صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۴۷۹۴۰
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۴
یادداشت

به قلم محمدعلی الحکیم، تحلیلگر مسائل سیاسی عراق

منطقه خلیج فارس با اعلام بسته شدن مجدد تنگه هرمز توسط طرف ایرانی، شاهد تشدید تنش‌ها است، اقدامی که یکی از خطرناک‌ترین مسائل امنیت دریایی جهانی را دوباره به صحنه می‌آورد.

این گذرگاه حیاتی، شریان اصلی جریان تأمین انرژی است که ایران آن را یک کارت طلایی و یک دارایی استراتژیک می‌داند که نمی‌توان از آن صرف نظر کرد، زیرا درصد زیادی از صادرات نفت جهانی از آن عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن، تهدیدی مستقیم برای ثبات بازارهای بین‌المللی است.

در میان تشدید تنش‌های نظامی و نگرانی‌های اقتصادی، توجه‌ها به پیامدهای این اقدام بر تجارت جهانی، قیمت انرژی و احتمال افزایش تنش در منطقه معطوف شده است.

ایران متوجه و مطمئن شد که کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای، برنامه موشکی و کارت‌های بازدارنده‌ای که برای مانور دارد، به معنای مواجهه با سرنوشتی مشابه عراق و لیبی است. بنابراین، برای تهران غیرممکن است که ایده کنار گذاشتن برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای و موشکی و کارت تنگه هرمز را که به کارت طلایی استراتژیک برای کنترل اقتصاد منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است، بپذیرد و پیامدهای بستن تنگه برای همه فاجعه‌بار خواهد بود.

بنابراین، تهران امروز در تلاش است تا این معادله را برقرار کند که مذاکره بدون پیش‌شرط و بدون مصالحه بر سر اصل برنامه موشکی و هسته‌ای امکان‌پذیر است.

با این حال، به نظر می‌رسد شکاف فعلی نشان می‌دهد که هر دو طرف (واشنگتن و تهران) هنوز در مرحله بررسی استراتژیک هستند، هرچند واشنگتن تلاش می‌کند از طریق درز اطلاعات و اظهارات تأیید نشده و نادرست، محدودیت‌های انعطاف‌پذیری ایران را آزمایش کند.

اختلاف فعلی همچنین نشان‌دهنده‌ جدول زمانی متفاوت بین دولتی است که به دنبال نتایج سریع است و در عین حال دولتی(تهران) که رویکرد بلندمدت را اتخاذ می‌کند.

از این‌رو کل وضعیت نشان می‌دهد که هرگونه توافقی، در صورت دستیابی، با شرایطی کاملاً متفاوت از آنچه در حال حاضر روی میز است، حاصل خواهد شد. این تفاوت، فقدان حتی یک درک اولیه در مورد مکانیسم‌های اعتمادسازی را نشان می‌دهد.

بنابراین، تهران برای دستیابی به اهداف خود، بین گشودگی تاکتیکی و انعطاف‌ناپذیری استراتژیک تعادل برقرار می‌کند. جمهوری اسلامی ایران با پیشنهاد آمریکا به عنوان آزمونی برای نیات خود رفتار می‌کند، نه به عنوان یک مسیر مذاکره جدی. با این حال، در مجموع، تهران به دنبال حفظ اهرم خود یعنی «هرمز؛ گذرگاه کوچکی با اثر جهانی بزرگ» به عنوان تضمینی برای هرگونه توافق آینده است.

انتهای پیام