کد خبر: 3797798
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۷:۵۸
فرزند شهید لبنانی:
گروه جهاد و حماسه ــ سارا وهب، فرزند شهید محمدعلی وهب در دیدار با جامعه قرآنی گفت: پدرم بیشتر وقت خود را صرف مسجد و فریضه جهاد می‌کرد، اما هیچ‌گاه از خانواده‌‌اش غافل نبود، چون معتقد بود نیمی از جهاد توجه به خانواده است.

فریضه جهاد مانع توجه پدرم به خانواده نبود

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ سی و پنجمین جلسه دیدار جامعه قرآنی در سال جاری، امروز، 22 اسفندماه در دیدار با خانواده شهید محمدعلی وهب، صورت گرفت. در ابتدای این دیدار که به همت سازمان قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ برگزار می‌شود، رحیم قربانی، مسئول این سازمان در سخنانی اظهار کرد: آخرین دیدار جامعه قرآنی به خانواده یکی از شهدای مقاومت اختصاص پیدا کرده است. ما در این هفته میهمان خانه دختر شهید محمدعلی وهب هستیم. این شهید زاده لبنان است و به دست دژخیمان صهیونیستی به شهادت رسیده است.

وی افزود: سال‌ها پیش امام راحل با درایت خاص خودشان هسته‌های مقاومت را در همه جای دنیا کاشتند و امروز شاهد برداشت آن هستیم. لبنان، فلسطین و ... نقاطی هستند که از محور مقاومت برپا خواسته‌اند و بر علیه ظلم و ستم می‌ستیزند. نمود روشن این اتفاق را این سال‌ها در قالب شهدای مدافع حرم به وضوح شاهدیم.

وی تأکید کرد: چند سالی است که ستاد شهدای قرآنی شکل گرفته و به واسطه آن شهیدانی که در امور قرآنی فعال بوده‌اند، شناسایی و معرفی می‌شوند. هدف این است که در کنار اشاعه فرهنگ قرآنی به جوانان بیاموزیم عمل به قرآن نیز یکی از واجباتی است که نباید از آن غفلت کرد در این زمینه، می‌توانیم از رفتار شهدا الگوبرداری کنیم. بزرگانی که با انتخاب شهادت بهترین مسیر را برای سعادت دنیوی و اخروی انتخاب کردند.

در این جلسه، تقوی، داماد شهید محمدعلی وهب اظهار کرد: برای من سعادت است که جامعه قرآنی امروز مهمان ما هستند. البته می‌دانید که شهید وهب یکی از فعالان امور قرآنی بود و مطمئناً امروز از حضور شما خرسند است. نکته دیگر اینکه خوشحالم که سعادت این را داشتم که داماد خانواده این شهید شوم. البته من شهید را ندیدم، اما همیشه یاد و خاطره ایشان نزد همگان به خیر و نیکی است.

وی افزود: شهید وهب در محل زندگی‌اش به نام وزیر مستحبات شناخته می‌شد، چون به شدت بر امور خیر تأکید داشت. وی همچنین تأکید ویژه‌ای بر مبارزه با صهیونیست‌ها داشت و می‌گفت تا زمانی که جان در بدن داریم، باید سرزمینمان را از دست‌اندازی صهیونیست‌ها مصون بداریم.

وی ادامه داد: نکته جالب‌تر به حوزه دانش شهید وهب در موضوعات فقهی برمی‌گردد. او مرجعی برای اطرافیانش به شمار می‌رفت و اطرافیان سؤالات شرعی خود را از او می‌پرسیدند. همچنین جدا از تلاوت قرآن که با صدای خوش انجام می‌داد، در بحث تفسیر نیز تا حدودی آگاه و مطلع بود. در ضمن این شهید جزء اولین کسانی بود که در جنوب لبنان، کلاس‌های قرائت و تلاوت تشکیل داد.

در ادامه این دیدار، سارا وهب، دختر شهید اظهار کرد: 5 سال بیشتر نداشتم که پدرم به شهادت رسید. ما 6 فرزند هستیم. برادر کوچکتر من زمانی به دنیا آمد که پدرم شهید شد. این اتفاق برای ما گران بود، چون خود را از وجود پدری با ایمان محروم می‌دیدیم، اما مادر هیچ‌گاه نگذاشت ما پدرمان را فراموش کنیم و هر روز از سجایای پدرمان برایمان سخن می‌گفت.

وی با بیان اینکه اخلاق نیکوی او تنها به خانواده خلاصه نمی‌شد، گفت: همان‌گونه که همسرم بیان کردند، پدرم در شهرمان معروف به خوی نیکو بود. او همیشه دوست داشت به دیگران کمک کند و به هیچ وجه طاقت رنج و گرسنگی دیگران را نداشت. جالب اینکه حتی نسبت به هموطنان مسیحی هم وی همین برخورد خوب را داشت و به همین دلیل در تشییع پیکر وی، مسیحیان بسیاری حضور داشتند.

دختر شهید وهب تأکید کرد: بیشتر اوقات پدرم مشغول فعالیت‌های مختلف بود، اما این موضوع به هیچ وجه باعث این نبود که وی از خانواده چشم‌پوشی کند. او به شدت به رفتار فرزندانش توجه داشت و پیگیر جزئی‌ترین مسائل درسی برادر و خواهران بزرگ‌تر بود. یکی دیگر از سجایای اخلاقی پدرم برگزاری دعای توسل و کمیل بود. او هرگاه فرصتی پیش می‌آمد، مراسم دعا در مسجد برگزار می‌کرد، چون باور داشت با ایمان می‌توان صهیونیست‌ها را از بین برد.

وی درباره احساس شاعرانه پدرش هم گفت: بهتر است بدانید فردی که عمر خود را صرف جهاد و مبارزه کرده، اهل شعر نیز بوده است. از او دست‌نوشته‌ها و اشعاری به جا مانده که بسیار از آن‌ها لذت می‌برم و عموماً آن‌ها را زیر لب زمزمه می‌کنم.

این فرزند شهید با بیان اینکه پدرش طعم اسارت را هم چشیده است، بیان کرد: قبل از اینکه پدرم شهید شود، یک سال در زندان صهیونیست‌ها اسیر بود. او از دوران اسارتش خاطرات زیادی برای مادرم تعریف کرده که او نیز برایمان بسیاری از آن‌ها را بازگو کرده است تا بدانیم و بیاموزیم در سخت‌ترین لحظات می‌توان پیرو راه و رسم قرآن بود.

وی اضافه کرد: زمانی که می‌خواستم با یک ایرانی ازدواج کنم، سر مزار پدر شهیدم رفتم و از او خواستم من را راهنمایی کند، چون بدون اجازه او عروس یک خانواده ایرانی نخواهم شد. جالب است که بدانید چند روز بعد پدرم به خواب خواهرش آمده بود و از این ازدواج اظهار رضایت کرده بود.

وی در انتهای سخنانش گفت: این را شاید از زبان بسیاری از مادران، همسران و دختران و فرزندان شهیدان شنیده باشید که شهدا قبل از شهادت از اتفاقی که برایشان می‌افتد، مطلع هستند. پدرم نیز به گواه مادرم از یک هفته پیش از شهادتش بشارت این اتفاق را داده بود.

در انتهای این مراسم، احمد لیایی، مدیر گروه تلاوت شبکه قرآن نیز با ابراز خرسندی از این دیدار اظهار امیدواری کرد که یاد و خاطره شهدا همیشه بر این سرزمین حکم‌فرما باشد، چون مسیری که آنها پیش گرفتند، الهی و آسمانی بوده است.

  انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: