کد خبر: 4372538
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۶

بازخوانی نگاه اندیشمندان جهان به پیامبر اسلام(ص)

حضرت محمد(ص) دعوت خود را با توحید آغاز کرد و در کنار ایمان، بر اخلاق، عدالت، کرامت انسان و هدایت جامعه تأکید داشت. بلندای این شخصیت در طول تاریخ، تنها مورد توجه مسلمانان نبوده و شماری از فیلسوفان، مورخان، نویسندگان و دین‌پژوهان غیرمسلمان نیز درباره ابعاد مختلف زندگی و رسالت او سخن گفته‌اند.

پیامبر

در این مهم تردیدی وجود ندارد که شخصیت‌های بزرگ دینی و تاریخی اغلب در محدوده زمان و جغرافیای ظهور خود باقی نمی‌مانند. میزان اثرگذاری آنها را می‌توان قرن‌ها بعد، در استمرار اندیشه‌ها، شکل‌گیری تمدن‌ها و حتی در مطالعه و ارزیابی آنها از سوی پژوهشگران بیرون از سنت فکری و دینی‌شان مشاهده کرد.

حضرت محمد(ص)، به عنوان آخرین پیامبر و رسول خداوند و دین معرفی  شده از سوی او به عنوان دین اسلام به عنوان کامل‌ترین دین‌ها، از برجسته‌ترین نمونه‌های این قاعده است؛ شخصیتی که چهارده قرن پس از ظهور اسلام، همچنان موضوع پژوهش‌های تاریخی، دینی، فلسفی، اجتماعی و ادبی در سراسر جهان قرار دارد.

اهمیت این مطالعات زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم بخش مهمی از تاریخ روابط اسلام و غرب، با تصویرهایی متفاوت و گاه متضاد از پیامبر اسلام(ص) همراه بوده است. در دوره‌هایی، اسلام در فضای سیاسی و مذهبی اروپا از پشت دیوار منازعات دینی و تاریخی دیده شد و همین مسئله سبب شکل‌گیری برخی کلیشه‌ها درباره پیامبر اسلام(ص) شد؛ اما در دوره‌های بعد، گروهی از اندیشمندان و پژوهشگران کوشیدند اسلام و پیامبر آن را از منظر تاریخی و علمی بررسی کنند.

در این میان، دیدگاه نویسندگان و متفکران غربی درباره حضرت محمد(ص) از چند جهت قابل توجه است. نخست آنکه این اظهارنظرها از بیرون جامعه اسلامی شکل گرفته‌اند و دوم اینکه هر یک از این افراد، پیامبر را با معیارها و ابزارهای فکری خاص خود بررسی کرده‌اند؛ یکی از منظر تاریخ تمدن، دیگری از زاویه اخلاق، فردی با نگاه جامعه‌شناختی و دیگری از منظر دین‌پژوهی و صلح.

ایکنا به مناسبت ایام «هفته وحدت» به سراغ بخشی از آرا و دیدگاه‌های اندیشمندان و دین‌پژوهان جهان درباره حضرت محمد(ص) رفته است تا از زاویه نگاه آنها، مؤلفه‌هایی همچون صلح‌دوستی، دعوت به هدایت و رستگاری، اخلاق، عدالت، توحید و نقش پیامبر اسلام(ص) در شکل‌گیری یک تمدن بزرگ را مورد توجه قرار دهد.

این بازخوانی، به‌ویژه در روزگار کنونی که تصویر اسلام و پیامبر اکرم(ص) گاه در فضای رسانه‌ای جهان تحت تأثیر کلیشه‌ها، برداشت‌های سیاسی یا رفتار گروه‌های افراطی قرار می‌گیرد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

ویل دورانت؛ پیامبری که جامعه‌ای پراکنده را متحد کرد

«ویل دورانت»؛ مورخ مشهور آمریکایی، در ارزیابی شخصیت پیامبر اسلام(ص)، بیش از هر چیز به میزان تأثیرگذاری ایشان بر جامعه و تاریخ بشر توجه دارد. از منظر «دورانت»، ظهور پیامبر اسلام، فقط یک رخداد مذهبی نبود، بلکه تحولی اجتماعی و تمدنی را رقم زد که آثار آن در تاریخ باقی ماند.

پروفسور «ویل دورانت»، مورخ مشهور آمریکایی می‌نویسد: «اگر میزان تأثیر این مرد بزرگ را در مردم بسنجیم، باید بگوییم که حضرت محمد(ص) از بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را که از فرط گرمای هوا و خشکی صحرا به تاریکی توحش افتاده بودند اوج دهد. در این زمینه توفیقی یافت که از توفیقات تمام مصلحان جهان بیش‌تر بود. کمتر کسی را جز او می‌توان یافت که همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد؛ زیرا به دین اعتقاد داشت.

از قبایل بت‌پرست و پراکنده در صحرا، امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از «دین یهود» و «دین مسیح» و «دین قدیم عربستان» -بُت‌پرستی-، آیینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی که اساس آن شجاعت و مناعت قومی بود پدید آورد که در طی یک نسل در یکصد معرکه نظامی پیروز شد و در مدت یک قرن امپراطوری عظیم و پهناوری به وجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است که بر یک نیمه جهان نفوذ دارد.»

آنچه در این ارزیابی اهمیت دارد، توجه به مفهوم «تحول» است. جامعه‌ای که پیش از اسلام بر پیوندهای قبیله‌ای و رقابت‌های گسترده میان قبایل استوار بود، با ظهور اسلام به تدریج صاحب هویت مشترک دینی و اجتماعی شد.

از این منظر و از دیدگاه «ویل دورانت»، پیامبر اسلام(ص) تنها پیام‌آور یک اعتقاد نبود؛ بلکه دعوت او به ایجاد جامعه‌ای جدید با نظامی متفاوت از ارزش‌ها و روابط اجتماعی منجر شد.

تولستوی؛ پیامبری در مسیر حقیقت و صلح

«لئو تولستوی»؛ نویسنده و فیلسوف نامدار روس، از جمله چهره‌هایی است که در آثار و نوشته‌های خود به اسلام و شخصیت پیامبر اکرم(ص) توجه داشته است. توجه «تولستوی» به دین، اخلاق و معنویت، بخشی از دغدغه‌های اصلی او در سال‌های پایانی زندگی بود و در این چارچوب، اسلام و پیامبر آن نیز مورد مطالعه او قرار گرفت.

تولستوی در مقاله «محمد کیست؟» می‌نویسد: «حضرت محمد(ص) هم بنیان‌گذار و هم پیامبر است. او در زمره مردان بزرگی است که عمیقاً در ساختار اجتماعی خدمت کردند. همین بس که او امتی کامل را به سوی نور حقیقت هدایت کرد، آنها را به سوی صلح و آرامش کشاند، به زهد و پارسایی فراخواند و از خونریزی و قربانی انسان بازداشت و راه را برای توسعه و تمدن هموار ساخت. این کاری سترگ است که تنها مردی نیرومند می‌تواند انجام دهد و مردی چون او شایسته احترام و ستایش است.»

در نگاه «تولستوی»، شخصیت پیامبر اسلام(ص) در دو ساحت دینی و اجتماعی دیده می‌شود. «تولستوی» به جای محدود کردن رسالت پیامبر به یک تجربه معنوی فردی، بر پیامدهای اجتماعی و اخلاقی آن نیز تأکید می‌کند.

این برداشت، با یکی از ویژگی‌های مهم اسلام نیز ارتباط دارد؛ دینی که در آن «ایمان» از زندگی اجتماعی جدا نیست و «اخلاق»، «عدالت»، «مسئولیت‌پذیری» و «رفتار انسان» با دیگران، در کنار رابطه او با خداوند مورد توجه قرار می‌گیرد.

هنوز آماده نیست///// حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

برنارد شاو؛ اسلام و مسئله صلح

«جورج برنارد شاو»؛ نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرلندی، از دیگر چهره‌هایی است که درباره اسلام و پیامبر اکرم(ص) سخن گفته است. در دیدگاه او، مسئله ظرفیت اسلام برای پاسخگویی به نیازهای انسان در دوره‌های مختلف تاریخی اهمیت ویژه‌ای دارد.

«برنارد شاو» می‌گوید: «به نظر من اسلام تنها مذهبی است که استعداد آن‌ را دارد که بتواند با تحولات اعصار مختلف زندگی بشر همگام شود. من درباره مذهب حضرت محمد(ص) پیشگویی می‌کنم که این مذهب را اروپای فردا خواهد پذیرفت، همانطوری که این مذهب به نظر اروپایی‌های امروز قابل قبول است.

کلیسای قرون وسطی یا از روی جهل و یا از روی تعصب، اسلام را به وضع تاریک و مبهمی رنگ آمیزی کرده است. آنها این طور وانمود کرده‌اند که به نظر مردم، حضرت محمد(ص) ضد مسپح آمده و اینچنین مسیحیان را از مذهب اسلام متنفر ساخته‌اند.

من زندگی و کار پیامبر مسلمانان را مطالعه کرده‌ام، به عقیده من نه تنها او ضد مسیح نیست، بلکه او را باید نجات دهنده عالم بشریت دانست. من اعتقاد دارم اگر مردی مانند حضرت محمد، دیکتاتوری دنیای جدید را به دست بگیرد، می‌تواند مسائل این جهان را چنان حل کند که آن صلحی که دنیا به آن نیازمند است تامین شود...»

در این سخنان، مسئله صلح و امکان گفت‌وگو میان ادیان نیز مطرح می‌شود. «برنارد شاو» معتقد است بخشی از تصویر منفی شکل‌گرفته درباره اسلام در اروپا، نتیجه فضای تاریخی و مذهبی خاص قرون وسطی بوده است.

بازخوانی این دیدگاه در زمان حاضر می‌تواند زمینه‌ای برای توجه دوباره به ضرورت شناخت ادیان براساس منابع و مطالعات معتبر فراهم کند؛ به‌ویژه در دوره‌ای که برداشت‌های سطحی و رسانه‌ای از ادیان، گاه جای مطالعه تاریخی و علمی را می‌گیرد.

گیبون؛ توحید در کانون دعوت پیامبر

«ادوارد گیبون»؛ نویسنده و مورخ انگلیسی، در مطالعه اسلام به مسئله توحید و مبارزه پیامبر اسلام(ص) با بت‌پرستی توجه کرده است.

او می‌نویسد: «عقاید حضرت محمد(ص)، عاری از تردید و ابهام است و قرآن یک شاهد باشکوه از وحدانیت خداوند است. پیامبر مکه، پرستش بت‌ها و انسان‌ها و ستارگان را رد کرد؛ با این اصل عقلانی که هرچیزی که ظهور و بعد افول و مرگ دارد، شایسته پرستش نیست...»

«توحید»، نقطه آغاز و محور دعوت پیامبر اسلام(ص) بود. حضرت محمد(ص) در جامعه‌ای ظهور کرد که بت‌پرستی بخشی از ساختار دینی و حتی اقتصادی آن جامعه را تشکیل می‌داد. از این رو، دعوت به یکتاپرستی تنها یک تغییر در باورهای فردی نبود، بلکه بنیان‌های فکری و اجتماعی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار داد.

هنوز آماده نیست///// حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

لامارتین؛ بزرگی هدف، کمی امکانات و نتایج بزرگ

«آلفونس دو لامارتین»؛ شاعر، نویسنده و سیاستمدار فرانسوی، شخصیت پیامبر اسلام(ص) را با معیارهایی همچون هدف، امکانات و نتیجه حرکت او ارزیابی کرده است.

او می‌گوید: «اگر بزرگی هدف، ناچیزی وسایل و نتایج حیرت‌انگیز، سه معیار برای نبوغ بشر باشد، چه کسی جرأت دارد در تاریخ مدرن، مرد بزرگی را با محمد(ص) مقایسه کند؟ معروف‌ترین مردان، تنها سلاح، قوانین و امپراتوری را تأسیس کردند. آنها چیزی بیش از قدرت مادی تأسیس نکردند که در هر صورت، اغلب در جلو چشم آنها از هم پاشیده شد. اما رسول و پیامبر مسلمانان نه تنها ارتش، قانون، امپراتوری، امت و حکومت را به حرکت درآورد، بلکه میلیون‌ها نفر از مردان در یک سوم از جهان مسکونی آن روز و نیز بیشتر از آن، عبادت‌گاه‌ها، خدایان، ادیان‌، عقاید، باورها و روح‌ها را متحول ساخت.»

از منظر «لامارتین»، پیامبر اسلام(ص) با امکاناتی محدود، حرکتی را آغاز کرد که پیامدهای آن از محدوده شبه‌جزیره عربستان فراتر رفت و در عرصه تاریخ ادیان و تمدن‌ها ماندگار شد.

کارلایل؛ حضرت محمد(ص) و مسئله صداقت

«توماس کارلایل»؛ فیلسوف، نویسنده و مورخ اسکاتلندی، در کتاب «قهرمانان و قهرمان‌پرستی» به شخصیت پیامبر اسلام(ص) پرداخته است. آنچه در نگاه «کارلایل» برجسته است، تأکید بر صداقت، استقامت و ویژگی‌های اخلاقی پیامبر است.

او می‌نویسد: «بسیار شرم‌آور است که کسی به این اتهام گوش کند، که اسلام نه یک دین راستین و حضرت محمد(ص) پیامبر خداوند نیست. ما دیدیم که او با عزم و اراده‌ راسخ و مهربان و بخشنده، دلسوز، وارسته، پرهیزکار، با مردانگی واقعی، سخت‌کوشی و اخلاص، بر اصول خود ثابت‌قدم باقی ماند. علاوه بر تمام این ویژگی‌ها، او در برخورد با دیگران اهل مدارا، بردباری، مهربانی و خوشرویی بود و حتی گاهی با یاران خود مطایبه و مزاح می‌کرد. او عادل، راستگو، باهوش، خالص، بزرگوار و حاضرذهن بود. چهره‌ او چنان درخشان بود که گویا چراغی در درون خود داشت تا تاریک‌ترین شب‌ها را روشن کند، او یک مرد بزرگ بود، با این خصوصیت که در یک مدرسه درس نخوانده بود و توسط یک معلم پرورش نیافته بود، چرا که او به هیچ کدام از اینها نیازی نداشت.»

در این ارزیابی، «کارلایل» به یکی از پرسش‌های مهم در مطالعه شخصیت‌های دینی اشاره می‌کند؛ اینکه آیا رفتار و زندگی یک رهبر دینی با ادعای او سازگار است یا خیر.

در مورد پیامبر اسلام(ص)، «امانت‌داری» و «صداقت» پیش از «بعثت» نیز در منابع تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. لقب «امین» که مردم مکه به حضرت محمد(ص) داده بودند، در همین زمینه اهمیت دارد.

هنوز آماده نیست///// حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

گوته؛ پیامبر اسلام در ادبیات اروپا

«یوهان ولفگانگ گوته»، شاعر بزرگ آلمان، از جمله شخصیت‌های ادبی اروپا بود که با فرهنگ و ادبیات اسلامی آشنایی پیدا کرد و این آشنایی در آثار او نیز انعکاس یافت.

گوته درباره پیامبر اسلام(ص) می‌گوید: «ما اروپایی‌ها، با تمام مفاهیم‌مان نمی‌توانیم به آنچه محمد(ص) رسیده است برسیم و هیچ کس قادر نخواهد بود تا از او پیشی بگیرد. من تاریخ بشریت را برای پیدا کردن یک الگو، بررسی کرده‌ام و متوجه شدم که تنها حضرت محمد(ص) است که باید به عنوان یک حقیقت آشکار شود. در واقع، محمد(ص) موفق شد کل جهان را برای عقیده‌ «توحید» تحت کنترل در آورد.»

توجه «گوته» به اسلام به شعر نیز راه یافت و او قطعه‌ای با عنوان «نغمه محمد» سرود. این اثر با زبانی شاعرانه و نمادین، مراحل مختلف دعوت پیامبر اسلام(ص) و حرکت او در مسیر هدایت انسان‌ها را تصویر می‌کند.

ورود شخصیت پیامبر اسلام(ص) به ادبیات یک شاعر بزرگ اروپایی، نشان‌دهنده گستره تأثیر او در بیرون از جهان اسلام است؛ تأثیری که تنها به تاریخ یا مطالعات دینی محدود نمانده و در ادبیات و هنر نیز بازتاب یافته است.

