منصور حاجی؛ نویسنده مجموعه «۱۲ جلدی مجموعه موضوعات پژوهشی علوم و معارف اسلامی محمدی» در این گفتوگو، از ضرورت ترویج فرهنگ گذشت و راهکارهای نوآورانه در نظام قضایی گفت و تحلیل کرد که چگونه سیره عملی پیامبر(ص)، تنها نقطه اشتراک واقعی برای عبور از تفرقه شیعه و سنی و بازتولید تمدن اسلامی در برابر دشمنان مشترک است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ اگر بخواهیم «رحمت للعالمین» بودن پیامبر(ص) را در دنیای امروز که با بحرانهای انسانی و قطببندیهای شدید روبروست، بازخوانی کنیم، کدام ویژگی اخلاقی ایشان میتواند بهعنوان یک «راهکار اجتماعی» برای کاهش خشونتهای جهانی معرفی شود؟
شرط اساسی برای الگوگیری از پیامبر اکرم(ص)، شناخت جامع و دقیق ایشان است. یکی از معضلات بنیادین جهان اسلام و مسلمانان این است که ایشان را در ابعاد فردی، اجتماعی و بینالمللی بهدرستی درک نکردهاند و آموزههای قرآن و روایات اهل بیت(ع) را صرفاً بهعنوان «فضائل اخلاقی» یا «وجوه تمایز ایشان با دیگران» تلقی کردهاند؛ نگاهی که در واقع ناقص و نادرست است.
الگو قرار دادن پیامبر(ص) تنها زمانی میسر میشود که ابعاد مختلف و زوایای وجودی این شخصیت عظیمالشأن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. برای مثال، همانگونه که ما در مقام پدر و مادر، نسبت به فرزندان خود عاطفه داریم، پیامبر(ص) نیز نسبت به تمامی بشر در اوج عاطفه هستند؛ اما تمرکز صرف بر این بُعد، نوعی یکجانبهگرایی است. حقیقت این است که رفتارهای ایشان که برگرفته از وحی است، ترکیبی از ابعاد عاطفی، عقلانی و در موارد لازم، صلابت و خشونت در برابر دشمنان دین خداست.
بنابراین، تمامی مسلمانان و علاقمندانی که خواهان صلح جهانی بر اساس تعالیم پیامبر(ص) هستند، باید ابتدا ابعاد گوناگون شخصیت نبی اعظم(ص) را بشناسند تا دچار نگاه تکبعدی نشوند. ایشان قطعاً «رحمت للعالمین» برای عموم انسانها هستند، اما در عین حال، در برابر مستکبران و گردنکشان عالم، مظهر خشونت الهی و «غلاظ و شداد» میباشند.
ایکنا ـ با توجه به پیچیدگیهای دنیای امروز، چطور میتوانیم از الگوگیری تکبعدی از پیامبر (ص) فاصله بگیریم و از شناخت جامع ایشان، راهکارهایی برای حل بحرانهای اجتماعی و فردی (مانند اختلافات خانوادگی و قضایی) استخراج کنیم؟
یکی از ضروریات مهم جوامع بشری و به ویژه جامعه ایران در شرایط کنونی، ترویج فرهنگ گذشت است. بخش بزرگی از پروندههای قضایی را میتوان با رویکرد گذشت به سادگی مختومه دانست و بسیاری از اختلافات خانوادگی و اجتماعی را با این صفت والای اخلاقی رفع کرد. چنانچه بتوانیم این جنبه از صفات پیامبر اکرم(ص) را در ابعاد فردی، اجتماعی و حتی در سطح بینالمللی نهادینه کنیم، بخش گستردهای از مشکلات جوامع ما در تمامی سطوح به طور بنیادین برطرف خواهد شد.
ایکنا ـ با توجه به سلطه سلبریتیها بر ذهنیت نسل جدید، آیا صرفاً با نقلقول و بیان زبانی میتوان جوانان را به سوی پیامبر(ص) جذب کرد؟ یا اینکه نیاز به یک تحول رفتاری در نسلهای پیشین داریم تا پیامبر(ص) را در قالب رفتار آنها مشاهده کنند؟
دلیل اصلی این چالش آن است که شناخت مردم از پیامبر اکرم (ص)، عمدتاً محدود به فضای منبر، رسانهها و کتب است و به دلیل فاصله زمانی، رفتارهای عملی ایشان را مشاهده نکردهاند؛ در حالی که الگوهای امروزی (مانند سلبریتیها) بهصورت لحظهای و مداوم در فضای مجازی در دسترس هستند. در چنین شرایطی، مسئولیت بزرگان، علما و افراد تأثیرگذار دشوارتر و حیاتیتر است.
نسل پیشین باید بخشی از رفتارهای نبوی را در زندگی خود متبلور کنند تا نسل جوان، بازتاب عینی این رفتارها را در پیش روی خود ببیند و بدین ترتیب، الگوگیری از ایشان از یک "انتقال زبانی" به یک "تجربه قلبی" تبدیل شود؛ چرا که طبق قاعده "کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم" (با کردارتان دعوت کنید، نه با زبان).
اگر نسل جدید، بازتاب رفتارهای نبوی را در پدران، روحانیون، دانشمندان و حتی هنرمندان و ورزشکاران متعهد مشاهده کند، از تصورات ذهنی خارج شده و با تمثیل عینی پیامبر (ص) مواجه میشود. اما اگر تنها به نقلقولها بسنده کنیم و خود در مقام عمل نباشیم، تحولی در این نسل رخ نخواهد داد.
خداوند سنن خاصی در عالم دارد؛ برای نمونه، زمانی که مادری برای توصیه پیامبر(ص) به فرزندش در مورد نخوردن خرما مراجعه کرد، حضرت فرمودند: «فردا بیا، زیرا من امروز خودم خرما خوردهام؛ رطبخورده کی منع رطب کند؟». پیامبر(ص) با آن عظمت دریافتند که منعِ چیزی، بدون عمل به آن، اثری نخواهد داشت. اگر این نکته را به عنوان یک سنت الهی و قاعده کلی بپذیریم، درک خواهیم کرد که تا زمانی که خود به عملی ملتزم نباشیم، بلیغترین بیانها نیز بیاثر خواهد بود. لذا، افراد بالای ۴۰ سال در جامعه باید خود را متخلق به آداب عینی پیامبر (ص) کنند تا از بیان صرف به رفتار عملی حرکت کنیم و بستری برای الگوگیری نسل جوان فراهم شود.
ایکنا ـ برخی معتقدند تفاوتهای مذهبی بین شیعه و سنی، مانع همزیستی مسالمتآمیز در جامعه است. شما از دیدگاه یک تحلیلگر و شاهد عینی، وضعیت واقعی روابط این دو گروه را در ایران چگونه میبینید؟
تجربه عینی من نشان میدهد که در بسیاری از مناطق، نگاه مردم اهل سنت به برادران شیعه و بالعکس، بسیار مثبت است. در بدنه عموم جامعه، حساسیتهای مذهبی جای خود را به پذیرش متقابل داده است؛ تا جایی که در مناطق مشترک، ازدواجهای بینمذهبی و مراودات خانوادگی عمیقی وجود دارد. حتی در کلانشهری مانند تهران، همزیستی مسالمتآمیز اهل سنت و شیعه در سطح گستردهای جاری است و اختلافات موجود، بیشتر ریشه در مسائل اقتصادی و فردی دارد تا تفاوتهای مذهبی.
در این میان، باید اشاره کرد که برخی نخبگان فکری که گرفتار تعصبات کور هستند، با تکیه بر اخباری فاقد سند درست، به اختلافات دامن میزنند. این فضا، فرصت مناسبی را برای دشمنان فراهم میکند تا از طریق رسانهها، این تنشها را بزرگنمایی کرده و با وعده و وعید، جریانات افراطی را برای مقابله با عموم مسلمین جذب و تحریک کنند.
لازم به ذکر است که جریانات تکفیری تنها با شیعیان مشکل ندارند، بلکه با سایر مذاهب اهل سنت نیز درگیر هستند و همان رویکرد خشونتآمیز را با آنان دارند. در مقابل، برخی شیعیان افراطی نیز اقداماتی نادرست انجام میدهند. برای مثال، در حالی که جشنهای بزرگ میلاد امام علی (ع)، امام زمان (عج) و عید غدیر بهصورت گسترده و بدون هیچ حاشیه منفی برگزار میشود و همگان از آن بهرهمند میگردند، عدهای اندک در برخی شهرها بهصورت مخفیانه اقدام به توهین به مقدسات مذاهب دیگر میکنند؛ اقداماتی که هرچند در جامعه ما نمودی عام ندارد، اما دشمنان با بزرگنمایی آن، بر طبل تفرقه میکوبند.
در نهایت، تأکید میکنم که در شرایط عادی، بالغ بر ۹۰ درصد شیعیان و سنیها اشتراکات ماهوی دارند و حتی ۱۰ درصد اختلافات موجود را نیز میتوانند نادیده بگیرند. آنها میتوانند با حفظ هویت مستقل خود، بهصورت مسالمتآمیز در کنار هم زندگی کنند؛ همانگونه که تاریخ و تجربه جامعه ایران تاکنون چنین بوده است.
ایکنا ـ در میان تفاوتهای تفسیری و مذهبی، چه نقطه اشتراکی وجود دارد که بتواند شیعه و سنی را به شکلی واقعی و عملی متحد کند و از تفرقه نجات دهد؟
مسلمانان با محوریت پیامبر اکرم(ص)، بیشترین اشتراکات را با یکدیگر دارند و ایشان والاترین نماد وحدت میان شیعه و سنی هستند. از نام مبارک ایشان و نام والدین گرفته تا محل تولد، بعثت و آیات نازل شده بر ایشان و حتی قبله مشترک، همگی گواه بر این است که هیچ دلیل بنیادینی برای اختلاف وجود ندارد.
در همین راستا، سیره امام علی(ع) در مواجهه با خوارج، درس بزرگی به ما میدهد؛ ایشان هنگامی که ابنعباس را برای مذاکره با خوارج فرستادند، تأکید کردند که احتجاج را بر اساس سنت و سیره پیامبر (ص) بنا کند، نه صرفاً بر پایه قرآن؛ چرا که احتمال "تفسیر به رأی" از آیات وجود داشت. این نشان میدهد که حتی مخالفانی چون خوارج نیز، سیره عملی پیامبر(ص) را بهعنوان مرجعی پذیرفته بودند. بنابراین، امروز والاترین مستمسک برای تحقق وحدت، بازگشت به سیره پیامبر(ص) است.
فراتر از این مباحث اعتقادی، امروز همه مسلمانان با یک دشمن مشترک روبرو هستند. اگر در گذشته برخی تصور میکردند که رژیمهای استکباری مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها با ایران یا شیعیان مشکل دارند، امروز به روشنی دریافتهاند که برای این دشمنان، تفاوت میان شیعه و سنی اهمیتی ندارد؛ بلکه هدف آنها نابودی منافع کلی مسلمانان و کشورهای اسلامی است.
باید دانست که دشمن هرگز میان ما تفکیک قائل نمیشود؛ اگر امروز اهل سنت تضعیف شوند، فردا نوبت شیعیان است و اگر شیعه تضعیف گردد، دشمن به اهل سنت هم رحم نخواهد کرد. لذا، تنها راه نجات، گرد آمدن حول این محور مشترک و تقویت جبهه وحدت است.
ایکنا ـ برخی معتقدند تمدن اسلامی تنها یک تمدن مذهبی بود و ابعادی مدنی و اجتماعی نداشت. شما با استناد به سیره پیامبر(ص) و توصیفات حضرت علی(ع)، این موضوع را چگونه تحلیل میکنید؟
حضرت علی(ع) در توصیف وضعیت اعراب پیش از بعثت، به بربریت و جایگاه اجتماعی آنان اشاره کرده و ایشان را مردانی میخواند که در غارها زندگی میکردند و از آبهای تلخ مینوشیدند؛ اما با ظهور پیامبر اکرم(ص) و تحت مدیریت نبوی، این جامعه در مدت کوتاهی به تمدنی تبدیل شد که توان رقابت با تمدنهای بزرگ پیرامون خود را یافت.
بسیاری از مؤلفههایی که تمدنهای غربی برای رشد خود به کار گرفتند — نظیر تربیت انسانی و انسجام اجتماعی — توسط پیامبر(ص) و براساس وحی و قدرت مدیریتی الهی قرن پیش پیریزی شده بود. لذا جامعه اسلامی امروز میتواند برای بازتولید تمدن اسلامی، از تصمیمات مدنی ایشان در شکلدهی به سنتهای اجتماعی و الگوهای رفتاری (همچون گذشت، اخلاق و مدارا) الگو بگیرد.
امروز جهان اسلام با چالشهای بنیادینی روبروست که پاسخ آنها در سیره پیامبر(ص) نهفته است؛ مفاهیمی چون عدالت، انصاف، روابط مدنی سالم و ارتقای علمی. برای نمونه، در رویکرد تحولآفرین ایشان نسبت به علم، میبینیم که در هنگام آزادسازی اسیران، شرط آزادی را آموزش سواد به ده نفر از صحابه قرار میدادند. در این اقدام، هدف نه تغییر دین، بلکه ارتقای سطح دانش جامعه بود؛ رویهای که در هیچگونه رفتار حاکمان و پادشاهان زمانه، که پس از پیروزی به کشتار اسرا میپرداختند، دیده نمیشد.
اگر این سیره توسط نخبگان امروز معرفی و اجرا شود، آثار اجتماعی عمیقی خواهد داشت. برای مثال، میتوان این مدل را در نظام قضایی جاری به کار گرفت؛ بهگونهای که افرادی که دچار جرائم مدنی شدهاند اما از توانمندیها و مهارتهای خاصی برخوردارند (مثلاً یک استاد دانشگاه)، بتوانند در ازای آموزش و انتقال تخصص خود به دیگران، از تخفیف در مجازات یا عفو مشروط بهرهمند شوند و ظرفیتهای انسانی آنها را جایگزین حبس نمایید.
انتهای پیام