کد خبر: 1619273
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۸۶ - ۰۹:۰۶

امام حسين(ع) در كربلا به مقام والای رضا و تسليم رسيد

مراحل بالای عرفان و توحيد؛ «رضا» است. «رضا» هم نشان دهنده اوج محبت و دلدادگی به خداوند است و هم نشانه اخلاص كمال و نداشتن هيچ انگيزه‌ای جز پسند و خواست مولی.

از اهل‌بيت عليهم‌السلام در مقابل خواست خدا و تقدير او كاملا راضی بودند و اين را برای خود، كمال می‌دانستند و با پشتوانه «رضا»، هر مشكل و بلا و مصيبتی را صبورانه و عاشقانه تحمل می‌كردند. در مسائل اجتماعی نيز هرگز پسند و رضايت مردم را بر رضای الهی ترجيح نمی‌دادند و آنچه تكليف بود عمل می‌كردند، مهم رضای الهی بود، هر چند به خشم مردم می‌انجاميد.
اين نكته در تعاليم قرآن و احاديث بسيار مطرح است. امام حسين عليه‌السلام كه برای رضای الهی قدم در اين راه گذاشته بود، روحيه كوفيان را چنين ترسيم می‌كرد كه آنان خواسته‌های دل خويش را بر رضای الهی ترجيح داده‌اند: «لا اَفلَحَ قَومٌ آثَروا مَرضاةَ انفُسِهم عَلی مَرضاةِ الخالق.»
امام سجاد عليه‌السلام نيز در انتقاد از خطيبی كه در كاخ يزيد و نزد اسرای اهل‌بيت، از يزيد ستايش می‌كرد و از دودمان علی عليه‌السلام به زشتی ياد می‌كرد، بر سر او فرياد كشيد كه: وای بر تو، رضای مردم را به قيمت خشم خدا خريده‌ای!؟ «اِشتريتَ مَرضاة المخلوقِ بِسَخَطِ الخالق.»
اما آنچه كه در اين بحث و بخش مورد نظر است، همان بعد متعالی عرفانی «رضا» است كه ملاك عمل موحدان راستين است و عاشورا جلوه‌ای از اين فضيلت به شمار می‌رود.
يكی درد و يكی درمان پسندد يكی وصل و يكی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
نمونه‌های ديگری از مقام «رضا» را در كربلا با هم مرور می‌كنيم:
در مسير راه كوفه، ابا عبدالله عليه‌السلام پس از برخورد با فرزدق و آگاهی از اوضاع كوفه، فرمود:
همواره كار دست خدا بوده و هست. اگر قضای الهی بر چيزی نازل شود كه دوست داريم و می‌پسنديم، خدا را بر نعمت‌هايش سپاس می‌گوييم و اگر فضای الهی ميان ما و اميدمان فاصله انداخت، باز هم از كسی كه نيتش حق و شيوه‌اش تقوا باشد دور نيست (كه آن را بپسندد).
شعار «رِضا اللهِ رضانا اهلَ البيت» از كلمات نورانی امام و خاندان او در اين سفر بود. اين كلام را هم هنگام خروج از مكه به سمت كربلا در ضمن خطبه‌ای بيان فرمود، هم واپسين كلماتی بود كه در قتلگاه از حنجر خونين آن امام شنيده شد كه «الهی رِضیً بِقَضائك.» خواهر خويش را نيز به تسليم و رضا دعوت می‌كرد «اِرضی بِقَضاءِ الله» تا پس از شهادتش بی‌تابی و نارضايی از خود نشان ندهد. وقتی هم كه می‌خواست از مدينه خارج شود، هنگام وداع با قبر رسول خدا از خداوند طلب كرد كه آنچه كه رضای تو است، برايم انتخاب كن: اسئلكَ ... ما اختَرتَ مِن اَمری هذا ما هُوَ لَكَ رِضیً.»
اين روحيه معنوی در ساير عاشوراييان هم بود. حضرت مسلم بن عقيل در كوفه وقتی گرفتار شد، باز دم از رضای الهی می‌زد و به داوری خدا راضی بود و در هر حال، خدا را حمد می‌گفت.
سيدالشهدا عليه‌السلام وقتی به كربلا می‌رفت، به سرانجام و سرنوشت ماجرا راضی بود، هر چه را كه خدا مقدر كرده باشد برای خود «خير» می‌ديد و می‌فرمود:چه كشته شويم، چه پيروز گرديم، آنچه را خدا بر ايمان مقدر كرده باشد، آن را خير می‌بينيم.»
رضای عبد از خدا و رضای خدا از عبد، اوج اين كمال است؛ پسند دو جانبه و رضای از هر دو سو. در متون زيارتنامه هم به اين مقام و مرتبه شهدای كربلا اشاره و ارج نهاده شده است.
در زيارتنامه حضرت مسلم است: شهادت می‌دهم كه تو اقامه نماز و زكات كردی و جهاد كرده به شهادت رسيدی در حالی كه خداوندت از تو راضی بود «لَقَيتَ اللهَ عز و جلَ و هُو عَنكَ راضٍ.» در زيارتنامه هانی می‌خوانيم كه جان خويش را در راه رضای الهی فدا كردی (بَذَلتَ نَفسَكَ فی ذاتِ اللهِ و مَرضاتِهِ.)در همين متن، به رضايت خدا از او هم اشاره شده است.
اين كه يك انسان به مقامی برسد كه خشم و رضای او خشم و رضای خدا باشد، مقام والاتری است. سيدالشهدا عليه‌السلام، با اين وصف در زيارت مطرح شده است:
«يا مَن رِضاهُ مِن رِضی الرّحمانِ و سَخَطُه مِن سَخَطِ الرّحمان.»
خاندان امام نيز چنين بودند و پيشامدهای ناگوار كربلا را به حساب خدا گذاشته به اميد اجر او، آنها را تحمل می‌كردند و همه را «زيبا» می‌ديدند. اين كلام حضرت زينب عليهاالسلام است كه وقتی در مجلس ابن زياد در كوفه، والی مغرور با طعنه خطاب به آن بانوی قهرمان گفت: كار خدا را با برادر و خاندانت چگونه ديدی؟ زينب كبری عليهاالسلام پاسخ داد: جز زيبا چيزی نديدم؛ «ما رايتُ الاّ جَميلا» و اين سخن به شدت والی كوفه را عصبانی ساخت.
كار برای رضای خدا و داشتن مرتبه «رضا»، سرمايه عظيمی است كه هم وجدان انسان‌ها را همواره آرام و خرسند می‌سازد، هم اميدآفرين و حركت‌زا است و هم ايجاد انگيزه قوی می‌كند. ملت ايران در سال‌های انقلاب و جنگ، به خاطر رضای الهی به ميدان رفتند و از شهادت استقبال كردند. بستگان و خانواده‌های شهدا و جانبازان هم با روحيه رضامندی، تحمل مشكلات كردند. امام خمينی (قدس‌سره) فرمود:كسی كه دنبال حق می‌رود و برای رضای خدا كار می‌كند، نبايد به فكر اين باشد كه به او چه گفته‌اند، يا چه می‌گويند؛ بايد خدا را در نظر بگيرد و برای خدا كار كند، هر كس هر چی می‌خواهد بگويد.
در زمينه افزايش قدرت روحی برای تحمل سختی‌ها و شهادت‌ها هم فرمود:ملتی كه برای رضای حق تعالی انقلاب كرد و برای ارزش‌های معنوی و انسانی به پا خاسته است، چه باك دارد از شهادت عزيزان و آسيب ديدن نور چشمان و تحمل سختی‌ها؟
********************************************************************
پی‌نوشت‌ها:
1- مقتل الحسين، خوارزمی، ج 1، ص 239 (در بحارالانوار، بجای «انفسهم» كلمه «المخلوق» است: ج 44، ص 383).
2- بحارالانوار، ج 45، ص 137.
3- موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 226.
4- موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 328.
5- همان، ص 287.
6- وقعة الطف، ص 139.
7- انی لارجو ان يكون خيرا ما اراد الله بنا، قتلنا ام ظفرنا (اعيان الشيعه، ج 1، ص 597).
8- مفاتيح‌الجنان، زيارت حضرت مسلم، ص 402.
9- همان، ص 403.
10- همان، زيارت مطلقه امام حسين عليه‌السلام، ص 4260 (زيارت ششم).
11- بحارالانوار، ج 45، ص 116.
12- صحيفه نور، ج 19، ص 142.
13- همان، ص 276.
منبع: پيام‌های عاشورا، جواد محدثی.
captcha