هنوز آماده نیست///// حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

گاندی؛ اخلاق پیامبر مهم‌تر از قدرت شمشیر

«مهاتما گاندی»؛ رهبر فقید هند، نیز در بررسی زندگی پیامبر اسلام(ص)، بر ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی او تمرکز کرده است.

گاندی در مجله «هند جوان» چنین نوشته است: «من می‌خواستم بهترین کسی را که امروزه به صورت بی‌چون و چرا بر قلب میلیون‌ها نفر از مردم حکومت می‌کند، بشناسم. من بیشتر به این قناعت رسیده‌ام که این شمشیر نبود که در برنامه‌ زندگی آن روزها، جایی را برای اسلام بدست آورد. این ساده‌زیستی پیامبر(ص)، توجه تام و تمام به وعده‌هایش، اخلاص و ایثار شدید نسبت به دوستان و پیروانش، شجاعتش، بی‌باکی‌اش، اعتماد مطلق او به خداوند در مأموریتش؛ اینها و نه شمشیر، همه چیز را برای آنها بدست آورد و بر هر مانعی غلبه کرد. وقتی که من جلد دوم کتاب «زندگینامه پیامبر(ص)» را بستم، متأسف شدم که چیز دیگری برای خواندن من درباره زندگی این مرد بزرگ وجود ندارد.»

«گاندی» در این سخنان، قدرت معنوی و اخلاقی پیامبر اسلام(ص) را عامل مهم نفوذ او در جامعه معرفی می‌کند. در واقع، از نگاه او، شناخت پیامبر تنها با بررسی رخدادهای سیاسی و نظامی کامل نمی‌شود و باید شخصیت اخلاقی و سبک زندگی او نیز مورد توجه قرار گیرد.

گوستاو ویل؛ زندگی ساده پیامبر

«گوستاو ویل»؛ خاورشناس آلمانی، در کتاب «تاریخ ملل اسلامی» از سبک زندگی پیامبر اسلام(ص) سخن گفته است.

او می‌نویسد: «حضرت محمد(ص) یک الگوی درخشان برای قوم خود بود. شخصیت او خالص و بی‌شائبه بود. خانه‌اش، لباسش، خوراکش متمایز با یک سادگی نادر بود. تا آنجا بی‌تکلف بود که از اصحاب خود هیچ علامت خاصی از احترام دریافت نکرد و هر خدمتی که می‌توانست برای خود انجام دهد از غلامش قبول نمی‌کرد. او برای همه و در هر زمانی قابل دسترسی بود. از بیمار عیادت می‌کرد و سرشار از همدردی برای همه بود. خیرخواهی و سخاوت او نامحدود بود. همچنین دلواپسی و نیک‌خواهی او برای رفاه جامعه بود.»

در این روایت، زندگی شخصی پیامبر(ص) به‌عنوان بخشی از جذابیت شخصیت او مورد توجه قرار گرفته است. پیامبری که در اوج جایگاه اجتماعی و دینی، از زندگی اشرافی فاصله داشت و ارتباط خود با مردم را بر پایه تشریفات بنا نکرد.

هنوز آماده نیست///// حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

اسپیزیتو؛ پیامبر، مصلح و بنیان‌گذار تمدن

«جان اسپیزیتو»؛ استاد دانشگاه جورج‌تاون آمریکا و از پژوهشگران شناخته‌شده اسلام، شخصیت پیامبر اسلام(ص) را در قالب مجموعه‌ای از نقش‌های دینی، اجتماعی و تمدنی بررسی می‌کند.

او می‌گوید: «پیامبر مسلمانان و آخرین رسول خداوند را باید منجی بشریت خواند. من اعتقاد دارم که اگر مردی مثل او حاکمی در عصر جدید می شد، برای حل مشکلاتش از صلح و دوستی استفاده می کرد. او عالی ترین مردی بود که روی زمین پا گذاشته است. او به دین دعوت کرد. یک تمدن را پایه گذاری کرد. ملتی را بنا نهاد. اخلاق را نهادینه کرد. اجتماعی زنده و قدرتمند ایجاد کرد تا آموزش های او را به صحنه عمل آورند و دنیای تفکر و رفتار انسانی را برای همیشه و به طور کامل منقلب کرد. نام او «محمد(ص)» است. در سال ۵۷۰ بعد از میلاد، در عربستان چشم به جهان گشود. رسالت خود برای دعوت به دین راستین (اسلام) را در سال چهلم عمر خود آغاز کرد و در شصت و سومین سال عمرش با جهان وداع گفت. در مدت کوتاه ۲۳ سال از پیامبری‌اش به پرستش خدای یگانه رهنمون شد. وی مردم را از جنگ و نزاع های قبیله‌ای رهانید و به اتحاد و همبستگی ملی رسانید. او در این مدت، مردم را از حیرانی و بی‌خدایی به اعتدال و پرهیزکاری، از بی قانونی به زندگی نظام‌مند و از تباهی به بالاترین معیارهای تعالی اخلاقی هدایت کرد. تاریخ بشری چنین دگرگونی کامل را از جانب یک شخص یا در مکان دیگر قبل از پیامبر اسلام(ص) یا پس از او نشناخته است.»

این نگاه، تصویری چندوجهی از پیامبر اسلام ارائه می‌دهد. در این تصویر، حضرت محمد(ص) هم پیام‌آور دین است، هم مصلح اجتماعی، هم بنیان‌گذار جامعه و هم شخصیتی که تأثیر او بر اندیشه و رفتار انسان تا قرن‌ها ادامه یافته است.

