کارشناس مسائل سیاسی، با اشاره به پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت هفته دولت و تأکید صریح ایشان بر اینکه «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است»، گفت: رهبر انقلاب در این پیام، در شرایط جنگی کشور خط قرمز تضعیف انسجام اجتماعی را بهروشنی ترسیم کردند و تأکید ایشان بر حمایت از دولت، به معنای نادیده گرفتن ضعفها نیست، بلکه ناظر بر ضرورت پرهیز از رفتارهایی است که میتواند به تضعیف دولت و سرمایه اجتماعی کشور منجر شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت هفته دولت، ضمن قدردانی از تلاشها و اقدامات دولت چهاردهم بهویژه در شرایط دشوار جنگ و پس از آن، بر ضرورت تداوم خدمترسانی به مردم و حرکت در مسیر ساختن «ایران هرچه قویتر» تأکید کردند. ایشان در این پیام، در کنار اشاره به برخی اولویتهای اقتصادی، بر موضوعاتی همچون روایت و تبیین قدرت و توانمندیهای ایران، تقویت روحیه و انگیزه ملی، استفاده از ظرفیت نخبگان و جوانان و توجه جدی به فرهنگ، تعلیم و تربیت تأکید داشتند.
رهبر انقلاب همچنین «وحدت و مراقبت از انسجام اجتماعی» را از مسائل اساسی کشور دانستند و تأکید کردند که همه تصمیمات در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی باید با پیوست انسجام اجتماعی همراه باشد. ایشان با هشدار نسبت به سخنان ناامیدکننده و دوگانهسازیهای موهوم، قاطعانه اعلام کردند که هر اقدامی که به انسجام اجتماعی کشور آسیب بزند، ممنوع است.
بیشتر بخوانید:
در همین راستا و برای بررسی ابعاد این پیام و الزامات تقویت انسجام اجتماعی و سرمایه ملی در شرایط کنونی، ایکنا با بیژن مقدم، کارشناس مسائل سیاسی، گفتوگو کرده است که در ادامه مشروح آن را میخوانیم:
ایکنا ـ رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت، با صراحت تأکید کردند که «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است»، دلیل این تأکید قاطعانه رهبری چیست؟
اگر به پیامهای رهبر معظم انقلاب طی این مدت نگاه کنیم، یک فصل مشترک در آنها وجود دارد و آن هم نشاندهنده درک دقیق ایشان از شرایط موجود است. ما در شرایط جنگی به سر میبریم و این شرایط، الزامات خاص خود را دارد؛ بخشی از این الزامات، مقاومت و تابآوری، بخشی آمادگی نیروهای مسلح و بخش بسیار مهم آن، حفظ انسجام اجتماعی است که همه بر آن تأکید کردهاند و رهبر معظم انقلاب نیز در پیامهای مکرر خود بر این موضوع ایستادگی کردهاند.
مسئله انسجام اجتماعی در پیام اخیر رهبر انقلاب بسیار پررنگ بود. ایشان تصریح کردند که هر چیزی که بخواهد به این انسجام اجتماعی و وحدت خدشه وارد کند، از نظر ایشان پذیرفته نیست؛ فارغ از اینکه منشأ یا شکل آن چه باشد.
اکنون بخشی از بحثها و انتقادها نیز متوجه دولت است؛ طبیعی است که دولت ضعفهایی داشته باشد و برخی افراد یا منصوبان آن نیز ممکن است ضعفهایی داشته باشند؛ اما در عین حال، دولت در میدان است، مسئولیت بر عهده دارد و قوه مجریه اساساً مسئول اداره کشور است. بنابراین، آنچه مورد خطاب رهبر معظم انقلاب قرار گرفته، این است که در چنین شرایطی باید از این مجموعه حمایت کرد، نه اینکه با حمله و تضعیف دولت، زمینه بیثباتی یا تضعیف مدیریت کشور را فراهم کنیم.
در شرایط جنگی، اینکه بخواهیم دولت را تضعیف کنیم یا حتی خواستار سرنگونی آن باشیم، با الزامات این شرایط سازگار نیست. پیام رهبر معظم انقلاب در این زمینه بسیار روشن بود و حتی میتوان گفت این بخش از پیام، خطاب به کسانی نیز هست که گاهی برخی سخنان خود ایشان را مستمسک قرار میدهند و خود را زیر همان پرچم تعریف میکنند اما در عمل اقداماتی انجام میدهند که به انسجام اجتماعی آسیب میزند.
