صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۳۹۷۵
تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۳
سید ضیاء هاشمی:

عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در نشست «بعثت و غرور ملت ایران و اهتزاز پرچم وطن‌دوستی»، آزادسازی خرمشهر را نه صرفاً یک پیروزی نظامی، بلکه یک «رخداد تمدنی» دانست که زمینه‌های هویتی و فرهنگی جامعه ایران را در برابر هجمه‌های بیرونی بازآفرینی کرد و گفت: جنگ اخیر نیز نشان داد وقتی پای هویت و امنیت ملی در میان باشد، تفاوت‌های دیدگاهی در درون خانواده ایران، در برابر بیگانه رنگ می‌بازد.

به گزارش ایکنا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با همکاری نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، امروز سوم خردادماه، میزبان نشست تخصصی «بعثت و غرور ملت ایران و اهتزاز پرچم وطن‌دوستی» به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر بود.

در این رویداد که با حضور جمعی از اساتید و پژوهشگران از جمله حمیدرضا جلایی‌پور، محمدرضا جوادی‌یگانه، سیدضیاء هاشمی، یحیی بوذری‌نژاد، محسن صبوریان، موسی عنبری، روح‌الله نصرتی و سیدهادی ساجدی برگزار شد، ابعاد پیوند میان آرمان‌های معنوی، هویت ملی و حماسه مقاومت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.

«تشیع عقلانی»؛ کلیدواژه‌ عبور ایران از انقطاع تاریخی در مواجهه با غرب

یحیی بوذری‌نژاد، استاد علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران در بخش اصلی سخنان خود با تبیین سیر تاریخی مواجهه با غرب، اظهار کرد: نباید ایران را در دوره‌های مختلف صفویه یکسان دانست.

وی با اشاره به اینکه در اوایل دوره صفویه، «تشیع» در کنار «هویت ملی و تاریخی» شکوفا شد، بیان کرد: در آن زمان، مکان‌های تاریخی شاهد هم‌نشینی شاهنامه‌خوانی و روضه‌خوانی بود.

بوذری‌نژاد با اشاره به نقطه عطف سال ۱۷۹۸ میلادی (تصرف مصر توسط ناپلئون) و شکست‌های ایران از روسیه در دوره عباس‌میرزا، افزود: جهان اسلام در این مقاطع متوجه ضعف خود نسبت به غرب شد؛ همچنین تلاش‌های گوناگونی برای بازسازی و احیا آغاز شد.

بوذری‌نژاد در تبیین الگوهای مواجهه با غرب در جهان اسلام، چهار رویکرد متمایز را ترسیم می‌کند که شامل پذیرش مطلق تجدد و همسویی با دولت‌های غربی، روی آوردن به مدرنیته‌ سوسیالیستی و کمونیستی (مشابه الگوی جمال عبدالناصر در مصر)، نفی کامل غرب که در جهان تسنن به بروز جریان‌های سلفی و تکفیری انجامید و در نهایت رویکرد بازاندیشی دینی با هدف ارائه‌ قرائتی نو از دین در عین پذیرش مؤلفه‌های تجدد می‌شود.

تمایز ایران: «عقبه فکری» و «تشیع عقلانی»

وی با تأکید بر اینکه ایران به دلیل «عقبه فکری و عقلانی» پیش از اسلام و دوران اسلامی، مسیری متفاوت از سایر کشورهای اسلامی پیموده است، گفت: در حالی که در دیگر نقاط، متفکران یا غرب را کاملاً نفی کرده و یا کاملاً تسلیم آن شدند، در ایران به واسطه سنت‌های عمیق فکری، شاهد شکل‌گیری روحیه گفتگو هستیم؛ به طوری که متفکرانی همچون علامه طباطبایی به‌صورت علمی و عقلانی با اندیشه‌های مارکسیستی و غربی وارد بحث می‌شدند؛ تشیعی که مبتنی بر خرد، اجتهاد، تأمل و تفکر است و در اندیشه امام خمینی (ره) و متفکران انقلاب اسلامی متبلور شد.

سه جنبش معاصر و ویژگی انقلاب ۵۷

وی با تحلیل سه جنبش «مشروطه»، «نهضت ملی شدن نفت» و «انقلاب اسلامی»، تصریح کرد: دو جنبش اول به دلیل فقدان «رهبری واحد» و «گفتمان واحد» و وجود تشتت آرا به شکست انجامیدند، اما انقلاب اسلامی با محوریت رهبری واحد توانست این خلأها را پر کند. ایران برای اولین بار در تاریخ معاصر است که توانسته از حوزه شکست نظامی و علمی خارج شده و به اقتدار دست یابد.

بوذری‌نژاد برای تثبیت و ارتقای اقتدار کشور، سه راهبرد اساسی را ضروری دانست و گفت: نخست، تقویت یک «هویت ملی فراگیر» که پیونددهنده‌ ریشه‌های دینی، میراث تمدنی ایران و دستاوردهای علمی و نظامی نوین باشد؛ دوم، تکیه بر «عقلانیت دینی» در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که به‌عنوان موتور محرک و لازمه‌ اصلی تداوم مسیر مقاومت شناخته می‌شود و سوم، تلاش برای «استمرار تاریخی» و جلوگیری از هرگونه گسست فکری که در گذشته آسیب‌های فرهنگی جبران‌ناپذیری به همراه داشته است.

وی در انتها با تأکید بر لزوم بازخوانی ابعاد مختلف هویت ایرانی و عقلانیت شیعی توسط مراکز پژوهشی، از دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه خواست تا با تولید دانش تخصصی، نقش پیشران خود را در تبیین و پیمایش این مسیر پیچیده و ناهموار به نحو احسن ایفا کنند.

آینده‌ جامعه ایران؛ در گرو به رسمیت شناختن تنوع و تکثر فرهنگی

روح‌الله نصرتی، عضو هیئت علمی گروه انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز در این نشست  به واکاوی مؤلفه‌های پایداری جامعه ایرانی و بررسی ابعاد ساختاری و غیر ساختاری جوامع پرداخت و گفت: در علوم اجتماعی اجماع نسبی وجود دارد که جوامع برای تداوم و بقای خود، نیازمند شبکه‌ای از نظام‌های اقتصادی، فرهنگی (باورها، اسطوره‌ها و سنت‌ها) و سیاسی هستند، اما چالش اساسی زمانی آغاز می‌شود که نظام سیاسی به عنوان «عنصر مداخله‌گر»، با هدف ساخت دولت ـ ملت، به سیاست‌های یکسان‌سازی متوسل شده و تکثر فرهنگی را مانعی بر سر راه نظم اجتماعی تلقی می‌کند.

تکثر، موتور محرک خودتنظیم‌گری جامعه

این استاد دانشگاه با نقد نگاه‌های تقلیل‌گرایانه به تنوع قومی، زبانی و مذهبی در ایران، تصریح کرد: برخلاف بسیاری از تجربه‌های جهانی که در آن سعی شده با حذف تنوع، نظم برقرار شود، در تجربه تاریخی جامعه ایرانی، همین تکثر و تنوع، خود عامل نظم‌بخشی بوده است. این نظم، «خودجوش» و مبتنی بر ظرفیت‌های «خودتنظیم‌گری» جامعه است و هرگاه یک عنصر بیرونی با مداخله در حوزه‌هایی نظیر سبک زندگی، روابط خانواده و نهادهای اجتماعی وارد عمل شده، چرخه نظم خودتنظیم‌گر را دچار اختلال کرده و تعارضات درون‌اجتماعی را دامن زده است.

ذخایر فرهنگی؛ ضامن تاب‌آوری در بحران‌ها

نصرتی، راز پایداری و تاب‌آوری جامعه ایرانی را در تکیه بر ذخایر فرهنگی هویت‌ساز دانست و افزود: این ذخایر در دو عنصر «ایرانی بودن» و «دین‌داری» تجلی یافته است. پیوند میان تاریخ، اسطوره‌ها و روایت‌های شاهنامه با عنصر ایرانیت و همچنین نقش نظام معنایی دین در بزنگاه‌های تاریخی نظیر دوران دفاع مقدس، سرمایه‌ای عظیم و فراگیر برای جامعه ایرانی هستند که افراد با سبک‌های زندگی و نظام‌های شناختی مختلف را ذیل یک چتر حمایتی واحد قرار می‌دهند. 

هشدار نسبت به مصادره فرهنگی

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با هشدار نسبت به بهره‌برداری‌های محدود سیاسی از این سرمایه‌های نمادین، تأکید کرد: ذخایر فرهنگی جامعه ایرانی نباید در بند محدودیت‌های حزبی یا باندی مصادره شود. هرگونه تلاش برای انحصار این ذخایر، باعث تخریب نظم خودتنظیم‌گر جامعه شده و کارکرد وحدت‌بخش آن‌ها را از بین می‌برد.

نصرتی در بخش پایانی سخنان خود، الگوی موفق ایران در حوزه‌های دفاعی را الگوی «توازن و به رسمیت شناختن تنوع» خواند و پیشنهاد داد: برای مواجهه با چالش‌های آینده، سیاست‌گذاران باید از مداخله‌گری پرهیز کرده و به سمت «به‌رسمیت‌شناسی تکثر» حرکت کنند. تنها راه کاهش بحران‌ها و تقویت همبستگی اجتماعی این است که جامعه فرصت یابد تا با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی و تنوع فرهنگی خود، مسیر تنظیم و بقای خویش را طی کند؛ چرا که پایداری آینده جامعه ایرانی، مستقیماً با پذیرش و احترام به این تکثر و تنوع فرهنگی گره خورده است.

«ایده بعثت»؛ الگوی جایگزین برای گذار از فردگرایی و تحقق انسجام اجتماعی

همچنین سیدهادی ساجدی، استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه نشست سخنان خود را با محوریت تحلیل آینده اجتماعی ایران، با مقایسه تطبیقی میان انقلاب فرانسه و انقلاب اسلامی، آغاز و به تبیین مفهوم «ایده بعثت» به عنوان نظریه‌ای برای انسجام اجتماعی پرداخت و آن را جایگزینی برای الگوهای منفعت‌محور غربی دانست.

این استاد دانشگاه با اشاره به فضای فکری دوران روشنگری و پس از انقلاب فرانسه، گفت: در دنیای مدرن، اندیشمندان غربی پس از تجربه انقلاب فرانسه که با خشونتی بی‌سابقه همراه بود، با مسئله «جزئی شدن کنش انسانی» و فردگرایی افراطی مواجه شدند که عملاً انسجام اجتماعی را تهدید می‌کرد. در این پارادایم، برای جمع‌بندی این فردگرایی و جلوگیری از تعارضات، «دولت» به عنوان تنها راهکار و نهاد مقتدر برای برقراری نظم معرفی شد.

بعثت در برابر منفعت‌محوری

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تبیین مفهوم «ایده بعثت» در تقابل با پارادایم غربی، اظهار کرد: در حالی که در نظریات اجتماعی مبتنی بر منفعت، تعارض و کشمکش به دلیل محدودیت منابع مادی اجتناب‌ناپذیر است، «ایده بعثت» (برانگیختگی درونی و الهی) فضایی متفاوت ایجاد می‌کند. بعثت نه مبتنی بر منفعت شخصی، بلکه مبتنی بر «تکلیف‌گرایی درونی» است؛ جایی که افراد به جای تعارض بر سر منابع، برای هدفی متعالی و بر اساس همدلی و همگرایی، خود را مبعوث و مکلف به کنشگری می‌بینند.

ساجدی در بخش دیگری از سخنان خود، اجتماعات شبانه سال‌های اخیر را پدیده‌ای بی‌نظیر و نشانه‌ای از تحقق این «بعثت اجتماعی» دانست و تصریح کرد: این اجتماعات از چهار جهت منحصر به فرد هستند: گستره جغرافیایی، تداوم زمانی (بیش از 80 شب)، سطح حماسی و تنوع طیف‌های حاضر در آن. به اعتقاد وی، این پدیده محصول «بعثت توزیع‌یافته» در میان مردم است که رهبر شهید پیش از شهادت، آن را پیش‌بینی و نظریه‌پردازی کرده بودند.

توسعه مفهوم ولایت و بعثت به ساحت اجتماعی

این استاد دانشگاه با بیان اینکه مفهوم بعثت صرفاً محدود به ساحت پیامبرانه نیست، تأکید کرد: همان‌طور که ولایت از لایه رسالت به ائمه و سطوح پایین‌تر منتقل می‌شود، «بعثت» نیز می‌تواند در سطحی متناسب با ظرفیت‌های انسانی توسعه یابد و میان توده‌های مردم عمومی شود.

وی این نوع بعثت را عامل اصلی خودتنظیم‌گری جامعه دانست که از دایره سیاست‌ورزی حزبی و باندی فراتر است.

مردم کار را تمام می‌کنند

وی در پایان با تأکید بر اینکه عوامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در انسجام اجتماعی مؤثرند اما «امر متعالی و درونی» لایه بالاتری برای تحلیل است، خاطرنشان کرد: این پیش‌بینی که «مردم کار را تمام خواهند کرد»، در واقع اشاره به همین قدرت بعثت اجتماعی دارد.

وی ابراز امیدواری کرد که با تثبیت این انسجام درونی، دستاوردهای میدانی جامعه در عرصه‌های سیاست و دیپلماسی نیز با قدرت بیشتری تثبیت شده و به رفاه اجتماعی و سیاسی منجر شود.

سید ضیاء هاشمی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، آزادسازی خرمشهر را نه صرفاً یک پیروزی نظامی، بلکه یک «رخداد تمدنی» دانست که زمینه‌های هویتی و فرهنگی جامعه ایران را در برابر هجمه‌های بیرونی بازآفرینی کرد.

وی با مرور تاریخی شرایط سال ۱۳۶۰ و آسیب‌های ناشی از ترورها و تنش‌های داخلی، گفت: در آن مقطع که کشور با بحران‌های امنیتی و انفعال ناشی از تحمیل جنگ مواجه بود، فتح خرمشهر نقطه عطفی شد که جامعه از وضعیت انفعال خارج شده و وارد مرحله «بازآفرینی قدرت» شود. ارتش عراق در آن زمان، با حمایت همه‌جانبه‌ قدرت‌های جهانی (بلوک شرق و غرب) و کشورهای عربی، از نظر شاخص‌های نظامی دست بالا را داشت، اما آنچه ورق را برگرداند، «بعثت اجتماعی» و حضور نیروهای مردمی بود که با اتکا به یک باور و گفتمان جدید، ارتش کلاسیک صدام را شکست دادند.

تنوع قومی و فرهنگی؛ مزیت استراتژیک، نه تهدید

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه هویت ایرانی در شرایط بحران، پیوندی ناگسستنی میان «ملیت» و «دین» برقرار می‌کند، تصریح کرد: دشمن همواره تلاش داشت جنگ را به عنوان تقابل «فارس و عرب» تصویرسازی کند، اما واقعیت میدانی نشان داد که این ملت، حول مشترکات امنیتی، ملی و باورهای دینی، یکپارچه عمل می‌کند.

به اعتقاد دکتر هاشمی، تنوع قومی و فرهنگی ایران، یک «باغ زیبا و رنگارنگ» و «مزیت استراتژیک» است، نه نقطه ضعف؛ چرا که همین تنوع، در لحظات حساس، قدرت بسیج‌کنندگی جامعه را افزایش می‌دهد.

هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود، به تحلیل شرایط جنگ اخیر پرداخت و آن را یک «جنگ نامتقارن و بی‌سابقه» خواند که در آن، دو قدرت جهانی (آمریکا و رژیم صهیونیستی) تمام توان خود را علیه ایران به کار گرفتند. تقابل امروز ما با جبهه استکبار، یک اختلاف‌نظر ساده نیست، بلکه «تقابلی ماهوی» و مبتنی بر منافع بنیادی و منطق فرهنگی است.

وی با اشاره به اینکه در جنگ اخیر، دشمن به دنبال کشاندن مردم به خیابان‌ها علیه نظام بود اما نتیجه عکس گرفت، اظهار کرد: این رویداد نشان داد که وقتی پای هویت و امنیت ملی در میان باشد، تفاوت‌های دیدگاهی در درون خانواده ایران، در برابر بیگانه رنگ می‌بازد. شهادت فرماندهان و مظلومیت قربانیان غیر نظامی، عمق این تقابل ماهوی را برای جامعه روشن‌تر کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در پایان با بیان اینکه «ایران به عنوان یک پدیده، دوباره در حال معرفی به جهان است»، خاطرنشان کرد: ما باید با نگاه عمیق علمی و همراه با خودباوری، ابعاد این پایداری را تحلیل کنیم.

وی از اصحاب رسانه و دانشگاهیان خواست تا بدون تبلیغات صوری، به تبیین این واقعیت بپردازند که مقاومت در برابر یک هجمه بی‌سابقه جهانی، خود به یک «مؤلفه هویتی» و مایه افتخار مشترک برای تمام ایرانیان با هر گرایشی تبدیل شده است؛ مقاومتی که نشان داد دشمن با وجود تمام ابزارها، در دستیابی به هدف «نابودی ایران» شکست خورده است.

جنگ و بحران؛ لحظه‌های آفرینش مفاهیم تازه در جامعه‌

محسن صبوریان با اشاره به نسبت میان بحران‌های اجتماعی و شکل‌گیری مفاهیم جدید، تأکید کرد: جنگ و رخدادهای بزرگ تاریخی صرفاً عامل انسجام و وحدت نیستند، بلکه می‌توانند به لحظه‌هایی برای زایش نظریه‌ها، آرمان‌ها و قواعد تازه در جامعه تبدیل شوند. جوامع در برخی دوره‌ها در وضعیت گذار و «میان‌مایگی اخلاقی» قرار می‌گیرند، در این شرایط، مفاهیم و ارزش‌های گذشته دیگر همان شور و کارکرد سابق را ندارند و هنوز نیز بدیلی روشن و جایگزین برای آن‌ها شکل نگرفته است. او این وضعیت را نشانه‌ای از فرسودگی نظم‌های پیشین و نیاز به بازآفرینی مفهومی دانست.

بحران؛ زمینه‌ای برای زایش مفاهیم نو

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه در دوران بحران، «خود زندگی» است که امکان تولید معناهای تازه را فراهم می‌کند، اظهار کرد: زمانی خواهد رسید که جوامع دوباره لحظه‌های جوشان و خلاقیت‌آفرین را تجربه خواهند کرد؛ لحظاتی که در آن‌ها آرمان‌های جدید شکل می‌گیرند، ثروت‌های معنوی تازه پدید می‌آیند و قواعد نو برای زیست جمعی ساخته می‌شود. جوامع برای زنده نگه داشتن این اصول و ارزش‌های تازه، ناگزیرند خاطره آن لحظات را در قالب آیین‌ها، جشن‌ها و مناسک جمعی بازتولید کنند؛ زیرا این مناسک به تداوم ایمان جمعی و انتقال معنا به نسل‌های بعدی کمک می‌کنند.

جنگ؛ فراتر از وحدت، بستری برای خلاقیت اجتماعی

صبوریان در ادامه تصریح کرد: اگر جنگ را فقط عامل وحدت و بسیج ملی بدانیم، بخشی از نقش آن را نادیده گرفته‌ایم. جنگ در برخی مقاطع تاریخی می‌تواند به یک «موقعیت مولد» بدل شود؛ موقعیتی که در آن جامعه نه تنها در برابر تهدید خارجی واکنش نشان می‌دهد، بلکه مفاهیم تازه‌ای برای فهم خود، هویت جمعی و کنش اجتماعی می‌سازد. در چنین شرایطی، مفاهیم پیشین دیگر به‌تنهایی توضیح‌دهنده تجربه زیسته مردم نیستند و جامعه برای توصیف و سامان دادن به وضعیت جدید، ناچار به تولید زبان و چارچوب فکری تازه می‌شود.

صبوریان با اشاره به مفهوم «بعثت اجتماعی»، گفت: این مفهوم می‌تواند خلاقیت نظری و عملی مردم را در میدان‌های بحران توضیح دهد؛ یعنی همان لحظاتی که مردم در دل فشار و تهدید، به‌صورت خودجوش و برآمده از درون، به تولید معنا، همبستگی و کنش مؤثر روی می‌آورند. این نوع کنش، صرفاً واکنشی یا احساسی نیست، بلکه نوعی برانگیختگی اجتماعی است که امکان عبور از وضعیت بحران را فراهم می‌کند و می‌تواند مبنای شکل‌گیری نظم‌ها و مفاهیم جدید در جامعه باشد.

گزارش تصویری این نشست را اینجا ببینید.

انتهای پیام