نیست، بلکه ناشی از قرارداد است. اگر ناشی از قرارداد باشد، ممکن است عادلانه یا غیر عادلانه باشد. زمانی عادلانه است که منطبق با حقوق طبیعی باشد، یعنی منطبق با آن چیزی باشد که همه عقلای عالم یا عقل جمعی برآن توافق دارد. هیچ کس در این عالم نیست که بگوید من برای خودم حق حیات، حق سلامت، حق آزادی، حق مالکیت، حق انتخاب دین و حق دفاع از حقوق خویش قائل نیستم اگر او انسان است و این حقوق را برای خود قائل است برای دیگر انسانها نیز باید منطقاً قبول داشته باشد در غیر این صورت دچار تناقض درونی است. بنابراین باید همانطور که این حق را برای خود قائل است، برای دیگران نیز قائل باشد. مثلا یک بچه را در نظر بگیرید، او از بچگی برای خودش حق مالکیت قائل است، اگر ماشین یا عروسکش را از او بگیرید، گریه می‌کند. بنابراین گویی یک سری از حقوق ناشی از طبیعت و فطرت آدمی است و اسلامی و غیر اسلامی ندارد و بین ما و دیگران فرق نمی‌کند. یک سلسله از حقوق مبتنی بر قرارداد است، اگر این قراردادها مبتنی بر همین حقوق عقلایی مشترک تنظیم شده باشد، درست و در غیر این صورت، نادرست و غیر اخلاقی است.
اگر حقوق و کرامت انسان را پذیرفتیم، در واقع مبنایی برای اخلاق اجتماعی نیز قائل شده‌ایم. اگر برای یک انسان حق سلامت و مالکیت قائل باشید، حق ندارید در مورد او تجسس کنید. به او دروغ بگویید، غیبت او را بکنید یا به او تهمت بزنید، چون سلامت روانی‌ش را از مورد تعرض قرار داده‌اید؛ بنابراین بحث کرامت کاربردهای عمیق اخلاقی دارد. اگر قرآن می‌گوید لا تجسسوا یا لا تغتب، بر مبنای کرامت است، یعنی تمام اخلاق اسلامی و احکام شرعی مبتنی بر کرامت انسان است؛ بنابراین در کتاب توصیه شده که یکی از راهکارهای رسیدن به فقه نو و بدون نقد، تنظیم آن بر اساس کرامت انسانی است.
ایکنا: در مورد قصاص و اعدام که محل چالش بین ما و غرب بر مبنای کرامت چه می‌گویید؟
نصر: اتفاقا در کتاب به صورت مفصل در مورد قصاص صحبت شده و این نکته را گوشزد کرده‌ایم که فقط در صورتی حق سلب حیات را از کسی داریم که قتل عمد مرتکب شده باشد، با اینکه توصیه قرآن گذر از عدالت به احسان و مصلحت است یعنی نکشتن و بخشش یا حداقل گرفتن دیه. قتل غیر عمد که به لحاظ حقوقی، شخص را اعدام می‌کنند یا دیه از او می‌گیرند، مخل کرامت انسان است. ما حق نداریم جان انسان را بگیریم، مثلا فردی هنگام دعوا بدون قصد، دیگری را کشته است، ما حق نداریم او رابکشیم، در اینجا مجازات مطابق با فعل او نیست، یعنی شما عمدا قصد کشتن او را می‌کنید، ولی او عمدا قصد کشتن نکرده است. یک وقت است که شخص تفنگ را بر‌می‌دارد و روی شقیقه شما می‌گذارد و شلیک می‌کند، ولی یک موقع با همدیگر دعوا می‌کنید و یکی سرش با سنگ برخورد می‌کند، شما نمی‌توانید بگویید طرف مقابل قصد کشتن داشته، مسلما قصد کشتن نداشته است؛ بنابراین چنین کسی را نمی‌توان کشت، این موضوع را به صورت مفصل در کتاب توضیح داده‌ام. درست است که کتاب حجم کمی دارد، ولی سعی کرده‌ایم بسیاری از مسائل را در آن حل و فصل کنیم. بر اساس این مبانی می‌توانیم در مورد دیگران داوری کنیم و دیگران را نیز داور رفتار خود قرار دهیم.
انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: