به قلم اشکان ممبینی، کارشناس مسائل بینالملل:
تحولات شش ماه اخیر در غرب آسیا و رویارویی مستقیم و غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و جبهه غرب به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیش از هر زمان دیگری تغییرات بنیادین در توازن قوای منطقهای و بینالمللی را آشکار کرده است.
این تحولات نشان داد اتکای صرف به چتر امنیتی آمریکا، برای بسیاری از کشورهای منطقه نهتنها تضمینکننده ثبات نیست، بلکه در شرایط بحران میتواند به عاملی برای افزایش ناامنی و بیثباتی تبدیل شود. ناکامی واشنگتن در مدیریت بحرانهای منطقه، تداوم سیاستهای یکجانبهگرایانه و ناتوانی در ارائه یک معماری امنیتی پایدار، موجب شده است حتی برخی شرکای سنتی آمریکا نیز بیش از گذشته به ضرورت ایجاد سازوکارهای بومی و مستقل امنیتی بیندیشند.
در سوی دیگر این معادله، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ظرفیتهای دفاعی، عمق راهبردی و توان بازدارندگی خود، جایگاهش را بهعنوان یکی از بازیگران اصلی و تعیینکننده معادلات امنیتی غرب آسیا تثبیت کرده است. اهمیت راهبردی تنگه هرمز نیز بهعنوان یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان، وزن ژئوپلیتیکی ایران را در معادلات منطقهای و بینالمللی دوچندان میکند.
با این حال، تثبیت موازنه جدید نیازمند عبور از همکاریهای مقطعی و حرکت به سمت معماری پایدار امنیتی است. در چنین شرایطی، تهران میتواند ابتکار شکلدهی به یک چارچوب امنیتی ـ دفاعی گستردهتر میان قدرتهای مستقل و غیرغربی را در دستور کار قرار دهد؛ چارچوبی که ایران، روسیه، چین و کره شمالی میتوانند از مهمترین اضلاع آن باشند.
چنین سازوکاری، در صورت شکلگیری و نهادینهشدن، میتواند چند کارکرد راهبردی داشته باشد:
۱. تقویت بازدارندگی جمعی
همافزایی ظرفیتهای دفاعی، موشکی، پهپادی، دریایی و فضایی کشورهای عضو میتواند هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی علیه اعضای این چارچوب را افزایش داده و به شکلگیری یک موازنه بازدارنده جدید در برابر ساختارهای نظامی تحت رهبری آمریکا کمک کند.
۲. افزایش امنیت مسیرهای راهبردی
همکاری میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای مستقل میتواند به ایجاد سازوکارهای جدید برای حفاظت از خطوط کشتیرانی و شریانهای حیاتی تجارت و انرژی، از جمله تنگه هرمز، کمک کند و امنیت این مسیرها را بیش از گذشته از وابستگی به قدرتهای فرامنطقهای خارج سازد.
۳. همافزایی فناوری و دفاعی
توسعه همکاریهای فناورانه، صنعتی و دفاعی میان اعضا میتواند ظرفیت خوداتکایی آنها را افزایش داده و اثرگذاری تحریمها و محدودیتهای یکجانبه غرب را کاهش دهد.
۴. شکلدهی به یک معماری امنیتی چندقطبی
هدف نهایی چنین رویکردی، ایجاد یک بلوک نظامی صرف نیست؛ بلکه شکلدهی به یک موازنه جدید در نظام بینالملل است که در آن امنیت منطقهای تنها بر اساس اراده یک قدرت فرامنطقهای تعریف نشود.
در این میان، تهران میتواند با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیتهای دفاعی و روابط راهبردی خود با قدرتهای شرقی، ابتکار عمل را برای گفتوگو درباره چنین چارچوبی در دست گیرد.
جهان در حال عبور از نظم تکقطبی به سوی نظمی چندقطبی است. در چنین شرایطی، آینده امنیت غرب آسیا نیز نمیتواند همچنان در پایتختهای غربی تعیین شود. نقشه راه تهران باید حرکت از موازنه منطقهای به سوی معماری جدید امنیتی باشد؛ معماریای که بر استقلال، بازدارندگی، همکاری و احترام متقابل استوار است.
این میتواند یکی از مهمترین گامها برای تثبیت موازنه نوظهور و شکلگیری نظم جدید امنیتی در منطقه و جهان با محوریت جمهوری اسلامی ایران باشد.
انتهای پیام