«محمد رسولالله(ص)» نامی سرتاسر برکت و خوبی که همراه خود کلمات سنگینی مانند عدالت، مهربانی، سخاوت، بزرگی، بخشش و فضایل دیگر را با خود حمل میکند و یکی از پررنگترین آثار این انسان بزرگ تاریخ؛ وحدت است. برای شناخت وسعت وجودی برترین انسان تاریخ باید به بهترینهای بشر یعنی
اهلبیت(ع) عصمت و طهارت مراجعه کرد.
از آنجا که میلاد با سعادت اسوه حسنه تاریخ بشر با ولادت امام صادق(ع) همزمانی دارد، میخواهیم
رسول خدا(ص) را از دیدگاه یکی از فرزندانش بشناسیم و از این روی با
حجتالاسلام والمسلمین حامد منتظریمقدم، عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) به گفتگو پرداختیم که مشروح آن را میخوانیم:
ایکنا_ مهمترین ابعاد شخصیتی پیامبر چیست و چگونه میتوان از آن الگوگیری کرد؟
رهبر شهید ایران تاکید داشتند که «زندگی پیغمبر(ص) را میلیمتری باید مطالعه کرد» و این سخن بسیار دقیق و عمیق است، چراکه هر لحظه از زندگی پیامبر اکرم(ص) یک حادثه، درس و جلوه عظیم انسانی است و باید ابعاد مختلف شخصیت ایشان را با دقت مورد مطالعه قرار داد، خداوند متعال رسول خود را اسوه حسنه و الگوی شایسته برای همه انسانها و به طور خاص برای مسلمانان معرفی کرده است «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ یقینا برای شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوی نیکویی است.»(احزاب/22)
از سوی دیگر، در آیه دیگری از زبان پیامبر(ص) میفرماید: « قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ؛ بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می شود که معبود شما فقط خدای یکتاست »(کهف/110)، یعنی پیامبر(ص)؛ انسانی همانند دیگر انسانها است، با این تفاوت که به او وحی میشود، این دو آیه به دو بُعد مهم شخصیت پیامبر اکرم(ص) اشاره دارد، یک بُعد انسانی و یک بُعد الهی و وحیانی.
«بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» امکان الگوبرداری از پیامبر(ص) را برای انسانها یادآوری میکند، زیرا ایشان انسانی مانند ما است و «یُوحَى إِلَیَّ» ضرورت، اهمیت و جایگاه این الگوبرداری را نشان میدهد، چراکه شخصیت پیامبر(ص) شخصیتی انسانی در کنار یک شخصیت الهی و وحیانی است، درواقع باید این دو بُعد از شخصیت پیامبر(ص) به صورت متوازن معرفی شود. تا جامعه بتواند از این شخصیت الگوبرداری کند.
ایکنا_ اهل بیت(ع) چه جایگاهی در تثبیت سیره نبوی داشتند؟
اهلبیت(ع) نیز در معرفی پیامبر(ص) بر هر دو جنبه انسانی و وحیانی شخصیت ایشان تأکید داشتند، ائمه شیعه(ع) با تأسی به آموزههای قرآن کریم، علاوه بر معرفی جنبه انسانی پیامبر، جنبه الهی و وحیانی ایشان را معرفی میکردند، در جنبه وحیانی؛ رسالت، مقامات و کمالات معنوی پیامبر(ص) مورد توجه قرار میگرفت و در جنبه انسانی نیز بر پایداری و استقامت ایشان در انجام رسالت تأکید میشد. پیامبر(ص) شخصیت اول جهان اسلام است، اما این جایگاه از همان ابتدا با تهدیدهای فرهنگی و سیاسی بسیار خطرناکی مواجه بود و از این روی، اهلبیت(ع) در طول تاریخ تلاش کردند تا جایگاه محوری پیامبر(ص) در جامعه اسلامی تثبیت شود.
این مجاهدتها موجب شد تا جایگاه پیامبر(ص) از تهدیدهای مختلف در امان بماند و به عنوان محور جهان اسلام و شخصیت اول امت اسلامی تثبیت شود که در میان ائمه اطهار(ع)، بیشترین سهم در این زمینه متعلق به امیرالمؤمنین علی(ع) است. تهدیدهای سیاسی و فرهنگی در دوره امامت ایشان بسیار جدی بود و پس از آن نیز فرصت فرهنگی و تربیتی استثنایی که در زمان امام صادق(ع) فراهم شد، زمینهای ایجاد کرد تا ایشان سهم بسیار بزرگی در این عرصه ایفا کنند.
اهلبیت(ع) چهار روش را برای تثبیت جایگاه پیامبر(ص) به کار میگرفتند که نخست، ارتقای شناخت همگان نسبت به رسول خدا(ص)، دوم؛ تعمیق پیوند عاطفی و انگیزشی مردم با پیامبر(ص)، سوم؛ استناد به سخن و روش پیامبر(ص) و چهارم، تکریم اشخاص و امور منسوب به پیامبر(ص) بود. در کتاب شریف کافی(-اصول كافى ج1 444 و 445.)، خطبهای از امام صادق(ع) نقل شده که در آن حضرت، ویژگیهای بسیار زیبایی از رسول اعظم(ص) را بیان میکند.
«محمد بن عبدالله(ص) در حریم عزت تولد یافت، در خاندان شرافت اقامت گزید، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بیان كردند و حكمیان در وصفش اندیشه كردند، او پاكدامني بينظیر، هاشمي نسبي بيمانند و بيمانندي از اهل مكه بود. حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانتها و اخلاق نبوت سرشته شده بود. اوصاف خویشتن داريهاي رسالت بر او مهر شده بود تا آن گاه كه مقدرات و قضا وقدر الهي عمر او را به پایان رسانید و حكم حتمي پروردگار او را به سرانجامش منتهي ساخت.
هر امتي، امت پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تا پدر بزرگوارش عبدالله هر پدري او را به پدر دیگر تحویل داد، اصل و نسبش به ناپاكي آمیخته نشد و ولادت او با ازدواج نامشروع پلید نگشت. ولادتش در بهترین طایفه، گراميترین نواده (بني هاشم)، شریفترین قبیله (فاطمه مخزومیه) و محفوظترین شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترین دامن بود.
خدا او را برگزید، پسندید و انتخاب كرد، سپس كلیدهاي دانش و سرچشمههاي حكمت را به او داد. او را مبعوث كرد تا رحمت بر بندگان و بهار جهانیان باشد. خداوند كتابي را بر او نازل كرد كه بیان و توضیح هر چیزي در آن است و آن را به لغت عربي بدون هیچ انحرافي قرار داد به امید این كه مردم پرهیزكار شوند. آن را براي مردم بیان كرد و معارف آن را روشن ساخت و با آن دینش را آشكار ساخت و واجباتي را لازم شمرد و حدودي را براي مردم وضع و بیان كرد.
آن ها را براي مردم آشكار كرد و آنها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن امور راهنمایي به سوي نجات و نشانههاي هدایت به سوي خدا است. رسول خدا (ص) رسالتش را تبلیغ كرد، ماموریتش را آشكار ساخت، بارهاي سنگین نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانید و به خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد كرد. با برنامهها و انگیزههایی كه براي مردم پيریزي كرد و منارههایي كه نشانههای آن را بر افراشت براي امتش خیرخواهي كرد و آنها را به سوی نجات و رستگاري فرا خواند و به یاد خدا تشویق و به راه هدایت دلالت كرد تا مردم پس از او گمراه نشوند.»
این تعبیر «بهار جهان» درباره پیامبر(ص) تعبیر بسیار زیبایی است و امام صادق(ع) در ادامه میفرماید خداوند کتابی بر پیامبر نازل کرد که بیانگر هر چیزی است و پیامبر(ص) رسالت خود را ابلاغ کرد، در برابر آن جاهلیت گسترده صبر و در راه خدا جهاد کرد و امت خود را به راه هدایت رهنمون شد، همچنین امام صادق(ع) در این روایت بر دلسوزی و مهربانی پیامبر(ص) نسبت به مردم نیز تأکید میکند و این توصیفات نشان میدهد که برای شناخت شخصیت پیامبر(ص)، باید مجموعهای از ویژگیهای انسانی، اخلاقی، معنوی و رسالتی ایشان را در کنار یکدیگر قرار داد و بررسی کرد.
ایکنا - با توجه به شرایط حاکم بر جامعه جاهلی، پیامبر اکرم(ص) چگونه با انحرافات فکری و اجتماعی آن دوران مقابله کردند و استقامت و صبر ایشان چه نقشی در نجات جامعه و تحقق اهداف رسالت داشت؟
اصطلاح «جاهلیت» یک اصطلاح قرآنی است که فضای حاکم بر جامعه عصر پیامبر(ص) را پیش از بعثت توصیف میکند و جاهلیت در تمام ابعاد جامعه، از جمله ابعاد فکری، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رسوخ کرده بود و پیامبر(ص) در برابر همه این ابعاد جاهلی ایستاد، البته جاهلیت تنها به مردم جزیرهالعرب اختصاص نداشت. اعراب جاهلیت یکی از نقاط اوج این وضعیت بودند، اما انسان عصر جاهلی در هر نقطهای از جهان با چند گرفتاری اساسی مواجه بود.
نخست؛ شناخت او از مبدأ هستی و خداوند متعال منحرف شده بود و به انواع پرستشهای انحرافی گرفتار بود و دوم؛ فردگرایی شدید بر زندگی او حاکم بود و هرکس در پی جلب حداکثری منفعت برای خود بود و سوم؛ انسان جاهلی به دنبال آزادی بیقید و شرط و رهایی از هرگونه محدودیت بود. پیامبر(ص) در چنین فضایی آمد و انسان را به توحید و بندگی خدا دعوت کرد و فرمود «لا إله إلا الله»، درواقع دعوت به توحید و معرفی خدای یگانه، مقابلهای با انحراف در شناخت مبدأ هستی بود و دعوت به بندگی خدا نیز انسان را از رهاشدگی و منفعتطلبی فردی نجات میداد.
«امام صادق(ع) بیان میکنند که از پيامبر(ص) سؤال شد: دوست داشتنى ترينِ مردم در نزد خداوند كيست؟ فرمود: «آن كه براى مردم، سودمندتر باشد.»(الکافی، ج2، ص164) که این تعبیر، نقطه مقابل فردگرایی حاکم بر عصر جاهلیت است. امام صادق(ع) در روایت دیگری با اشاره به آیه «وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ؛ و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانههای [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن میسازد تا هدایت شوید.»(آل عمران/103) این آیه تصریح میکند این مردم که در لبه حفرهای از آتش بودند، به وسیله رسول خدا(ص) نجات پیدا کردند و این تعبیر قرآنی، تصویر بسیار گویایی از وضعیت جامعه جاهلی و نقش نجاتبخش پیامبر(ص) ارائه میکند.
یکی دیگر از ابعاد مهم شخصیت انسانی پیامبر(ص)؛ استقامت، صبر و پایداری ایشان در انجام این رسالت سنگین بود و امام صادق(ع) در روایتی از کتاب کافی(جلد2، ص88) نقل میکند که حضرت به یکی از دوستانش فرمود: «کسی که صبر کند، مدتی کوتاه صبر میکند و به دنبال آن پیروزی است؛ و کسی که بیتابی میکند مدتی کوتاه بیتابی میکند و سرانجام آن شکست است. سپس فرمود: بر تو باد صبر و شکیبایی در تمام کارها؛ زیرا خداوند بزرگ، محمد(ص) را مبعوث کرد و به او دستور صبر و مدارا داد و فرمود در مقابل آنچه آنها میگویند شکیبایی کن و در صورت لزوم از آنها جداشو؛ اما نه جدا شدنی که مانع دعوت به سوی حق گردد.
«و نیز فرمود: با استفاده از نیکیها به مقابله با بدیها برخیز که در این هنگام آنها که با تو عداوت و دشمنی دارند، همچون دوست گرم و صمیمی خواهند شد و به این مقام جز صابران و جز کسانی که بهره عظیمی از ایمان دارند نخواهند رسید. سپس افزود: پیامبر(ص) صبر و شکیبایی پیشه کرد تا این که انواع تیرهای تهمت را به سوی او پرتاب کردند و مجنون و ساحرش خواندند و شاعرش نامیدند و در دعوای نبوت تکذیبش کردند، سینه پیامبر از سخنانشان تنگ شد، خداوند این سخن را براو نازل کرد: میدانیم که سینهات از سخنان آنها تنگ میشود، اما تسبیح و حمد پروردگارت را به جای آور و از سجدهکنندگان باش که این عبادتها به تو آرامش می بخشد.»
«باردیگر او را تکذیب کردند و متهم ساختند، او اندوهگین شد خداوند این سخن را براو نازل کرد که میدانیم سخنان آنها تو را غمگین میکند؛ اما بدان! هدف آنها تکذیب تو نیست، این ظالمان آیات خدا را تکذیب میکنند. پیامبرانی که پیش از تو بودند آماج تکذیب قرار گفتند، اما شکیبایی پیشه کردند، آنها آزار شدند و صبر کردند تا یاری ما فرا رسید، پیامبر باز هم شکیبایی کرد تا آن که از حد گذراندند، نام خود را به بدی بر زبان جاری کردند و تکذیب نمودند.»
«پیامبر(ص) فرمود: خداوندا من در مورد خودم و خاندانم و آبرویم شکیبایی کردم، اما در برابر بدگویی به مقام مقدس تو نمیتوانم شکیبایی کنم، باز هم خداوند او را امر به صبر کرد و فرمود: در برابر آنچه میگویند شکیبا باش. سپس می افزاید: به دنبال آن، پیامبر(ص) در تمام حالات و در برابر همه مشکلات شکیبا بود، و همین سبب شد که خدا او را بشارت دهد که درخاندانش امامان پیدا میشوند، و این امامان را توصیه به صبر کرد. اینجا بود که پیامبر(ص)فرمود: «الصبر من الا ایمان کالراس من الجسد؛ صبر در برابر ایمان همچون سر است در مقابل تن.» و سرانجام این استقامت و صبر، سبب پیروزی او بر مشرکان شد و دستور انتقام گرفتن از آن ستمگران که قابل هدایت نبودند صادر گردید و طومار عمر آنها به دست پیامبر(ص) و دوستانش درهم نوریده شد، این پاداش آنها در دنیا بود، علاوه بر پاداشهایی که در آخرت برای آنها ذخیره شده است.»
سپس امام صادق(ع) افزود: کسی که شکیبایی کند و آن را به حساب خدا بگذارد، از دنیا بیرون نمیرود تا خداوند چشمش را با شکست دشمنانش روشن کند، علاوه بر پاداشهایی که برای آخرت او ذخیره خواهد کرد. این تعبیر نشان میدهد که صبر یک ویژگی حاشیهای نیست، بلکه از ارکان اساسی ایمان به شمار میرود. وقتی سخن از کمالات و مقامات رسول خدا(ص) به میان میآید، ظرفیت این بحث بسیار گسترده است و ما در برابر این عظمت، تنها میتوانیم به اندازه توان و تشنگی خود از معارف مربوط به پیامبر(ص) بهره بگیریم.
ایکنا - با توجه به روایات امام صادق(ع)، ایشان چگونه ابعاد مختلف شخصیت پیامبر اکرم(ص) را برای مردم تبیین میکردند و چه ارتباطی میان محبت و الگوگیری از پیامبر(ص)، توحید و ولایت اهلبیت(ع) وجود دارد؟
«حسین بن عبدالله مىگوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: آیا رسول خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا, او سرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هیچ مخلوقى را بهتر از محمد(ص) نیافرید.» همچنین امام صادق(ع) در حدیث دیگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به معراج بردند جبرئیل تا مکانى با وى همراه بود و از آن به بعد او را همراهى نمىکرد. پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل, در چنین حالى مرا تنها مىگذارى؟! جبرئیل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جایى قدم گذاشتهاى که هیچ بشرى قدم نگذاشته و بیش از تو بشرى به آن جا راه نیافته است( اصول کافى, ترجمه سید جواد مصطفوى, ج 2, ص 325.)
پیامبر(ص) با توجه به ظرفیت عقل و فهم مردم سخن میگفت و این مسئله در تربیت و گفتوگو با مخاطبان اهمیت زیادی دارد، انسان باید متناسب با سطح شناخت و درک مخاطب با او سخن بگوید و پیامبر(ص) نیز چنین شیوهای را در پیش میگرفت. امام صادق(ع) با استناد به آیه «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ؛ و بگو: عمل کنید یقینا خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را میبینند.» اشاره میکنند که اعمال انسانها از سوی خداوند، رسول خدا(ص) و مؤمنان که منظور ائمه اطهار(ع) هستند، دیده میشود. تیتر و لید
امام صادق(ع) همچنین از جایگاه بسیار والای پیامبر(ص) در قیامت سخن گفتند، هنگامی که درجه و مقام رسول خدا(ص) آشکار شود، هیچ پیامبر، شهید و صدیقی نیست مگر اینکه میگوید خوشا به حال کسی که چنین درجهای دارد و پیامبر(ص) همچنین از مقام شفاعت بسیار عظیمی برخوردار است.
یکی از روشهای مهم امام صادق(ع) برای معرفی پیامبر(ص)، پیوند دادن عواطف مخاطبان با رسول خدا(ص) بود که گزارشهایی از بزرگان اهلسنت نیز در این زمینه وجود دارد.
«مالک بن انس» از امامان چهارگانه اهلسنت، هنگامی که از پیامبر(ص) یاد میکرد، چهرهاش تغییر میکرد و در پاسخ به علت این حالت گفته بود که امام جعفر بن محمد(ع) را دیده است که هرگاه نزد ایشان از پیامبر(ص) یاد میشد، چهرهاش زرد میشد و همچنین ندیدم امام صادق(ع) بدون وضو از پیامبر(ص) حدیث نقل کند.
امام صادق(ع) ماجرای مردی روغنفروش را نقل میکند که علاقه زیادی به پیامبر(ص) داشت و هر روز پیش از رفتن به محل کار خود نزد پیامبر(ص) میآمد و با علاقه و محبت به ایشان نگاه میکرد و مدتی نیامد و پیامبر(ص) سراغ او را گرفت و وقتی گفتند از دنیا رفته است، پیامبر(ص) درباره او فرمود که در زندگی خطاهایی داشت، اما امین و راستگو بود و هرکس مرا دوست بدارد، خداوند او را خواهد آمرزید. امام صادق(ع) همچنین ماجرای کنیزی از انصار را نقل میکند که در مسجد نزد پیامبر(ص) آمد و چند بار گوشه لباس حضرت را گرفت، پیامبر(ص) تصور کرد که او کاری با حضرت دارد و هر بار بلند شد، اما کنیز چیزی نگفت. سرانجام در مرتبه چهارم رشته نخی از لباس پیامبر(ص) گرفت و رفت. وقتی مردم به او اعتراض کردند که چرا پیامبر(ص) را اذیت کرده است، توضیح داد که بیماری در خانه دارد و برای شفا گرفتن، رشتهای از لباس پیامبر(ص) را میخواسته است.
نقل این ماجراها از سوی امام صادق(ع)، تنها بیان یک حادثه تاریخی نیست، بلکه برای ایجاد و تعمیق پیوند عاطفی مسلمانان با پیامبر(ص) است؛ اینکه محبت به رسول خدا(ص) باید در زندگی مسلمانان حضور واقعی داشته باشد. هارون، از اصحاب امام صادق(ع)، نقل میکند که چند روزی خدمت امام نرسیده بود و وقتی بازگشت، امام علت غیبت او را جویا شد و او گفت صاحب پسری شده است، امام صادق(ع) تبریک گفت و پرسید چه نامی برای فرزندت انتخاب کردهای؟ وقتی پاسخ داد «محمد»، امام صادق(ع) صورت خود را به سمت زمین فرود آورد، به گونهای که نزدیک بود صورتش به زمین برسد و در همان حال میفرمود: «محمد، محمد، محمد» و سپس فرمود: جانم، فرزندانم، خاندانم، پدر و مادرم و همه اهل زمین فدای رسول خدا(ص).(کافی/ج6/ص39)
امام صادق(ع) درباره شبیهترین افراد به پیامبر(ص) فرمودند: «شبیهترین فرد به پیامبر کسی است که خوشاخلاقترین، نرمخوترین و نیکوکارترین فرد در رفتار با خویشان خود باشد؛ برادران دینی خود را بیشتر دوست بدارد، بردبار باشد، خشم خود را فرو ببرد، اهل گذشت و باانصاف باشد.» اگر بخواهیم از این گفتوگو در ایام میلاد پیامبر(ص) و امام صادق(ع) نتیجهگیری کنیم، باید گفت در معرفی امام صادق(ع) از پیامبر(ص)، هم به جنبههای انسانی و هم به جنبه الهی و وحیانی ایشان توجه شده است، امام صادق(ع) و دیگر اهلبیت(ع) در معرفی پیامبر(ص) بر استقامت و پایداری ایشان در انجام وظیفه سنگین رسالت تأکید داشتند و در عین حال ضرورت توجه به پیامبر(ص) به عنوان یک الگو را یادآوری میکردند.
این الگوگیری نیز به شناخت شخصیت انسانی و در عین حال الهی و وحیانی پیامبر(ص) بازمیگردد. برآیند همه این معارف آن است که شناخت پیامبر(ص) باید ما را به توحید برساند، ولایت پیامبر(ص) و ولایت اهلبیت(ع) باید انسان را به توحید هدایت کند و همان دعوتی که پیامبر(ص) با عبارت «قولوا لا إله إلا الله» مطرح کرد، در بیانات اهلبیت(ع) نیز استمرار یافت.
امام رضا(ع) نیز در ماجرای معروف نیشابور، کلمه «لا إله إلا الله» را همان دعوت به توحیدی دانست که پیامبر(ص) و دیگر انبیا مطرح کرده بودند و در ادامه فرمود: « بشرطها و انا من شروطها». درواقع رسیدن به توحید ناب و یک زیست خدا باورانه، در نگاه اهلبیت(ع) با ولایت حضرات معصومین(ع) پیوند دارد و امیدواریم خداوند متعال به همه ما توفیق شناخت و مهمتر از آن، توفیق عمل به این معارف را عنایت کند.
انتهای پیام