فرزندانمان را باید خودشناس بار بیاوریم. خودشناس بارآوردن یعنی بداند عقل آنها چه میگوید و هوس آنها چه میگوید؛ در غیر این صورت به بازیگریهای نفسانی دچار میشوند.
اسلام دین اعتدال است و پیامبر اسلام(ص) برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث شدهاند. پس چرا شاهد تندرویها، کندرویها و رفتارهای ضد اخلاقی و حتی ضد انسانی به نام دین اسلام در جامعه هستیم و هر کس با برداشتی از دین، دیگران را به بیدینی متهم میکند؟ چگونه میتوان به اصل اسلام و دستورات اسلامی دست یافت و مسلمانی مؤمن و متعادل شد؟
برای دست یافتن به پاسخ این سؤالها، مسعود اسماعیلی، پژوهشگر حوزه تربیت دینی، کتابی با عنوان «مؤمن متعادل و تربیت متعادل» را به رشته تحریر درآورده است و طی درسگفتارهایی، با محور قرار دادن مطالب این کتاب، تشریح میکند که چگونه میتوان مؤمنی متعادل، همانطور که اسلام ناب محمدی مدنظر دارد، بود.
در ادامه، قسمت هفتم این مجموعه با موضوع «آثار عدم خودشناسی» را با هم میبینیم و میخوانیم.
در نشست قبل مطرح کردیم که انفعالمعارف، آیتالمعرفه، افضلالمعرفه و افضل الحکمه خودشناسی است و خودشناسی یعنی بدانی در وجودت دو نیرو در حال کار کردن است؛ عقل و هوس. اگر توجه به این خودشناسی نداشته باشیم در بسیاری از مواقع اقداماتی انجام میدهیم و تصور میکنیم که کارهای درستی هستند در حالی که در حال انجام کارهای نادرست هستیم و این بسیار دردناک است.
قرآن میفرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا؛ بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم. الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا؛ [آنان] كسانىاند كه كوشششان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مىپندارند كه كار خوب انجام مىدهند. (آیات 103 و 104 سوره کهف).
حضرت زینالعابدین(ع) میفرمایند: همه کسانی که امام حسین(ع) را کشتند، یعنی آن 30 هزار نفر، میخواستند با کشتن امام حسین(ع) به خدا نزدیک شوند. چطور میشود چنین اتفاقی رخ دهد؟ ببینید چه قدر غفلت از خود، خودفراموشی، بیاعتنایی به درون، بیتوجهی به اینکه عقل چه میگوید و هوس چه میگوید، موجب غفلت شده و موجب میشود فرد به اندازهای غافل شود که تصور کند کار خوبی انجام میدهد، در حالی که در حال انجام بدترین کارهاست.
گاهی ما هم دچار این مشکل هستیم و خاستگاه فعل ما عقل نیست؛ بلکه رفتار، کردار و گفتار ما هوس و «دلممیخواهد» است؛ البته برای فریب خودمان به آن کار بد، رنگ و لعاب خوب میزنیم.
همه این کارها به دلیل خودفراموشی است؛ پس خود را باید بسیار دریابیم. در تربیت متعادل میگوییم تربیت از خودشناسی آغاز میشود. فرزندانمان را باید خودشناس بار بیاوریم. خودشناس بارآوردن یعنی بداند عقل آنها چه میگوید و هوس آنها چه میگوید؛ در غیر این صورت به بازیگریهای نفسانی دچار میشوند.
در چنین شرایطی است که فرد دنبالهرو یزید است اما پرچم اسلام را در دست دارد. در زمان خودمان نیز چنین افرادی را فراوان میبینیم. مثلاً در کتاب «اَنْسابُ الاَشْراف» اهل تسنن نوشتند اشراف کوفه امام حسین(ع) را دعوت کردند و در ظاهر میگفتند ما به تعالیم اهل بیت(ع)، رسولالله(ص) و قرآن نیاز داریم ولی این ظاهر و پوسته بود؛ حقیقت امر و آنچه مکنون قلبی و مخفی آنها بود، این بود که امام حسین(ع) را مایع رونق بازارهای خود قرار دهند. آنها به دنبال درهم و دینار و تجارت بودند و میگفتند حسین به کوفه بیاید اوضاع ما خوب میشود. میبینید عدم خودشناسی انسان را به جایی میرساند که حجت خدا، امام حسین(ع) را میکشد.
ابواسحاق راوی میگوید: در مسجدالحرام نشسته بودم و کنارم شمربن ذیالجوشن رو به کعبه نشسته بود و میگفت خدایا من شریفم و تو هم شریف (جملات را دقت کنید، غفلت از خود، خود فراموشی، بیاعتنایی به خود) و من میدانم که تو شرافت را دوست داری و من آمدهام که تو من را ببخشی و من از تو طلب مغفرت میکنم. به او گفتم تو پسر پیامبر خدا را کشتی، تو طلب مغرفت میکنی؟ خجالت بکش. در آن زمان احشام در اطراف مسجدالحرام بودند. شمر به خرها اشاره کرد و گفت من باید حرف رؤسای خودم را گوش میکردم والا از این خرها کمتر بودم.
اما ریا از کجا آغاز میشود؟ از آنجا که من از خودم غافلم که آیا کاری که کردم به فرمان هوسم بود یا عقلم؟ در جلسه بعد در خصوص این موضوع بیشتر صحبت خواهیم کرد.