کد خبر: 3722931
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۲:۴۹
سروده سید عبدالله حسینی در فراق ماه رمضان؛
گروه ادب ــ یک شاعر آیینی در فراق ماه رمضان و پایان ماه میهمانی خداوند شعری با عنوان «فرصت مستی» سرود.

افسوس بي‌حساب كه فصل طرب گذشت

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ سید عبدالله حسینی یکی از سروده‌های خود را به عنوان فرصت مستی در اختیار ایکنا قرار داده است که ابیات این شعر در زیر آمده است.

عيد صيام آمد و ماه صيام شد
روز طرب که روزه واجب حرام شد

خورشيد مي از آينه دل طلوع كرد
مثل شراب رنگ افق سرخفام شد

يكماه ميگساري و يكماه سرخوشي
من چشم باز كردم و ديدم تمام شد

بازار زهد و سبحه و سالوس گرم گشت
ارشاد گرمِ گشت و موذن ببام شد

ايكاش بود يكسره در عين و شين وقاف
عمري كه صرف در الف وميم و لام شد

شادي كنيد، مستي مستان زحد گذشت
از دل كشيد عربده چون عقل خام شد

بنشين كنار ساغر و از جام كام گير
روز قعود آمد و ماه قيام شد

ماهي كه شرب ، منزلت و قرب داشت رفت
وآن كس نگشت مست الد الخصام شد

هركس نخورد مي زجهان ماند بي خبر
هر كس كه فيض برد جهانش بكام شد

مستي عيار روشن تقواست پيش ما
هركس كه مست تر زهمه بود امام شد

من اقتدا به ساقي ميخانه كرده ام
كو را كنار ميكده جاي و مقام شد

ماهي كه روح تشنه عشاق صبح وشام
مست از شراب عشق عليه السلام شد

تا رايت رهايي و رحمت بلند گشت
شمشير خشم حضرت حق در نيام شد

ابروي تو هلال فرحبخش زندگيست
هرماه حسن مطلع و حسن ختام شد

من بعد ازين مجاور ميخانه ميشوم
كارم بدون واهمه شرب مدام شد

با جام مي عبا و قبا را فروختم
زنار و دلق و سبحه و سجاده وام شد

فرمود پير ميكده شهر دل، شقي است
محروم هر كسي كه ازين بار عام شد

هر تار موي زلف سياه تو اي حبييب
در راه عاشقان نگون بخت دام شد

شبهاي قدر و هرچه قيام وقعود بود
قرباني قساوت چشم قطام شد

افسوس بي حساب كه فصل طرب گذشت
اندوه بي شمار كه سنگم بجام شد

تنها نه من اسير نگاه تو گشته ام
هر كس كه چشم هاي تو را ديد خام شد

دل در نگاه او به طمئنينه دست يافت
مست و خراب دلبرك خوشخرام شد

تا كوي دوست فاصله دل زياد بود
جامي رسيد و فاصله ام نيم گام شد

ماندم خمار تا در ميخانه بسته شد
ماندم خمار و فرصت مستي تمام شد

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: