کد خبر: 3732691
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۳
گروه اجتماعی ـ در گلچینی از وصیت‌نامه شهید مجید آمده است: «مرگ عبرتی است برای زندگان؛ پس تفکر کنید آیا شما هم می‌میرید یا نه. پس مطمئن باشید مرگ شما را نیز درخواهد یافت لذا اگر بر این امر واقفید بدانید مرگ نیستی نیست بلکه رفتن از یک دنیای عمل است به دنیای حساب.پس امروز عمل صالح کنید تا فردا از عملتان بهره‌مند شوید».

 مرگ؛ عبرتی برای زندگان

به گزارش ایکنا از لرستان، شهید مجید بهاروند در یکم مهرماه سال ۳۹ در شهرستان خرم‌آباد به دنیا آمد. پدر او اسد و مادر او آغازاده نام داشت.
شهید مجید بهاروند علم و سواد خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد و با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه‌های جنگ گردید و نهایت امر به تاریخ ۶ اسفند سال ۶۲ بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر به فیض شهادت نائل آمد و در بهشت رضای شهرستان خرم‌آباد آرام گرفت.
در گلچینی از وصیت‌نامه این شهید چنین آمده است: «بدانید که مرگ نیستی نیست بلکه رفتن از یک دنیای عمل است به دنیای حساب.پس امروز عمل صالح کنید تا فردا از عملتان بهره‌مند شوید. دل‌هایتان را با یاد خداوند سبحان و روز قیامت عطرآگین نمایید. از خدای رب‌العالمین بخواهید تا یک لحظه شما را به خودتان وا نگذارد. در مورد دشمنان خود مخصوصا دشمنانی که از رسیدن شما به کمال جلوگیری می‌کنند مطالعه کنید‌. به نماز و مخصوصا نماز اول وقت اهمیت بدهید و همواره نماز را در مسجد و به جماعت بجا آورید».

متن کامل وصیت‌نامه شهید مجید بهاروند

متن کامل وصیت‌نامه شهید مجید بهاروند در ذیل از خاطرتان می‌گذرد: در فرازی از زیارت عاشورا چنین آمده است: «خدایا! به زندگی محمد(ص) و آل‌محمد(ص) زنده‌ام دار و به مرگ آنان بمیرانم.
عزیزان! مرگ عبرتی است برای زندگان؛ پس تفکر کنید آیا شما هم می‌میرید یا نه. پس مطمئن باشید مرگ شما را نیز درخواهد یافت لذا اگر بر این امر واقفید بدانید مرگ نیستی نیست بلکه رفتن از یک دنیای عمل است به دنیای حساب.پس امروز عمل صالح کنید تا فردا از عملتان بهره‌مند شوید.
برادران و خواهران! دل‌هایتان را با یاد خداوند سبحان و روز قیامت عطرآگین نمایید. از خدای رب‌العالمین بخواهید تا یک لحظه شما را به خودتان وا نگذارد پس کوشش کنید در جهاد چه با دشمنان دین و چه با صفات ناپسندی مانند تعصب، تکبر، کینه، ریا، بخل، حسد و خودبزرگ بینی که در ما وجود دارد. همه این‌ها را شناسایی کنید و ببینید اگر در شما وجود دارند فوری با توکل به خداوند علاجش نمایید و آن صفت را از خود دور کنید.
و به شما وصیت می‌کنم که مطالعه کنید در مورد دشمنان خود مخصوصا دشمنانی از جمله غیبت، دروغ، افترا و تهمت که از رسیدن شما به کمال جلوگیری می‌کنند و خلاصه سعی کنید در این سه زمینه اعتقادات، اخلاقیات و احکام مطالعه داشته باشید و ذکر برای خدا، عمل برای خدا، دوست داشتن برای خدا، امید به خدا و دشمن داشتن برای خدا باشد.
خلاصه تمام فعل و انفعالات خود را برای رضایت رب‌العالمین انجام دهید که به‌حق رستگاران آنانی هستند که با خدای خود پیمان بستند تا فقط بنده رب خود باشند پس شما هم چنین باشی؛ ان‌شالله.
عزیزان به نماز اهمیت بدهید؛ مخصوصا در اول وقت و به جماعت خواندن و در مسجد به جا آوردن، قرآن را حتما بیاموزید و دعا را، دعا را، دعا را که سلاح ما مسلمانان است فراموش نکنید.
ای عزیزان! اهمیت بدهید به واجبات و اجتناب کنید از محرمات و گریه بر حسین بن علی(ع) را فراموش نکنید. البته خیلی دوست داشتم که اگر امکان داشته بود حداقل یک ماه یک بار جلسه عزاداری و روضه برای امام حسین(ع) در خانه داشته باشیم ولی توفیق حاصل نشد که امیدوارم زنده نگهدارید عزاداری برای امام حسین(ع) را که اسلام زنده به خون شهدای کربلا است.
درخواستم از ملت شهیدپرور این است که روحانیت را به‌عنوان خط دهنده خود قرار دهد و فرامین امام امت، خمینی عزیز را بدون چون و چرا انجام دهند و منتظر ظهور ذریه رسول خدا(ص) امام زمان(عج) باشید که ان‌شاء‌الله خداوند فرجش را در این زودی زود قرار دهد.
در آخر از تمام مردم شهیدپرور می‌خواهم اگر حقی بر بنده دارند بر ما ببخشند شاید خداوند ما را بیامرزد. مخصوصا از پدر و مادرم در خواست بخشش می‌کنم که نتوانستم رضایت وجود مبارکشان را فراهم سازم و از خداوند طلب آمرزش می‌نمایم و امیدوارم در تمام حالات صبر داشته باشید.مخصوصاً صبر بر مصیبت و از خانواده خود می‌خواهم در صورت امکان حداقل یک نفر از برادران یا عموزاده‌هایم جهت فرا گرفتن دروس به حوزه علمیه برود.
در صورت امکان اگر کسی بر بنده یا بر کلیه اعضای خانواده حقی دارد ان‌شاء‌الله به او بازگردانیدن.
به هیچ عنوان عکسم را بزرگ نکنید و لباس سیاه نپوشید و گریه و زاری زیاد نکنید و وقتی خواستید به رنج‌هایی که بر محمد(ص) و آل‌محمد(ص) وارد شد گریه کنید.
مجلسی را که در مسجد می‌گیرید نزدیک به نماز باشد که نماز را نیز به جماعت بخوانید.
در این مدت زندگی احتمال می‌دهم مدتی را روزه نگرفته باشم و نماز نخوانده باشم. در وهله اول خداوند مرا ببخشید و دوما لز لحاظ شرعی این مسئله را حل کنید.
دو هزار تومان به حساب سپاه و ۸۰۰ تومان به حساب بیمه بریزید. هزار و ۵۰۰ تومان هم از تیپ امام حشین(ع) مساعده گرفتم که ضمن کسر کردن هزار و ۵۰۰ تومان بقیه پول را به حساب ۱۰۰ امام بریزید.
ضمنا از برادرم محمد بهاروند و دیگر دوستان می‌خواهم شب چهلمم که گذشت حتما عروسی کنند. ساعات آخر است و وقت زیاد لکن باید بگویم خداحافظ شما باد. آن‌چه در این کاغذ نوشته شده وصیت‌نامه اینجانب مجید بهاروند است».

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: