کد خبر: 3812554
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۵
حجت‌الاسلام موسوی اردبیلی:
گروه حوزه‌های علمیه ــ استاد تفسیر حوزه علمیه با پرداختن به این شبهه که سرنوشت برخی افراد که پیامبر نداشته‌اند یا پیام دین به آنان نرسیده در قیامت چگونه است، تأکید کرد: لازم نیست که برای هر قومی پیامبری ارسال شده باشد، بلکه کافی است پیام او به آنان ابلاغ شود. حتی بدون شنیدن ندای منذر، عقل به اندازه‌ای توان دارد تا به دلیل فطری و وجدانی بودن به توحید و حقیقت برسد.

نفس ابلاغ پیام دین، حجت را بر بشر تمام کرده است/ وجدانی و فطری بودن توحیدبه گزارش ایکنا؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی موسوی اردبیلی، استاد تفسیر حوزه علمیه، امروز، 28 اردیبهشت، در ادامه تفسیر سوره مبارکه فاطر با اشاره به آیه 22 این سوره «وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشَاءُ وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ» گفت: خداوند در این آیه کسانی را که انذار الهی در آنان تأثیر نداشته است مرده می‌داند و کسانی که تأثیر پذیرفته‌اند با احیا تعبیر شده‌اند.

وی با اشاره به چرایی این تعبیر بیان کرد: این تعبیر در آیات دیگر قرآن هم به کار رفته است که براساس این آیات، افراد مرده و میت کسانی‌اند که در ظلمات هستند و از آن بیرون هم نمی‌آیند.

بینایی و کوری درباره تک‌تک آیات الهی

موسوی اردبیلی با اشاره به چرایی جمع به کار رفتن احیا و اموات و مفرد آوردن اعمی و بصیر بیان کرد: برخی آن را از سر تفنن می‌دانند، ولی این مسئله درست نیست؛ در اینجا چون احیا و اموات در خصوص انذار پیامبر(ص) است، پذیرفتگان این انذار در زمره احیا و کسانی که نمی‌پذیرند مرده هستند، ولی در اعمی و بصیر مورد به مورد در زمینه پذیرش تک‌تک آیات الهی از سوی فرد است.

این استاد تفسیر قرآن حوزه با بیان اینکه بر اساس این آیه مردم به طور کلی یا اعمی و یا بصیر هستند، تصریح کرد: در مورد اعمی و بصیر نمی‌توان گفت که مردم همگی یا بصیر و یا اعمی هستند، چون در مورد برخی آیات الهی اعمی نیستند.

وی با اشاره به تقدم احیا بر اموات بیان کرد: در مورد عمی و بصر همه افراد در حالت عمی هستند و بعد به بصیرت می‌رسند (البته آن‌ها که به بصیرت رسیده‌اند)، ولی برای رسیدن به احیا مبتنی برگذر از حالت ممات نیست. به همین دلیل یعنی شرافت احیا، احیا بر اموات مقدم شده است.

موسوی اردبیلی با اشاره به تأکید «لا» در ابتدای اموات و بصیر، اظهار کرد: شاید بتوان گفت که لای تأکید ناشی از اختلاف شدید میان این دو یعنی احیا و اموات است.

اسماع انذار کار خداوند است

وی با بیان اینکه وظیفه پیامبر انذار است ولو اینکه این انذار تأثیری نداشته باشد، ادامه داد: تعبیر «إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشَاءُ وَ مَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ» بیان کرد: اسماع انذار و هدایت کار خداوند است؛ این آیه ناظر به امری تکوینی است؛ یعنی اگر اراده تکوینی خدا به این مسئله تعلق بگیرد که او در برابر انذار خشوع کند او جزء احیا خواهد بود، حتی در آیه دیگری داریم که اگر خدا اراده کند که این‌ها هدایت شوند یا تبعیت کنند گردنهایشان پایین می‌افتد، یعنی قدرت تخطی نخواهند داشت.

موسوی اردبیلی در مورد تعبیر «وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ» اظهار کرد: در اینجا وصف به کار برده است و به جای موتی من فی القبور به کار رفته است، در حالی که بحث قبر در اینجا وجود نداشت؛ برخی مفسران گفته‌اند موتی کسی است که مرده، ولی خاک نشده و میان انسان و او مانع کمتری است، ولی بعد از دفن زیر خاک مانع زیادتر می‌شود؛ یعنی مانع برای اینکه به حرف تو گوش دهند زیاد است.

وی ادامه داد: وجه دیگری هم که مفسران گفته‌اند که آن است که فردی که مرده، ولی دفن نشده تا قبل از دفن، هنوز علقه انسان به فرد از دست رفته کاملاً از بین نرفته است، ولی به محض اینکه خاک شد همه امیدها نومید می‌شود و می‌پذیرد که دیگر امیدی نیست و باید کلاً از آنان قطع امید شود.

این استاد تفسیر بیان کرد: این آیه به پیامبر دلداری می‌دهد  که اگر انذار تو در اینها تأثیر نمی‌گذارد ناراحت نشو چون این افراد مانند کسانی‌اند که در قبرند و اینکه مسمع را به کار برده یعنی تو وظیفه نداری که بیش از این مقدار برای آنان زحمت بکشی.

سه احتمال درباره بالحق

موسوی اردبیلی با بیان اینکه پیامبر(ص) تنها وظیفه انذار را ندارد بلکه وظیفه تبشیر را هم دارد با اشاره به آیه 24 این سوره «إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَ نَذِيرًا وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ» اظهار کرد: در مورد بالحق سه احتمال داده شده است که بنده معتقدم بالحق متعلق به نذیراً و بشیراً است در این صورت دو تأکید در آیه هست یکی در مورد ارسال است؛ یعنی ما هستیم که تو را برای مردم فرستاده‌ایم و دوم اینکه این بشارت و انذار هم بالحق است؛ لذا تنها خدا و خداست که پیامبر(ص) را از روی لطف و عنایت فرستاده برای انذار و بشارتی که قطعاً بر حق است.

این استاد تفسیر با اشاره به بخش دوم آیه تصریح کرد: مراد از این بخش آن است که در قیامت هیچ امتی در برابر خدا حجت ندارد؛ زیرا همه منذر و بشارت دهنده داشته‌اند. همچنین «خلا» در اینجا به معنای وجد نیست بلکه به معنای «مضی؛ گذشت» است؛ یعنی هیچ امتی نیست مگر اینکه انذار یک منذر و نذیری به او رسیده است و صرفاً به معنای آن نیست که از میان آنان نذیری برانگیخته شده است.

وی افزود: نذیر ما مسلمین پیامبر(ص) است و ایشان نه فارس، نه ترک و ... بود؛ مسیحیان کنونی دنیا که امت پیامبر(ص) هم محسوب نمی‌شوند به اعتبار اینکه اسلام آورده باشند، نذیر آنان پیامبر(ص) ما هست، زیرا پیام اسلام به آنان ابلاغ شده و لازم نیست حتماً از میان آنان پیامبری وجود داشته باشد.

فهم صحیح خلأ

وی تأکید کرد: بر این اساس لازم نیست که برای هر قومی پیامبری ارسال شده باشد بلکه کافی است پیام او به آنان ابلاغ شده باشد؛ پس این شبهه‌ای که در این زمینه به کار می‌برند درست نیست و ریشه این شبهه هم به خاطر آن است که خلأ را برخی نادرست تفسیر می‌کنند.

موسوی اردبیلی تأکید کرد: اگر کسی ندای منذر به او نرسید، ولی عقل او به اندازه‌ای است که می‌تواند با فکرش به حقیقت و توحید به علت فطری و وجدانی بودن برسد حجت بر او تمام است؛ بنابراین معنای این آیه نیست که هر امتی حتماً باید پیامبری داشته باشد به همین دلیل در فاصله میان عیسی(ع) تا حضرت محمد(ص)، به تصریح قرآن، منذری نبوده؛ لذا در این فاصله منذر امت‌ها عیسی بوده است.

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: