به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین نجفعلی (محمدعلی) میرزایی، استاد جامعه المصطفی(ص)، هفتم شهریورماه در نشست علمی «نسبت امامت و حکمرانی در قرآن؛ بازخوانی مبانی و دلالتها» که توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، اظهار داشت: «بحث درباره این موضوع را بهطور طبیعی باید از مفهومشناسی سه حوزه امامت، قرآن (با نگاه به فلسفه تفسیری و هرمنوتیک) و جایگاه استقلالی و عدم استقلالی حکمرانی آغاز کنیم.
وی در ادامه افزود: قرآن کریم، عالیترین و بنیادیترین سطح تبیین از امامت را ارائه میدهد. این سخن به معنای دستکم گرفتن مکاتب فکری نیست، بلکه بر کمال، استقلال و مرجعیت علمی قرآن در سطح بنیادی و فراتاریخی تأکید دارد. سایر منابع، هر چه باشند، پس از قرآن به کار میآیند و عقل نیز در جایگاه روش و منهجیت تقدم دارد، نه به عنوان منبع.
میرزایی در این نشست بیان کرد: مبحث امامت و حکمرانی در قرآن همواره کامل و نظاممند است و نیازی ندارد که با منابع دیگر تکمیل شود؛ هرچند این کمال مربوط به اصول، مبانی و کلیات است و نه جزئیات.
او با طرح پرسشی درباره نسبت امامت با کلام و فقه، اظهار کرد: در حالی که اهل سنت امامت را در فقه و شیعیان در کلام بحث میکنند و معتزله نیز دیدگاهی عقلبنیاد دارند، باید توجه داشت که قرآن قطعاً حجیت و مرجعیت معرفتی دارد. بنابراین، تمامی مسلمین در امر امامت یا باید قائل به اشتراک لفظی باشند و یا امامت هر مذهب را با امامت قرآنی دارای نسبتی منطقی و قابل تبیین بدانند. نباید تصور کنیم ابتدا امامت را ساختهایم و اکنون تنها به دنبال شواهد قرآنی برای آن هستیم.
استاد جامعه المصطفی(ص) در ادامه در مورد شرط عدالت اشاره کرد: بسیاری از متکلمان اهل سنت، عدالت را در امام و حاکم ضرورت میدانند و لذا انتخاب امام ظالم یا جاهل و یا رای به حاکم فاسق را جایز نمیدانند، چرا که امامت را به مثابه ریاست و حراست میبینند. اما پرسش اینجاست که چرا همین افراد، بقای حاکم ظالم و جائر را مشروع میدانند و به آن حکم میدهند؟ به نظر میرسد دلیل اصلی این تضاد، تلاش برای جلوگیری از خونریزی و هرج و مرج باشد که باعث میشود به بقای حاکم ظلم تن دهند.
تعریف امامت؛ مبنایی برای تقریب
وی در ادامه افزود: با وجود یکسانی در تعریف امامت، در زمینه اوصاف و شروط تحقق آن، تفاوتهای زیادی میان مذاهب وجود دارد. به باور من، یکی از بهترین مبانی برای دستیابی به وحدت، همین تقارب در تعریف و تبیین امامت است. حتی این نظریه مطرح است که تقارب در تعریف امامت میان جریانهای شیعه و سنی، برخاسته از تأثیرگذاری مکتب معتزله بر هر دو طیف بوده است.
میرزایی تصریح کرد: در ادبیات معتزله از قرن دوم به بعد، واژه رئیس برای امام به کار رفته و تقارب شیعه و سنی در تعریف امامت متأثر از این دیدگاه است. تعریفی که از دوران شیخ مفید تا اندیشمندانی چون آیتالله العظمی سبحانی و مکارم شیرازی وجود دارد، یکسان است و در آن، امام بهعنوان رئیس دنیا و دین شناخته میشود؛ تعریفی که مورد پذیرش شیعه، اهل سنت، معتزله و دیگران است. اما نکته اینجاست که شیعه، به دلایلی قابل تأمل، نسبت به متن قرآن پایبندتر بوده است.
این استاد جامعه المصطفی(ص) با اشاره به دیدگاه تحلیلگران منصف بیان کرد: بسیار عجیب است که تعریف فقهی اهل سنت از امامت، هیچ اشتراکی با قرآن ندارد؛ تا جایی که برخی از اهل سنت صراحتاً میگویند امامتی که در فقه ما مطرح میشود، ربطی به واژه امام در قرآن ندارد.
وی با اشاره به اینکه براساس تعبیر شهرستانی، نزاع بر سر امامت بیشترین قربانی را از امت گرفته است، افزود: بسیار جای تأمل است که در حالی بر سر تعریف امامت اتفاقنظر وجود دارد، اما همچنان نزاعات شدید است. یکی از نقاط قوت بحث قرآنی این است که در نگاه کلامی، بیشتر بر اثبات تأکید شده و کمتر به اوصاف پرداخته شده است؛ در حالی که قرآن بر اوصاف امام تأکید زیادی دارد (مانند آنچه در داستان حضرت ابراهیم علیهالسلام آمده است).
میرزایی در ادامه اظهار کرد: قرآن میتواند در مباحثی چون عصمت، نصب و جعل الهی بسیار کمککننده باشد. باید تحلیل کنیم که هم امامانی که به حق دعوت میکنند و هم کسانی که به آتش (باطل) دعوت میکنند، مشمول جعل الهی هستند و در اینجا نیاز به پاسخ به شبهات و تحلیل دقیق است. موضوع عدالت در نظریه خروج بر امام فاسق و ظالم در دیدگاه اهل سنت نادیده گرفته میشود و امامت چنین افرادی در مکاتب اشاعره، اهل سنت و معتزله توجیه میگردد؛ اما بسیاری از این مباحث در بررسیهای تطبیقی با قرآن، به چالش کشیده میشوند.
انحراف در بحث امامت
میرزایی با اشاره به انحرافات بنیادین در مبحث امامت و حکمرانی در میان اهل سنت، اظهار کرد: ریشه انحرافات بزرگ در این زمینه، تلاش برای توجیه برخی حکومتها بوده است؛ به همین دلیل نظریه غلبه رواج یافت؛ یعنی هر کس که قدرت بیشتری داشت و توانست غلبه کند، حاکم مشروع شناخته شود. وی در این راستا به نمونهای اشاره کرد و گفت: به خاطر دارم زمانی که محمد مرسی در مصر رئیسجمهور شد، قرضاوی به شدت از عدالت و ریاست او دفاع میکرد (که نشاندهنده تأثیر این دیدگاههاست).
وی در ادامه با تأکید بر اینکه جوهره امامت در تشیع همچنان بر مبانی قرآنی استوار است، خاطرنشان کرد که با این حال، چالشهایی در این مسیر وجود دارد که نیازمند پاسخ است. او در این زمینه به داستان حضرت ابراهیم(ع) اشاره کرد و پرسید: «در قرآن آمده است که حضرت ابراهیم (ع) به دلیل ابتلائات، امام قرار گرفت؛ اما آیا ما در مورد ائمه معصومین(ع)، مانند امام جواد(ع)، چنین میگوییم که ایشان ابتدا دچار ابتلائات شدند و چون موفق شدند، امام قرار گرفتند؟ آیا امامت را نتیجه یک تجربه زیسته و موفقیت در ابتلائات میدانیم یا خیر؟
استاد جامعه المصطفی(ص) در پایان تأکید کرد: «مواردی که در قرآن ذکر شده (مانند اینکه صبر عامل امامت بوده است)، باید با روایات و مطالب مشهور در علم کلام سنجیده و تطبیق داده شوند تا بتوانیم به درستی به این چالشها پاسخ دهیم.
انتهای پیام