به قلم محمد منصورنژاد، پژوهشگر علوم دینی
تا نام «خیرین» به میان میآید، بلافاصله به یاد کسانی میافتیم که با کمک مادی به مستمندان امداد میرسانند و یا افرادی که با تأسیس نهادهای خیریهای، خانوادههای بیبضاعت را حمایت میکنند. بلاشک این اقدامات مفید است و درخور تقدیر. همین که در شرایط حساس کنونی که حدود نیمی از احاد جامعه «زیر خط فقر»اند و گرانی بیداد میکند و... برخی به فکر دیگران هستند، واقعا جای تحسین دارد. چون گاه از آنچه خود نیاز و یا بدان علاقه دارند، درمی گذرند، تا دستی گیرند و دلی شاد کنند. اینان نامشان در لیست «ابرار» و نیکان، ثبت میشود.(لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ: ال عمران/۹۲).
اما دراین نوشتار به نکاتی که در بحث خیرات، عمدتا مغفول میمانند، اشاره میگردد:
۱. خیریه و صدقات کفی دارند و سقفی. کمینه آن این است که فرد صدقه دهنده، کارش را با منت گذاشتن بر مستمند و یا آزار او، باطل نکند (سوره بقره/۲۶۴)؛ اما بیشینه صدقات هم از امور مادی فراتر میرود و هم به شیوهها و مهارتها و... پرداخته و دامنه فوقالعاده وسیع و عمیق دارد.
۲. در ابعاد غیر مادی، افراد و به ویژه نهادهای خیرین میتوانند افراد را به دو دسته تقسیم کنند. یکی آنان که حتما باید کمک مادی و نقدی ماهانه دریافت کنند و مفر دیگری ندارند، که در این موارد، کمک قطع نمیشود. دیگر آنانی که میتوان برای آنان تمهیداتی اندیشید. مثلا در خانوادهای، مادری سرزنده و یا فرزندان مستعدی وجود دارند که اگر حمایت شود و آموزش ببیند( از کارهای مرتبط با تولیدات خانگی و سنتی مثل تولید نان و شرینیهای محلی گرفته، تا کسب فناوری های نوین)، میتواند تأمین مخارج خود و خانواده کند. در چنین مواردی خوب است به جای دادن «ماهی»، به افراد در کارگاههایی، «ماهیگیری» آموخت و بگذاریم خودشان اعتماد به نفس لازم کسب نموده و به «گداپروری» دامن نزنیم.
۳. در برخی محلات و شهرها(مثلا شهر «تبریز» با نزدیک به ۲ میلیون جمعیت)، اصلا پدیدهای به نام «تکدیگری» ندارند. خوب است شیوه کار آنان بهعنوان الگو، مورد بررسی دقیق قرار گیرد. اما نکته اثباتی که در اینجا میتوان یادآور شد آن است که جدای از افرادی که متأسفانه به صورت حرفهای از طریق تکدی گری ارتزاق میکنند، بسیاری از آسیبها را با حمایت از بستگان و نزدیکان میتوان پیشگیری کرد. بهعنوان نمونه بسیاری از خانواده در مسائل گوناگون (از طلاق، منازعات مربوط به ارث و....) مشکلاتی دارند، که اگر نهادهای خیریه آن مسائل را در دستور کار خویش قرار دهند و مثلا تیمی برای ایجاد «اصلاح ذات البین» منظور کنند، با حل منازعه و بازسازی خانوادهها، مستمندان خاندان، زیر بال و پر بستگان قرار میگیرند و نیازی به حمایت دیگران نخواهند داشت. خروجی کلان چنین رهیافتی، ضمن ارتقای سطح کار خیرین، به حذف تکدیگری در سطح ملی میانجامد.
۴. چون به تعبیر نبوی، هر کار نیکویی از مصادیق صدقه و خیرات است (کل معروف صدقه)، یکی از نمونههای خوب کارهای نیک، احیا و یا تأسیس «سنتهای حسنه» است. از احیای ورزشهای سنتی گرفته تا قرق بانی، میرابی، احیای جشنهای آیینی، بازسازی کاروانسراها، تأسیس موزهها، تلاش برای کارامدسازی نهاد بهداشت و درمان، فعالسازی صندوقهای قرض الحسنه و... بهعنوان مثالی ملموستر، در شرایط اقتصادی کنونی اگر خانوادهای عزیزی از دست دهد، تأمین مخارج کفن و دفن و مراسم، واقعا سنگین است. چه خوب است نهادهای خیریهای در محلات برای حل این مشکل جدی، تدبیری به خرج دهند.
۵. از مصادیق بارز خیرات کمک به امور فرهنگی و آموزشی است که به صورت صدقات جاریه در میآیند و خیراتش پیوسته به بانی کار میرسد. برخی در مدرسهسازی، یا تأسیس نهادهای آموزش عالی کمکهای قابل توجه دارند، که اقدامی بس پسندیده است. چقدر خوب است تا تشکلهای خیریهای برای کمک به چاپ و نشر کتابها و نیز اهدای کتاب به نیازمندان، فرهنگسازی کنند و....
۶. درنهایت، خیریهها لازم است دامنه فعالیتهایشان به سایر حیطهها و زیست محیط تعمیم یابد: جمادات، نباتات و حیوانات. حفاظت از کوه و قله، صیانت از جنگل، دشت و آب و مراقبت از حیوانات از مصادیق بارز صدقاتند، که نهادهای خیریهای میتوانند بدانها نیز اندیشیده و با تقسیم کاری تیمی از آنان بدین امور نیز بپردازند. چون تشکلهای مردمنهادی در این موضوعات ورود دارند، نهادهای خیریهای میتوانند با آنان همراهی نموده و سبب تأثیر بیشتر و همافزایی تلاشها شوند.
انتهای پیام