هنوز آماده نیست///// حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

کارن آرمسترانگ؛ خوانشی از پیامبر با محوریت صلح

«کارن آرمسترانگ»؛ نویسنده و پژوهشگر حوزه ادیان، از چهره‌های معاصر غربی است که آثار متعددی درباره ادیان ابراهیمی نوشته است. کتاب او درباره حضرت محمد(ص) با نام «محمد(ص)؛ پیامبری برای زمانه ما» در فضایی منتشر شد که پس از حوادث یازدهم سپتامبر، تصویر اسلام در افکار عمومی غرب بیش از گذشته با مسئله خشونت پیوند خورده بود.

«آرمسترانگ» در مقدمه کتابش (محمد(ص)؛ پیامبری برای زمانه ما) می‌نویسد: «بیشتر تلاش و کوشش پیامبر صرف جلوگیری از برخوردهای وحشیانه گردید؛ زیرا لغت «اسلام» که به معنای «تسلیم بودن» در برابر خداوند است، از ریشه «سلام» به معنای «صلح» گرفته شده است. محمد(ص) مرد جهاد بود، ولی یک صلح طلب واقعی هم بود؛ زیرا جان و اعتقاد نزدیک ترین یاران خود را در جریان صلح با مکه به گرو گذاشت تا این اتحاد بدون خونریزی به انجام رسد. او به جای خونریزی و قتل عام، در فکر مذاکره و صلح بود. آگاهی از داستان واقعی زندگی حضرت محمد(ص) در این مقطع خطرناک تاریخ بشری، لازم است و نباید اجازه داد که متعصبین خیره سر با تحریف زندگی پیامبر به نفع خود از آن استفاده کنند. انسان غربی معاصر از داستان زندگی آن حضرت، مسائل بسیار مهم تری را برای هدایت خود در این دنیای متغیر باید بیاموزد.»

آنچه در نگاه «آرمسترانگ» برجسته است، تلاش برای بازخوانی زندگی پیامبر در بستر تاریخی خود است. او میان مفهوم جهاد در منابع اسلامی و برداشت‌های امروزی از خشونت تمایز قائل می‌شود و بر جنبه‌های صلح‌طلبانه و مذاکره در سیره پیامبر تأکید دارد.

این نگاه در فضای معاصر اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا یکی از مسائل اصلی در معرفی اسلام به مخاطب غیرمسلمان، تفکیک میان آموزه‌های اصیل دین و رفتار جریان‌هایی است که با تفسیرهای افراطی از متون دینی، تصویری خشن از اسلام ارائه می‌کنند.

الکساندر دوما؛ پیامبری با اخلاق و آموزه‌های بزرگ

«الکساندر دوما»؛ رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس شهیر فرانسوی درباره پیامبر اسلام(ص) می‌نویسد: «حضرت محمد(ص)، معجزه شرق بود؛ زیرا دینش دارای آموزه های بزرگی بود. اخلاقش برجسته بود و رفتاری پسندیده داشت. این پیامبر که با رسالتش آغازگر عصر دانش و نور و معرفت بود، سزاوار است که تمام سخنان و رفتارش به شیوه علمی تدوین شود. او با تعالیم آسمانی‌اش وظیفه داشت که تمام مطالب نابخردانه و اوهام و خرافاتی که نادانان و دانشمندان آگاه، بر ادیان گذشته افزوده بودند بزداید. محمد(ص) مردی بود که از میان مردمی بُت‌پرست با اراده آهنین برخواست و آنان را به یگانه پرستی دعوت کرد و در دل‌های آنها روح و روان جاودانی کاشت. بنابراین او را نه تنها باید در ردیف مردان بزرگ و برجسته تاریخ شمرد، بلکه سزاوار است که به پیامبری او اعتراف کنیم و از دل و جان بگوییم که او پیامبر خداست.»

در این توصیف «الکساندر دوما»، اخلاق و رفتار پیامبر در کنار آموزه‌های دینی او قرار گرفته است؛ نکته‌ای که در بسیاری از مطالعات درباره حضرت محمد(ص) تکرار می‌شود.

جان پورت؛ ضرورت کنار گذاشتن تعصب

«جان پورت»؛ اسلام‌شناس انگلیسی، در کتاب «عذر تقصیر به پیش‌گاه محمد و قرآن» که در لندن در سال 1869 منتشر شده، بر ضرورت مطالعه پیامبر اسلام(ص) در بستر تاریخی و فرهنگی خود تأکید می‌کند.

او می‌نویسد: «نویسندگانی که کورکورانه تحت تأثیر تعصب قرار گرفته و گمراه شده‌اند و در نتیجه به حسن شهرت زنده کننده آیین یکتاپرستی اهانت روا داشته‌اند؛ نه فقط ثابت کرده‌اند که روح خیرخواهی نجات دهنده (مسیح) که با آن همه استقامت و قدرت در انجام آن پایداری نشان داده، در آن‌ها تأثیر نکرده است؛ بلکه در قضاوت نیز راه خطا پیموده‌اند؛ زیرا با مختصر تأمل و تفکری می‌توانستند این نکته را درک کنند و دریابند که پیغمبر و تعلیمات او را نباید از نظر یک نفر مسیحی یا از لحاظ فکر اروپایی انتقاد کنند؛ بلکه این بحث باید از نظر شرقی مورد قضاوت قرار گیرد و به عبارت دیگر شخصیت محمد(ص) را به عنوان یک نفر مصلح دینی و قانون‌گذاری که در قرن هفتم مسیحی در آسیا قیام کرده است، باید مورد مطالعه و تحقیق قرار داد. در این صورت بدون شک اگر او را یکی از نوادر جهان و منزه‌ترین نوابغی که گیتی تاکنون توانسته است پرورش دهد به شمار نیاوریم ستم بزرگی را مرتکب شده‌ایم. همانا باید او را بزرگ‌ترین و یگانه شخصیتی بدانیم که قاره آسیا می‌تواند به وجود چنان فرزندی برخود ببالد.

هرگاه وضع اعراب را قبل از ظهور حضرت محمد(ص) در نظر بگیریم و با اوضاع بعد از قیام او مقایسه کنیم و هرگاه اندک تفکری در شعله عشق و علاقه‌ای که در قلوب پیروان او برافروخته شده و تا به امروز به همان حال باقی است توجه کنیم، به خوبی احساس می‌کنیم که اگر از تمجید و تکریم چنان مرد بزرگ و فوق‌العاده‌ای خودداری کنیم بی‌انصافی است.»

«پورت» در این اظهارنظر، بر اهمیت روش‌شناسی در مطالعه ادیان تأکید دارد. از دیدگاه او، بررسی یک شخصیت تاریخی باید با توجه به شرایط زمانی و فرهنگی او صورت گیرد و نباید معیارهای فرهنگی یک دوره یا منطقه، بدون توجه به تفاوت‌های تاریخی، به دوره‌ای دیگر تحمیل شود.

سایکس؛ مبارزه با شرک و بت‌پرستی

«رپرسی سایکس»؛ نویسنده مشهور انگلیسی، در کتاب «تاریخ ایران» درباره پیامبر اسلام(ص) نوشته است: «به عقیده شخصی من حضرت محمد(ص) در میان عالم بشریت بزرگ‌ترین انسانی است که با یک مرام عالی، تمام هم خود را مصروف این داشت که شرک و بت‌پرستی را از اندیشه‌ها منهدم ساخته و به جای آن افکار بلند اسلام را برقرار سازد. خدمت وافر و نمایانی که از این راه به نوع بشر نموده، خدمتی است که آن را ستایش نموده و سر تعظیم فرود می‌آورم.»

دعوت به «توحید»، هسته اصلی رسالت پیامبر اسلام(ص) بود. اسلام با نفی بُت‌پرستی، انسان را از پرستش مخلوقات به پرستش خالق دعوت کرد و این تغییر نگرش را مبنای تحول اخلاقی و اجتماعی قرار داد.

هنوز آماده نیست///// حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

نهرو؛ از «امین» مکه تا بنیان‌گذار یک امت

«جواهر لعل نهرو»؛ نخست‌وزیر پیشین هند، در کتاب «نگرشی بر تاریخ جهان» به دوران پیش از بعثت و پس از آن توجه کرده است.

او چنین نوشته است: «محمد(ص) برای نشر رسالت خود شتاب نداشت؛ بلکه مدتی در سکوت زندگی کرد. مایه شگفتی و اعتماد هموطنان خود واقع شد تا آن‌جا که او را «امین» لقب دادند. او به خود و پیامبری خود باور داشت و با این اعتماد و ایمان، وسایل اقتدار، عزت و مناعت را برای امت خویش مهیا ساخت و آن‌ها را از مردمانی ساکن صحرا به سرورانی مبدل کرد که نصف جهان شناخته‌شده زمان خود را فتح کردند.»

«نهرو» در این ارزیابی، بر فاصله میان وضعیت جامعه عرب پیش از اسلام و تحولات پس از ظهور پیامبر تأکید دارد. لقب «امین» نیز در این زمینه اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا اعتماد اجتماعی مردم مکه به حضرت محمد(ص) پیش از «بعثت»، بخشی از زمینه تاریخی دعوت او را تشکیل می‌داد.

شیمل؛ سیره پیامبر در زندگی روزمره مسلمانان

«آنه‌ماری شیمل»؛ اسلام‌شناس برجسته آلمانی، از دیگر پژوهشگرانی است که بر حضور گسترده سیره پیامبر(ص) در زندگی مسلمانان تأکید کرده است.

او می‌نویسد: «همین آرمان تقلید از حضرت محمد(ص) است که مسلمانان را از مراکش گرفته تا اندونزی به این اندازه یکسانی کردار بخشیده است، هر کس به هر جایی که باشد می‌داند که هنگام در آمدن به منزلی چگونه رفتار کند، کدام عبارت تعارف‌آمیز را کار برد، در همنشینی از چه بپرهیزد، چگونه غذا بخورد، چگونه سفر کند...

کودکان مسلمان قرن‌هاست که به این شیوه‌ها پرورش یافته‌اند و تنها در این اواخر بود که این دنیای سنتی بر اثر هجوم فرهنگ تکنولوژیکی امروز از هم فروپاشید.»

«شیمل» در اینجا به نکته‌ای اشاره می‌کند که در شناخت فرهنگ اسلامی اهمیت دارد؛ یعنی حضور سیره پیامبر در جزئیات زندگی مسلمانان. در سنت اسلامی، پیامبر تنها یک شخصیت متعلق به گذشته نیست. رفتار، گفتار و سبک زندگی او برای مسلمانان در طول قرن‌ها به الگویی برای تنظیم روابط فردی و اجتماعی تبدیل شده است.

هنوز آماده نیست///// حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

راما کریشنا راو؛ جامعیت شخصیت پیامبر

«کی. اس. راما. کریشنا راو»، استاد فلسفه هند، شخصیت حضرت محمد(ص) را دارای ابعاد گوناگون می‌داند.

او می‌گوید: «این خیلی مشکل است که ما کاملا به شخصیت محمد(ص) پی ببریم. من اجمالا به آن نظر می اندازم، محمد(ص) پیامبر است، محمد(ص) تاجر است، محمد(ص) حاکم است، محمد(ص) سخن‌ور است، محمد(ص) مصلح است، محمد(ص) پناهگاه یتیمان است، محمد(ص) حامی و نجات دهنده غلامان و زنان است، او داور و دادگستر است، او نجیب و شریف است، خلاصه کلام اینکه تمام این کارکردها در بخش‌های فعالیت‌های بشری بیان‌گر این است که او مثل یک قهرمان است.»

این توصیف، یکی از ویژگی‌های مهم زندگی پیامبر را برجسته می‌کند؛ جامعیت نقش‌های او. حضرت محمد(ص) در طول زندگی خود همزمان با مسائل دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و خانوادگی مواجه بود و همین مسئله موجب شده است مطالعه شخصیت او به حوزه‌های گوناگون علوم انسانی راه پیدا کند.

دیوان چَندِش راما؛ پیامبری با هدف وحدت انسان

«دیوان چَندِش راما»؛ دانشمند هندی، در کتاب «پیامبر مشرق» درباره پیامبر اسلام(ص) می‌گوید: «محمد(ص) روح مهربانی و عطوفت بود، او بیشتر و یا کمتر از یک انسان نبود؛ اما شخصیتی بود که هدف مقدس داشت، هدفش متحد نمودن بشر بر یکتاپرستی بود، پرستش نمودن خدای یک و یگانه، تعلیم نمودن راه انسانیت و ایمان داری در سطح بالای از زندگی، استوار و مبتنی بر دستورات خداوند بود، او همیشه خود را بنده و پیامبر خدا می دانست و همه فعالیت‌هایش برای خدا بود.»

در این دیدگاه، محور اصلی رسالت پیامبر، دعوت انسان‌ها به توحید و اخلاق معرفی شده است. مفهوم وحدت نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ زیرا اسلام با عبور از مرزبندی‌های قبیله‌ای، انسان‌ها را در یک جامعه ایمانی گرد هم آورد.

جان برناس؛ اخلاق به‌عنوان محور جامعه اسلامی

«جان برناس»؛ دین‌شناس، درباره تأثیر آموزه‌های پیامبر بر رفتار مسلمانان می‌گوید: «سراسر عالم اسلام، اصول اساسی و قوانین اخلاقیی خودرا از سر چشمه قرآن اخذ می‌کنند. محمد(ص) در کردار و رفتار تابعین خود اندیشه بسیار فرموده و باید گفت که برای آنها یک روش قانونی برقرار نموده که بسیار واضح و صریح به سوی هدف و مقصودی واحدی سیر می‌کند و آن همان بالا بردن سطح اخلاق آنهاست. به گونه‌ای که مقام اعراب را از عالم جدال وشقاق عشایری قدیم ترفیع داده دریک سطح اخوت و برادری عام قرار داد. بنابراین، عمل هر مسلمان از زن ومرد، از هنگام تولد تا زمان مرگ متوجه آن هدف است.»

این اظهارنظر، نقش پیامبر اسلام(ص) را در تنظیم مناسبات اجتماعی و اخلاقی جامعه مورد توجه قرار می‌دهد. در اسلام، اخلاق از حوزه فردی فراتر می‌رود و به بخش مهمی از ساختار اجتماعی تبدیل می‌شود.

ویلیام سویر؛ بیداری اخلاق و فضیلت

«ویلیام سویر»؛ ادیب و دانشمند انگلیسی، در کتاب «سیره محمد(ص)» می‌نویسد: «محمد(ص) با روشنی کلامش و آسانی شریعتش، سرآمد همه بزرگان جهان است، او با کارهای برجسته‌اش عقل ها را به تحیر واداشت و تاریخ، مصلحی همانند وی که در زمان کوتاه، بشریت خفته را بیدار کرد و خوی‌های نیکو را رایج و دانش و فضیلت را ارزش بخشیده باشد، سراغ ندارد.»

در این نگاه، بیداری اخلاقی و فکری جامعه، از مهم‌ترین نتایج دعوت پیامبر معرفی شده است.

ادوارد رمزی؛ حرکت از تاریکی به سوی نور

«ادوارد رمزی»؛ شرق‌شناس آمریکایی، درباره پیامبر اسلام(ص) می‌گوید: «محمد(ص) با پیام خدای یکتای قادر متعال به جهان آمد تا مردم را از تاریکی به سوی نور رهنمون شود. سپیده‌دمی تازه در افق پدیدار شد. روزی که او وحی را دریافت کرد، این مصلح بزرگ، عدالت و آزادیِ از دست‌رفته جهان را بازگرداند. خردِ استوار او نادانان را روشن کرد و عرب‌ها سرانجام از خواب سنگین بندگی بیدار شدند.»

در این نگاه، «بعثت پیامبر» با مفهوم هدایت پیوند خورده است؛ همان مفهومی که در آموزه‌های اسلامی نیز جایگاهی محوری دارد.

ولتر؛ اسلام و تأثیر جهانی آن

«فرانسوا ولتر»، فیلسوف فرانسوی، در توصیفی از اسلام می‌نویسد: «تمامیت آیینی که محمد(ص) بنیان نهاد، روح را تسخیر و پالایش کرد؛ زیبایی آن، تحسین و احترام عمیقی برای دین محمدی به همراه آورد. به همین دلیل، بسیاری از ملت‌های جهان اسلام را پذیرفتند، حتی مردم آفریقای مرکزی و ساکنان جزایر اقیانوس هند و آرام.»

این نگاه، به گسترش اسلام و نفوذ آن در جوامع مختلف جهان توجه دارد؛ دینی که پس از ظهور در شبه‌جزیره عربستان، در طول قرن‌ها به یکی از گسترده‌ترین ادیان جهان تبدیل شد.

ویلیام مویر؛ مصلحی که اخلاق را زنده کرد

«ویلیام مویر»؛ تاریخ‌نگار انگلیسی، در کتاب «زندگی محمد(ص)» درباره شخصیت پیامبر اسلام(ص) می‌گوید: «محمد (ص) با شفافیت سخنانش و سادگی دینش شناخته می‌شود. او کارهایی شگفت‌انگیز انجام داد. تاریخ هرگز اصلاح‌گری را نشناخته که در زمانی چنین کوتاه، روح‌ها را بیدار کرده، اخلاق نیکو را زنده ساخته و فضیلت را ارتقا داده باشد، همان‌گونه که حضرت محمد(ص)، پیامبر اسلام، انجام داد.»

این نگاه نیز بار دیگر بر یکی از محورهای مشترک در بسیاری از ارزیابی‌های تاریخی تأکید می‌کند: تأثیر اخلاقی و اجتماعی پیامبر بر جامعه‌ای که در آن ظهور کرد.

حضرت محمد(ص)، یک نام در تاریخ و یک پیام برای امروز

مرور دیدگاه‌های اندیشمندان، نویسندگان، مورخان و دین‌پژوهان غیرمسلمان درباره حضرت محمد(ص) نشان می‌دهد که هر یک از آنها از زاویه‌ای متفاوت با این شخصیت تاریخی مواجه شده‌اند. یکی به «توحید» توجه کرده، دیگری به «اخلاق»؛ فردی به نقش پیامبر در ایجاد «وحدت اجتماعی» پرداخته و دیگری تأثیر او را در شکل‌گیری «تمدن اسلامی» بررسی کرده است.

«تولستوی»، پیامبر اسلام(ص) را شخصیتی می‌بیند که جامعه‌ای را به سوی حقیقت و صلح هدایت کرد. «کارلایل» بر صداقت و شخصیت اخلاقی او تأکید می‌کند. «لامارتین»، عظمت هدف و نتایج حرکت او را برجسته می‌سازد. «گاندی» از ساده‌زیستی و اخلاص پیامبر سخن می‌گوید و «برنارد شاو» از ظرفیت اسلام برای پاسخگویی به نیازهای دوره‌های مختلف تاریخی سخن می‌راند.

در میان پژوهشگران معاصر نیز «کارن آرمسترانگ» تلاش می‌کند زندگی پیامبر را در بستر تاریخی خود بررسی کند و بر وجوه صلح‌طلبانه سیره او تأکید دارد. «آنه‌ماری شیمل»، حضور سیره پیامبر را در سبک زندگی مسلمانان برجسته می‌کند و «مایکل هارت»، جایگاه او را در میان اثرگذارترین شخصیت‌های تاریخ یادآور می‌شود.

اهمیت این مجموعه در درجه نخست، نشان دادن گستره توجه به شخصیت پیامبر اسلام(ص) در خارج از جهان اسلام است؛ شخصیتی که حتی برای پژوهشگرانی با پیشینه‌های فکری و دینی متفاوت نیز به موضوعی مهم و اثرگذار تبدیل شده است.

حضرت محمد(ص) در باور مسلمانان، خاتم پیامبران الهی و آخرین فرستاده خداوند است و اسلام، دین کامل‌شده الهی و آخرین حلقه از سلسله ادیان توحیدی به شمار می‌رود. در این نگاه، رسالت او تنها انتقال مجموعه‌ای از احکام نبود؛ بلکه دعوت انسان به توحید، اخلاق، عدالت، کرامت و رستگاری بود.

«هفته وحدت» فرصتی است تا این چهره جامع دوباره مورد توجه قرار گیرد؛ چهره پیامبری که دعوتش با «توحید» آغاز شد، با «اخلاق» معنا یافت و در جامعه با «عدالت»، «برادری» و «مسئولیت اجتماعی» پیوند خورد.

امروز، در جهانی که سوءتفاهم میان ادیان، نفرت‌پراکنی و خشونت‌های فرقه‌ای همچنان وجود دارد، بازخوانی شخصیت پیامبر اسلام(ص) از منظرهای مختلف می‌تواند به شناخت دقیق‌تر و گفت‌وگویی عمیق‌تر میان پیروان ادیان کمک کند. شاید اهمیت نگاه اندیشمندان غربی به حضرت محمد(ص) نیز در همین نقطه آشکار شود؛ آنها هر یک از دریچه‌ای متفاوت به پیامبری نگریسته‌اند که در دل قرن هفتم میلادی ظهور کرد، اما پیام او از مرزهای زمان و مکان عبور کرد و همچنان در متن زندگی، اندیشه و فرهنگ میلیون‌ها انسان حضور دارد.

حضرت محمد(ص) برای مسلمانان، تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ رسول خدا، خاتم پیامبران و اسوه هدایت است. اما حتی در بیرون از جهان اسلام نیز، مطالعه زندگی و میراث او همچنان پرسشی زنده برای تاریخ، دین‌پژوهی، فلسفه، جامعه‌شناسی و ادبیات باقی مانده است؛ پرسشی که شاید پاسخ آن را بتوان در همان حقیقتی جست‌وجو کرد که بسیاری از این اندیشمندان، با زبان‌های متفاوت، بر آن دست گذاشته‌اند: قدرت یک دعوت الهی هنگامی ماندگار می‌شود که ایمان، اخلاق، معنویت و زندگی انسان را همزمان دگرگون کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha