کد خبر: 3820896
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۷
پگاه مصلح عنوان کرد:
پگاه مصلح، در همایش «کنکاش‌های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران» با موضوع «کاستی‌های فلسفی در پژوهش‌های اجتماعی ایران» به ایراد سخنرانی پرداخت.

به گزارش ایکنا؛ مهر نوشت: چهارمین همایش «کنکاش‌های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در حال برگزاری است.

در سلسله سخنرانی‌های روز دوم این نشست که صبح امروز در سالن انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار شد، پگاه مصلح، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با موضوع «کاستی های فلسفی در پژوهش های اجتماعی ایران» به سخنرانی پرداخت.

وی گفت: در هستی شناسی و معرفت شناسی باید توجه کنیم شناخت انسان چگونه اتفاق می افتد و معرفت انسان و اینکه انسان چگونه می خواهد بشناسد را باید مورد توجه قرار دهیم. در انسان شناسی مواجه با این هستیم که پژوهش گر باید مشخص کند که نگاه او به انسان چیست. گاهی در پژوهش ها با نوعی نگاه به انسان آغاز می کنیم، اما نتیجه گیری ما با آن نگاه انطباق ندارد.

وی ادامه داد: عاملیت که اساس بحث های اجتماعی است بدون بحث انسان شناسی فلسفی اساساً ممکن نیست. این را می بینیم که امر فلسفی چگونه در تمام فعالیت های پژوهشگر اجتماعی جریان دارد. مثلاً پژوهشگر می خواهد درباره خانواده مطالعه کند. ابتدا به نظر می رسد که خانواده نهاد است، اما هیچ نهادی نیست که بر مفاهیمی استوار نشده باشد. اینکه خانواده چنین است اما باید چنان باشد، هر دوی این وضعیت ها بر مفاهیمی استوار است. اینکه مفاهیم چگونه تعریف شوند به فلسفه باز می گردد.

پگاه مصلح سپس گفت: پژوهشگر اجتماعی باید به سیاستمداران، جامعه مدنی و … خط دهی کند و بگوید چه کاستی هایی وجود دارد. در بحث عاملیت نکته اساسی این است که ما امروز به دستاوردی رسیده ایم که متوجه شده ایم موضوع تنها علیت نیست. عاملیت جای علیت را می گیرد. چون ما با کنش های انسانی مواجه هستیم علیت کافی نیست و باید به مفهوم عاملیت نیز توجه کنیم. در دوران استیلای پوزیتیویسم، رفتارگرایی رواج پیدا کرد و این تلقی پیش آمد که با این رویکرد می توانیم به پیش بینی و کنترل برسیم و این مسأله آسیب ایجاد کرد. بر اساس این پیش بینی ها سیاست گزاری می شد و فاجعه ایجاد می کرد.

وی سپس اظهار کرد: به جای رفتار باید کنش انسانی را فهم کنیم که در آن قصدمندی، فهم و عواطف نهفته است. رویکرد ما به پژوهش اجتماعی بر اساس این بصیرت فلسفی متفاوت می شود. در مفهوم کنترل نیز اعمال زور وجود دارد و با مسأله اقتدار تناسب پیدا می کند و برای اجتماع مشکل ایجاد می کند. نکته دیگر در پژوهش این است که مفاهیم را نباید به صورت گسسته دید و باید به زنجیره مفاهیم توجه کرد. مفهوم یک صورت عقلی است که در ذهن انسانی ترسیم می شود. لوگوس اساساً به معنای زنجیره ای از مفاهیم است که اساس ارزش های اخلاقی بر این زنجیره اخلاقی استوار می شود.

پگاه مصلح در ادامه عنوان کرد: بدون شناخت زنجیره مفاهیم، اخلاق را نمی توانیم بشناسیم. پیوند این مفاهیم باید مشخص شود و معلوم شود بر اساس چه هستی شناسی و معرفت شناسی ای است. به ویژه برای پژوهشی که می خواهد بازسازی معنایی از این مفاهیم صورت دهد. سنجش یک وضعیت انضمامی با یک مفهوم نیز بحث دیگری است که اهمیت دارد. نکته دیگر توجه به این مسأله است که آیا برای آن چیزی که پژوهشگر می خواهد به آن بپردازد مفهومی داریم یا خیر. باید دید در یک وضعیت اجتماعی خاص مفهوم سازی صورت می گیرد یا خیر. از اینجا باید معلوم شود که رویکرد او صرفاً نقل قول هایی از روی چند کتاب نباشد. باید مشخص کند مفاهیم او در کدام یک از این رویکردها معنا پیدا می کند.

وی در انتها گفت: بنابراین روشی که انتخاب می شود مبتنی بر این می شود که نسبت میان مفاهیم و پژوهش مشخص شده باشد. ملزومات زیربنایی هستی شناختی روش مورد استفاده از پژوهش را باید توجه کرد. در حوزه استنتاج نیز باید به مبانی، فلسفه تاریخی که در ذهن داریم، بالقوه یا بالفعل بودن واقعیت اجتماعی، شناخت نظریه حقیقت و ملاک حقیقت و … توجه کرد.

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: