به گزارش ایکنا
با وجود اینکه مصر خاستگاه اصلی هنر تلاوت جهان اسلام است، اما در فضای رسانهای معاصر، شاهد «فراموشی تدریجی مکاتب اصیل» و «گسست میان نسل جدید قاریان با میراث پیشینیان» هستیم. امروزه، برخی تلاوتهای تجاری و سطحی، جایگزین تلاوتهای هنری و تأملبرانگیز شدهاند و فنون دقیق وقف، ابتدا، لحن و تجوید که حاصل قرنها تجربه اساتید مصری است، بهدرستی مستندسازی و معرفی نمیشوند.
ایکنا در سلسله گزارشهایی بر آن است تا با بازخوانی سیر تکاملی این هنر، از «مکتب قدیم» تا ظهور «نوابغ تلاوت»، ضمن آسیبشناسی وضعیت فعلی، پلی میان تکنیکهای اصیل مصری و نیازهای هنری مخاطب قرآنی امروز برقرار کند تا هنر تلاوت از یک «آیین صرفاً تقلیدی» به یک «جریان زنده و پویا» بازگردد. چراکه تلاوتهای فاخر امروزی، برآمده از مکتب سنتی مصر است و شناخت این سیر تاریخی برای درک اصالت تلاوت ضروری است. همچنین در راستای الگوسازی هنری، معرفی سبکها و نوآوریهای پیشگامان مصری، بهترین الگو برای قاریان جوان جهت ارتقای استانداردهای فنی و معنوی تلاوت است.
پایگاه تحلیلی العربی الجدید در این باره نوشت: تمامی ملتهای مسلمان اتفاق نظر دارند که
قاریان مصری پرچمدار هنر قرائت قرآن هستند و بیشک این سرآمدی یکی از نشانههای نفوذ فرهنگی، هنری و ادبی مصر در جوامع اسلامی و عربی است.
مسلمانان امروز که نزدیک به یک چهارم کل جمعیت جهان را تشکیل میدهند، از نظر اعتقادی و فقهی و نژادی با یکدیگر تفاوت دارند. همچنین دارای تنوع زبانی گسترده و تفاوت در سیاست و ثروتهای طبیعی، امکانات اقتصادی، توسعه اجتماعی و آداب و رسوم موروثی هستند اما همه آنها اتفاق نظر دارند که قاریان مصری در سطح عالی قرار دارند.
قرائت قرآن در مصر دارای چندین ویژگی است که مهمترین آنها دقت در قواعد تجوید و ادای صحیح مخارج حروف است. این دقت موجب شده که علمای علم قرائت قرآن در مصر طی دو قرن گذشته به مرجع اصلی برای کشورهای اسلامی در کتابت قرآن و هماهنگی آنها با قرائت کشورها تبدیل شوند.
قاریان مصری همچنین به دلیل تلاوت آهنگین قرآن، به کارگیری
مقامات موسیقی عربی و استفاده از تخصص موسیقایی برای قرائت قرآن به زیباترین شکل همراه با آرامشبخشی و ایجاد لذت برای شنونده مشهور هستند.
قاریان مصری از یک سری
مقامات شرقی از جمله بیات، صبا، حجاز، نهاوند، رست، سهگاه و عجم استفاده میکنند. آنها همچنین در تلاوت خود از مقامات فرعی مانند شوری، حجاز، بستهنگار(در موسیقی ترکی و عربی، بستهنگار یک مقام فرعی و جزئی از خانواده مقام سهگاه است)، چهارگاه و عشاق مصری نیز کمک میگیرند.
در تاریخ هنری ثبت شده مصر، این کشور در زمینه قرائت قرآن از دهههای نخست قرن بیستم میلادی پرچمدار بوده است. توسعه تکنولوژی، از اختراع صفحههای گرامافون گرفته تا رادیو و تلویزیون و در نهایت اینترنت، تنها به تقویت این پرچمداری و تثبیت تداوم آن کمک کردهاند.
ظهور رادیو؛ نقطه عطفی در توسعه هنر قرائت قرآن
ظهور
رادیو قرآن به دو دلیل نقطه عطفی در توسعه قرائت قرآن در مصر بود: اول، گسترش دامنه این هنر؛ چرا که با استفاده از رادیو، هنر قرائت قرآن در مناطق دوردست و کشورهای مختلف قابل دسترسی شد. دوم، مجموعهای از معیارهای سختگیرانه برای پذیرش صداهای جدید در رادیو.
در چارچوب این قوانین، تعداد نسبتاً زیادی از قاریان بزرگ در مصر و جهان اسلام بروز کردند اما بیشترین تأثیر، چه از نظر نفوذ عمومی و چه از نظر هنری، تقریباً به گروهی از قاریان برجسته، یعنی
شیخ محمد رفعت، علی محمود، عبدالفتاح شعشاعی، مصطفی اسماعیل، ابوالعینین شعیشع، طه الفشنی، کامل یوسف البهتیمی، عبدالباسط محمد عبدالصمد، محمد صدیق منشاوی، محمود علی البنا و محمود خلیل الحصری منحصر شده است.
شیخ مصطفی اسماعیل
همه این قاریان بین سالهای 1934 تا 1953 میلادی به رادیو پیوستند و پس از این تاریخ، رادیو هیچ قاری مصری را در سطح این گروه یا دیگر قاریان معاصر کمشهرتتر مانند شیخ احمد سلیمان السعدانی، عبدالرحمن الدراوی، محمد فرید السندیونی، علی حزین و محمود عبدالحکم نمیشناخت.
این نسل بیشترین بار را در ساخت بنای قرائت قرآن مصر و کسب شهرت عظیم در سراسر جهان بر دوش داشت. پخش برنامههای رادیویی، نشستهای عمومی و سفرهای خارجی برخی از این قاریان، از مهمترین مظاهر قدرت نرم مصر و اعتراف ضمنی به جایگاه دینی و فرهنگی مصر در جهان عرب و اسلام بود.
شیخ محمد رفعت؛ استعداد استثنایی مصر
زمانی که صوت شیخ محمد رفعت برای اولین بار در سال 1934 از طریق امواج رادیویی طنینانداز شد، حس عمیقی از برکت الهی کشور مصر را دربرگرفت. تلاوتهای او سرشار از معنویت و احساسات عمیق بود و شنوندگان را وادار میکرد تا با توجه کامل و احترام فراوان به تلاوتهای او گوش فرا دهند.
صوت این شیخ نابینا و لاغراندام در پخش مراسم افتتاحیه رادیو، بزرگترین گواه دستاوردهای مصر در این زمینه بود. این صدا ورود استعدادهای استثنایی به نقاط مختلف مصر را نوید میداد.
صدای شیخ رفعت در سال 1942 به دلیل بیماری حنجره خاموش شد و مصر این موهبت الهی را از دست داد. وی به دلیل شرایط آن زمان، نتوانست برای درمان به خارج از مصر سفر کند اما صدای او از طریق رادیو در سراسر جهان پخش میشد. او در سال 1950 میلادی درگذشت اما قطار استعدادهای قرائت در مصر همچنان درحال حرکت بود.
سابقه تاریخی اولین حضور محمد رفعت در رادیو، این باور را به قاریان مصری القا میکرد که فقط استعدادهای بزرگ و صداهای استثنایی در رادیو جا دارند. اما کمی بعد صدایی ظاهر شد که میتوانست با تلاوتهای محمد رفعت در رادیو رقابت کند.
شیخ عبدالفتاح شعشاعی، صدایی قدرتمند، طنین انداز و باشکوه و همراه با تواناییهای بیانی استثنایی داشت. او مسیری چالش برانگیز را برای خود برگزید که سرشار از قدرت، جسارت و اعتماد به نفس بود.
در عرض چند سال، قاریانی چون الفشنی، شعیشع، السعدانی و معاصران آنها به مردم مصر معرفی شدند و مردم به این سطح بالای قرائت عادت کرده بودند. تا سال 1945 آرامش نسبی در دنیای قرائت قرآن در مصر برقرار بود اما پس از آن ستارهای چون شیخ مصطفی اسماعیل در آسمان قرائت به روشنی درخشید و تأثیر شگرفی برجای گذاشت.
به وسیله این صوتهای استثنایی، سبک قرائت قرآن مصری در همه جا گسترش یافت و قاریان مصری در سطح عمومی و رسمی با استقبال باشکوهی روبرو شدند. ملک فاروق، حاکم وقت مصر، شیخ مصطفی اسماعیل را به عنوان قاری رسمی کاخ سلطنتی انتخاب کرد و جمال عبدالناصر، رئیس جمهور اسبق مصر نیز شیخ عبدالباسط عبدالصمد و محمد صدیق منشاوی را در سفر خود به هند و پاکستان، با خود همراه کرد.
درخواست دولتها از قاریان مصری به امری عادی تبدیل شد و پادشاهان و رؤسای جمهور ارزشمندترین هدایا را به قاریان مصری اهدا میکردند. مخاطبان این قرائتها در کشورهای مختلف عربی و اسلامی تحت تأثیر سبک قرائت مصری قرار گرفتند. به عنوان مثال قاریان عراقی که به مدت چند دهه، سبک سنتی خود را حفظ کرده بودند، با ورود شیخ عبدالفتاح شعشاعی و برخی دیگر از قاریان مصری به عراق در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 میلادی، مجذوب سبک این قاریان قرار گرفتند و به تقلید از سبک مصری پرداختند، تا جایی که سبک موروثی آنها تقریبا از بین رفت.
شیخ عبدالباسط عبدالصمد بیشترین تأثیر را در گسترش مکتب قرآنی مصر داشت. منشاوی نیز شبهای تاریخی را در کاخ ملک ادریس السنوسی احیا کرد. البهتیمی نشان افتخار را از پادشاه مالزی دریافت کرد. مصطفی اسماعیل هم با استقبال و تشویقهای فراوان ترکها روبرو شد.
محمود علی البنا برای صدها هزار اندونزیایی قرآن قرائت کرد و نقشبندی در حلب سوریه شبهای استثنایی قرآنی را برای مردم این شهر رقم زد. الحصری نیز در کنگره آمریکا قرآن تلاوت کرد و میلیونها نفر در هند و پاکستان در محفل قرائت قرآن عبدالباسط حضور یافتند.
احیای شبهای قرآنی رمضان در دیگر کشورها
اینها چندین نمونه از تأثیر قاریان مصری در کل جهان بود. اما شاید مصر تنها کشور اسلامی باشد که قرائت قرآن در شبهای ماه مبارک رمضان را در کشورهای خارج احیا کرد و این سفرهای خارجی تقدیر و هدایای بسیار برای مصر به همراه داشت.
به عنوان مثال شیخ مصطفی اسماعیل مدالهای بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی دریافت کرد. از جمله نشان سرو از لبنان، نشان لیافت از سوریه، نشان هنر از تانزانیا، بالاترین مدال مالزی؛ او همچنین در کشورهای بحرین، اردن، تونس، مراکش و پاکستان مورد تقدیر قرار گرفت و در ترکیه نیز، فخری کورتورک، رئیس جمهور وقت این کشور در کاخ ریاست جمهوری از او استقبال کرد.
اما سالهاست که هنر قرائت قرآن در مصر رو به زوال رفته است و این زوال به دلیل ضعف صداهای جدید و دور شدن بسیاری از قاریان جدید از سبکهای کلاسیک قرائت است که از قاریان بزرگ به ارث رسیده است.
قرائت قاریان بزرگ همواره منبع الهام هنری برای نوازندگان، آهنگسازان و خوانندگان بوده است اما قاریان جدید اکنون نغمات خود را از آهنگهای مشهور میگیرند و ضعف ناشی از این کار پایانی ندارد.
با این حال سابقه و تاریخ مصر در زمینه قرائت قرآن، امیدی برای غلبه بر این مرحله و نیازمند تلاشهای مستمر است. در این راستا ضرورت دارد قانونی برای ساماندهی این حرفه و تعریف «قاری» وضع شود تا قاریان حق قرائت عمومی در مجالس و محافل را داشته باشند.
همچنین بسیار مهم است که شبکههای رادیویی معیارهای بیطرفانه برای انتخاب دقیق داشته باشند و فقط صداهایی را بپذیرند که تعدادی از شرایط از جمله حفظ، تسلط، صحت مخارج حروف، حسن تلفظ و کیفیت اجرای دقیق را داشته باشند.
تأثیر عمیق این هنر بر مخاطبان مسلمان، شهرت بینالمللی مصر در این زمینه و تاریخ غنی تلاوتهای قاریان مشهور در سراسر جهان اسلام، همگی در تبدیل هنر تلاوت قرآن به یک موضوع استراتژیک نقش دارند که نباید از آن غافل شد.
انتهای پیام