کد خبر: 3722868
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۰
گروه معارف- ای ماه پر برکت ای ماه غریب در تمام ماه‌های سال در این لحظه جدایی در دریای بی کران هستی وجودمان را به کرانه ساحل مغفرتت بکشان و...

روزی نوشتم تو آمدی ای ماه پر برکت و حالا می نویسم تو می روی ای ماه پر مغفرت...
چقدر کوتاه است فاصله ی بین آمدن و رفتن،غروب پایانی ماه در نزدیکی آسمان در راه است عکس مهتاب در دریای شب دوباره از پایان حرف می زند.
تو میروی و من می مانم ، تو پای من انسان را به سفرمحبتت باز کردی و حالا صدای بانگ ربنای آخرین افطار در گوش زمان می کوبد که وقت خداحافظی فرا رسیده و در نهایت  دوباره صدای دل بندگانت شنیده می شود که می گوید: تو میروی و من می مانم. 
بادی سرد از عطر رفتن تو در میان حال و هوای شهر پییچید و سفره های افطاری و نذر بندگان نمی از پایان برداشت اما فکر نمی کنم  این سرمای نبودنت از سفره محبت الله بی شریک چیزی کم کرده باشد دلم می گوید از خدای لا یزال بخواهیم اگر در این روزهای پشت سر، بخشیده نشده‌ایم در این لحظه آخر نگاه من انسان را ببیند که کودکانه به نگاه اش خیره مانده.
ای صاحب این ماه راز آلود،  می دانم رازی در پشت این صحنه بندگی نهفته است که نامش برائت از آتش جهنم است 
دلم می گوید که آوای شکرگزار  معرفت تو بودن را به عرش نوید دهم اما از دلم مطمئن نیستم  از دلم که پای معرفت تو بماند هیچ نمی دانم  یک ماه رازی در پشت پرده خود داشت، مولود قرآن در این ماه رقم خورد و سرنوشت یک ساله ما بودن یا نبودن ما در شب قدر نوشته شد و حالا بهار قرآن ماه رمضان رو به رسیدن خزان فطر کرده است. 

افطار اخرین روزه با خرمای سر سجاده نماز عید فطر می گوید رمضان می رود و پشت این رفتن از فضل خداوند باری دیگر آمدنی پیدا است امیدمان را به صاحب امید می بخشیم تا انگیزه‌ای از بهره بردن رمضان دیگری را به دلمان نوید دهیم.

فقط ای ماه پر برکت ای ماه غریب در تمام ماه‌های سال در این لحظه جدایی در دریای بی کران هستی وجودمان را به کرانه ی  ساحل مغفرتت بکشان و نوید گذشتن از گناه و حرام شدن شعله آتش برخاسته از گناهانمان را در قنوت نماز فطر بر ما ببخش و در دلمان قرصی از اطمینان را قرار ده.

بار الهی می دانیم فطر پایان مهر تو نیست فقط بهانه ای است برای سپاس تو معبودم که فرصتی را به من بنده گناهکارت بخشیدی،  ببخشم تا بخشوده شوم.آرزوی دیرینه‌ام این است تو عزیز رفته از زمان باشد که نشوی رفته از یاد.

انتهای پیام

یادداشت از المیرا عنایتی

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: