به گزارش ایکنا نشست هماندیشی استادان علوم قرآن و حدیث سراسر کشور، چهارشنبه، سیام اردیبهشتماه، در سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد. یکی از پنلهای این نشست «آموزش» بود که در آن تعدادی از اساتید حوزه علوم قرآن و حدیث به بیان دیدگاههای خود در قالب سلسله مقالاتی پرداختند.
از جمله مقالات ارائه شده، مقاله «جایگاه «فرآیند ارزشیابی» در توسعه کفایت حرفهای دانشجویان رشته علوم قرآن و حدیث» به قلم مرضیه محصص، دانشیار دانشکده الهیات و ادیان دانشگاه شهیدبهشتی بود که در ادامه چکیده این مقاله ارائه شده است.
تحولات پارادایمی در عرصه آموزش عالی و نیازهای فزاینده جامعه علمی معاصر، بازنگری در شیوههای متداول آموزش رشته علوم قرآن و حدیث را به امری اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است. رویکرد سنتی که عمدتاً بر انتقال مجموعهای از معلومات ثابت و گزارههای به ظاهر قطعی متمرکز است، با چالشهای بنیادینی روبهرو گشته که بقا و توسعه کیفی این رشته در آینده را تحت تاثیر قرار میدهد. این چالشها شامل انفعال ذهنی دانشجو، تقلیل یافتن میراث غنی اسلامی به دادههایی ایستا، و ناتوانی در ایجاد گفتوگو بین سنت تفسیری و پرسشهای نوپدید است. در چنین بستری، این مقاله استدلال میکند که محوریت توسعه آتی رشته علوم قرآن و حدیث، باید از آموزش صرف محتوای تثبیت شده، به سوی پرورش روحیه پرسشگری، نقد و پژوهش محوری در میان دانشجویان جابجا شود.
این گذار تنها یک تغییر روش شناختی نیست، بلکه تحولی معرفت شناختی است که هدف غایی آن تربیت محققانی خلاق، نقاد و توانمند است که قادر باشند با ابزارهای ریشهدار علوم اسلامی، به کشف لایههای معنایی جدید و پاسخگویی به معضلات پیچیده جهان معاصر بپردازند. اجرای این ایده مستلزم بازنگری در نقش استاد و بازطراحی فرآیند ارزشیابی است.
بازتعریف روشهای ارزشیابی در رشته علوم قرآن و حدیث، به عنوان یکی از ارکان کلیدی تحول آموزش در این حوزه، نیازمند عبور از نظام سنتی نمرهدهی مبتنی بر سنجش حافظه و بازتولید اطلاعات، و حرکت به سمت الگوهایی است که توانمندیهای تحلیلی، نقادانه و پژوهشی دانشجویان را مورد ارزیابی قرار میدهد.
این گذار، تنها با تغییر فرم سوالات امتحانی محقق نمیشود، بلکه مستلزم طراحی یک اکوسیستم جامع ارزشیابی است که در طول ترم و در تعامل با اهداف یادگیری پژوهشمحور، عملکرد دانشجو را پایش کند. یک راهبرد اجرایی کلیدی، جایگزینی یا تلفیق امتحانات پایانی با مجموعهای از تکالیف تدریجی و پروژههای پژوهشی خرد است.
به عنوان مثال، به جای آزمون نهایی درباره تاریخگذاری متون حدیثی، میتوان از دانشجو خواست در طول ترم، گزارشی مرحلهای از فرآیند نقد سندی و متنی یک حدیث خاص ارائه دهد. این گزارش میبایست شامل شناسایی منابع اولیه و ثانویه، تحلیل راویان در کتب رجالی، بررسی مفردات و ساختار جمله و در نهایت ارائه یک جمعبندی درباره وثاقت متن باشد. این روش، نه تنها دانش عملی را میسنجد، بلکه مسیر تفکر و استدلال دانشجو را نیز آشکار میسازد و امکان بازخورد اصلاحی مستمر را فراهم میآورد.
راهبرد دیگر، طراحی مکانیسمهای ارزشیابی مشارکتی و مبتنی بر حل مساله است. تشکیل گروههای کاری که موظف به بررسی یک مسئله تفسیری یا حدیثی پیچیده از زوایای مختلف هستند، نمونهای از این روش است. ارزشیابی در این مدل، چندبعدی خواهد بود؛ هم فرآیند کار گروهی، هم کیفیت استدلالهای ارائه شده در جلسات دفاع و هم گزارش نهایی نوشتاری مورد ارزیابی قرار میگیرد.
در این رویکرد، استاد نقش راهنمای فرآیند را ایفا میکند و معیار نمرهدهی، میزان عمق تحلیل، استفاده صحیح از منابع اولیه، خلاقیت در گردآوری دادهها و توانایی دفاع عالمانه از یافتههاست.
همچنین، استفاده از روش ارزشیابی همتایان در نقد و بررسی مقالات کوتاه دانشجویان، آنها را مستقیماً در فرآیند داوری علمی درگیر میکند و حس نقادی و دقت نظر را در آنها تقویت مینماید.
اجرای این راهبردها نیازمند بسترسازی است؛ از جمله برگزاری کارگاههای روش تحقیق پیشرفته، تأمین دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی و نرمافزارهای تخصصی، و مهمتر از همه، تغییر در ذهنیت اساتید و اعضای هیات علمی نسبت به فلسفه ارزشیابی. در این پارادایم جدید، ارزشیابی دیگر ابزار کنترل نیست، بلکه جزئی جداییناپذیر از فرآیند یادگیری و ابزاری برای پرورش ذهنیت پژوهشی است.
این تحول، دانشآموختگانی را تربیت خواهد کرد که به جای تکرار مکررات، قادر به دیالوگ با آن و تولید دانشی پاسخگو برای آینده هستند.
انتهای پیام