تأکید رهبر معظم انقلاب به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن ضعفها و کاستیهای دولت نیست. ایشان نمیگویند دولت هیچ ضعفی ندارد، بلکه بحث بر سر این است که امروز شرایط برای چنین رفتارهایی مهیا نیست. ضعفها و کاستیها را میتوان در زمان و شرایط مناسب بررسی و نقد کرد اما امروز شرایط کشور بهگونهای نیست که بخواهیم با برجسته کردن این ضعفها، زمینه تضعیف دولت و انسجام جامعه را فراهم کنیم.
بهویژه اینکه دشمن نیز بهطور طبیعی از هرگونه اختلاف، شکاف و بیان ضعفها در داخل کشور استفاده خواهد کرد. حتی اگر فردی برای نقد خود استدلال داشته باشد، باید توجه کند که دشمن چگونه از این سخنان بهرهبرداری میکند. بنابراین، در شرایط فعلی باید میان نقد دلسوزانه و رفتاری که عملاً به تضعیف انسجام اجتماعی و مدیریت کشور منجر میشود، تفاوت قائل شد.
ایکنا ـ چرا مسئله انسجام اجتماعی بهویژه با توجه به شرایط فعلی باید همواره بهعنوان یک پیوست در تصمیمات فرهنگی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی دولت مورد توجه قرار گیرد؛ چنانکه جلوههایی از انسجام ملی را در قریب به 190 شب پس از جنگ اخیر از مردم شاهد بودیم.
توجه به انسجام اجتماعی از این جهت اهمیت دارد که مردم در حقیقت مهمترین سرمایه کشور هستند. اگر مردم را از معادلات کشور حذف کنیم، عملاً چیز زیادی باقی نمیماند. هیچ نظامی بدون پشتوانه مردم نمیتواند در برابر تهدیدات و فشارهای خارجی ایستادگی کند. امروز کشورهای مختلفی در اطراف ما وجود دارند که با مشکلات جدی مواجه شدهاند و حتی در برخی موارد، حکومتهای آنها با یک فشار خارجی دچار فروپاشی شدهاند؛ چراکه مردم همراه آنها نبودند.
در ایران اما مردم همراه نظام، کشور و پرچم خود هستند. حضور مردم در میدان نشان داد که آنچه دشمنان میخواهند و برای آن برنامهریزی میکنند، لزوماً محقق نخواهد شد. ما نمونه این مسئله را در هشت سال دفاع مقدس نیز تجربه کردهایم. در آن دوران، بخشهایی از کشور و برخی شهرهای ما برای ماهها و حتی مدتی طولانی در اختیار دشمن قرار گرفت، اما در نهایت آنها را پس گرفتیم و پیروز آن جنگ هشتساله شدیم.
بنابراین، مسئله انسجام اجتماعی در درجه نخست به حضور و همراهی مردم بازمیگردد. اگر مردم را از این معادله حذف کنیم، عملاً چیزی باقی نمیماند. به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب و رئیسجمهور بر نقش مردم تأکید دارند. این تأکید از آن جهت است که سرمایه اصلی کشور، همین همراهی و حضور مردم است و تصمیمات مسئولان باید به گونهای باشد که این سرمایه اجتماعی حفظ و تقویت شود.
ایکنا ـ شما به ضرورت حمایت از دولت در شرایط فعلی اشاره کردید. چگونه میتوان میان نقد عملکرد دولت و پرهیز از سخنان ناامیدکننده و تضعیفکننده انگیزههای ملی تفکیک قائل شد؟
بخشی از پاسخ همین نوع ادبیات است. این به آن معنا نیست که نباید دولت را نقد کنیم. چه کسی گفته است نباید نقد کرد؟ حتی رهبر معظم انقلاب نیز بر نقد و بیان ضعفها و اشکالات تأکید دارند. مسئله این است که نقد باید به گونهای مطرح شود که در نهایت به اصلاح امور کمک کند و ناخواسته در زمین دشمن تعریف نشود.
بنابراین، تفاوت میان این دو نوع رفتار، تا حد زیادی در ادبیات و نحوه بیان آن است. ممکن است شما نسبت به یک موضوع اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی نقد جدی داشته باشید؛ اما باید درست حرف بزنید، درست بنویسید و درست نقد کنید. نقدی که با هدف اصلاح امور، رفع ضعفها و کمک به بهبود شرایط صورت گیرد، نقدی سازنده و قابل پذیرش است.
دولت نیز طبیعتاً باید پذیرای چنین نقدی باشد؛ یعنی نقد با ادبیات مناسب، فاخر و دلسوزانه که نیت آن اصلاح باشد، نه منکوب کردن رقیب. اینکه بخواهیم از شرایط موجود فرصتطلبانه استفاده کنیم و صرفاً به این دلیل که خودمان در دولت حضور نداریم، امروز دولت را هدف حمله قرار دهیم، چراکه این رفتار درستی نیست.
ایکنا ـ یکی دیگر از محورهای مورد تأکید رهبر معظم انقلاب، «تبیین و روایت قدرت و قوت ایران» است. رسانهها، صاحبان تریبون و احزاب چه نقشی در ارائه این روایت از توانمندیهای کشور، بهویژه در شرایط جنگ شناختی، دارند و برجستهسازی ضعفها چه هزینهای میتواند برای کشور داشته باشد؟
جنگ شناختی موضوع جدیدی نیست و از مدتها قبل درباره آن صحبت شده است. جنگ شناختی یک جنگ بسیار عمیق است که هدف اصلی آن تغییر افکار عمومی است. این جنگ بر این مبنا عمل میکند که اخبار منفی برجسته شود و اخبار مثبت یا نادیده گرفته شود یا کماهمیت جلوه داده شود. بخش مهمی از فعالیت رسانههایی که دشمن علیه جمهوری اسلامی راهاندازی کرده، دقیقاً بر همین مبناست؛ از تلویزیونها و رادیوها گرفته تا سایر رسانههایی که سالهاست روی همین موج فعالیت میکنند.
بنابراین، ما باید در این زمینه هوشیار باشیم. ما کشوری هستیم که در شرایط بسیار سخت در حال اداره امور و پیشبرد اهداف خود است. آمریکاییها خودشان اعلام کردهاند که پیچیدهترین تحریمهای تاریخ را علیه جمهوری اسلامی اعمال کردهاند؛ تحریمهایی که مربوط به سالهای اخیر نیست و سالهاست ادامه دارد. اینکه کشوری در چنین شرایط دشواری همچنان روی پای خود ایستاده و مسیر خود را ادامه میدهد، حتماً نشاندهنده برخورداری از ظرفیتها و ویژگیهای مهمی است که باید دیده و روایت شود.
وظیفه رسانههای داخلی این است که نقاط مثبت، پیشرفتها و توانمندیهای کشور را برجستهتر کنند. البته این به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه باید در کنار بیان مشکلات، تصویر واقعی و متوازنی از ظرفیتهای کشور نیز ارائه شود.
امروز برای حفظ همان انسجام اجتماعی و سرمایه اجتماعی، بیش از هر چیز به «امید اجتماعی» نیاز داریم. در شرایط سخت باید بتوان امیدآفرینی کرد. شرایط کشور دشوار است اما همین شرایط سخت نباید به ناامیدی تبدیل شود. بخشی از این امیدآفرینی بر عهده نیروهای مسلح است، بخشی بر عهده دولت و بخشهای دیگر نیز وظایف خود را دارند.
در نهایت، اگر عملکرد همه این دستگاهها را در کنار یکدیگر قرار دهیم و معدل آن را بخواهیم بدست بیاوریم، به مفهومی به نام «کارآمدی» میرسیم. هرچه دستگاههای مختلف کشور بتوانند کارآمدتر عمل کنند و مردم نتیجه این کارآمدی را در زندگی و عرصه عمومی مشاهده کنند، رضایت عمومی و در نتیجه سرمایه اجتماعی و انسجام ملی نیز تقویت خواهد شد.
ایکنا ـ رهبر معظم انقلاب تأکید کردهاند که مردم باید خدمتگزاری دستگاههای مسئول را در زندگی خود احساس کنند. به نظر شما مهمترین مؤلفههای بازسازی و تقویت اعتماد عمومی به دولت چیست و دولت چگونه میتواند همراهی مردم را به یک سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل کند؟
بسیاری از دولتهای کشورمان، تا جایی که به یاد دارم، از این موضوع رنج میبردند که به اندازهای که کار و تلاش میکنند، نمیتوانند آن را بهدرستی برای مردم بیان و منعکس کنند. گاهی نیز جریان رسانهای آنقدر منفیگراست که اخبار مثبت و اقدامات انجامشده را به خوبی نمیبیند یا بازتاب نمیدهد.
ممکن است دولت برای ساخت یک سد هزاران میلیارد تومان هزینه کند و این پروژه آثار بسیار مهمی در حوزه آب، برق و سایر زیرساختها داشته باشد اما به دلیل ضعف در انعکاس رسانهای، مردم ندانند این پروژه چه میزان تأثیر و کارکردی در زندگی آنها دارد. ممکن است پروژهای افتتاح شود اما اثر واقعی آن برای افکار عمومی بهخوبی تبیین نشود. بنابراین، یکی از مسائل مهم، انعکاس درست، دقیق و حرفهای اقدامات و خدمات دولت است تا اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان تقویت شود.
البته این نکته را هم باید تأکید کنم که در وهله نخست، اصل کار باید انجام شود. نمیتوان صرفاً با تبلیغات اعتماد عمومی ایجاد کرد. مردم باید احساس کنند اقدامات دولت واقعاً در زندگی آنها تأثیر گذاشته است. اگر مثلاً گفته میشود منابع یا درآمدی به کشور بازگشته یا اتفاق مهمی در حوزههای مختلف رخ داده است، مردم باید اثر آن را در زندگی خود ببینند؛ این اثر میتواند در حقوق و دستمزد، قدرت خرید، خدمات عمومی یا حمایتهای معیشتی مانند کالابرگ نمایان شود.
در واقع، مردم باید نتیجه اقدامات را بهصورت ملموس احساس کنند. مثلاً وقتی خیابانی آسفالت میشود، مردم بلافاصله متوجه میشوند که اتفاقی افتاده است؛ چون پیش از آن چاله وجود داشته و اکنون خودرو و مردم بهراحتی از آن عبور میکنند. این تغییر برای مردم قابل مشاهده و لمس است.
بخشی از اقدامات دولت نیز باید چنین ویژگیای داشته باشد؛ یعنی نتیجه آن در مقابل چشم مردم قرار بگیرد تا آنها بتوانند آثار خدمترسانی را ببینند و لمس کنند. در این صورت، هم اعتماد عمومی تقویت میشود و هم همراهی مردم میتواند به یک سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود.
ایکنا ـ رهبر معظم انقلاب همچنین بر استفاده از ظرفیت نخبگان جوان و فناوریها و نوآوریهای پیشنهادی از سوی نخبگان جوان تأکید کردهاند. ضرورت استفاده از این ظرفیت را چگونه ارزیابی میکنید و چگونه میتوان زمینهای فراهم کرد که این ظرفیت به کار گرفته شود و از مهاجرت نخبگان نیز جلوگیری شود؟
باید توجه کنیم که بخش قابل توجهی از کسانی که در نسل اول و دوم انقلاب حضور داشتند، اکنون وارد سنین بالاتری شدهاند. نزدیک به پنج دهه از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است و بهطور طبیعی باید جوانترها نیز وارد میدان شوند و مسئولیت اداره کشور را با ایدههای نو، نگاههای جدید و متناسب با تحولاتی که در همه عرصههای بشری رخ داده است، بر عهده بگیرند.
جوانان باید میدان داشته باشند و در عرصههای مختلف مسئولیت بپذیرند. البته ممکن است برخی از ایدهها و نظرات آنها اشتباه باشد اما این ایدهها باید وارد میدان شوند، مورد نقد و بررسی قرار گیرند و در فرآیند اجرا محک بخورند. نمیتوان صرفاً به دلیل احتمال خطا، جوانان را از میدان تصمیمسازی و اجرا کنار گذاشت.
تأکید رهبر معظم انقلاب همانند رهبر شهید بر استفاده از ظرفیت جوانان نیز از همین منظر اهمیت دارد. ایشان طی سالهای گذشته ارتباط نزدیکی با نسل جوان، دانشجویان، هنرمندان و گروههای مختلف داشتهاند و همواره بر استفاده از ظرفیت فکری و علمی آنها تأکید کردهاند. بسیاری از دستاوردهای مهم کشور نیز حاصل فعالیت و تلاش همین نسل جوان است.
اگر به حوزههایی مانند هوش مصنوعی، فناوری نانو، سلولهای بنیادی، صنایع موشکی و پیشرفتهای دفاعی و نظامی نگاه کنیم، بخش مهمی از این دستاوردها حاصل تلاش جوانان کشور است. حتی در بازدیدی که از تأسیسات هستهای نطنز داشتم، بخش عمده نیروهای فعال را جوانان تشکیل میدادند؛ این موارد و امثالهم نشان میدهد این جوانان واقعاً قابل اتکا هستند، انگیزههای بسیار خوبی دارند و ایدههای ارزشمندی ارائه میکنند.
بنابراین، طبیعی است که باید به این ایدهها توجه شود و برای جوانان میدان عمل فراهم شود. استفاده از ظرفیت نسل جوان نهتنها برای پیشرفت کشور یک ضرورت است، بلکه میتواند زمینه ماندگاری و اثرگذاری همین سرمایه انسانی در داخل کشور را نیز تقویت کند.
انتهای پیام