به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام و المسلمین علیرضا قائمینیا؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 28 اسفندماه در نشست علمی «هماندیشی مقاومت شناختی در جنگ رمضان» که از سوی این پژوهشگاه برگزار شد، گفت: جنگ شناختی در طول اسلام به خصوص در دوره ائمه(ع) وجود داشت و سه جنگی که در طول حکومت امیرمؤمنان(ع) رخ داد عمدتا ماهیت شناختی داشت؛ بنابراین جنگ شناختی یک قاعده کلی در زندگی بشر است.
وی با بیان اینکه جنگ 12 روزه یک جنگ کاملا ترکیبی و پیچیده به خصوص با استفاده از عملیات روانشناختی و فناورانه بود، افزود: در ابتدای جنگ یعنی 24 ساعت اول دشمن با یک عملیات نظامی و ترور فرماندهان و جنگ شناختی توانست دست برتر خود را نشان دهد چون تبلیغات وسیعی در رسانهها به راه انداختند ولی ساعاتی نگذشت که با تدبیر رهبر شهید انقلاب ورق جنگ برگشت و برتری به دست رزمندگان اسلام افتاد.
وی افزود: رهبر شهید انقلاب شخصیت برتر در جنگ شناختی بودند و با شجاعت توانستند یک جنگ شناختی بسیار قوی علیه دشمن راه بیندازند و بعدا هم دفاع موشکی مسئله را تقویت کرد.
قائمینیا با تاکید بر مقایسه ایران قبل و بعد از جنگ 12 روزه، تصریح کرد: حنگ شناختی، یک استعاره مفهومی است زیرا جنگ برای برخورد نظامی فیزیکی است ولی بشر پی برده است که نبرد شناختی آنقدر مهم است که کمتر از جنگ نظامی نیست.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه هدف جنگ شناختی که همیشه در طول تاریخ وجود داشته است، تغییر ذهنیت و باور و رفتار طرف مقابل است، اظهار کرد: تفاوت اصلی بین جنگ شناختی در عصر دیجیتال و ماقبل دیجیتال در دو نکته است؛ اول در ابزارهای جنگ شناختی مدرن مانند شبکه اجتماعی و نت و ... که قبلا وجود نداشته است و دوم هم شکل علمی پیداکردن جنگهای شناختی است و از قواعد علوم شناختی مانند عصبشناسی شناختی و زبان شناسی شناختی و ... تاثیر میگیرد.
برتری مردم ایران در جنگ شناختی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد:به اعتقاد بنده ما در جنگ رمضان یک وضعیت شناختی خاصی پیدا کردیم که تا حدی نوعی برتری شناختی برای ایران رخ داد. در طول انقلاب اسلامی جنگهای شناختی زیادی از سوی دشمنان علیه ملت ایران رخ داده بود که ما حالتی کاملا منفعلانه نسبت به آن داشتیم.
وی ادامه داد: در جنگ 12 روزه به خاطر سخنان رهبر شهید انقلاب ورق جنگ شناختی تا حدود زیادی برگشت ولی در جنگ رمضان آگاهی شناختی مردم بسیار زیادتر است و نگاه دنیا به ایران هم تغییر یافته است. شرایط به گونهای است که حتی با شهادت رهبری و فرماندهان، مردم شناخت خوبی از صحنه و فریبهای احتمالی دشمنان دارند.
وی با بیان اینکه این مقاومت شناختی در جنگ رمضان هم در قالب دفاعی و هم تهاجمی قابل مشاهده است، اضافه کرد: یکی از مهمترین دلایل این آگاهی شناختی، شهادت رهبر انقلاب و آگاهیبخشیهای ایشان در طول جنگ 12 روزه تا قبل از شهادتشان است و دلیل دیگر اینکه دشمنان در دومین دوره مذاکرات بود که باز به ایران در این سطح حمله کردند و فریب آنها برای همه دنیا بیش از قبل روشن شد.
