کد خبر: 3737279
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۶
با حجاج؛ از فرش تا عرش
گروه جامعه ــ حج عارفان در ميقات عشق‏ با احرام و ندای لبیک گرده خورده است و شرایطی دارد که اگر استجابت شود از انسان حاجی می سازد.

به گزارش ایکنا؛ حج نمايشى پرشكوه، از اوج رهايى انسان موحد از همه چيز جز او و عرصه پيكارى فرا راه توسن نفس و جلوه بى‏ مانندى از عشق، ايثار، آگاهى و مسئوليت، در گستره حيات فردى و اجتماعى است. پس حج تبلور تمام عيار حقايق و ارزش هاى مكتب اسلام است. اما حج عارفان در ميقات عشق‏ با احرام و ندای لبیک گرده خورده است.

احرام

احرام، نشانه تسليم و صلح است. لباس تقوا و خاكسارى است. بيانگر راه درست و مستقيم است. شكوه بندگى و رقيت است. جامه تواضع و فروتنى است و ... حال كه مى‏ خواهى اين لباس را بخرى چه بايد بكنى؟

حال كه به ميقات عاشقان رسيده‏ اى، با نهايت توجه و دلدادگى، لباس‏ هاى دنيوى را از تن درمى‏ آورى و لباس عشق و صفا را مى‏ پوشى.

متوجه شو كه ديگر «من گذشته» نيستى؛ بلكه تو ميهمان مخصوص حضرت رب الارباب هستى. بنگر كه چه خواهى كرد و چگونه خواهى بود. خودت را درياب و به ارزش خود پى ببر. اينكه لباس دوخته را از تن بيرون مى‏ آورى؛ يعنى آن لباس گناه و عصيان را كه تاكنون، تار و پود آن را بافتيد و دوختيد و در بر كرديد، بيرون آوريد و گرنه چه فرقى است بين لباس دوخته و نادوخته.

عارف نامدار ملكى تبريزى نيز لباس احرام را به لباس تقوا، تشبيه كرده و فرموده است: «در بيرون كردن لباس خويش، بيرون شدن از آنچه مخالف اراده خداست، قصد كند و پوشيدن لباس احرام، پوشيدن لباس تقواست و لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ و كفن خود را كه شبيه آن است، به ياد آورد و بداند كه به آن پيچيده خواهد شد».

نداى لبيک

حضرت امام صادق(ع) فرموده‏ اند: «آن گاه به عنوان يك اجابت‏ صادقانه، خالص، بى‏ پيرايه و صاف از دعوت خدا، لبيك‏ گويان به دستگيره محكم الهى چنگ بزن».

امام سجاد(ع) نيز فرموده‏ اند: «هنگامى كه لبيك [مى‏ گويى‏]، نيت و انديشه‏ ات اين [باشد] كه زبانت را تنها به طاعات خداوند بگشايى و از همه گناهان فرو بندى».

بايد توجه كرد كه در حال احرام كه لبيك گفته مى‏ شود، بزرگ‏ترين نعمت و مهم‏ترين حالت روحانى براى انسان رو آورده است؛ زيرا اين موقعيتى است كه انسان به ميهمانى پروردگار متعال دعوت شده و مطالبق دستور و شرايط و مقدمات براى اين دعوت پذيرفته شده و قدم به اولين‏ مرحله برنامه ميهمانى گذاشته است و در مقابل توجه ميزبانى كه آفريننده و مالك و سلطان جهان است لبيك مى‏ گويد. در طول مدت زندگى كمتر، نظير آن حالت را مى‏ شود به دست آورد و چون اين توفيق و سعادت براى يك فرد پيدا شده است، مى‏ بايد از اين توفيق قدردانى و تجليل كند و با تمام توجه و احترام، اين برنامه را به بهترين نحوى انجام دهد.

هر كس به راز و رمز و معناى‏ «لبّيك اللهُمَّ لبّيك» پى ببرد، حلاوتى مى‏ يابد كه بيش از تصور و انديشه است. مولانا جلال‏ الدين بلخى در اين زمينه مى‏ گويد:

حج‏ گزار، نبايد به گفتن چند ذكر خشك و خالى اكتفا كرده و به معنا و باطن آنها توجه نداشته باشد. هم‏چنين حال او نبايد در اين زمان، با اوقات ديگر يكسان باشد. بلكه او همواره بايد متوجه آفريدگار خود باشد و خود را در محضر او مشاهده كند و هنگامى كه تلبيه مى‏ گويد، به خود بباوراند كه در حال گفت و گو و مناجات با خداست و دارد به دعوت ميهمانى او پاسخ مى‏ دهد. بنابراين اگر خشوع و خضوع و حضور قلب را رعايت نكند و از موقعيت خود، غافل بماند، ممكن است حضرت سبحان، از او روى برگردانده و به نداى او، جواب ندهد و يا پاسخ رد بدهد.

روايت است كه: «حضرت على بن الحسين(ع) چون احرام بست و بر مركب سوار شد، رخسارش زرد گشت و لرزه بر وى افتاد و نتوانست، تلبيه گويد. پرسيدند: چرا لبيك نمى‏ گويى؟ فرمود: مى‏ ترسم كه پروردگارم گويد: «لالبيك ولاسعديک»! پس چون تلبيه گفت، بيهوش شد و از مركب درافتاد و پيوسته اين حال وى را فرا مى‏ گرفت تا از حج فارغ شد».

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: