صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۱۸۶۶۶۸
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۴:۲۰
ركنٌ من‌الاركان فی شوشتر/14

گروه انديشه و علم: بين شروح نهج‌البلاغه كه همه به سبك ترتيبی نوشته شده‌اند، خلأ محسوسی در زمينه تفسير موضوعی از نهج‌البلاغه وجود داشت كه «بهج‌الصّباغه فی شرح نهج‌البلاغه» تاليف علامه شيخ شوشتری اين خلأ را تا حدود زيادی پر كرد.

آيت‌الله «محسن حيدری»، نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت اهواز در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه خوزستان، پيرامون كتاب «بهج‌الصّباغه فی شرح نهج‌البلاغه»، (تفسير موضوعی نهج‌البلاغه) تاليف علامه «شيخ محمدتقی شوشتری» اظهار كرد: علامه «شيخ محمدتقی شيخ شوشتری» از علمای برجسته معاصر شيعه است كه آوازه علمی‌اش از حدود ايران فراتر رفته و تمام جهان تشيع، بلكه تمام جهان اسلام را درنورديده است.
وی در بيان تخصص علمی شيخ شوشتری و آثار وی اظهار كرد: علامه شوشتری در زمينه‌های مختلفی از جمله حديث، رجال و شرح نهج‌البلاغه و علوم ديگر تخصص داشت. از جمله كتاب‌های گران‌سنگ وی ‌می‌توان به «النجعه فی شرح اللمعه» در 11 جلد، «قاموس الرجال» در 14 جلد با موضوع علم رجال و همچنين «بهج‌الصّباغه فی شرح نهج‌البلاغه» كه در زمينه شرح و تفسير نهج‌البلاغه امام علی(ع) در 14 جلد نوشته شده است، ياد كرد.
حيدری، ابتكار علامه شيخ شوشتری در «بهج‌الصّباغه» را در گزينش روش تفسيری در شرح نهج‌البلاغه دانست و اظهار كرد: علامه شيخ محمدتقی شوشتری در زمينه تفسير نهج‌البلاغه، حركتی جديد و ابتكاری را به منصه ظهور رساند.(توضيح اينكه، تا به حال قريب به 700 اثر، در زمينه تفسير و شرح نهج‌البلاغه در جهان اسلام به زبان‌های گوناگون به رشته تحرير درآمده است.)
امام جمعه موقت اهواز افزود: تمام اين شروح و تفاسير به روش ترتيبی نگاشته شده است، علامه شيخ شوشتری با ابتكار خود، روش تفسير نهج‌البلاغه را از ترتيبی به موضوعی تغيير داد؛ همچنان‌ كه قرآن نيز دارای دو نوع تفسير ترتيبی و موضوعی است.
وی در توضيح گونه‌های تفسير گفت: مفسر در روش تفسير ترتيبی از ابتدای قرآن آغاز می‌كند و تا آخرين سوره قرآن را، آيه به آيه پيش می‌برد و موضوعات مختلفی را طرح می‌كند. در روش موضوعی، مفسر قرآن، موضوعی همچون توحيد، نبوت، امامت، اخلاق، عدالت، قضاوت را برمی‌گزيند و آيات مرتبط با موضوع موردنظر خود را جمع‌آوری و دسته‌بندی و در پايان ارتباط آنها را با يكديگر كشف می‌كند و نتايج بسيار ارزنده‌ای در اين باره به دست می‌دهد.
حيدری در باب تفسير موضوعی قرآن اظهار داشت: در قرن‌های گذشته در زمينه تفسير موضوعی قرآن، گام‌هايی توسط علمای شيعه و اهل سنت برداشته شده است. فی‌المثل كتاب «أحكام القرآن» از «جَصّاص‌ ، ابوبكراحمدبن‌ علی‌رازی‌» از علمای قرن چهارم هجری، «كنزالعرفان فی فقه القرآن» از «جمال‌الدين فاضل مقداد» از علمای قرن هشتم، «زبدة البيان فی أحكام القرآن» محقق «مقدس اردبيلی» از علمای قرن نهم و تفسير «محقق سيوری» و همچنين مرحوم «كراشكی» كه در زمينه آيات الأحكام نگاشته شده‌اند. تفسير موضوعی همچنين در دوران معاصر به صورت عام و جامع در موضوعات مختلف ادامه يافت؛ از جمله تفسير موضوعی «پيام قرآن» آيت‌الله «ناصر مكارم شيرازی» و «مفاهيم القرآن» آيت‌الله «جعفر سبحانی» و تفاسير ديگر.
نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در ادامه گفت: نهج‌البلاغه به عنوان دومين كتاب ارزشمند دنيای اسلام پس از قرآن نيازمند تفسيری به روش موضوعی بود، «بهج‌الصّباغه» اين خلأ محسوس را پر كرد. در اين تفسير سه بخش نهج‌البلاغه كه شامل خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌های امام علی(ع) است در 60 موضوع تنظيم شد و ذيل هر موضوع عناوين فرعی مختلفی مطرح شده است كه مجموعه عناوين ارائه شده در بهج‌الصّباغه بيش از 900 عنوان است.
حيدری با اشاره به برخی موضوعات كتاب نهج‌البلاغه افزود: فصل اول درباره توحيد است كه ذيل آن 53 عنوان در زمينه توحيد مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته است. فصل دوم در موضوع آفرينش آسمان و زمين آفتاب و ماه و ستارگان و عرش و كرسی در 6 عنوان مطرح شده است. فصل سوم در آفرينش ملائكه در 3 عنوان، فصل چهارم در زمينه خلقت آدم(ع) در 4 عنوان، فصل پنجم در موضوع نبوّت عامه در 9 عنوان، فصل ششم در زمينه نبوت خاصّه(نبوت پيغمبر (ص)) در 47 عنوان، فصل هفتم در زمينه امامت خاصّه در 33 عنوان، فصل دهم در زمينه اخبار غيبی(ملاحم) نهج‌البلاغه و فصل يازدهم در موضوع علم اميرالمؤمين، عفو و مكارم اخلاق ايشان و همين‌طور بقيه فصول كه در چندين عنوان به آنها پرداخته شده است به طور مثال فصل شصتم در زمينه موضوعات پراكنده و متفرقه است و 104 عنوان دربردارد.
نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری پس از تبيين نكاتی كلی درباره كتاب «بهج‌الصّباغه» در بيان ويژگی‌های اين تفسير نهج‌البلاغه اظهار داشت: بهج‌الصّباغه را در لغت می‌توان معادل پديده «مسرت‌بخش» دانست؛ به اين معنا كه اين كتاب شرحی است كه مايه سرور و خوشحالی درباره نهج‌البلاغه است.
حيدری در ادامه گفت: يكی از ويژگی‌های بهج‌الصّباغه روش خاصی است كه در شرح عبارات نهج‌البلاغه مد نظر بوده است؛ علامه شيخ شوشتری پس از گردآوری عبارت‌هايی كه از نظر مضمونی متقارب هستند، در ابتدا آنها را از نظر معنوی و واژگانی مورد بررسی قرار می‌دهد، سپس به تناسب مطالب منقول از نهج‌البلاغه، اخباری را كه از نظر تاريخی هستند و قوی هستند از كتب معتبر نقل می‌كند و همچنين به اقتضای موضوعات طرح شده در خطبه‌ها، نامه‌ها يا حكمت‌ها، حكايت‌ها، تواريخ و نكات بلاغی، علمی و كلامی را مطرح می‌كند. بر اين اساس اين شرح جامع تاريخ، ادب، اخبار، حديث و كلام است.
وی با اشاره به ويژگی شرح علامه شوشتری در رعايت ايجاز و اختصار در توضيح نكات بلاغی برخلاف ديگر شروح نهج‌البلاغه تصريح كرد: علامه شوشتری در مقام پرداختن به كلمات و تركيبات و مباحث اعراب در عبارات نهج‌البلاغه در حد نياز عمل كرده است و از بيان اعراب و معانی لغوی همه كلمات و عبارات نهج‌البلاغه اجتناب كرده است. بر اين اساس علامه شوشتری از شرح نهج‌البلاغه «كمال‌الدين ابن ميثم بحرانی» و از «منهاج‌البداعه فی شرح نهج‌البلاغه» محقق «حبيب‌الله موسوی‌خويی» از علمای قرن سيزده و چهارده كه در طرح مسائل بلاغی در حد افراط عمل كرده‌اند، نقد می‌كند.
امام جمعه موقت اهواز با اشاره به جنبه انتقادی بهج‌الصّباغه نسبت به شروح ديگر توضيح داد: علامه شوشتری در جای جای شرح خود بر نهج‌البلاغه از شروح مختلف آن در زمينه‌های تاريخی، كلامی و سند و مدرك روايات مورد استناد در برخی از آنها نقد می‌كند. به عنوان نمونه علامه شوشتری غالباً از شرح نهج‌البلاغه «ابن ابی الحديد» معتزلی هم از بُعد كلامی و عقيدتی و هم از بُعد تاريخی انتقاد می‌كرد. علامه شوشتری همچنين نقدهای تاريخی فراوانی بر شرح ابن ميثم بحرانی وارد كرده است و از شرح «منهاج‌البراعه فی شرح نهج‌البلاغه» محقق خويی نيز انتقاد می‌كند كه غالباً از احاديث ضعيف و طرق خاصّه در محاجّه با اهل سنت استفاده می‌كند در حالی كه برای اتمام حجت بايد از احاديث مورد اعتماد طرفين (شيعه و سنی) بهره گرفت.
حيدری در تبيين يكی ديگر از ويژگی‌های شرح بهج‌الصّباغه به ويژگی امانت‌داری علمی وی در بيان اقوال علمای ديگر اشاره كرد و گفت: علامه شيخ شوشتری مطالبی را كه از شروح ديگر يا كتب تاريخی نقل می‌كند به گوينده آن قول نسبت می‌دهد و به كسانی كه مطالب ديگران را با انشای جديد بی‌‌آنكه آن‌ها را به گوينده آن نسبت دهند، نقل می‌كنند، انتقاد كرده است. چنين عملی را گونه‌ای سرقت علمی و ادبی می‌داند كه شايسته علما و مؤلفين نيست.
وی در اشاره به يكی ديگر از ويژگی‌های تفسير موضوعی بهج‌الصّباغه اذعان كرد: علامه شوشتری در ضمن شرح عبارات نهج‌البلاغه به طور معمول به تصحيف و تحريفات و اشتباهات نسخ مختلف نهج‌البلاغه از جمله نسخه‌های شروح «منهاج البراعه» راوندی،‌ ابن‌ميثم بحرانی و محقق خويی پرداخته است و موارد صحيح از غيرصحيح را نشان داده است.
حيدری در اين باره افزود: علامه شوشتری در وجه اختلاف نسخه‌ها عوامل مختلفی را ذكر می‌كند و عامل عمده اختلاف نسخ را اين امر می‌داند كه مصنّف نهج‌البلاغه يعنی شريف رضی، نسخه‌های متعددی از نهج‌البلاغه نوشته و در اين نسخه‌ها حذف و اضافات و تقديم و تأخير داشته است. از اين جهت نسخه‌های متعددی از نهج‌البلاغه نوشته و در اين نسخه‌ها حذف و اضافات و تقديم و تأخير نموده است. از اين جهت نسخه‌های متعددی از نهج‌البلاغه به دست شارحان رسيده است.
نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به يكی از محسنات روش موضوعی به كار گرفته شده در تفسير بهج‌الصّباغه اظهار كرد: نگاه عام و كلی‌نگر مفسر در روش تفسير موضوعی، افق وسيعی از مطالب را در اختيار او قرار می‌دهد و چه بسا همچنان كه درباره قرآن گفته شده «إن القرآن بعضه يفسر بعضاً»، اين موضوع درباره نهج‌البلاغه نيز صدق كند و بعضی كلمات نهج‌البلاغه بعضی ديگر را تفسير كند؛ به اين معنا كه شاهد مثال آن باشد، آن را تخصص بزند، تأويل كند يا شرح و توضيح دهد.
حيدری در ادامه تصريح كرد: بنابراين در تفسير موضوعی بهج‌الصّباغه، افق وسيعی از مطالب نهج‌البلاغه ارائه شده است و علامه شوشتری با دسته‌بندی و عنوان‌بندی موضوعات نهج‌البلاغه به محققان كه در زمينه موضوعات مختلف نهج‌البلاغه پژوهش می‌كنند، كمك فراوانی كرده است.
حيدری، راه تحقيق و پژوهش را در زمينه تفسير موضوعی نهج‌البلاغه همچنان هموار دانست و افزود: چنين نيست كه علامه شوشتری در بهج‌الصباغه با به كارگيری روش تفسير موضوعی و استخراج موضوعات مطرح شده در نهج‌البلاغه آخرين سخن را در اين زمينه گفته باشد بلكه محققان و شارحان ديگری می‌توانند به همان موضوعات از زاويه‌های متفاوت بپردازند و دسته‌بندی متفاوتی ارائه دهند.
وی در پايان يادآور شد؛ «بهج‌الصّباغه فی شرح نهج‌البلاغه» در چهارده مجلد، 60 عنوان اصلی و 961 عنوان فرعی تاكنون دو بار به چاپ رسيده است، چاپ اول آن توسط كتابخانه صدر تهران در سال 1390 هجری قمری و چاپ دوم آن در سال 1418 هجری قمری از سوی بنياد نهج‌البلاغه و انتشارات اميركبير است.