کد خبر: 4372111
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۰

پاسخ قرآن به یک پرسش؛ آیا هر دعایی مستجاب می‌شود

چرا با وجود وعده قطعی الهی مبنی بر استجابت دعا، بسیاری از نیایش‌های ما بی‌ثمر می‌ماند؟ این پرسش محور درس‌گفتارهای حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمحمدباقر علوی‌تهرانی است. او با تبین آیات سوره‌های فرقان و توبه، نشان می‌دهد که موانعی همچون گناه، تمسخر مؤمنان انفاق‌کننده و آلودگی به حب دنیا، دیواری میان دعا‌کننده و اجابت کشیده‌ می‌شود. این استاد حوزه با تأکید بر اینکه دعا بدون اصلاح ریشه‌ای بینش و رفتار محقق نمی‌شود، مراتب ترس حقیقی از خدا و فرمان‌بری از او را یگانه راه بازگشت به مسیر استجابت برمی‌شمارد.

علوی تهرانی

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدباقر علوی‌تهرانی در جلسات تفسیری سه‌شنبه 3 شهریور که در مسجد امیرالمومنین(ع) برگزار شد با محوریت حقیقت دعا و موانع اجابت آن، با استناد به آیات قرآن و روایات، امیرالمؤمنین علی(ع) را راه اتصال حقیقی به رسول خدا(ص) و معیار تداوم مسیر نبوی معرفی کرد. او با بیان اینکه برخی گناهان با توبه و استغفار جبران می‌شوند، توضیح داد که حب دنیا به‌عنوان ریشه خطاها، نیازمند سلوک و تهذیب نفس است؛ زیرا پاکی قلب و عمل، شرط زمینه‌ساز اجابت دعاست. مشروح سخنان او را در ادامه می‌خوانیم:

راه ارتباط با رسول خدا (ص)

بیان مبارک حضرت حق در سوره مبارکه فرقان، آیه ۲۷، چنین است: «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلی یَدَیْهِ…»؛ روزی را به یاد آورید که ظالمان و ستمکاران، از شدت حسرت، دست‌های خود را با دندان می‌گزند و این کار را پیوسته تکرار می‌کنند. آنان یک آرزو دارند و یک جمله را بر زبان می‌آورند: «یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً»؛ می‌گویند: ای کاش با رسول خدا راهی را برگزیده بودیم؛ یعنی ای کاش راه ارتباطی و پیوند حقیقی با پیغمبر داشتیم. حال، این‌ها چه کسانی هستند؟ این‌ها کسانی‌اند که در دنیا در شمار امت پیغمبرند. قرآن نمی‌فرماید: «یوم یعضّ الکافر»؛ زیرا کافر اساساً با پیغمبر ارتباط و نسبتی ندارد که از فقدان راه با رسول خدا حسرت بخورد. تعبیر قرآن، «الظالم» است؛ یعنی کسانی که به ظاهر به پیغمبر وصل‌اند، اما روز قیامت از شدت حسرت دست خود را می‌گزند و تنها یک آرزو دارند: ای کاش ما در دنیا راهی برای ارتباط با پیغمبرمان انتخاب کرده بودیم.

ما  عمیقا به این راه ارتباطی نیاز داریم؛ زیرا این راه، حکایت از حقیقت اعتقاد ما می‌کند. در قرآن کریم، بیان مبارک حضرت حق چنین است: «أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ»؛ آیا اگر پیغمبر از دار دنیا برود یا کشته شود، شما به عقب بازمی‌گردید؟ بنابراین، کشته‌شدن پیغمبر(ص) امری محتمل بوده است؛ چون خداوند این احتمال را در آیه مطرح می‌فرماید. دوباره می‌فرماید: «أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ»؛ اگر پیغمبر(ص) از دار دنیا رفت یا کشته شد، آیا شما به دوران جاهلیت بازمی‌گردید؟ برای آنکه معلوم شود ما پس از پیغمبر(ص) به دوران جاهلیت بازنگشته‌ایم، به «سبیل الی رسول‌الله» نیاز داریم؛ یعنی باید بدانیم که بعد از پیغمبر(ص) نیز در همان مسیری قرار داریم که رسول خدا آن را ترسیم فرموده‌اند.

پس در سوره فرقان می‌فرماید: «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلی یَدَیْهِ»؛ دستشان را از شدت حسرت می‌گزند و می‌گویند: «یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً»؛ ای کاش ما راهی را همراه پیغمبر(ص) انتخاب کرده بودیم. حال، این «سبیل الی رسول‌الله» چیست؟ از ابی‌عبدالله، امام صادق(ع)، نقل شده است که حضرت ذیل این آیه، یعنی «یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً»، فرمودند: یعنی راه به سوی رسول خدا، امیرالمؤمنین(ع) است. اگر کسی بخواهد بداند که پس از پیغمبر (ص) به دوران جاهلیت بازگشته است یا نه، راه و معیارش امیرالمؤمنین(ع) است. به همین دلیل است که به حضرت امیر لقب «عَلَمُ الدین» می‌دهند؛ یعنی نشانه و پرچم دین. «علم الدین» یعنی هر جا که امیرالمؤمنین(ع) حضور دارد، آنجا آدرس دین است؛ آنجا نشانی راه دین و نشانی امیرالمؤمنین است. از همین‌رو، لقب مبارک حضرت «علم‌الدین» است. نفرمودند آدرس، صرفاً قرآن، نماز و یا شهادت است؛ بلکه فرمودند امیرالمؤمنین(ع) است.

اجابت دعا و موارد عدم استجابت

از نظر بینش دینی، اجابت دعا قطعی است؛ البته ممکن است با تأخیر همراه باشد، اما اصل اجابت، قطعی است. برخی دعاها هستند که می‌خواهیم درباره آن‌ها سخن بگوییم؛ دعاهایی که حتی اگر شخصیتی بی‌نظیر در نظام خلقت، یعنی وجود نازنین پیامبر(ص)، آن‌ها را انجام دهد، باز هم مستجاب نمی‌شوند؛ همان پیغمبری که خداوند علی‌اعلی در توصیف او چنین می‌فرماید. «عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»؛ امید است که پروردگارت تو را به مقام محمود برانگیزد. در روایات گفته‌اند که مراد از مقام محمود، شفاعت کبری است. شفاعت کبری، بازتاب این آیه شریفه است: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلّا رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»؛ رسول خدا برای همه عوالم وجود، رحمت است.

با وجود چنین خصوصیتی برای پیغمبر(ص)، خداوند در سوره مبارکه توبه به ایشان می‌فرماید: «اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ، إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ»؛ چه برای آنان طلب آمرزش بکنی و چه نکنی، اگر هفتاد بار هم برای آنان استغفار کنی، خداوند هرگز آن‌ها را نخواهد بخشید. این تعبیر «سبعین مرّة» عدد تکثیر است، نه عددی که دلالت بر تعداد دقیق داشته باشد.

گناه؛ مانع اجابت دعا

گاهی دعا مستجاب نمی‌شود و این مستجاب‌نشدن دعا یا به شخص دعا‌کننده بازمی‌گردد یا به خواسته او. دعا قطعاً مستجاب می‌شود، هرچند ممکن است تأخیر داشته باشد، اما از نظر منطق، «ما من عامٍّ إلّا وقد خُصّ»؛ هیچ عامی نیست مگر آنکه استثنایی دارد. دعا قطعاً مستجاب می‌شود، اما گروهی از دعاها نیز مستجاب نمی‌شوند و آیات سوره مبارکه توبه، به‌ویژه آیات ۷۹ و ۸۰، دلیل آن را بیان کردند. یکی از کسانی که دعایش مستجاب نمی‌شود، انسان گناهکار است. حتی اگر کسی چهل شب زیر قبه حضرت سیدالشهدا(ع) بخوابد، اما اهل گناه باشد، این گناه می‌تواند مانع اجابت دعای او شود. امیرالمؤمنین(ع) در دعای کمیل عرضه می‌دارند: «اللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعاءَ»؛ خدایا، گناهانی را که دعا را حبس می‌کنند و نمی‌گذارند به اجابت برسد، بر من ببخش. پس روشن می‌شود که گناه، مانع اجابت دعاست. این مسئله به شخص دعا‌کننده بازمی‌گردد؛ ممکن است دعا‌کننده ظاهری بسیار آراسته و جالب داشته باشد، اما گناهکار باشد و دعایش مستجاب نشود.

وجود نازنین رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: «یَأْتِی عَلَى أُمَّتِی زَمَانٌ یَکُونُ أُمَرَاؤُهُمْ عَلَى الْجَوْرِ، وَعُلَمَاؤُهُمْ عَلَى الطَّمَعِ، وَعُبَّادُهُمْ عَلَى الرِّیَاءِ، وَتُجَّارُهُمْ عَلَى أَکْلِ الرِّبَا وَکِتْمَانِ الْعَیْبِ، وَنِسَاؤُهُمْ عَلَى زِینَةِ الدُّنْیَا…»؛ زمانی بر امت من می‌آید که حاکمانشان اهل جور و ستم‌اند، عالمانشان طمع‌کار و بی‌ورع‌اند، عابدانشان ریاکارند، تاجرانشان بر پایه ربا تجارت می‌کنند و عیب کالا را در معامله پنهان می‌دارند و زنانشان در پی تظاهر و تفاخر با زینت‌های دنیا هستند. تبرج جاهلی یکی از نشانه‌هایش همین به نمایش گذاشتن دارایی‌ها و زینت‌های دنیوی است و این بحثی بسیار مهم است. وقتی حاکمان، عالمان، تاجران و زنان جامعه چنین شوند، ثمره چیست؟ روایت می‌فرماید: «فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ یُسَلَّطُ عَلَیْهِمْ أَشْرَارُهُمْ، فَیَدْعُو خِیَارُهُمْ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ»؛ در آن زمان، اشرار و بدان جامعه بر مردم مسلط می‌شوند؛ سپس نیکان جامعه دعا می‌کنند، اما دعایشان مستجاب نمی‌شود. علت چیست؟ زیرا عبادت‌ها بر پایه ریا قرار گرفته، عالمان بی‌ورع و گرفتار گناه شده‌اند، حاکمان اهل جور شده‌اند و تظاهر به زینت‌ها و جلوه‌های دنیا رواج یافته است.

امام صادق(ع) در پاسخ کسی که عرض کرد: «ما خدا را می‌خوانیم، اما خداوند دعای ما را اجابت نمی‌کند»، فرمودند: «إِنَّکُمْ تَدْعُونَ مَنْ لَا تَهَابُونَهُ وَتَعْصُونَهُ، فَکَیْفَ یَسْتَجِیبُ لَکُمْ»؛ شما کسی را می‌خوانید که از او هیبت و ترسی ندارید و نافرمانی‌اش می‌کنید؛ پس چگونه دعای شما را اجابت کند؟ مقدمه پنهان در سؤال آن شخص این است که خداوند خودش فرموده: «اسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ پس چرا ما خدا را می‌خوانیم و پاسخی دریافت نمی‌کنیم؟ حضرت فرمودند: چون شما از خدا نمی‌ترسید و نافرمانی او را می‌کنید؛ پس چگونه دعایتان مستجاب شود؟ نکته دقیق این است که چه کسی از خدا می‌ترسد؟ کسی که فرمان خدا را ببرد. لازمه ترس از خدا، اطاعت از خداوند است. کسی که می‌گوید من از خدا نمی‌ترسم، در حقیقت با زبان بلند اعلام می‌کند که فرمان خدا را نیز نمی‌پذیرد.

در سوره مبارکه توبه آیه ۷۹، خداوند سبب این بسته‌شدن راه را بیان می‌فرماید. اگر پیغمبری که دارای مقام شفاعت کبری است، در حق کافران دعا کند و بگوید: «خدایا، از تقصیراتشان بگذر»، هرقدر هم این دعا را تکرار کند، خداوند از تقصیرات آنان نمی‌گذرد؛ زیرا «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ». حال این‌ها چه کاری کرده‌اند که به خدا و رسول کافر شده‌اند؟ اگر آیه در ذهن انسان نباشد، چه چیزی به ذهن می‌آید؟ چه اقدام بسیار خطرناکی انجام داده‌اند که به کفر منتهی شده است؟ در اینجا انسان باید با دقت در آیه نگاه کند و ظرافت بیان قرآن را ببیند. انسان گاهی باید شب، تنها یک آیه را بخواند و تأمل کند تا بفهمد قرآن چه می‌گوید. همان‌گونه که کسی که ذهن ریاضی دارد از حل‌کردن معادلات دشوار لذت می‌برد، انسان نیز وقتی به رمزگشایی و فهم دقیق کلمات قرآن می‌رسد، از آن لذت می‌برد.

مراتب تقوا و بازگشت از گناه

آدم‌ها با یکدیگر متفاوت‌اند و تفاوتشان در میزان فرمان‌بری از حضرت حق، در واجبات و محرمات، آشکار می‌شود. گروهی در حد انجام واجبات و ترک محرمات مراقبت دارند. گروهی دیگر، علاوه بر این‌ها، در انجام مستحبات و ترک مکروهات نیز فرمان‌بردار ذات اقدس الهی‌اند. گروهی حتی در امور مباح نیز مراقبت می‌کنند؛ آن کار مباح است، اما مواظب‌اند که در همان امر مباح گرفتار اسراف نشوند. عده‌ای نیز در شبهات مراقبت دارند؛ یعنی هنگامی که حکم مسئله‌ای را نمی‌دانند و نمی‌دانند حلال است یا حرام، توقف می‌کنند و وارد آن نمی‌شوند. این‌ها مراتب گوناگون خوف از خدا و تقوای الهی است.

حدیث دیگری از وجود مقدس رسول اکرم(ص) درباره حضرت موسی(ع) نقل شده است. حضرت موسی از جایی عبور می‌کردند و یکی از اصحاب خود را دیدند که در حال سجده است. حضرت از کنار او گذشتند و برای انجام کار خود رفتند. هنگامی که بازگشتند، دیدند آن شخص همچنان در سجده است و پیوسته خدا را می‌خواند. حضرت موسی(ع) با دیدن او فرمودند: اگر برآورده‌شدن حاجت تو به دست من بود، حتماً حاجتت را برآورده می‌کردم. اما خداوند به موسی وحی فرمود: ای موسی، تو رفتی و بازگشتی و او همچنان در سجده بود؛ اگر آن‌قدر سجده کند که گردنش قطع شود، من دعای او را اجابت نمی‌کنم. چرا؟ زیرا باید از آنچه من دوست ندارم به سوی آنچه من دوست دارم بازگردد. خداوند گناه را دوست ندارد؛ انسان باید از گناه دست بردارد و به مسیر بندگی و عبادت بازگردد.

در کتاب شریف امالی شیخ صدوق، روایتی از حضرت یوسف(ع) نقل شده است که آن حضرت در موکب و تشریفات حکومتی خود از یکی از خیابان‌های مصر عبور می‌کردند و زن عزیز مصر را دیدند که بر روی مزبله‌ای نشسته است. زلیخا روزگاری در اوج عزت و جایگاه اجتماعی بود، اما اکنون به چنین وضعی رسیده بود. او برخاست و گفت: حمد و ستایش مخصوص خدایی است که پادشاهان و بزرگان را به سبب گناهشان به بندگی و ذلت کشاند و بندگان را به سبب اطاعتشان به پادشاهی و عزت رساند.

حضرت یوسف(ع) روزگاری به عنوان برده خریداری شده بود، اما همان بنده در اثر اطاعت خداوند به جایگاه پادشاهی رسید. انسان گاهی باید مانند برادران یوسف عرض کند: «أَصابَتْنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ فَتَصَدَّقْ عَلَیْنا»؛ ای عزیز، سختی و بیچارگی به ما و خانواده ما رسیده است، پس بر ما تصدق و لطف کن. این سخن را باید به محضر امام زمان(ع) نیز عرضه کنیم: آقا، بیچارگی و درماندگی به ما رو آورده است؛ بر ما لطف و عنایت فرمایید.

مضمون فرمایش حضرت یوسف(ع) این است که ناسپاسی نعمت‌ها، آفت پایداری آن‌هاست. خداوند نعمت را برای ماندن عطا می‌کند، اما گناه و ناسپاسی سبب می‌شود نعمت از دست انسان برود. حضرت به او راهکار نشان دادند: به سوی آنچه آلودگی و ناپاکی گناه را از تو می‌زداید بازگرد؛ زیرا جایگاه اجابت دعا، پاکی قلب و پاکی عمل است، نه قلب گناهکار و عمل آلوده. به او که روزگاری سبب زندانی‌شدن حضرت یوسف شده بود، فرمودند: تو هم می‌توانی انسان شوی و بازگردی؛ توبه کن.

ریشه همه گناهان و رهایی از آن

رهایی از گناه دو گونه است؛ دسته‌ای از گناهان هستند که اگر کسی بخواهد از زیر بار آن‌ها خارج شود، باید توبه کند؛ مانند غیبت، تهمت و بسیاری از گناهان دیگر. البته توبه شرایطی دارد که امیرالمؤمنین(ع) درباره آن بیان فرموده‌اند. در غالب گناهانی که از انسان صادر می‌شود، راه خروج، توبه است. اما برخی گناهان هستند که خروج از آن‌ها تنها با استغفار و توبه زبانی تحقق پیدا نمی‌کند، بلکه نیازمند تهذیب نفس است. آن گناه چیست؟ «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطیئَةٍ»؛ دوست‌داشتن دنیا، ریشه همه گناهان است.

بدترین گناه حب دنیاست

ممکن است انسان غیبت نکند، تهمت نزند، از نگاه به نامحرم و روابط ناپاک پرهیز کند و اگر خدای ناکرده چنین گناهانی از او سر بزند، توبه کند. اما اگر انسان گرفتار حب دنیا باشد، مسئله تنها با یک توبه زبانی حل نمی‌شود؛ بلکه با تهذیب نفس حل می‌شود. ازاین‌رو، در بسیاری از موارد که انسان دعا می‌کند و دعایش مستجاب نمی‌شود، علت آن است که خودش گناهکار است. به ما گفته‌اند پیش از آنکه دعا کنید، استغفار کنید؛ اما این دستور مربوط به گناهانی است که با استغفار قابل جبران و پاک‌شدن‌اند. اما گناهی که صرفاً با استغفار زبانی برطرف نمی‌شود، حبّ دنیاست. کسی که در حالی‌که مبتلا به محبت دنیاست، می‌گوید: «خدایا، صد میلیون تومان به من بده»، آیا خداوند باید فوراً بفرماید: «بسیار خوب، چک آن را بدهم یا نه؟» انسان گرفتار خطیئه است و بدترین خطیئه، همان حبّ دنیاست؛ زیرا حبّ دنیا ریشه و اساس همه گناهان است. برای از بین‌بردن حب دنیا باید سلوک کرد و به تهذیب نفس پرداخت. حقیقت دعا باید در انسان تحقق پیدا کند؛ وگرنه برای کسی که بینش او تغییر نکرده است، دعا کردن منفعت چندان ویژه‌ای ندارد.

 

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha