کد خبر: 4372448
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۵

چگونه پیامبر(ص) را به زبان هنر برای کودکان روایت کنیم

روایت شخصیت و سیره پیامبر اکرم(ص) برای کودکان، زمانی می‌تواند از قالب یک آموزش مستقیم و مجموعه‌ای از گزاره‌های اخلاقی فراتر رود که در زبان هنر، قصه، تصویر، موسیقی و انیمیشن بازآفرینی شود؛ به‌گونه‌ای که کودک به جای شنیدن صرف مفاهیمی چون رحمت، محبت و همدلی، آنها را در رفتار شخصیت‌ها ببیند، با آنها همذات‌پنداری کند و در زندگی روزمره خود به تجربه درآورد.

انیمیشن

همزمان با فرارسیدن ولادت با سعادت پیامبر اکرم(ص)، انیمیشن موزیکال «بهار من» با محوریت پیامبر مهربانی و با هدف ارائه محتوایی متناسب با دنیای کودکان تولید و منتشر شد. این اثر تلاش دارد مفاهیم دینی و اخلاقی را از مسیر شعر، موسیقی و پویانمایی به مخاطب کودک منتقل کند و به جای بیان مستقیم و آموزشی، از زبان هنر برای ایجاد ارتباط عاطفی با این مفاهیم بهره بگیرد.

«بهار من» با همراهی و هم‌انیمیشن‌خوانی گروه «سرودستان» تولید شده و سروده سید محمد مهاجرانی را در قالب یک اثر موزیکال کودکانه ارائه می‌کند. این اثر به همت استودیو آوای نو تولید شده و ابوالفضل گل، کارگردانی هنری آن را بر عهده داشته است. پویانمایی و ساخت پلان‌های اثر نیز در استودیو گل مدیا انجام شده است.

تولید چنین آثاری در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که انتقال مفاهیم دینی به کودکان نیازمند استفاده از زبان و قالبی متناسب با ویژگی‌های این گروه سنی است. موسیقی، هم‌خوانی کودکان، روایت تصویری و شخصیت‌پردازی می‌توانند مفاهیمی مانند محبت، همدلی، وحدت و اخلاق نیکو را از قالب گزاره‌های انتزاعی خارج کرده و به تجربه‌ای قابل لمس برای کودک تبدیل کنند. مجموعه «سرودستان» نیز در کنار آموزش قرآن و تولید محتوای قرآنی، در زمینه تولید و انتشار محتوای کودکانه با مضامین ملی و مذهبی و آشنایی کودکان با اهل‌بیت(ع) فعالیت می‌کند.

ایکنا پیرامون این اثر، شیوه تولید و ظرفیت‌های هنر برای انتقال مفاهیم دینی به کودکان، با امیرحسین کاکازاده، خواننده «بهار من» گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا - اگر بخواهیم مفهوم رحمة للعالمین را برای کودکان به زبان هنر روایت کنیم، چه شیوه‌ای می‌تواند این مفهوم را از یک تعبیر انتزاعی و دینی به تجربه‌ای ملموس و قابل درک برای کودک تبدیل کند؟ 

اگر بخواهیم مفهوم رحمة للعالمین را برای کودک به زبان هنر روایت کنیم، بهتر است به جای توضیح مستقیم مفهوم رحمت، کودک آن را ببیند، حس کند و در تجربه یک داستان کشف کند. کودک با رفتار همدلانه بسیار بیشتر از یک سخنرانی اخلاقی ارتباط برقرار می‌کند. به همین دلیل، به جای پرداختن به مفاهیم بزرگ و انتزاعی، می‌توان داستان‌های کوچکی از مهربانی پیامبر(ص) با یک کودک، حیوان، پیرمرد یا حتی موجودی که دیگران به آن بی‌توجه‌ هستند را طراحی کرد. نقطه قوت داستان نیز می‌تواند این باشد که پیامبر(ص) کسی را تحقیر نمی‌کند و با دیدن نیاز دیگری، واکنشی مهربانانه نشان می‌دهد.

یکی از روش‌های مؤثر این است که راوی داستان یک کودک خیالی باشد. کودکی که در ابتدا تصور می‌کند مهربانی فقط به معنای دوست داشتن است، اما در جریان داستان متوجه می‌شود رحمت یعنی دیدن دیگری، شنیدن او و کمک کردن بدون منت. چنین زاویه‌ای، مفهوم رحمت را از یک کلمه به تجربه‌ای ملموس تبدیل می‌کند. در کنار این موضوع، می‌توان از نمادهای تصویری مانند نور، باران، سایه درخت، چشمه یا آغوش مادرانه استفاده کرد؛ عناصری که متعلق به یک نفر نیستند و همه می‌توانند از آنها بهره ببرند. این تصویرسازی می‌تواند مفهوم رحمة للعالمین را نیز برای کودک قابل فهم کند و نشان دهد که رحمت پیامبر(ص) محدود به گروه خاصی نیست.

بهترین پیام برای کودک این نیست که فقط بگوییم پیامبر(ص) بسیار مهربان بود، بلکه باید نشان دهیم محبت به پیامبر(ص) می‌تواند در رفتار خود کودک ادامه پیدا کند. اگر کودک پس از دیدن یک اثر بتواند در برخورد با دوست، خانواده، حیوانات یا حتی فردی که با او تفاوت دارد، رفتاری مهربانانه داشته باشد، آن اثر توانسته مفهوم رحمت را منتقل کند. بنابراین هنر باید کودک را از شنیدن یک گزاره به تجربه یک رفتار برساند و کاری کند که رحمت از یک مفهوم دینی به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شود.

ایکنا - آثاری مانند «بهار من» که در مناسبت‌هایی مانند هفته وحدت تولید می‌شوند، چگونه می‌توانند از یک اثر مناسبتی فراتر روند و مفهوم وحدت را به شکلی انسانی، عاطفی و قابل لمس برای کودکان بیان کنند؟ 

آثاری مانند «بهار من» می‌توانند نقشی فراتر از یک اثر مناسبتی داشته باشند، به‌ویژه اگر وحدت را برای کودک از یک مفهوم سیاسی و انتزاعی به یک تجربه انسانی و شیرین تبدیل کنند. کودک مفهوم با هم بودن را بهتر از طریق داستان، شخصیت و موقعیت درک می‌کند تا توضیح مستقیم. اگر چند کودک با تفاوت‌هایشان در کنار یکدیگر با مسئله‌ای مواجه شوند و آن را با همکاری حل کنند، کودک درمی‌یابد که تفاوت لزوما به معنای جدایی نیست. اثر موفق همچنین نباید این تصور را ایجاد کند که برای رسیدن به وحدت، همه باید یک شکل فکر کنند یا یک شکل باشند. در چنین آثاری می‌توان تفاوت شخصیت‌ها را به رسمیت شناخت و در عین حال بر اشتراک‌های آنها تأکید کرد. آدم‌ها ممکن است در ظاهر، سلیقه یا بعضی شیوه‌های زندگی با یکدیگر متفاوت باشند، اما می‌توانند در محبت به پیامبر(ص)، ارزش‌های اخلاقی و زندگی مسالمت‌آمیز مشترک باشند. استفاده از زبان عاطفه نیز اهمیت زیادی دارد. بهار می‌تواند استعاره مناسبی باشد؛ همان‌گونه که باغ با گل‌های متنوع زیباتر می‌شود، جامعه نیز با وجود تفاوت‌ها می‌تواند یک پیکر هماهنگ باشد. چنین زبان تصویری برای کودک ماندگارتر از شعار است. همچنین اگر شخصیت‌ها در ابتدا اختلافی داشته باشند و به جای قهر یا طرد یکدیگر، گفت‌وگو و همکاری را تجربه کنند، اثر عملاً مهارت‌های لازم برای وحدت را آموزش می‌دهد.

مهم این است که وحدت از دیگران شروع نشود، بلکه از خود کودک آغاز شود. کودک باید بتواند پیام اثر را در مدرسه، خانواده و جمع دوستان خود اجرا کند؛ دوست متفاوت خود را بپذیرد، هنگام اختلاف گفت‌وگو کند و کسی را به خاطر تفاوتش کنار نگذارد. به همین دلیل، ارزش اصلی چنین اثری این است که وحدت اسلامی را به شعار تبدیل نکند و آن را به احساس و رفتار تبدیل کند. اگر کودک بعد از دیدن اثر به این نتیجه برسد که می‌توانیم متفاوت باشیم و باز هم کنار هم دوست و مهربان بمانیم، اثر به هدف مهمی رسیده است. می‌توان این پیام را برای کودک در یک تصویر ساده خلاصه کرد: گل‌ها شبیه هم نیستند، اما وقتی کنار هم باشند، باغ می‌شوند.

ایکنا - از منظر قرآنی و تربیتی، شعر، موسیقی و انیمیشن چه ظرفیتی برای انتقال مفاهیم دینی به کودکان دارند؟ چگونه می‌توان از این قالب‌های هنری استفاده کرد تا کودک به جای دریافت یک مجموعه موعظه و گزاره اخلاقی، مفاهیم دینی را در قالب تجربه، داستان، تصویر و احساس درک کند و در عین حال میان جذابیت هنری و اعتبار محتوای دینی تعادل برقرار شود؟

از منظر قرآنی، اگر هدف را هدایت و تربیت بدانیم، هنر می‌تواند یکی از مؤثرترین زبان‌ها برای ارتباط با کودک باشد. قرآن نیز برای انتقال مفاهیم فقط از استدلال انتزاعی استفاده نمی‌کند و از قصه، تصویرسازی، تشبیه، موسیقی کلام، تکرار و عاطفه بهره می‌گیرد. بنابراین شعر، موسیقی و انیمیشن، اگر در خدمت معنا و تربیت قرار گیرند، ظرفیت بالایی دارند. شعر و موسیقی مفاهیم را ماندگار می‌کنند و ریتم، تکرار و قافیه باعث می‌شوند مفاهیمی مانند محبت، راستگویی، شکرگزاری، احترام به والدین و مهربانی با دیگران در ذهن کودک باقی بمانند. انیمیشن نیز مفاهیم انتزاعی مانند رحمت، تقوا یا ایثار را به رفتارهای قابل مشاهده تبدیل می‌کند.

قصه نیز امکان همذات‌پنداری ایجاد می‌کند. اگر قهرمان داستان با مسئله‌ای روبه‌رو شود که کودک خودش آن را تجربه کرده است، مانند حسادت، ترس، اشتباه، تنهایی یا اختلاف با دوست، و سپس با یک انتخاب اخلاقی مواجه شود، آموزش دینی از حالت درس خارج می‌شود و به تجربه زندگی تبدیل می‌شود. در تربیت دینی کودک، به‌ویژه در سال‌های نخست، ایجاد رابطه عاطفی با خدا، پیامبر(ص)، اهل‌بیت(ع) و ارزش‌های اخلاقی می‌تواند زمینه‌ساز تربیت عمیق‌تر باشد. کودک نباید دین را فقط مجموعه‌ای از نبایدها ببیند، بلکه باید آن را با محبت، زیبایی، امید، آرامش و معنا تجربه کند. در عین حال، جذابیت نباید جای حقیقت را بگیرد. اگر اثر دینی کودکانه زیبا و سرگرم‌کننده باشد اما پیام آن تحریف‌شده، سطحی یا فاقد پشتوانه معتبر باشد، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. استفاده از منابع معتبر قرآنی و روایی و مشورت با متخصصان دینی و تربیتی اهمیت زیادی دارد. همچنین نباید کودک را با موعظه مستقیم اشباع کرد. موسیقی، شوخی، رنگ، حرکت و هیجان باید به روایت کمک کنند، نه اینکه محتوای دینی را به حاشیه ببرند. سن کودک نیز تعیین‌کننده است؛ در سنین پایین تصویر، تکرار و قصه اهمیت بیشتری دارد و در سنین بالاتر می‌توان پرسش، گفت‌وگو و موقعیت‌های اخلاقی پیچیده‌تر را وارد اثر کرد.

ایکنا - آثار کودکانه درباره پیامبر اکرم(ص) چگونه می‌توانند از معرفی تاریخی شخصیت ایشان فراتر روند و سیره نبوی را به یک الگوی رفتاری برای کودک تبدیل کنند؟ 

مهم‌ترین کارکرد آثار کودکانه درباره پیامبر اکرم(ص) این است که معرفی شخصیت را به تجربه کردن یک شیوه زندگی تبدیل کنند. قرآن کریم پیامبر(ص) را اسوه حسنه معرفی می‌کند؛ بنابراین اثر کودکانه موفق نباید تنها بگوید پیامبر چه کسی بود و چه حوادثی در زندگی ایشان رخ داد، بلکه باید به کودک نشان دهد اگر بخواهیم مانند پیامبر رفتار کنیم، امروز چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم. برای رسیدن به این هدف باید فضایل اخلاقی را به موقعیت‌های ملموس کودکانه تبدیل کرد. مفاهیمی مانند مهربانی، راستگویی، گذشت، امانت‌داری و احترام نباید صرفاً به صورت موعظه بیان شوند. برای مثال می‌توان کودکی را در داستان نشان داد که بین گفتن حقیقت و پنهان کردن اشتباه خود مردد است و رفتار پیامبر(ص) الهام‌بخش انتخاب او می‌شود. در چنین روایتی، به جای اینکه شخصیت داستان بارها بگوید باید راستگو باشیم، مهربانی و راستگویی در یک کنش دیده می‌شود. همین شیوه را می‌توان در برخورد با کودکان، نیازمندان، مخالفان یا حیوانات به کار گرفت. کودک از طریق مشاهده و همذات‌پنداری، مفهوم اخلاقی را بهتر درونی می‌کند. زبان و قالب نیز باید متناسب با سن باشد؛ برای خردسالان تصویر، تکرار، موقعیت‌های ساده و کنش‌های کوتاه اهمیت بیشتری دارد و برای کودکان بزرگ‌تر می‌توان از تعارض‌های اخلاقی پیچیده‌تر استفاده کرد.

معیار موفقیت یک اثر کودکانه درباره پیامبر(ص) این نیست که کودک پس از خواندن یا دیدن آن چند واقعه تاریخی را به خاطر بسپارد. معیار مهم‌تر این است که در یک موقعیت واقعی، مثلا هنگام دعوا با دوست خود، مواجهه با یک دروغ یا زمانی که باید اشتباه خود را بپذیرد، بتواند با خود بگوید پیامبر(ص) در چنین موقعیتی چگونه رفتار می‌کرد. در این نقطه، سیره نبوی از یک موضوع تاریخی و آموزشی فراتر می‌رود و به الگوی عملی و درونی‌شده برای زندگی کودک تبدیل می‌شود.

اگر بخواهیم تنها یک مفهوم را به عنوان محور اصلی انتخاب کنیم، محبت اولویت بیشتری دارد؛ البته محبتی که در عمل به اخلاق نیکو، همدلی، صلح و حفظ کرامت دیگران منجر شود. دلیل این انتخاب آن است که کودک پیش از آنکه بتواند مفاهیم انتزاعی اخلاقی را به طور کامل درک کند، می‌تواند محبت را احساس و تجربه کند. وقتی پیامبر(ص) در یک داستان کودکانه فردی مهربان، شنوا، صبور و پذیرنده تصویر می‌شود، کودک می‌تواند با ایشان ارتباط عاطفی برقرار کند.

در این مسیر، محبت نباید فقط در حد یک احساس باقی بماند. اثر هنری باید نشان دهد که دوست داشتن پیامبر(ص) چه تغییری در رفتار کودک ایجاد می‌کند. اگر کودک یاد بگیرد به حرف دوستش گوش دهد، کسی را به خاطر تفاوتش طرد نکند، در برابر اشتباه دیگران گذشت داشته باشد و هنگام نیاز به دیگران کمک کند، محبت از یک مفهوم ذهنی به رفتار تبدیل شده است. چنین رویکردی باعث می‌شود مفاهیم اخلاقی نیز به صورت طبیعی در کنار محبت شکل گیرند و کودک آنها را مجموعه‌ای از دستورهای جدا از هم نبیند. به همین دلیل، محبت می‌تواند نقطه شروع مناسبی برای تربیت دینی کودک باشد. کودک ابتدا با شخصیت و رفتار پیامبر(ص) ارتباط عاطفی برقرار می‌کند و بعد به تدریج می‌آموزد که این محبت باید در زندگی خودش نیز دیده شود. در چنین شرایطی، اخلاق، همدلی، صلح و کرامت دیگران به مفاهیمی جداگانه تبدیل نمی‌شوند، بلکه ادامه طبیعی محبت هستند. اگر اثر بتواند این مسیر را طی کند، ارتباط کودک با پیامبر(ص) از علاقه‌ای مناسبتی به الگویی برای رفتار روزمره تبدیل خواهد شد.

ایکنا - برای تبدیل یک موضوع مذهبی و مناسبتی به محتوایی که واقعا برای کودک جذاب باشد، چه تمهیداتی باید در نظر گرفته شود؟

معمولاً نخستین تمهید، استفاده از روایت غیرمستقیم و داستان‌محور است. به جای ارائه مستقیم مفاهیم دینی، پیام مذهبی باید در دل یک داستان، شخصیت و موقعیت کودکانه قرار گیرد تا کودک آن را تجربه کند، نه اینکه صرفاً درباره آن آموزش ببیند. استفاده از موسیقی و ترانه نیز می‌تواند به ماندگاری پیام کمک کند. در یک اثر موزیکال، ترانه می‌تواند مفاهیم مذهبی را با زبانی ساده، ریتمیک و تکرارشونده منتقل کند. در کنار آن، مفاهیم عاطفی و ملموس مانند محبت، انتظار، شادی، خانواده، دوستی و امید برای کودک قابل لمس‌تر از بیان مستقیم مفاهیم پیچیده اعتقادی هستند.

شخصیت‌پردازی همدلانه نیز اهمیت زیادی دارد. شخصیت‌ها باید با دغدغه‌ها و تجربه‌های واقعی کودکان مواجه شوند تا مخاطب بتواند خودش را در آنها ببیند. از سوی دیگر، تصویرسازی باید شاد و متناسب با گروه سنی باشد. رنگ، حرکت، ریتم، طراحی شخصیت‌ها و فضای بصری باید جذابیت مستقل داشته باشند تا اثر صرفا به دلیل مذهبی بودن برای کودک جذاب نباشد، بلکه از نظر هنری و سرگرمی نیز او را همراه کند. یکی از مهم‌ترین نکات در این زمینه پرهیز از شعارزدگی است. هرچه پیام اخلاقی و مذهبی بیشتر در کنش شخصیت‌ها و روند داستان نشان داده شود، احتمال ارتباط کودک با آن بیشتر خواهد بود.

مناسبت مذهبی نیز نباید صرفاً یک موضوع تقویمی باقی بماند. باید به تجربه‌ای که کودک در خانواده، مدرسه یا جمع دوستان دارد پیوند بخورد. هدف این نیست که کودک پس از تماشای اثر فقط بداند مناسبت چیست، بلکه باید بتواند احساس و معنای آن را در قالبی کودکانه تجربه کند. به همین دلیل موسیقی، داستان، شوخ‌طبعی، شخصیت‌پردازی و فضای فانتزی می‌توانند نقش واسطه‌ای میان یک مفهوم مذهبی و دنیای ذهنی کودک داشته باشند. اگر این عناصر در خدمت روایت باشند، مناسبت از یک تاریخ در تقویم به یک تجربه عاطفی و ماندگار تبدیل می‌شود.

ایکنا - شعر، موسیقی و همخوانی کودکان در یک اثر موزیکال با مضمون دینی چه نقشی در انتقال پیام دارند و چگونه می‌توان میان جذابیت موسیقایی و محتوای دینی تعادل برقرار کرد؟ 

شعر، مفهوم دینی را به زبان عاطفی و کودکانه تبدیل می‌کند. به جای اینکه کودک با مجموعه‌ای از گزاره‌های اعتقادی مواجه شود، مفهوم در قالب واژه‌ها، تصویرها و تکرارهای شاعرانه قرار می‌گیرد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا موسیقی و ریتم می‌توانند به ماندگاری کلام در حافظه کودک کمک کنند. البته موسیقی نباید صرفاً وسیله‌ای برای جذابیت باشد و لازم است با محتوای شعر و فضای معنوی اثر هماهنگ باشد. همخوانی نیز مخاطب را از شنونده به مشارکت‌کننده تبدیل می‌کند. صدای جمعی کودکان حس با هم بودن و تعلق ایجاد می‌کند و با مضمون‌هایی مانند محبت، وحدت و شادی دینی تناسب دارد.

موسیقی همچنین بار آموزشی پیام را کاهش می‌دهد. اگر کودک مستقیماً با مفاهیم مذهبی آموزش داده شود، احتمال دارد اثر برای او حالت درس پیدا کند، اما وقتی همان مضمون در یک ملودی جذاب و قابل تکرار قرار می‌گیرد، کودک ابتدا با موسیقی ارتباط برقرار می‌کند و پیام را در جریان آن دریافت می‌کند. تجربه تولید محتوای کودکانه نیز نشان می‌دهد که ریتم و ترانه می‌توانند به ماندگاری کلام و ایجاد خاطره خوش در ذهن کودک کمک کنند. در «بهار من» استفاده از گروه سرودستان در کنار خواننده اصلی، همین وجه جمعی را تقویت می‌کند و باعث می‌شود مفهوم وحدت فقط در کلام مطرح نشود، بلکه در ساختار اجرای اثر نیز دیده شود.

تعادل زمانی برقرار می‌شود که موسیقی بر پیام غلبه نکند و پیام نیز موسیقی را به ابزار موعظه تبدیل نکند. کودک باید بتواند اثر را صرفا به خاطر ترانه و فضای شادش دوست داشته باشد، اما در عین حال آنچه در ذهنش می‌ماند فقط ملودی نباشد و احساس و معنایی درباره پیامبر(ص)، محبت و ارزش‌های دینی نیز همراه آن شکل گیرد. به بیان خلاصه، در «بهار من» شعر حامل معناست، موسیقی حامل احساس و همخوانی حامل مشارکت و جمع‌بودن. ترکیب این سه می‌تواند فاصله میان آموزش یک مفهوم مذهبی و تجربه کردن آن مفهوم توسط کودک را کاهش دهد.

ایکنا - فرایند انتخاب و آماده‌سازی کودکان برای اجرای همخوانی در یک اثر موزیکال چگونه انجام می‌شود و چه تفاوتی میان انتخاب یک خواننده کودک و انتخاب گروهی از کودکان برای همخوانی وجود دارد؟ 

فرایند انتخاب کودکان برای همخوانی باید براساس تناسب با کار گروهی باشد، نه صرفاً صدای زیبا. در سرود کودکانه، هماهنگی، توانایی حفظ ریتم، شنیدن صدای مربی و رعایت نوبت اهمیت زیادی دارد. حتی ممکن است کودکی که صدای بسیار خوبی دارد، برای همخوانی گروهی مناسب‌تر از خوانندگی تک‌نفره نباشد. پیش از ورود به استودیو نیز متن باید برای کودکان قابل فهم و بخش‌های آن کوتاه و قابل حفظ باشد. مربی معمولاً ابتدا شعر و ملودی را با کودکان تمرین می‌کند و تلفظ، ریتم، شروع و پایان جمله‌ها را هماهنگ می‌سازد.

تمرین گروهی و ایجاد حس مشارکت نیز اهمیت زیادی دارد. کودکان نباید صرفاً صدایی تلقی شوند که باید ضبط شود. وقتی فضای تمرین شاد و مشارکتی باشد، انرژی طبیعی کودکان وارد اجرا می‌شود و نتیجه از یک اجرای بیش از حد رسمی فاصله می‌گیرد. از سوی دیگر، کودکان معمولاً نمی‌توانند مانند خوانندگان حرفه‌ای برای مدت طولانی تمرکز خود را حفظ کنند. بنابراین ضبط می‌تواند در بخش‌های کوتاه‌تر و با تکرارهای متعدد انجام شود و در نهایت بهترین اجراها کنار هم قرار گیرند. در گروهی از کودکان نیز تفاوت سن، توانایی موسیقایی، حجم صدا و سرعت ادای کلمات باعث می‌شود همخوانی به راحتی ناهماهنگ شود و تنظیم‌کننده باید این تفاوت‌ها را مدیریت کند.

شاید مهم‌ترین نکته حفظ طبیعی بودن صدای کودک باشد. اگر هدایت موسیقایی بیش از اندازه سخت‌گیرانه باشد، صدای کودکان ممکن است مصنوعی و شبیه اجرای بزرگسالان شود. در یک اثر کودکانه، کمی تفاوت و سرزندگی می‌تواند بخشی از جذابیت کار باشد. در «بهار من» این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا اثر با هدف ارائه محتوای کودکانه با مضمون دینی و ملی ساخته شده و گروه سرودستان نیز در حوزه آموزش قرآن و تولید محتوای کودکانه فعالیت دارد. چالش اصلی فقط هماهنگ کردن صدای چند کودک نیست؛ بلکه ساختن یک اجرای حرفه‌ای بدون از بین بردن حس کودکی، شادی و مشارکت جمعی است. اگر این تعادل برقرار شود، همخوانی کودکان خودش به بخشی از پیام اثر تبدیل می‌شود.

ایکنا - در طراحی بصری یک اثر کودکانه با موضوع ولادت پیامبر اکرم(ص)، چه ویژگی‌هایی باید در شخصیت‌ها، رنگ‌ها، میزانسن و حرکت در نظر گرفته شود تا اثر هم شاد و کودکانه باشد و هم از نظر مضمون دینی، محترمانه و دارای شأن مناسب باقی بماند؟ 

برای چنین اثری بهتر است طراحی بصری از ابتدا بر این اصل بنا شود که اثر شاد و کودکانه باشد، اما سطحی و لوده نباشد و در عین حال معنوی و محترمانه باشد، اما سنگین و بزرگسالانه نشود. مضمون ولادت پیامبر(ص) می‌تواند از طریق حس بهار، نور، محبت، جمع شدن آدم‌ها و امید منتقل شود، بدون اینکه همه چیز به نمادهای مستقیم و شعاری محدود شود. شخصیت‌ها باید گرم، دوست‌داشتنی و قابل همذات‌پنداری طراحی شوند، به‌ویژه اگر قهرمان اصلی کودک باشد. چهره‌ها نیز بهتر است بیانگر شادی، کنجکاوی، مهربانی و شگفتی باشند و از اغراق ترسناک یا بیش از حد کارتونی پرهیز شود.

تفاوت شخصیت‌ها را می‌توان با رنگ لباس، فرم مو، قد و ویژگی‌های رفتاری ایجاد کرد تا کودک بتواند آنها را به سرعت از یکدیگر تشخیص دهد. میزانسن نیز بهتر است پویا و مشارکتی باشد، به‌خصوص چون اثر موزیکال است. شخصیت‌ها نباید فقط در قاب بایستند و شعر بخوانند، بلکه حرکت، تعامل و کنش آنها باید با موسیقی و داستان هماهنگ باشد. در این میان، طراحی رنگ و نور نیز می‌تواند به انتقال فضای شادی و امید کمک کند. هدف این است که کودک پیش از آنکه با پیام مستقیم مواجه شود، از نظر بصری و عاطفی وارد جهان اثر شود.

اگر شخصیت پیامبر(ص) در روایت حضور داشته باشند، به دلیل ملاحظات فرهنگی و مذهبی می‌توان از روایت غیرمستقیم، حضور نمادین، نور، زاویه دید یا تمرکز بر واکنش شخصیت‌های دیگر استفاده کرد. در این صورت شأن شخصیت حفظ می‌شود و در عین حال روایت برای کودک قابل فهم باقی می‌ماند. نکته مهم این است که مضمون مذهبی از دل زیبایی‌شناسی اثر بیرون بیاید، نه اینکه زیبایی‌شناسی صرفا تزئینی برای مضمون مذهبی باشد. کودک ابتدا با یک داستان جذاب، شخصیت‌های دوست‌داشتنی، موسیقی و رنگ ارتباط برقرار می‌کند و بعد به تدریج می‌فهمد این شادی به چه مناسبت و به خاطر چه شخصیتی است. این ترکیب کمک می‌کند ولادت پیامبر(ص) برای کودک نه یک مناسبت تاریخی، بلکه یک اتفاق زیبا، شاد و قابل احساس باشد.

ایکنا - از نظر فنی و هنری، تولید یک انیمیشن موزیکال چه تفاوتی با یک انیمیشن معمولی دارد و برای ادامه مسیر تولید آثار دینی کودکانه چه زیرساخت‌ها و تغییراتی لازم است و چگونه می‌توان تجربه یک اثر را از سطح یک محصول مناسبتی فراتر برد و به یک مسیر مستمر برای تولید آثار شخصیت‌محور و ماندگار تبدیل کرد؟

از نظر فنی و هنری، انیمیشن موزیکال را نمی‌توان صرفاً انیمیشنی دانست که در آن چند ترانه پخش می‌شود. این قالب ترکیبی از روایت، موسیقی، بازیگری، حرکت و طراحی بصری است و هماهنگی این عناصر پیچیدگی تولید را بیشتر می‌کند. انیماتیک اهمیت بسیار بیشتری پیدا می‌کند و پیش از تولید نهایی باید تصویر، موسیقی و زمان‌بندی دقیق روی هم آزمایش شوند تا مشخص شود حرکت شخصیت‌ها با ضرب موسیقی و کلام هماهنگ است. تدوین نیز تابع ریتم است و تغییر نما، حرکت دوربین، ورود شخصیت‌ها و بعضی جلوه‌های بصری می‌توانند با ضرب موسیقی هماهنگ شوند. بنابراین تدوینگر، آهنگساز، کارگردان و انیماتور باید ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشته باشند.

صداگذاری نیز اهمیت دوچندان دارد. صدای خواننده، همخوانی کودکان، دیالوگ، افکت‌های محیطی و موسیقی باید به شکلی میکس شوند که هیچ‌کدام دیگری را نپوشاند، به‌خصوص در اثری که مخاطب آن کودک است. برای ادامه این مسیر، به نظرم مهم‌ترین کار این است که «بهار من» به عنوان یک تجربه موفق قابل توسعه دیده شود، نه یک اثر مناسبتی منفرد. اگر هدف تولید مجموعه‌ای از آثار دینی برای کودکان است، بهتر است یک هویت مشخص برای این مسیر ایجاد شود. سبک طراحی شخصیت، رنگ، موسیقی، نوع شعر و زبان روایت می‌تواند مشخص باشد تا آثار بعدی هویت مشترک داشته باشند. همچنین موسیقی باید از ابتدا در فرایند تولید قرار بگیرد و شعر و موسیقی پیش از ورود جدی به انیمیشن نهایی شوند و انیماتیک موسیقایی ساخته شود.

تشکیل یک گروه تخصصی کودک نیز می‌تواند به کیفیت آثار کمک کند. حضور نویسنده کودک، روان‌شناس یا مشاور تربیتی، آهنگساز، شاعر، کارگردان و انیماتور در کنار مشاور دینی کمک می‌کند اثر هم از نظر محتوایی معتبر باشد و هم واقعا با ذهن و زبان کودک ارتباط برقرار کند. همچنین بهتر است از مناسبت‌محوری به شخصیت‌محوری حرکت کنیم. به جای اینکه هر سال فقط برای یک مناسبت محصولی تولید شود، می‌توان شخصیت‌ها و جهان داستانی مشترکی ساخت که در موقعیت‌های مختلف با ارزش‌هایی مانند محبت، راستگویی، همدلی، بخشش و احترام مواجه شوند. آینده این مسیر را می‌توان در تولید آثار کوتاه، خوش‌ساخت، موسیقایی و شخصیت‌محور دید، نه الزامای آثار طولانی و پرهزینه. اگر یک شخصیت و جهان داستانی دوست‌داشتنی ساخته شود که کودک خودش بخواهد دوباره آن را ببیند، مفاهیم دینی نیز فرصت بیشتری برای ماندگار شدن پیدا می‌کنند. معیار موفقیت این است که کودک بعد از دیدن اثر نگوید یک انیمیشن مذهبی دیدم، بلکه بگوید یک داستان زیبا دیدم که دوست دارم دوباره آن را ببینم و آن شخصیت را دوست دارم.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha