در این خانه غیاب امتدادی است از حضوری که شکلش عوض شده است. زن خانه از مردی روایت میکند که نبودنش در جزئیات روزمره، انتخابهای کوچک و در حافظهای زنده ادامه دارد. این روایت، مرز میان زندگی و مرگ را بهمثابه یک پیوستگی آرام و بیصدا بازتعریف میکند جایی که زیستن در امتداد غیاب ادامه دارد.