صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۳۹۷۳
تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۳
گزارش ایکنا از فینال یک مسابقه

چند کیلومتر آن سوتر از شهری که این روز‌ها در التهابات جنگ و مذاکره نفس می‌کشد، جهان کوچک اما روشنِ چند نوجوان، اهالی خسته این روزگار را از هیاهوی زمین جدا و به آسمان نزدیک‌تر کرد.

آدم‌ها گوشی به دست میان تیتر‌های سیاه و سفید و تحلیل‌های بی‌پایان و گیج‌کننده سرگردانند و درست در همین روز‌ها در یکی از سوله‌های بزرگ اطراف تهران، جهان دیگری در حال شکل گرفتن است، جهانی که در آن چند نوجوان با کت و شلور‌های اتوکشیده، مو‌های آب و شانه زده و حنجره‌هایی که هنوز صدای کودکی می‌دهد، زیر نور‌های سفید و آبی استودیو ایستاده‌اند و آیات الهی را آرام آرام روی لب‌هایشان می‌چرخانند. انگار می‌خواهند پیش از آغاز یک رقابت، صدایشان را با آسمان کوک کنند. دوربین‌ها آخرین تمرین‌های قبل از ضبط را انجام می‌دهند و آرام روی ریل‌ها حرکت می‌کنند.

از گوشه‌وکنار سالن صدای تلاوت شنیده می‌شود، یکی مقام بیات را زیر لب مرور می‌کند، دیگری روی نفس آخرش کار می‌کند و آن‌طرف‌تر نوجوانی با چشمان بسته، انگار خودش را روی سکوی اول به تصویر کشیده است، شاید جایی میان رویای عبدالباسط، منشاوی یا مصطفی اسماعیل شدن.

پدر‌ها آرام، بدون اینکه چیزی بگویند قدم می‌زنند، اگر می‌شد به سکوت چشم‌هایشان راه پیدا کرد، احتمالاً جایی میان حسرت‌های قدیمی خودشان را روی همین صحنه می‌دیدند، نوجوانیِ نخوانده‌ای که شاید روزی می‌توانست پشت همین میکروفون بایستد و آیه‌ای را تا سقف آسمان بالا ببرد. حالا در این گوشه از جغرافیا آهی نصیبش شده که از سینه بیرون می‌آید، آهی شبیه حسرت رویا‌هایی که زیر نبود امکانات دیر فهمیده شدند.

مادر‌ها اما، میان دعا و اضطراب، مدام چشم به صحنه دارند، به همان چند متر نوری که ممکن است مسیر آینده فرزندشان را تغییر دهد.

چند دقیقه بیشتر تا آغاز ضبط فینال فصل دوم «بهشت» باقی نمانده، مسابقه‌ای که از میان بیش از هزار فایل ارسالی، فقط شش نوجوان را در ایستگاه پایانی نگه داشته است.

سیدوحید مرتضوی، مجری و تهیه‌کننده برنامه، میان رفت‌وآمد عوامل و هماهنگی آخرین جزئیات، از مسیری می‌گوید که «بهشت» برای رسیدن به این شب پشت سر گذاشته است، مسیری که نیمه‌کاره در التهاب روز‌های جنگ متوقف شد و در روز‌های آتش‌بس دوباره جان گرفت.

وی می‌گوید: «دوره دوم برنامه بهشت را پیش از ماه مبارک رمضان آغاز کردیم. حدود هشت روز ضبط داشتیم تا اینکه با آغاز جنگ تحمیلی سوم و حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا، روند تولید متوقف شد. حدود ۱۵ قسمت ضبط شده بود و بعد از وقفه، دوباره کار را ادامه دادیم تا امروز که به فینال و اختتامیه رسیده‌ایم، مرحله فینال و اختتامیه هم بعد از ضبط برنامه و تمام شدن تدوین و سایر مراحل، طی روز‌های آینده از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می‌شود.»

مرتضوی می‌افزاید: «از میان بیش از هزار نوجوانی که فایل تلاوت فرستاده بودند، ۵۵ نفر به مرحله تلویزیونی رسیدند؛ بعد ۲۴ نفر، ۱۶ نفر و هشت نفر باقی ماندند تا حالا فقط شش نوجوان برای ایستادن بر بلندای «بهشت» رقابت کنند.»

اما تفاوت مهم امسال، فقط تعداد شرکت‌کننده‌ها نیست، مرتضوی توضیح می‌دهد که برخلاف بسیاری از مسابقات، این بار رتبه‌های نهایی را فقط داوران روی صحنه مشخص نمی‌کنند: «حدود بیست نفر از استادان و داوران برجسته کشور، شامل بانوان و آقایان به عنوان هیئت انتخاب اجرای شرکت‌کننده‌ها را ارزیابی می‌کنند تا انتخاب نهایی به عدالت نزدیک‌تر باشد، در این مرحله داوران اصلی تنها در مورد اجرای فینالیست‌ها نظر می‌دهند و انتخاب نفرات برتر بر عهده هیئت انتخاب خواهد بود.»

وی می‌افزاید: «واقعاً یکی از ویژگی‌های مهم این دوره نسبت به فصل گذشته، حضور گسترده چهره‌های تازه بود. بیش از ۵۰ درصد شرکت‌کنندگان، نوجوانانی بودند که پیش‌تر آنها را نمی‌شناختیم و حتی نامشان را نشنیده بودیم. بسیاری از همین نوجوان‌ها شاید در دوره‌های قبل، در مراحل ابتدایی حذف شده بودند، اما امسال با تمرین بیشتر، تلاش مستمر و بهره‌گیری از استادان، توانستند خودشان را به مراحل بالاتر برسانند و امروز حتی در جمع فینالیست‌ها حضور داشته باشند.»

پیش از آغاز ضبط، سالن بیشتر شبیه یک جلسه تخصصی تلاوت است تا مسابقه. پدر و مادر‌ها با دقت به نکات فنی داوران گوش می‌دهند، وقف و ابتدا، تحریر، اوج و فرود صدا ... برخی آن‌قدر غرق شده در حس سر تکان می‌دهند که انگار سال‌هاست پای کرسی‌های تخصصی قرآن نشسته‌اند.

با استقرار عوامل پشت دوربین‌ها و نشستن داوران و تماشاگران در جای خود، استودیو آرام آرام شبیه ثانیه‌های پیش از وقوع یک طوفان می‌شود، طوفانی نه از جنس صدا، بلکه از جنس اضطراب.

نور‌ها روی صحنه می‌نشیند، دوربین‌ها روشن می‌شوند و ناگهان فریاد «سه... دو... یک...» در استودیو می‌پیچد، همان چند ثانیه کوتاه، انگار تمام اضطراب عالم را بر شانه‌های شش نوجوان فرو می‌ریزد. دست‌هایشان گاهی بی‌دلیل روی کت‌ها کشیده می‌شود و گاهی میان مو‌های آب و شانه شده فرو می‌رود، نگاه‌هایشان، مدام میان سقف استودیو و صورت پدر و مادر‌ها در رفت‌وبرگشت است. 

انگار شدت اضطراب که خیلی هم ماندگار نیست، آنها را به نوعی بی‌خیالی مصنوعی رسانده، به همان نقطه‌ای که آدم، وقتی دیگر تاب اضطراب ندارد، ناچار خودش را به آرامش می‌سپارد، شبیه سربازی که درست چند لحظه پیش از آغاز نبرد، ناگهان سکوت می‌کند و فقط به جلو خیره می‌شود؛ و بعد، نخستین تلاوت آغاز می‌شود، آب سردی بر سرتاپای همه این اضطراب‌ها. سکوتی آرام، اما سنگین روی سالن می‌نشیند، سکوتی که انگار حتی نفس‌های تماشاگران را هم آهسته‌تر می‌کند.

اما حال‌وهوای این استودیو، با بسیاری از مسابقه‌های تلویزیونی فرق دارد.

اینجا فقط رقابت چند نوجوان برای رسیدن به رتبه اول نیست، چیزی شبیه یک محفل خانوادگی قرآنی در جریان است. محفلی که در آن، هم اضطراب مسابقه حضور دارد، هم آرامش آیه‌ها.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدرضا موسوی‌واعظ از داوران برنامه که البته بیشتر نکات اخلاقی مربوط به آیات تلاوت‌شده از سوی فینالیست‌ها را می‌گوید، معتقد است «بهشت» فراتر از یک مسابقه تلویزیونی است. محفلی قرآنی که تلاش می‌کند خانواده‌ها را دوباره پای سفره قرآن بنشاند.

وی در همین رابطه می‌گوید: «هدف این برنامه فقط استعدادیابی نیست. بهشت بهانه‌ای است برای نشاندن مردم بر سر سفره قرآن. برنامه تلاش کرده تلاوت را از یک مهارت صرف فنی خارج کند و اخلاق، معارف و تربیت قرآنی را هم وارد خانه‌ها کند.»

موسوی‌واعظ می‌افزاید: «ما سعی کردیم در لابه‌لای تلاوت‌ها، نکات اخلاقی، خانوادگی و تربیتی را مطرح کنیم. نوجوان وقتی با آن معصومیت وارد عرصه تلاوت می‌شود، اثرگذاری‌اش بسیار بالاست.»

شاید همین نگاه است که «بهشت» را آرام‌آرام از قالب یک مسابقه ساده خارج کرده و به یک جریان رسانه‌ای قابل توجه تبدیل کرده است؛ جریانی که حالا مدیران و فعالان قرآنی کشور هم درباره آن حرف می‌زنند.

محمدتقی میرزاجانی، معاون آموزش و پژوهش شورای عالی قرآن معتقد است تجربه موفق برنامه‌هایی مانند «بهشت» ثابت کرده که ظرفیت جریان‌سازی قرآنی در میان نوجوانان، دیگر یک حدس یا شعار نیست.

مدیر بنیاد قرآنیان اسوه در حاشیه ضبط مرحله فینال و اختتامیه مسابقه تلویزیونی بهشت به خبرنگار ایکنا می‌گوید: «امروز دیگر صرفاً درباره یک ایده یا پیش‌بینی صحبت نمی‌کنیم؛ این برنامه‌ها عملاً نشان داده‌اند که می‌توانند جریان‌ساز باشند. تمرکز بهشت روی سن نوجوانی، مهم‌ترین نقطه قوت این برنامه است. این برنامه روی نسلی سرمایه‌گذاری کرده که آینده‌سازان قرآنی کشور هستند. هر میزان انگیزه و امیدی که در این سنین ایجاد شود، می‌تواند جریان قرائت قرآن را در کشور بالنده‌تر کند.»

میرزاجانی معتقد است این جریان، فقط با یک برنامه تلویزیونی دوام نمی‌آورد و باید سه ضلع اصلی در کنار هم قرار بگیرند: «اساتید و جریان مردمی، نهاد‌های رسمی قرآنی و رسانه سه ضلع کاربردی در این حوزه هستند، اگر این سه ضلع در کنار هم هماهنگ عمل کنند، نتیجه بسیار جدی‌تری خواهیم گرفت.»

مهدی قره‌شیخلو، دبیر ستاد عالی هماهنگی مسابقات قرآن کشور نیز از اشکالی حرف می‌زند که ممکن است تمام این شور را به یک موج کوتاه‌مدت تبدیل کند.

دبیر ستاد عالی هماهنگی مسابقات قرآن در حاشیه ضبط فینال و اختتامیه برنامه تلویزیونی بهشت در همین رابطه به خبرنگار ایکنا می‌گوید: «ما معمولاً موج ایجاد می‌کنیم، اما از این موج استفاده بهینه نمی‌کنیم.»

وی می‌افزاید: «اگر بعد از چنین برنامه‌هایی، جلسات قرآن و جمعیت نوجوانان قرآنی بیشتر نشود، یعنی همه‌ چیز فقط در حد یک هیجان رسانه‌ای باقی مانده است. اگر میلیارد‌ها تومان هزینه کنیم و بعد از پایان مسابقه، هیچ اتفاقی نیفتد، یعنی فقط یک موج کوتاه رسانه‌ای ساخته‌ایم.»

قره‌شیخلو بیان می‌کند: «این نوجوان‌ها نباید بعد از خاموش شدن دوربین‌ها فراموش شوند، باید از این موج برای جذب نوجوان‌ها به جلسات قرآن، آموزش و حمایت از آنها استفاده کنیم.»

در میان همین شش فینالیست، محمدمهدی جعفری شاید یکی از واضح‌ترین نمونه‌های همین جریان باشد؛ نوجوان ۱۴ ساله‌ای که از استان قم و اصالتاً اهل زنجان است، سال گذشته در مراحل ابتدایی حذف شد، اما امسال دوباره برگشت و به فینال رسید.

جعفری روزگاری اصلاً علاقه‌ای به قرآن نداشته و بیشتر وقتش را در کونگ‌فو می‌گذرانده است. حتی تا مدارج بالایی در این رشته هم پیش رفته، اما علاقه بیش از حد پدر و مادر به تلاوت و یک سفر به مشهد، باعث می‌شود او کم‌کم وارد فضای قرآن شود.

وی حدود چهار سال است که تلاوت را آغاز کرده و در این مدت در مسابقات مختلفی نیز حضور داشته است، از کسب رتبه دوم مسابقات استانی گرفته تا تجربه حضور در رقابت‌های کشوری. با این حال، معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های حضور در «بهشت»، تنها رقابت و رتبه نیست، بلکه قرار گرفتن در فضای اجرا و غلبه بر اضطراب صحنه است.

جعفری می‌گوید: «وقتی جلوی دوربین قرار می‌گیری یا در یک برنامه تلویزیونی تلاوت می‌کنی، کم‌کم یاد می‌گیری چطور با استرس کنار بیایی. مسابقه بهشت واقعاً آدم را برای چنین فضا‌هایی آماده می‌کند.»

جعفری درباره آشنایی‌اش با این مسابقه می‌گوید: «سال گذشته از طریق یک فراخوان با مسابقه آشنا شدم و در مسابقه شرکت کردم، اما در همان مراحل ابتدایی حذف شدم و قسمت نشد به فینال برسم. بعد از آن، با تشویق استاد علی‌اصغر شعاعی در قم، دوباره تلاش کردم و امسال به لطف خدا توانستم تا مرحله فینال بیایم.»

این قاری نوجوان در مورد اهدافی که از حضور در عرصه قرآنی دارد می‌گوید: «هدفم شهرت نیست، دوست دارم در آینده مبلغ قرآن شوم و قرآن را از مظلومیت دربیاورم.»

تلاوت‌ها به پایان رسیده‌اند، شش نوجوان، آخرین آیاتشان را خوانده‌اند و حالا استودیو، نفس عمیقی شبیه پایان یک سفر طولانی را می‌کشد.

اختتامیه برنامه نیز با حضور چهره‌ها و مهمانان ویژه، که بیشترشان از مدیران و مسئولان امور قرآنی کشور هستند، در فضایی متفاوت برگزار می‌شود.

شبی که گاهی رنگ رقابت داشت، گاهی حال‌وهوای یک محفل خانوادگی و گاهی شبیه رؤیای مشترک چند نوجوان برای ایستادن زیر نور قرآن به پایان رسید.

از جزئیات اختتامیه و نام برگزیدگان چیزی نمی‌گوییم، بگذاریم هیجان شنیدن نام نفرات برتر و حال‌وهوای آن لحظه‌ها، برای مخاطبانی که قرار است این قسمت را از قاب تلویزیون تماشا کنند، همچنان تازه و دست‌نخورده باقی بماند.

با پایان یافتن اختتامیه نور‌های استودیو آرام‌آرام خاموش می‌شود، دکور بزرگ بهشت در سکوت فرو می‌رود، عوامل برنامه خسته، اما راضی به فکر جمع کردن وسایل هستند و خانواده‌ها یکی‌یکی سالن را ترک می‌کنند.

انتهای پیام