به قلم حجتالاسلام والمسلمین حبیبالله بابایی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
یکی از مهمترین عناصر فرهنگ جهانی در فرایند تمدن ایرانی اسلامی زمینهسازی برای فرهنگ مقاومت آن هم در مقیاس جهانی است؛ مقاومت جهانی یک مقاومت جامع و جهانشمولی است که برخاسته از یک رنج جهانی مشترک («رنج از نداشتههای مشترک» و «رنج برای کسب آرمانهای مشترک»)، زبان مشترک جهانی و منطق و ادبیات مشترک اعتراض به ظلم فراگیری که نسبت به انسان معاصر رخ داده، و نیز برخاسته از وحدت و کثرت توأمان مقاومت در مقیاس جهانی است.
به بیان دیگر مقاومت جهانی اسلامی در ایران زمانی رخ میدهد که اولاً جهان اسلام و بلکه فراتر جهان انسانی معاصر رنجور از رنجهای مشترک جهانی باشند و نسبت به این رنج حاصل شده، فهم و درک لازم را داشته باشد. این رنج جهانی هم باید معطوف به نداشتهها و فقدانهای بزرگی باشد که انسان امروز از نبود آن رنج میبرد (رنجهای عظیم از رنجهای عدمی بزرگ)، و هم اینکه این رنج جهانی باید معطوف باشد به اهداف بزرگ، به رهایی انسان از زنجیرهای بزرگ، و معطوف باشد به آزادی و عدالت جهانی (رنجهای عظیم برای رنجهای وجودی بسیار بزرگ).
ثانیاً باید این مقاومت، زبان مشترک و همافزا داشته باشد، منطق مشترکی در ستیز با نظام سلطه داشته باشد، و ارتباطات زبانی آن مایه غنیسازی معنایی مقاومت در عرصههای مختلف معرفتی و زمینههای مختلف فرهنگی و تمدنی باشد (فلسفه جهانی مقاومت).
و سوم اینکه، این مقاومت نه فقط باید برخوردار از وحدت ساحات باشد، بلکه باید برخوردار از تنوع ساحتها و تکثرها و تراکمها باشد. مراد از تنوع ساحتها این است که مقاومت بهجای تقلیل همه مقاومت به یک عرصه، به یک فرهنگ، و به یک شکل و شمایل، باید ظرفیتهای متنوع، پیچیده، و تودرتویی داشته باشد تا بتواند در لایههای مختلف و در ابعاد گوناگون، هیولای نظام سلطه را همه جا و همه جور به چالش بکشاند و همه سَرهای سلطه را بتواند همزمان قطع کند. تا زمانی که این تنوع و این گوناگونی در اشکال مقاومت نتواند برای نظم جهانی حاکم بر دنیای امروز چالشی خلق بکند، مقاومت نمیتواند در سطح کلان تمدنی ظاهر شود و احیاناً راهی برای صورتبندی تمدن نوین انسانی و اسلامی بگشاید.
آنچه در این باره انقلاب اسلامی ایران خلق کرده، درآمد محسوس و ملموسی از حس مقاومت مشترک، حقوق انسانی مشترک، دیپلماسی و گفتوگوی مشترک بین طرفهای مقاومت، ایجاد جبهه مشترک در جوامع مقاومت و زمینهسازی برای نظامواره مشترک در عرصه جهانی مربوط به مقاومت بوده است، و البته آنچه باقی مانده است، توسعه و تعمیق روح مقاومت در همه جای جهان و ایجاد یک نظام ارتباطی بین همه مستضعفان دنیا، و خلق یک فلسفه واقعی برای زندگی و باور به ایستادگی، استقامت و آزادی است.
انتهای پیام