|
گروه انديشه و علم: فرمول E=mc2 بيانی ديگر و معنای فيزيكی تعبير «نور النور» در عرفان اسلامی است و نور النور در بيان عرفانی و اسلامی آن همان نور ذات پروردگار جهان است، همانطور كه در قرآن كريم «نور» از اسماء خداوند است و تنها اسم مادی او تلقی میشود كه در كائنات حضوری محسوس دارد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه زنجان، سايت تبيان زنجان بر مبنای مقالهای از «علیاكبر خانجانی» با نگاه عرفانی به اسم «نور» خداوند در ارتباط با علم فيزيك پرداخته است:
E=mc2 فرمول معروف آلبرت اينشتن از اساس نظريه نسبيت است كه دانشمندان اين فرمول را مهمترين و در عين حال افسانهایترين بيان رياضياتی از كائنات نيز دانستهاند.
از اين فرمول جدالبرانگيز عصر جديد، چنان بر میآيد كه هر چيز دارای جرم در جهان هستی اگر به سرعت نور برسد تبديل به نور میشود كه بیوزنترين پديده در عالم ماده است، به اين ترتيب كه كل كائنات و عالم ماده و طبيعت حاصل انقياد و كاهش سرعت نور و يا حاصل انقباض نور است يعنی هر چيزی در عالم ماده از جنس نور و دارای ذرات نوری بوده و نور همان ماده اوليه ساختار جهان است و اين همان بيان حكمت اشراق از «شيخ شهابالدين سهروردی» بوده كه حدود هزار سال پيش جهان هستی را از نور دانسته است.
در ادامه اين مقاله آمده است: فرمول مذكور كه بيش از آنكه يك فرمول فيزيكی باشد فرمول فلسفی تلقی میشود و دارای ماهيتی متافيزيكی است، بيان ديگر اين فرمول كه اگر هر جرمی در عالم ماده به سرعت مجذور نور برسد، تبديل به انرژی مطلق میشود كه اين حدود 300 هزار مرتبه از نور رقيقتر، سبكتر و منورتر است و اين همان معنای فيزيكی «نور النور» در عرفان اسلامی است كه به مثابه ذات نور است كه نور آفتاب در قبال آن به ظلمت میماند.
نور النور در بيان عرفانی و اسلامی آن همان نور ذات پروردگار جهان است، همانطور كه در قرآن كريم «نور» از اسماء خداوند است و تنها اسم مادی او تلقی میشود كه در كائنات حضوری محسوس دارد؛ از سويی حضرت علی(ع) نيز در دعای جوشن كبير خداوند را نورالنور مینامد.
لازم به ذكر است، «شهابالدين يحيی ابن حبش بن اميرك ابوالفتوح سهروردی»، ملقب به شهابالدين و شيخ اشراق و شيخ مقتول (۵۴۹ - ۵۸۷ ق / ۱۱۵۴ - ۱۱۹۱ م) فيلسوف نامدار ايرانی بوده است؛ شيخ شهابالدين سهروردی در منطقه سهرورد از قيدار زنجان زاده شد.
وی حكمت و اصول فقه را نزد مجدالدين جيلی استاد فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حكمی و فلسفی سرآمد شد و بقوت ذكا، وحدت ذهن و نيكانديشی بر بسياری از علوم اطلاع يافت.
سهروردی پس از پايان تحصيلات رسمی، به سفر در داخل ايران پرداخت و از بسياری از مشايخ تصوف ديدن كرد و بسيار مجذوب آنان شد، به واقع، در همين دوره بود كه به راه تصوف افتاد و دورههای درازی را به اعتكاف، عبادت و تأمل گذراند.
سفرهای وی رفته رفته گستردهتر شد و به آناتولی و شامات نيز رسيد و در اين سفر، مناظر شام «سوريه» او را بسيار مجذوب خود كرد؛ در يكی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با «ملك ظاهر» پسر «صلاحالدين ايوبی» (سردار معروف مسلمانان در جنگهای صليبی ) ملاقات كرد.
ملك ظاهر كه محبت شديدی نسبت به صوفيان و دانشمندان داشت، مجذوب اين حكيم جوان شد و از وی خواست كه در دربار وی در حلب ماندگار شود.
سهروردی كه عشق شديدی نسبت به مناظر آن ديار داشت، شادمانه پيشنهاد ملك ظاهر را پذيرفت و در دربار او ماند و در همين شهر حلب بود كه وی كار بزرگ خويش، يعنی، حكمةالاشراق را به پايان برد.
|