کد خبر: 3805499
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۸
گروه اندیشه ــ هجدهمین شماره از فصلنامه علمی ـ پژوهشی «حکمت اسلامی» به صاحب امتیازی مجمع عالی حکمت اسلامی، مدیر مسئولی آیت‌الله غلامرضا فیاضی و سردبیری علی عباسی به زیور طبع آراسته شد.

به گزارش ایکنا؛ در این شماره از فصلنامه علمی ـ پژووهشی «حکمت اسلامی» مقالاتی با عناوین «تبیین فلسفی تبدل ارض در حکمت اسلامی و تعامل با متون دینی» نوشته غلامعلی مقدم؛ «بازنمایی رویکرد‌های جریان‌های انحرافی به مفاهیم و آموزه‌های مهدوی با تأکید بر «تأویل و تطبیق»» تالیف محمدعلی فلاح علی‌آباد و عزالدین رضانژاد؛ «تصادف داروینی و جهش ژنتیکی از نگاه فلسفه اسلامی» به قلم سیدفخرالدین طباطبایی؛ «بررسی پیوند معرفت تصوری و تصدیقی با تأملی معناشناسانه در قاعده ما لا حد له لا برهان علیه» تالیف سیدمحمد انتظام؛ «نقش برهان (علت تامه بالفعل) در ضرورت عِلّی» نوشته مصطفی میرزایی و داود حیدری؛ «بررسی ادله و اشکالات ترکیب اتحادی ماده و صورت (با تاکید بر حکمت صدرایی)» نوشته جواد پارسایی و سیدمحمد موسوی؛ «اولی وشایع قید محمول وحل شبهه وجود ذهنی» به قلم محمدهادی رحمانی؛ «علیت، معنا، ملاک و اقوال» تالیف محمد سربخشی و «ارادۀ آزاد؛ تقریر امروزین نظریۀ اختیار» نوشته محمد حسین‌زاده منتشر شده است.

تبدل ارض در حکمت اسلامی

در چکیده مقاله «تبیین فلسفی تبدل ارض در حکمت اسلامی و تعامل با متون دینی» می‌خوانیم «تفسیر آیات مربوط به مبدأ و معاد در قرآن کریم از ابعاد دشوار این منظومه معرفتی است. عده‌ای این آیات را ملحق به مشتبهات و متشابهات نموده و از سخن گفتن در این باره دوری جسته‌اند. اما از آن‌جا که قرآن کریم این آیات را با هدف تفاهم بیان کرده و روایات نیز در تبیین و توضیح آنها سخن گفته‌اند، بسیاری از دانشمندان اسلامی به قدر وسع خویش در توضیح و تبیین مقصود این آیات کوشیده‌اند. یکی از این آیات، آیه شریفه تبدیل زمین به غیر زمین است که ناظر به فضای قیامت و تحولات پس از دنیا می‌باشد. عده‌ای از مفسران، آیه را ناظر به تحولات مادی و طبیعی دانسته و گروهی به تبیین وجودی و فلسفی آن اقدام کرده‌اند. در این مقاله با روشی تطبیقی ـ تحلیلی به مقایسه تفسیر طبیعی برخی مفسران و تبیین فلسفی حکمت متعالیه در این باره پرداخته و ضمن تجمیع مواضع آن‌دو، بیان شده که علی‌رغم استغراب و استبعاد رایج، تبیین حکمی مبتنی بر قواعد فهم متعارف قابل توجیه می‌باشد. به‌علاوه، این تفسیر و تبیین مانع عقلی و عرفی نداشته و با ظاهر آیات و روایات نیز هماهنگ است. همچنین تفسیر ظاهری را در خاستگاه خود پذیرفته و توفیق بیشتری در رفع اشکالات دارد».

رویکردهای جریان‌های انحرافی به آموزه‌های مهدوی

نویسنده مقاله «بازنمایی رویکردهای جریان‌های انحرافی به مفاهیم و آموزه‌های مهدوی با تأکید بر «تأویل و تطبیق»» در طلیعه نوشتار خود آورده است «آموزه موعود نجات‌بخش و جایگاه رفیع آن، باعث هرچه بیشتر شدن انگیزه فرقه‌ها در تأویل معارف مهدوی و ارائه برداشت‌‌های متناسب با محتوای جریان­های انحرافی بوده است. فرقه­ها با تأویل و تطبیق گزاره‌های مهدوی، در پی زمینه‌سازی اقناع اندیشه موعودباوران و بهره‌مندی از حمایت ایشان در بقای جریان فرقه بوده‌اند. این جستار با روش توصیفی- تحلیلی به بازشناسی رویکرد فرقه‌های انحرافی به آموزه مهدویت می‌پردازد. نتایج تحقیق گویای این مطلب است که این دست‌برد نه‌تنها در اصل آموزه مهدویت، بلکه در ویژگی‌ها و خصوصیات موعود نیز رخ داده است. تأویل در اصل مهدویت، در مواردی منجر به بروز مهدویت نوعی شده و در موارد دیگر، به نحوه تعدد مهدیان و یا حتی نفی امام مهدی با ظهور نایب ایشان نظر داشته است. ویژگی‌های قائم نیز در حیطه‌های مختلفی نظیر خصوصیات ظاهری، مکان‌های ظهور، مفهوم عدالت و غلبه قائم و حتی افراد و اشیاء همراه ایشان، در راستای ادعای مدعیان دروغین تأویل و تطبیق پذیرفته است».

تصادف داروینی و جهش ژنتیکی

در چکیده مقاله «تصادف داروینی و جهش ژنتیکی از نگاه فلسفه اسلامی» می‌خوانیم «بی‌گمان، نظریه تکامل داروین از نظریه‌های علمی‌ای است که توانسته تأثیر شگرفی در حوزه‌های گوناگون دانش بشری بگذارد و در رشته‌های مختلفی از قبیل فلسفه دین و الهیات به بحث پردامنه‎ای تبدیل شود. این نظریه از مؤلفه‌های گوناگونی شکل یافته که فهم نادرست آن، در بسیاری از موارد به جدال‌های بیهوده منتهی شده ‌است؛ از جمله این مؤلفه‌ها می‌توان به «تصادف و شانس» اشاره کرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که برای این واژه‎ها (تصادف و شانس) معانی گوناگونی همچون «پدیده بی‌علت، پدیده مجهول‌العله و پدیده‌ برآمده از فاعل بی‌هدف» ارائه شده است و هر کس بر اساس یکی از این معانی به اظهار نظر پرداخته ‌است. به‎علاوه اینکه مؤلفه تصادف از سوی زیست‌شناسانی چون «داوکینز» بهانه‌ای برای انکار خداوند نیز قرار گرفته است. در مقابل، فیلسوفان اسلامی بر اساس ارزیابی این سه معنا، تصادف زیستی به معنای دوم و سوم را ممکن دانسته و از نگاه فلسفی تبیین‌پذیر می‌دانند. اما بر این نکته پافشاری می‌کنند که پذیرش تصادف به این دو معنا هیچ‌گاه در مقابل خداباوری نیست. بنابراین می‌توان به جهانی دو سطحی باور داشت که خداوند در طول آن قرار دارد و رویدادهای تصادفی در عرض آن در حال شدن هستند».

بررسی ادله و اشکالات ترکیب اتحادی ماده و صورت

در چکیده مقاله «بررسی ادله و اشکالات ترکیب اتحادی ماده و صورت (با تاکید بر حکمت صدرایی)» می‌خوانیم «یکی از مسائل مورد نزاع فلاسفه، کیفیت ترکیب ماده و صورت است. بدین‌نحو که مشهور حکمای مشائی ترکیب ماده و صورت را انضمامی دانسته‌اند، اما برخی همچون ملاصدرا ـ به تبع صدرالدین دشتکی ـ ترکیب ماده و صورت را اتحادی دانسته و برای اثبات دیدگاه خود، دلیل هم ذکر کرده‌‌اند. بررسی ادله ملاصدرا بر ترکیب اتحادی ماده و صورت نشان می‌دهد که این ادله قابل مناقشه است. اما ایشان بر اساس مبانی حکمت متعالیه، تقریر جدیدی از برهان قوه و فعل ارائه کرده‌ا‌ند که ترکیب اتحادی ماده و صورت را اثبات کند. در این نوشتار، ابتدا به تحریر محل نزاع اشاره ‌شده و تبیین می‌شود که محل نزاع، ترکیب ماده اولی و صورت به‌معنای مقوم شیء بوده و مراد از ترکیب نیز ترکیب حقیقی است. همچنین در این نوشتار برخی از اشکالاتی که مانع پذیرش ترکیب اتحادی ماده و صورت از سوی حکما شده نیز پاسخ داده شده و در نهایت هم بر اساس مبانی حکمت متعالیه، معنای دقیق و عمیق‌تری از ترکیب اتحادی ماده و صورت بیان شده است».