سلاح تنها عامل پیروزی نیست
استاد حوزه و دانشگاه، گفت: نکته دیگر اینکه موشک و پهبادهای ایرانی امروز صرفا موشک و پهباد نیست بلکه به نمادهایی برای جنگ شناختی تبدیل شدهاند و در حال به چالش کشیدن ابرقدرت جهانی هستند به خصوص اینکه ما با ابزارهای ساده و ارزان این کار را انجام میدهیم و این میتواند معادلات ذهنی غرب را تغییر دهد. امروز کشورها متوجه شدند که صرف داشتن سلاحها و تجهیزات پیشرفته عامل پیروزی نیست.
وی افزود: سلاحهای آمریکا و اسرائیل حامل پیام تخریب و کودککشی و خشونت علیه انسانها است به خصوص اینکه علیه مدرسه دخترانه میناب آن جنایت را به پا کردند و در مقابل، جنگافزارهای ایران معنای شناختی خاصی پیدا کرده است.
قائمینیا اظهار کرد: جنگهای شناختی ممکن است صورتهای مختلفی داشته باشد از جمله ابزارهای زبانی و استعارههای مفهومی و ...؛ برخی از سرودهایی که امروز میبینیم کارکرد جنگ شناختی را دارد؛ تکرار نام حیدر و امیرمؤمنان(ع) و تعابیری چون «علاج در وطن است» بازسازی ذهنی ایرانیان در فرایند جنگ شناختی است.
این پژوهشگر با بیان اینکه یکی از مهمترین متخصصان جنگ شناختی در آمریکا که مشاور اوباما بوده است تعبیری برای پیروزی ترامپ در انتخابات برگزید که ترامپ باید سیفون کاخ سفید را بکشد و گفته میشود این استعاره نقش مهمی در پیروزی او داشت، افزود: ما هم امروز میگوییم ایران باید سیفون کاخ سفید را با آن ماجرای اپستین بکشد و قطعا خداوند به ما یاری خواهد داد.
وی ادامه داد: استفاده از طرحوارهها، چارچوبهای ذهنی و فریمهای ذهنی در شرایط کنونی مهم است؛ دولت آمریکا از برجستهترین زبانشناسان و متخصصان علوم شناختی استفاده میکند و یکسری استعارات را به کار میبرند ولی باز برتری از آنِ ملت ایران است. مردم به این آگاهی شناختی رسیدهاند که بسیاری از مطالبی که دشمنان علیه ملت ایران و مسئولان مطرح کردهاند جنبه شناختی و روانی داشته است.
وی افزود: البته این یک واقعیت است که باید سطح آگاهیهای شناختی مردم را بالاتر ببریم و قطعا ایران بعد از این جنگ، خواهد توانست برتری شناختی خود را حفظ کند ولی آموزش عالی و مدارس و پژوهشکدهها و اندیشکدهها همه باید این موضوع را پیگیر باشند و به شکل علمی آموزش داده شود.
تجربه برای جنگ شناختی لازم است
قائمینیا بیان کرد: همینکه ما تشخیص دهیم جنگ شناختی در جامعه وجود دارد و حتی مهارتهای آن را هم کسب کنیم صرفا کفایت نخواهد کرد و نیازمند تجربه هستیم. ما بحثی به عنوان انعطافپذیری مغز داریم که پیامدهای نظری عمیقی دارد؛ گفته میشود مغز انسان دستگاه مکانیکی و ساده نیست و وقتی ما چیزی یاد بگیریم اتصالات جدید و نظام جدیدی در مغز ما ایجاد خواهد شد.
وی ادامه داد: مغز حالت انعطافپذیری دارد که با یادگیری و تجربه تقویت میشود. خیلی از اندیشمندان از این نکته الهام گرفتهاند که در جامعه هم اگر این اتصالات حالت انعطاف پیدا کند قطعا وضعیت بهتری پیدا خواهد کرد. امروز ایران در دفاع و بحث نظامی به این انعطاف رسیده است و باید تلاش کنیم تا در عرصه شناختی هم به وضعیت انعطافپذیری برسد.
وی در خاتمه تاکید کرد: قرآن هم در زمینه جنگ شناختی مطالب مهمی بیان فرموده است از جمله تاکید بر انسجام و وحدت و مقاومت شناختی.
انتهای پیام