مولوی اسحاق مدنی در گفتوگو با ایکنا با بررسی وضعیت اسفبار جهان اسلام و کشتار بیگناهان در فلسطین، بر این نکته تأکید میکند که وحدت میان مذاهب، نه یک توصیه، بلکه یک ضرورت حیاتی برای مقابله با استکبار و احیای عزت مسلمانان است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ اگر بخواهیم «رحمت للعالمین» بودن پیامبر(ص) را در دنیای امروز که با بحرانهای انسانی و قطببندیهای شدید روبروست، بازخوانی کنیم، کدام ویژگی اخلاقی ایشان میتواند بهعنوان یک «راهکار اجتماعی» برای کاهش خشونتهای جهانی معرفی شود؟
نخستین نمونهای که در این زمینه و در ذیل ویژگی «رحمت للعالمین» بودن پیامبر اکرم(ص) میتوان ذکر کرد، بخشایش و گذشت ایشان هنگام فتح مکه است. در آن زمان که پیامبر(ص) فاتحانه وارد مکه شدند، با کسانی مواجه بودند که بدترین شکنجهها را بر مسلمانان روا داشته بودند؛ آنان پیامبر(ص) و یارانشان را سالها در «شعب ابیطالب» محصور کرده و تا جایی که در توان داشتند، علیه ایشان جنایت و ظلم ورزیده و بدی کردند. با این حال، پیامبر(ص) پس از ورود فاتحانه به مکه، همگی آنان را بخشیدند.
ایشان حتی ابوسفیان را که تا زمان فتح مکه مسلمان نشده بود و یکی از اصلیترین سردمداران مخالف ایشان بود، بخشیدند و فرمودند: «هر کس به خانه او پناه ببرد، در امان است». همچنین، زن ابوسفیان را که در جنگ احد، حضرت حمزه(ع) ـ از نزدیکترین قهرمانان به پیامبر(ص) ـ را شهید کرده، شکمش را پاره و جگرش را جویده بود، مورد بخشایش قرار دادند؛ کاری که در توان هیچ انسانی نیست. این سعه صدر و بخشایش بیحد، تأثیری عمیق بر مردم صدر اسلام و بهویژه کسانی که وجدانی بیدار داشتند گذاشت و باعث شد افراد بسیاری با میل قلبی و خاطر باطنی به دین اسلام روی آورند.
ایکنا ـ ممکن است تصور شود که الان مواجهه ما با دشمنان و استکبار جهانی هم باید این گونه باشد؟
پیامبر اکرم(ص) در شرایطی که فاتحانه بر دشمنانش پیروز شده و وارد مکه شدند، به آنان فرصت دادند تا به اسلام گرایش یابند. اگر امروز نیز چنین شرایطی مهیا باشد و ما در موضع قدرت باشیم، اتخاذ چنین رویکردی جای نگرانی نخواهد داشت؛ هرچند به نظر بنده، دشمنان پیامبر(ص) شاید ذرهای وجدان داشتند که بتوانند عفو و بخشایش ایشان را درک کنند، اما دشمنان امروز ما، مستکبر و متکبر بوده و فاقد وجدان انسانی هستند. با این حال، چنانچه ما در قدرت مطلق باشیم، الگوبرداری از موضعگیری پیامبر(ص) شایسته است؛ اما اگر در وضعیت ضعف باشیم، نباید اقدامی انجام دهیم که دشمنان را به سوءاستفاده ترغیب کند.
ایکنا ـ در ادبیات رایج، ما پیامبر (ص) را به عنوان یک الگو میشناسیم؛ اما تفاوت میان «الگو بودن» (که گاهی دور از دسترس به نظر میرسد) و «راهبر بودن» در زندگی روزمره یک جوان نسل زد (Gen Z) چیست و چگونه میتوان این فاصله را پر کرد؟
یکی از کلیدیترین مشکلات ما مسلمانان این است که نماز میخوانیم، اما به پیام آن توجه چندانی نداریم؛ به پیامبر (ص) ایمان آوردهایم، اما از بسیاری از ابعاد سیره ایشان بیخبر هستیم؛ قرآن میخوانیم، اما غالباً برای کسب ثواب و نسبت به پیامهای آن کمتوجهیم. همین رویکرد باعث شده است تا نسل جوان و «نسل زد» از ما فاصله بگیرند. از این رو، علمای اسلامی باید با مسائل روز آشنا شوند، خود را با خواستههای نسل جوان نزدیک کنند و سطح اطلاعات خود را ارتقا دهند تا بتوانند با این نسل گفتگو نمایند و بهویژه، در عمل آنان را جذب کنند.
اگر ما صد حرف خوب به کودکان و نوجوانان برسانیم، دشمنان از طریق فضای مجازی و پیامرسانها، هزاران پیام منحرفکننده را به سوی آنان روان میکنند. بنابراین، ما باید ابتدا خود مسلمانانی واقعی باشیم، اسلام را بهدرستی درک کرده و در زندگی پیاده کنیم؛ باید بشناسیم پیامبر (ص) در کجا سختگیر و قاطع بود و در کجا بخشایش و مهربانی میورزید و سپس این الگو را در زندگی اجرا کنیم. نسل جدید زمانی گرایش بیشتری به ما پیدا میکند که ببیند ما سیره و مشی ایشان را در عمل پیاده میکنیم.
در نهایت، عالمان اسلامی نقش بسزایی در ایجاد وحدت و جذب جوانان و نوجوانان به سوی اسلام دارند؛ اما برای جذب این نسل، تنها سخنرانی کافی نیست، زیرا آنها از اعمال ما الگو میگیرند، نه از سخنان ما.
ایکنا ـ در حقیقت به عمل کار برآید به سخنرانی نیست؟
بله، درست است؛ باید توجه داشت که ما اهل سنت نیز حضرت علی (ع) را با همان فضایلی میشناسیم و میپذیریم که شیعیان قبول دارند. در این راستا، باید بنگریم که این بزرگان چگونه اخلاق و سیره پیامبر (ص) را فراگرفتند و در زندگی به کار بستند. برای نمونه، حضرت علی (ع) فرمودند: «اگر از پای یک یهودی خلخالی بردارند، شایسته است که زمامدار مسلمانان از شدت درد و رنج آن قالب تهی کند و بمیرد». ایشان هرگز شعار ندادند و عمیقاً معتقد بودند که ما نباید نسبت به سرنوشت دیگران بیتفاوت باشیم.
متأسفانه ما به جای این الگو، به رویکردهایی روی آوردهایم که نه تنها کمکی به دیگران نمیکند، بلکه القاکننده کینه، حسادت، اغراض شخصی، بغض و جهالت است. وقتی ما اسلام را بهدرستی نفهمیم و اجرا نکنیم، چگونه میتوانیم دیگران را هدایت کنیم؟ ما که مدعی علم و دانش هستیم، باید ابتدا این دانش را بهطور کامل در زندگی جاری سازیم و فهممان از اسلام را اصلاح کنیم.
اسلام در مدت کوتاهی جهانِ آن دوران را دربرگرفت و این تجلی قدرت، صرفاً با شمشیر نبود؛ بلکه اخلاق نبوی بسیار اثرگذارتر از شمشیر بود. برای مثال، اندونزی امروز بزرگترین کشور اسلامی از نظر جمعیت است، در حالی که این سرزمین بدون شمشیر فتح شد. بازرگانان مسلمان به آنجا رفتند و مردم آن دیار، چون اخلاق نیکو را از این بازرگانان دیدند، به سوی اسلام گرایش یافتند.
ایکنا ـ بسیاری از تلاشهای وحدتبخش در سطح کلان (سیاسی) متوقف میشوند؛ به نظر شما «وحدت در سطح توده مردم» چه تفاوتهایی با وحدت رسمی دارد و چگونه میتوان از پایین به بالا حرکت کرد؟
باید توجه داشت که در صدر اسلام مجموعهای از مسائل اختلافی وجود داشت و امروزه نیز اختلافاتی دیده میشود؛ لذا باید بیاموزیم که احترام متقابل را رعایت کرده و در اصل و بنیاد اسلام با یکدیگر متحد شویم و اجازه ندهیم مسائل اختلافی کوچک، موجب درگیری و تفرقه گردد.
مهمترین نکته این است که هر یک به اعتقادات خود پایبند باشیم؛ اهل سنت اعتقادات خود داشته باشند و ما نباید از آنان بخواهیم که شیعه شوند و برعکس، شیعیان نیز نباید به اجبار مذهب خود را به دیگران تحمیل کنند. هر فرد باید به مذهب خود معتقد باشد و در عین حال، به باورهای دیگران اهانت نکند. جای سؤال است که چرا برخی به خود اجازه میدهند به مذاهب دیگر توهین کنند؟ در حالی که اگر شیعه و سنی به یکدیگر احترام بگذارند و از اهانت پرهیز کنند، اختلافی پیش نخواهد آمد.
همانطور که رهبر شهید ما فرمودند، اهانت به مقدسات دیگران جایز نیست؛ زیرا این توهینها تنها موجب ایجاد کینه و بغض میشود و هرگز نمیتوان مذهب خود را با توهین به دیگران ترویج کرد. هر کسی باید به مذهب خود عمل کند و برای باورهای دیگران احترام قائل شود.
بسیار روشن است که تودههای مردم از علما درس میگیرند. کسانی که حقیقتاً درد اسلام و وحدت را در قلب دارند، از وضعیت اسفبار جهان اسلام متأثرند؛ امروز شاهد بودهایم که در فلسطین، بیش از ۳۰ هزار کودک و هزاران زن و مرد بیگناه ـ که مجموعاً شاید به بیش از ۷۰ هزار نفر برسد ـ به قتل رسیدند.
امروز وضعیت مسلمانان بسیار غمانگیز است و شاید در هیچ مقطعی اینگونه زیر بار ظلم و زور نبودیم؛ برخی، ذلیلانه زیر بار ستم آمریکا و رژیم صهیونیستی رفته و ذلت پذیرفتهاند. مسلمانان نباید این وضع را تحمل کنند، اما متأسفانه عالمان بیعملی (چه در داخل کشور و چه در سایر کشورهای اسلامی) داریم که صدایشان در اعتراض بلند نمیشود و سکوت میکنند؛ یا اگر مطلبی میگویند، بهگونهای است که به نفع دشمنان بوده و دامن اختلافات را میزند.
دشمنان، کینهها، دعواها و بدگوییها را در رسانههای خود تقویت کرده و چندین برابر منتشر میکنند. در این میان، برخی علمای اسلامی چرا به سیره صحابه در صدر اسلام رجوع نمیکنند تا نبینند چگونه برخی امروز ذلیلانه زیر بار ظلم رفتهاند؟ دشمنان فعلی ما هیچ بویی از شرافت انسانی نبردهاند؛ از این رو، امروز جهان اسلام و علمای دین رسالتی سنگین در مسیر وحدت دارند و ما بیش از هر زمان دیگری به این اتحاد نیاز داریم.
در نهایت، نباید سخنانی مطرح شود که باعث رنجش پیروان مذاهب دیگر گردد. هر مسلمانی باید در انتخاب مذهبش آزاد باشد و از اهانت به دیگری بپرهیزد. البته منظور این نیست که افراد و علما از تحقیق و جستوجوی حقیقت باز بمانند؛ بلکه باید این مسیر از طریق مناظرههای علمی، بحثهای تخصصی و نشستهای مشترک طی شود، نه از طریق اهانت به یکدیگر.
انتهای پیام