خسرو غنیزاده، با تأکید بر اینکه تحقق بانکداری اسلامی به تغییر عنوان و تدوین قوانین محدود نمیشود، گفت: هشدارهای حضرت امام خمینی(ره) درباره ضرورت انطباق عملکرد نظام بانکی با مبانی اسلام، امروز نیز موضوعیت دارد و باید بررسی کرد که آیا ساختار پولی و بانکی کشور توانسته است در عمل به اهدافی همچون حفظ ارزش پول ملی، هدایت منابع به سمت تولید و تحقق عدالت اقتصادی نزدیک شود یا خیر.
نظام پولی و بانکی یکی از مهمترین ارکان اقتصاد هر کشور به شمار میرود و نحوه سیاستگذاری در این حوزه، تأثیر مستقیمی بر ارزش پول ملی، قدرت خرید مردم، ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی دارد. در جمهوری اسلامی ایران نیز از سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، موضوع اسلامی شدن نظام بانکی و انطباق سازوکارهای پولی و مالی با مبانی اقتصاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، تداوم مشکلاتی همچون کاهش ارزش پول ملی، رشد نقدینگی، تورم و چالشهای موجود در شبکه بانکی، ضرورت بازخوانی مبانی و سیاستهای حاکم بر نظام پولی و بانکی کشور را بیش از گذشته نمایان کرده است.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا با خسرو غنیزاده، کارشناس اقتصادی، گفتوگویی داشته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
حضرت امام خمینی(ره) در یکی از سخنرانیهای خود در بهمنماه سال ۱۳۵۹ فرمودند: «من خوف این را دارم امروز که مکتب ما منحرف نشان داده شود.» این سخن را نباید صرفاً مربوط به یک مقطع تاریخی دانست. امام(ره) نسبت به عملکرد مسئولان و آثار تصمیمات آنها بر نگاه مردم به اسلام و نظام اسلامی حساس بودند.
اگر در حوزه اقتصاد، سیاستهایی اتخاذ شود که نتیجه آن کاهش قدرت خرید مردم، بیثباتی اقتصادی، افزایش فاصله طبقاتی و از بین رفتن اعتماد عمومی باشد، ممکن است مردم این عملکرد را به حساب نظام اسلامی بگذارند. بنابراین یکی از مهمترین مسئولیتهای مدیران اقتصادی این است که اجازه ندهند ضعف عملکرد اقتصادی، به پای مبانی اسلام نوشته شود.
پول در اقتصاد فقط وسیله مبادله نیست، بلکه یکی از پایههای اصلی ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی است. وقتی ارزش پول ملی به صورت مستمر کاهش پیدا میکند، مردم برای حفظ قدرت خرید خود به سمت داراییهایی مانند طلا، ارز، مسکن و سایر بازارها حرکت میکنند. این رفتار در ادامه میتواند خود به تشدید بیثباتی اقتصادی منجر شود.
بنابراین باید پرسید چرا ارزش پول ملی کاهش پیدا میکند، چه میزان نقدینگی وارد اقتصاد میشود، این نقدینگی چگونه خلق و به کدام بخشها هدایت میشود و بانکها چه نقشی در این فرآیند دارند. بدون پاسخ دقیق به این پرسشها، نمیتوان به صورت ریشهای با تورم و کاهش ارزش پول ملی مقابله کرد.
بخشی از مسئله به همین موضوع مربوط است. حضرت امام(ره) در سخنان خود درباره پول، بر تفاوت میان پولی که دارای پشتوانه و ارزش واقعی است با پول اعتباری تأکید کردهاند. البته ادبیات اقتصادی امروز درباره پول بسیار گستردهتر از گذشته است و نظامهای پولی مدرن نیز بر پایه پول اعتباری فعالیت میکنند، اما مسئله مهم همچنان حفظ ارزش پول و جلوگیری از خلق اعتبار بیضابطه است.
پول باید به گونهای مدیریت شود که مردم بتوانند به ارزش آن اعتماد کنند. اگر خلق پول و اعتبار از رشد واقعی اقتصاد فاصله بگیرد، نتیجه آن میتواند تورم و کاهش قدرت خرید باشد. بنابراین حتی اگر در چارچوب نظام پولی مدرن حرکت کنیم، نمیتوانیم مسئله پشتوانه اقتصادی و ظرفیت واقعی تولید را نادیده بگیریم.
بانکها در نظام اقتصادی مدرن از طریق اعطای تسهیلات و ایجاد اعتبار، نقش مهمی در خلق پول دارند. بنابراین موضوع فقط چاپ اسکناس توسط بانک مرکزی نیست. آنچه اهمیت دارد این است که خلق اعتبار بانکی با چه ضوابطی صورت میگیرد و منابع ایجادشده در چه مسیری قرار میگیرد.
اگر اعتبار بانکی به سمت تولید، سرمایهگذاری و فعالیتهای مولد هدایت شود، میتواند به رشد اقتصادی کمک کند؛ اما اگر این منابع وارد فعالیتهای سوداگرانه، خریدوفروش داراییها یا فعالیتهای غیرمولد شود، میتواند موجب افزایش قیمت داراییها و تشدید تورم شود.
به همین دلیل، نظارت بانک مرکزی بر ترازنامه بانکها، کنترل اضافهبرداشتها، مدیریت رشد نقدینگی و هدایت منابع بانکی به سمت تولید باید جدیتر دنبال شود.
قطعاً نظام بانکی، چه بانکهای دولتی و چه خصوصی، باید تحت نظارت دقیق و مؤثر بانک مرکزی فعالیت کند. خصوصی بودن بانک به معنای بینیازی از نظارت نیست. بانک با منابع و اعتبار عمومی اقتصاد سروکار دارد و عملکرد آن میتواند بر کل اقتصاد اثر بگذارد.
اگر یک بانک منابع را به سمت فعالیتهای غیرمولد هدایت کند یا رشد ترازنامه آن بدون تناسب با ظرفیت اقتصاد باشد، آثار آن محدود به سهامداران بانک نخواهد بود و در نهایت میتواند به جامعه منتقل شود. بنابراین باید سازوکار نظارت، شفافیت و پاسخگویی بانکها تقویت شود.
حضرت امام(ره) در همان سالهای ابتدایی انقلاب نسبت به نحوه اجرای بانکداری اسلامی حساس بودند. ایشان در سخنانی خطاب به مسئولان فرمودند: «از اینکه شما بنا دارید، بانک اسلامی در سراسر کشور تأسیس کنید متشکرم؛ لکن منتظرم ببینم آیا در عمل هم همینطور است؟ یا باز اموری که سابق انجام میگرفت انجام میگیرد؟»
این جمله نشان میدهد که از نگاه امام(ره)، صرفاً تغییر عنوان بانکها یا تدوین قانون برای تحقق بانکداری اسلامی کافی نیست. باید در عمل نیز روابط بانکی، نحوه تخصیص منابع، تسهیلاتدهی و آثار فعالیت بانکها با اهداف اقتصادی اسلام هماهنگ باشد.
اگر بانکداری اسلامی قرار است به معنای واقعی کلمه تحقق پیدا کند، مردم باید آثار آن را در اقتصاد ببینند؛ یعنی منابع بانکی به تولید برسد، عدالت در دسترسی به منابع تقویت شود و نظام بانکی به جای تشدید سوداگری، در خدمت فعالیتهای مولد قرار گیرد.
تحریمها و فشارهای خارجی قطعاً بر اقتصاد ایران تأثیر گذاشتهاند و نمیتوان نقش آنها را نادیده گرفت، اما همه مشکلات را نیز نمیتوان به تحریم نسبت داد. اقتصاد ایران با مجموعهای از مشکلات ساختاری مانند کسری بودجه، ناترازی بانکها، رشد نقدینگی، ضعف سیاستگذاری ارزی و مشکلات تولید مواجه است.
اگر تمام مشکلات را به عامل خارجی نسبت دهیم، عملاً از اصلاح ساختارهای داخلی غافل میشویم. باید همزمان فشارهای خارجی و ضعفهای داخلی را دید و برای هر دو دسته مسئله راهکار داشت.
سخنان مرحوم سیداحمد خمینی درباره کاهش ارزش پول ملی نشان میدهد که مسئله ارزش پول از همان سالهای نخست انقلاب نیز یک دغدغه جدی بوده است. وقتی ارزش پول ملی کاهش پیدا میکند، این مسئله فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً بر زندگی مردم اثر میگذارد.
کاهش ارزش پول موجب کاهش قدرت خرید حقوقبگیران، افزایش هزینه تولید، رشد قیمت کالاها و افزایش نااطمینانی اقتصادی میشود. بنابراین سیاستگذار باید حفظ ارزش پول ملی را به عنوان یک هدف مهم اقتصادی دنبال کند، نه اینکه کاهش مستمر ارزش پول به یک مسئله عادی تبدیل شود.
معتقدم این مسئله بسیار مهم است. دشمن خارجی ممکن است فشار ایجاد کند، اما اینکه اقتصاد کشور تا چه اندازه در برابر این فشارها آسیبپذیر باشد، به ساختار داخلی اقتصاد نیز مربوط است.
اگر نظام بانکی سالم باشد، بودجه منضبط باشد، خلق نقدینگی کنترل شود، تولید رونق داشته باشد و سیاست ارزی ثبات داشته باشد، اقتصاد در برابر شوکهای خارجی مقاومتر خواهد بود.
حضرت امام(ره) نیز هشدار داده بودند که اگر یک «قدم کجی» برداشته شود، ممکن است آن را به اسم اسلام تمام کنند. بنابراین مدیران اقتصادی باید بدانند که تصمیمات آنها فقط پیامد اقتصادی ندارد؛ بلکه میتواند بر اعتماد مردم به کارآمدی نظام اسلامی نیز اثر بگذارد.
اصلاح نظام پولی و بانکی باید به صورت جدی در دستور کار قرار گیرد. کنترل خلق نقدینگی، اصلاح ناترازی بانکها، تقویت نظارت بانک مرکزی، هدایت تسهیلات به سمت تولید، جلوگیری از فعالیتهای غیرمولد و تقویت ارزش پول ملی از جمله اقداماتی است که باید دنبال شود.
همچنین لازم است درباره فلسفه پول و بانکداری در اقتصاد اسلامی بازنگری جدی صورت گیرد و فاصله میان قوانین و عملکرد واقعی نظام بانکی کاهش یابد. بانکداری اسلامی نباید صرفاً در عنوان و قرارداد باقی بماند، بلکه باید آثار آن در اقتصاد واقعی و زندگی مردم قابل مشاهده باشد.
باید به هشدار تاریخی امام خمینی(ره) توجه کنیم، عملکرد مسئولان نباید به گونهای باشد که مشکلات و ناکارآمدیها به نام اسلام تمام شود. حفظ اعتماد مردم، حفظ ارزش پول ملی و ایجاد یک نظام اقتصادی عادلانه و مولد، بخشی از همان مسئولیتی است که در قبال مردم و آرمانهای انقلاب بر عهده داریم.
انتهای پیام