به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین محمد مسجدجامعی؛ پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشکده روابط بینالملل وزارت خارجه، شامگاه 18 خردادماه در سخنانی در سلسه نشستهای
شناخت غدیرخم از غدیر تا مباهله با عنوان «
ما و غدیر؛ دیروز، امروز و فردا» که از سوی مؤسسه بینالمللی بیتالغدیر برگزار شد به ایراد سخن پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است:
مسئله غدیر فقط یک واقعه تاریخی نیست ولی اینکه پیامبر(ص) در بازگشت از حج دو سه روزی مردم را در منطقه غدیر خم نگه داشتند و حضرت علی(ع) را بهعنوان جانشین به مردم معرفی کردند یک واقعه تاریخی مورد اتفاق مورخان مسلمان است کما اینکه حجه الوداع غیر قابل انکار است چون یک واقعیت تاریخی است.
ما شیعیان معتقدیم که پیامبر(ص) دارای شأن و مقامی است که قراردادی نیست که هر کسی بتواند جای ایشان را بگیرد. یک بیمارستان بزرگ را فرض کنید؛ لزوما کسی باید رئیس این بیمارستان باشد که تخصص لازم را داشته باشد یا کسی میتواند خلبان باشد که از لحاظ سنی و جسمی و سلامت بدنی و ریه و قلب و ... مورد تایید و اطمینان باشد.
پیامبر(ص) یک انسان کامل است و اگر قرار است کسی جانشین او باشد باید کسی باشد که ویژگیهای او را داشته باشد و کسی جز علی بن ابیطالب(ع) این جایگاه و سنخیت را نداشته است.
در مورد جانشینی بحث بر صلاحیت است. در بین مجموع صحابه آثاری را که از علی بن ابیطالب(ع) باقی مانده است و عمدتا در نهجالبلاغه هست با آثار باقیمانده از دیگران مقایسه کنیم اصلا قابل قیاس نیست. سخن ما این است که کسی مانند علی(ع) میتواند جانشین پیامبر(ص) و رهبر شود چون با پیامبر سنخیت دارد و سنخیت هم چیزی نیست که ما از خودمان بگوییم. کافی است که همان خطبه اول نهجالبلاغه را با مطالب دیگران مقایسه کنید و نیازی نیست همه آثار را.
معصومین؛ تنها رمزگشایان اسرار قرآن
موضوع دیگر اینکه ما میگوییم اسلام دین خاتم و برای همه زمانها است و قرآن، سمبل اسلام است و منطقا کتابی که قرار است برای همه انسانها در همه زمانها باشد و طبیعتا حجم محدودی هم دارد لذا منطقا به خاطر حجم محدود باید در این کتاب رموزی وجود داشته باشد و این رموز را چه کسی میتواند بدون کار «من درآوردی» و به تعبیر به صورت معتبر، رمزگشایی کند.
از نگاه ما شیعیان کسانی که علم و عصمت از ناحیه خدا دارند میتوانند این کار را بکنند لذا مفسر قرآن هم کسی است که شایستگی لازم را دارد. در روایت داریم که « إنّما يَعرِفُ القرآنَ مَن خُوطِبَ بهِ ». قرآن را کسی میفهمد که توانایی دریافت این رمز و رازها را داشته باشد لذا اینکه پیامبر(ص) فرمود دو ثقل یعنی قرآن و اهل بیت برای شما گذاشتم دقیقا به این معناست.
دوران خلافت
وقتی حضرت به خلافت رسیدند الی ماشاءالله مشکلات و مسائلی چون جنگ و نزاع و اختلاف پیش آمد؛ هر فرد دیگری جای علی بن ابیطالب(ع) در آن دوره پر از آشوب حکومت را به دست میگرفت با همین مشکلاتی روبرو میشد که حضرت علی(ع) شد زیرا مشکل برای علی(ع) نبود بلکه برای جامعه از هم گسیخته و عجیب و غریب بود.
خلیفه دوم خیلی مقتدرانه و قوی عمل میکرد و مردم از او میترسیدند؛ او ده سال خلافت کرد ولی در طول این ده سال آنقدر جامعه تغییر کرد که در اواخر خلافت او، بزرگان قریش گروههایی تشکیل دادند و در حالی که قبلا کاملا تابع او بودند به تدریج این تبعیت کم شد. احمد بن حنبل از نقل او آورده است که خدایا اینها مرا خسته کردند و من هم از دست آنان خسته هستم جان مرا بگیر.
بعد نوبت به عثمان رسید که حکومتش 12 سال طول کشید؛ عثمان در بین شش نفری که خلیفه دوم در شورا تشکیل داد فرد ضعیفی بود؛ او در چند سال اول طبق روند خلیفه دوم عمل کرد در حالی که جامعه تغییرات زیادی کرده بود.
در دوره فتوحات پول سرشار و فراوان و کنیزان مختلف و ... وارد حکومت شد. عثمان دامادی به نام مروان داشت؛ بنی امیه هم اصولا افرادی فامیلپرست و منسجم بودند. عثمان با کمک مروان همه حاکمان مناطق مختلف را از بنی امیه گذاشت و اینها افرادی بسیار زنباره و شرابخوار و فاسد بودند تا جایی که در کوفه مردم مجبور شدند حاکم را بیرون کنند. مردم مناطق مختلف وقتی از دست این حاکمان ذله شدند نزد عثمان در مدینه آمدند و خواستند که این حاکمان عوض شوند ولی ثمری نداشت و عثمان آنقدر بی اعتنایی کرد که او را کشتند.
اینکه خلیفه توسط مردم کشته شود نشانه اوضاع بهم ریخته است و در این شرایط مردم به منزل علی بن ابیطالب(ع) هجوم بردند تا ایشان خلافت را قبول کنند و هرقدر حضرت فرمودند من مشاور شما باشم بهتر از آن است که امیر شما باشم؛ حضرت(ع) در چنین شرایطی که حجت بر او تمام شده بود خلافت را پذیرفت. جامعه به شدت از هم گسیخته و عدهای به شدت ثروتمند شده و خودگم کرده بودند.
سهم مساوی از بیتالمال
نقل است که حضرت(ع) به یک زن ایرانی که به او موالی میگفتند با یک زن عرب سهمی مساوی از بیتالمال داد؛ زن عرب معترض شد و حضرت دو مشت خاک برداشت و گفت من بین این دو مشت فرقی نمیبینم؛ یعنی این خود گمکردگی حتی در یک زن عادی بدوی هم بود. پس مشکل از حکومت علی(ع) نیست بلکه از وضعیت آن جامعه بود لذا هر کسی جای علی(ع) بود با مشکلاتی به مراتب بیشتر مواجه بود زیرا علی(ع) پرونده سفید و روشن و پاکی داشت در حالی که بسیاری از صحابه دارای ثروت و کنیزان زیادی شده بودند.
البته عدهای مانند عمار و قیس بن سعد و سهل بن حنیف هم بودند که تدین داشتند و حامی علی(ع) بودند لذا در ماجرای خوارج با کمی روشنگری 12 هزار تن از خوارج تبدیل به چهار هزار نفر شدند در صورتی که اگر طلحه و زبیر حاکم بودند تعدادشان چند برابر میشد.
فتوحات
در مورد فتوحات دو موضوع وجود دارد؛ اول اینکه به لحاظ تاریخی چه چیزی رخ داد و دوم دیدگاه شیعه در این باره چیست؟ اهل سنت میگویند کسی که حاکم جامعه است نمازخواندن پشت سر او ولو اینکه متجاوز و ظالم باشد مجزی است و دادن زکات و جهاد همراه با او مجزی است ولی ما شیعیان نمیپذیریم لذا وقتی امام جماعت باید عادل باشد حتما حاکم هم باید عادل باشد.
سلطان محمود غزنوی برای به دست آوردن طلا و اینکه زنان را به اسارت بگیرد به مناطق دیگر حمله کرد لذا چرا کسی باید جانش را در راه این اهداف از دست بدهد؟ براساس فقه شیعه، دفاع در برابر کسی که به شما حمله کرده است واجب است ولی در مورد حمله و نبرد ابتدایی شیعه معتقد است که فقط امام معصوم(ع) میتواند چنین کاری بکند نه اینکه هر حاکمی بخواهد هر کار و جنایتی بکند.
نقل است که یک فرمانده عرب در فتوحات گفته بود آنقدر باید از این افراد بکشید که آسیاب با خون آنها بچرخد و من از این آسیاب گندم بخورم. واقعیت این است که وقتی به مناطق دیگر حمله کردند فجایع و جنایات زیاد و بزرگی مرتکب شدند بنابراین اجمالا جهاد این نیست که هر غارت و عمل زشتی را مرتکب شویم.
انتقاداتی که به حضرت علی(ع) دارند دو چیز است؛ اول اینکه حکومت ایشان منجر به جنگ داخلی شد و دیگر اینکه فتوحات متوقف شد. طبیعتا علی(ع) نمیتوانست دنبالهرو خلفا در فتوحات باشد زیرا این نوع فتوحات و جنایاتی که در آن انجام میشد قابل قبول برای ایشان نبود.
انتهای پیام