علیت، معنا، ملاک و اقوال

در چکیده مقاله «علیت، معنا، ملاک و اقوال» می‌خوانیم «فلاسفه اغلب علیت را در امور وجودی جاری دانسته و به کارگیری آن در سایر موارد، از جمله امور عدمی را مَجاز تلقی کرده‌اند. همچنین ایشان علت نامیدنِ علت اعدادی را مسامحه خوانده و عرفی دانسته‌اند. اما علیت حقیقتی نفس‌الامری و عام دارد؛ به نحوی که می‌توان آن را به خارجی و تحلیلی تقسیم کرده و بدون هیچ مجازی، در امور وجودی، عدمی و حتی در میان امور اعتباری جاری دانست. اقوال مختلفی ـ از انکار علیت تا پذیرش آن نسبت به هر موجودی ـ در باب علیت موجود است. اما دیدگاه درست در میان موجودات، تنها نیازمندی موجودات محدود و ضعیف به علت‌ است. در بحث ملاک نیازمندی به علت نیز، اگر علیت را منحصر در موجودات نماییم، ملاک همان محدودیت و ضعف وجودی است و اگر آن را عام در نظر بگیریم، باید امکان معنایی را ملاک نیازمندی به علت بدانیم. دیدگاه اخیر متعلق به جناب استاد فیاضی دام ظله العالی است».

ارادۀ آزاد؛ تقریر امروزین نظریۀ اختیار

نویسنده مقاله «ارادۀ آزاد؛ تقریر امروزین نظریۀ اختیار» در طلیعه نوشتار خود آورده است «در عصر حاضر، مباحثی که پیرامون مسأله اختیار صورت می­گیرد، تحت عنوان اراده آزاد مطرح می­شود؛ اینکه آیا اراده آزاد همان اختیار است که تا به حال در فلسفه سنتی مطرح شده و صرفاً لفظ آن تغییر کرده است و یا علاوه بر لفظ، در محتوای این بحث نیز تغییری حاصل شده است؟ در این مقاله پس از تبیین اصطلاح اختیار در فلسفه اسلامی، تطور تاریخی دو تقریر اصلی اختیار در این سنت فلسفی نیز تبیین شده و با تقریرهای اصلی اختیار در فلسفه معاصر غرب مقایسه شده است. نتیجه‌ای که از این مقایسه به دست آمده این است که اراده آزاد تقریری جدید از اختیار در دوران معاصر است که بر مبنای تفکیک فعل ارادی از فعل اختیاری صورت می‌گیرد و علاوه بر ارادی بودن فعل، اختیاری بودن اراده و مسئولیت‌پذیری انسان را نیز توجیه می‌کند. امروزه در سنت فلسفه اسلامی، تقریرهای ارائه شده از اختیار، به خاطر عدم توجه به عنصر مسئولیت‌پذیری، انتظار ما را برای استفاده از بحث اختیار در حکمت عملی برآورده نمی­کند. از این‌رو لازم است با توجه به تقریر جدید اختیار (اراده آزاد)، مباحث مطرح شده پیرامون اختیار در فلسفه اسلامی بازنگری شده و بررسی شود که مسئولیت‌پذیری در این مباحث، چه توجیه مناسبی می‌تواند داشته باشد».

علاقه‌مندان برای دریافت اصل مقالات می‌توانند به نشانی اینترنتی http://fhi.hekmateislami.com/ مراجعه کنند.
انتهای پیام

 

 

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: