کد خبر: 3841530
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۱
علوی‌تهرانی تبیین کرد؛
گروه اندیشه ــ یک کارشناس حوزه دین به ارائه توضیحاتی درباره دین اسلام پرداخت و با توجه به آیاتی از قرآن کریم، به شش ویژگی آن از جمله به کامل‌ترین و آخرین دین بودن اشاره کرد.

به گزارش ایکنا؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمدباقر علوی‌ تهرانی، در مراسم عزاداری امام حسین(ع) در عصر روز عاشورا که 19 شهریورماه در مسجد حضرت امیر(ع) برگزار شد به ایراد سخن در مورد دین اسلام پرداخت و گفت: مطلبی را بیان می‌کنم که عامل آن روز عاشوراست. برای اسلام و دین مبین اسلام سه مرحله را قائل هستند. مرحله اول مرحله ظهور و شروع آن است که این حقیقت در چهل سال بعد از عام‌الفیل یعنی آن سالی که ابرهه به خانه کعبه حمله کرد و به واسطه ابابیل این حمله دفع شد و منجر به شکست کافران شد. یعنی در روز 27 رجب برابر با 610 میلادی در غار حرا با نزول اولین آیات از سوره علق مرحله شروع و ظهور اسلام کلید می‌خورد.

وی در ادامه افزود: وقتی این دین آمد یکی از بزرگترین نعمت‌های الهی محسوب می‌شود و دلیلش این است که خداوند در قرآن برای این دین بر ما منت گذاشته اما بیانش این است که در هیچ مسئله‌ای بر کسی منت نگذارید که اگر منت گذاشتید عمل شما باطل می‌شود. فرمود: «لَا تُبطِلوا صَدَقَاتِکم بالمَنِّ و الأَزَی»، صدقات خود را به واسطه منت‌گذاری و آزار روحی و روانی مستحق باطل نکنید. پس یکی از منکرات مسئله منت‌گذاری است اما همین خدایی که این طور می‌فرماید که منت نگذارید، در ظهور اسلام به وضوح بر اهل ایمان منت می‌گذارد. در سوره آل عمران فرمود: «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ»، خدا وقتی که دین را ارائه می‌کند منت می‌گذارد که اهمیت دین را نشان می‌دهد.
مراد از منت خدا چیست
این کارشناس حوزه دین بیان کرد: مراد از اینکه خدا منت می‌گذارد این است که در روز قیامت از دین سؤال می‌کند. امام صادق(ع) فرمود مراد از سؤال در آیه «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»، این نیست که چه خورده‌اید. از این سؤال نمی‌پرسند که چه چیزی خورده‌اید، بلکه امام صادق(ع) در پاسخ ابوحنیفه فرمود بزرگترین نعمت دین است و از دین سؤال می‌کنند که چرا به دین عمل نکردید.

وی با اشاره به خصویات دین اسلام با توجه به آیات قرآن، تصریح کرد: دین با شش خصوصیت آمد. خصوصیت اول دین اسلام این است که برای تمام بشر است. در سوره مبارکه فرقان آیه یک است که فرمود مبارک است آن خدایی که نازل کرد قرآن را بر بنده‌اش تا اینکه برای تمام عالمین نذیر و هشدار است. این دین با ادیان دیگر فرق دارد. وقتی موسی را مبعوث کرد فرمود: «علی قومه»، یعنی فقط برای بنی اسرائیل است، اما پیامبر اسلام «للعالمین»، است که تفاوت اسلام با دیگر ادیان است. دومین ویژگی این است که تا صبح قیامت اعتبار دارد. فرمود اگر کسی غیر از اسلام دین دیگری را انتخاب کند از او قبول نمی‌شود و در قیامت از زیانکاران است. سومین خصیصه این است که کامل‌ترین دین است. چه اینکه فرمود امروز روزی است که دین شما را کامل کردم. چهارمین ویژگی نیز این است که پس از آن دیگر دین دیگری نیست. عیسی(ع) در روزی که مبعوث شد به پیامبر اسلام(ص) بشارت داد اما وقتی ایشان آمد به نفر بعدی بشارت ندادند که یعنی نبوت تمام است. قرآن نیز فرمود که محمد(ص) پدر هیچ کدام از مردان شما نیست ولیکن فرستاده و آخرین آنها است و بعد از او پیامبر و دینی نیست.
مراد از اینکه خدا منت می‌گذارد این است که در روز قیامت از دین سؤال می‌کند. امام صادق(ع) فرمود مراد از سؤال در آیه «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»، این نیست که چه خورده‌اید. از این سؤال نمی‌پرسند که چه چیزی خورده‌اید، بلکه امام صادق(ع) در پاسخ ابوحنیفه فرمود بزرگترین نعمت دین است و از دین سؤال می‌کنند که چرا به دین عمل نکردید.


علوی‌تهرانی در ادامه تصریح کرد: پنجمین ویژگی دین اسلام هم این است که تنها دین معتبر محسوب می‌شود. فرمود دین نزد خدا اسلام است و ششمین ویژگی این است که تعیین کننده دین، خداست. ما فقط دین را می‌پذیریم و آن چیزی را می‌پذیریم که خدا تعیین کرده است. ما فاعلیت نداریم بلکه انفعال داریم. فرمود در دوره آخرالزمان اسلام داشته باشید و ما نیز می‌گوییم اسلام آوردیم و همچنین فرمود دین شما را کامل کردم و از اسلام راضی شدم. یعنی من اسلام را به عنوان دین انتخاب کردم و به آن راضی شدم.

وی بیان کرد: این مرحله اول دین است که ظهور و بروز است. اما مرحله دوم دین اکمال است. همه ماجرای غدیر را می‌دانند. طی آیه شریفه‌ای که خداوند پیامبر را مامور ابلاغ این مسئله می‌کند مطلب کاملا روشن می‌شود. اما چرا خداوند این طور می‌گوید که پیامبر آن را انجام دهد؟ این نحوه گفتار خداوند حکایت از این دارد که فضای ابلاغ این دین آرام نیست و مردم درست است که پشت سر مردم هستند اما فدایی پیامبر نیستند. این را آیه می‌گوید که تو این را برسان، خداوند تو را از شر مردم در امان نگه می‌دارد. لذا مردم را جمع کردند و بعد خطبه طولانی را ایراد کردند و ضرورت این بحث این است که خشت بندگی را درست بچینیم. سپس پیامبر(ص)، علی(ع) را به عنوان جانشنین خود معرفی کردند و بعد آیه نازل شد که امروز روزی است که دین شما را کامل کردم.

راه علی(ع) را انتخاب کن
علوی‌تهرانی در ادامه افزود: نکته این است که وزن امام علی(ع) و جایگاه ایشان در جهان خلفت را روشن کنیم. یک روایت داریم که راوی آن عمار و گوینده آن حضرت رسول خدا(ص) است که باید در آن غور کرد. حضرت رسول(ص) فرمودند که ای عمار اگر دیدی علی ابن ابی طالب(ع) در یک مسیر می‌رود و همه مردم در مسیر دیگری می‌روند تو راه علی(ع) را انتخاب کن. یعنی نگو علی(ع) در اقلیت است و مردم در اکثریت هستند. اکثریت قریب به اتفاق نیز در مقابل علی(ع) وزن ندارند. لذا باید با علی(ع) همراه شد و مردم را رها کرد. حالا در بحث‌های دموکراسی و دیپلماسی می‌گویند که حکومت با اکثریت است و اینها حرف‌هایی که آقایان می‌زنند، اما اکثریت در مقابل علی(ع) معنا ندارد.

وی با اشاره به ادامه روایت گفت: سپس پیامبر(ص) فرمود دلیلش این است که علی(ع) هیچ وقت انسان‌ها را به پستی راهنمایی نمی‌کند و انسان‌ها را از هدایت خارج نخواهد کرد. یعنی همین که سیم شما به علی(ع) وصل شد هدایت شده‌اید و همین که جدا شدید از مسیر او خارج شده‌اید. پس وزن علی(ع) از همه انسان‌ها بالاتر است. مرحله دوم این است که جایگاه دقیق علی(ع) را روشن کنیم. سوره مبارکه آل عمران آیه 61 که معروف به آیه مباهله است این جایگاه را روشن کرده است که در آن، امتیاز و فضائلی وجود دارد. اولین موردش برتری اسلام بر مسیحیت است. وجود حضرت پیامبر(ص) با بزرگان مسیحیت نجران مواجه شدند. استدلال کردند اما کسی که نخواهد بپذیرد از پیامبر(ص) هم نخواهد پذیرفت. یک عده‌ای از مشرکان خدمت پیامبر(ص) رفتند و گفتند اگر معجزه کنی می‌پذیریم و گفتند معجزه‌ای در آسمان‌ها باشد. بعد نیز گفتند برای اینکه این کارهای زمینی را جادوگران هم انجام می‌دهند. پیامبر(ص) فرمود در آسمان تصرف می‌کنم. گفتند ماه را دو نیمه کن. پیامبر(ص) ماه را دو نیمه کرد و خودشان هم دیدند ولی گفتند جادوگر هستی. بنابراین وقتی کسی نخواهد قبول کند معجزه را هم قبول نخواهد کرد.

دلایل عدم پذیرش معجزه
علوی‌تهرانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: عدم پذیرش معجزه نیز چند مسئله دارد. یکی از آنها لجبازی است. یکی از آنها این است که منافع آدم به‌ هم می‌خورد. حالا واقعاً انسان بخواهد مسلمان باشد و به شکل مسلمانان زندگی کند این روایت او را از پا در می‌آورد که فرمود اگر کسی اهتمام به امور مسلمان‌ها نداشته باشد مسلمان نیست، یعنی باید چراغی دستتان باشد و ببینید کجا گرفتارها هستند تا گرفتاری آنها را حل کنید. در هر صورت پیامبر(ص) با مسیحیت نجران مذاکره کرد و مباحث علمی را مطرح کردند اما آنها قبول نکردند و کار به مباهله کشیده شد. در سوره آل عمران فرمود که نفرات مباهله را تعیین کنید و فرمود: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ». اهمیت مطلب این است که آنان نه زنان و نه پسران و نه جانشان را آوردند و آن طرف کسی تشکیل نشد. اما این طرف وجود مبارک پیامبر(ص)، صدیقه طاهره(س)، حسنین(ع) و حضرت امیر(ع) بودند. همه مفسران و اکثریت محدثان گفته‌اند مراد از این «انفسنا» که فرمود جانمان را می‌آوریم، وجود مبارک علی(ع) است. این وزن علی(ع) است که هم‌وزن با پیامبر(ص) و جان پیامبر(ص) است و از همه مردم برتر است.

وی در پایان افزود: اما آن مردم که پیامبر(ص) گفت اگر از راه دیگری رفتند نباید با آنها همسو شد چه کسانی هستند؟ آنهایی که سرشان به تنشان می‌ارزد مطرح می‌کنم. خود امام علی(ع) گله مفصلی دارند که «الدهر انزلنی ثم انزلنی ثم انزلنی». روزگار من را پایین آورده است. یعنی این قدر سطح من پایین آمده که مردم وقتی می‌خواهند در مورد من صحبت کنند، من را با معاویه مقایسه می‌کنند. عبدالله بن مسعود راوی مورد توجه اهل سنت است که گفت پیامبر(ص) من را صدا زدند و فرمودند در معراج که بودم جبرائیل در فضایی که همه انبیا(ع) حضور داشتند به من گفت از این انبیا(ع) سوال کن که چه شد پیامبر شدید؟ من نیز سوال کردم و گفتند به مقام رسالت رسیدیم به «ولایتک و ولایت علی ابن ابی طالب»، چون ولایت تو و علی(ع) را قبول کردیم پیامبر شدیم. بنابراین این مردمی که اگر راه دیگری را غیر از علی(ع) بروند یعنی اگر انبیا هم باشند نباید دنبال آنها رفت.
انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: