اگر همانگونه که خداوند را اطاعت میکنید؛ احبار و رهبان را اطاعت کنید، دچار نوعی شرک شدهاید؛ زیرا جز خداوند احدى سزاوار این قسم از تسلیم و اطاعت نیست.
حجتالاسلام علیرضا قبادی، جامعهشناس و کارشناس دینی در سلسله گفتارهایی، با نگاهی نو و کاربردی، به بازخوانی ابعاد مغفولمانده از زندگی پیامبر اکرم(ص) میپردازد. در ادامه درسگفتار هفتم را میخوانیم.
به جهت اهمیت و حساسیت بسیار فراوان موضوع این گفتار و برای روشن شدن آن، بحث با تفصیل بیشتر ارائه میشود؛ زیرا ممکن است خود نیز بدون آنکه به این انحراف عقیدتی مهم آگاه باشیم، به آن مبتلا شده و ناخواسته به شرک آلوده باشیم.
«عدی» فرزند حاتم «طایی» رئیس قبیله طی بود و مذهب نصرانی داشت. او به دلیل تبلیغات سویی که درباره پیامبر(ص) صورت گرفته بود؛ کینه رسول خدا را در دل داشت. در سال نهم هجری سپاه اسلام به بتکده معروف سرزمین طی، حمله کرد. از آنجا که «عدی» نمیخواست اسیر سپاه اسلام شود، قبیله خود را رها کرده و به شام گریخت. خواهر وی در این حمله اسیر شد و پس از اسارت از پیامبر در خواست کرد که او را آزاد کند. پیامبر (ص) نیز وی را آزاد کرد. خواهر عدی همراه کاروانی رهسپار شام و به بردارش ملحق شد. عدی پس از ملاقات با خواهرش، شخصیت پیامبر را از او جویا شد.
پسر حاتم طایی با شنیدن خصوصیات پیامبر(ص) به آن حضرت علاقهمند و رهسپار مدینه شد. سپس به محضر پیامبر شرفیاب شد. پس از ملاقات و مذاکره با پیامبر مجذوب رفتار و اخلاق پیامبر و اسلام و مسلمان شد. عدی سخنان مهمی از پیامبر شنید، از جمله آنکه پیامبر با توجه به مذهب عدی(نصرانی) به او فرمود: «شما عالمان خود را به جای پروردگار پرستش میکنید.» عدی با شنیدن این سخن از پیامبر که برگرفته از آیه ۳۱ سوره توبه بود؛ گفت؛ ما هرگز احبار(عالمان) یا راهبان خود را پرستش نمیکنیم. چگونه چنین نسبتی را به ما میدهید؟! پیامبر به او فرمود: اگر آنان حلال خدا را حرام و حرام الهی را حلال کنند، آیا از آنها پیروی نمیکنید؟ عدی پاسخ داد؛ آری. آنگاه پیامبر فرمود: این گواه آن است که شما آنان را پروردگار و رب خویش قرار میدهید.
همانگونه که اشاره شد به دلیل ظرافت این انحراف عقیدتی که موجبات «شرک» را به همراه دارد، لازم است بحث با توضیح بیشتری پیگیری شود. یکى از مراتب توحید، توحید در عبادت و طاعت است؛ یعنى عبادت و طاعت مخصوص خداست، غیر خداوند، احدی(هر چند پیامبر باشد) شایسته چنین فرمانبرداری نیست؛ در مقابل یکی از اقسام شرک نیز شرک در عبادت و طاعت است. این قسم از شرک مصادیق و شعب مختلفی دارد، آنچه که پیامبر(ص) به عنوان مصداق شرک، با توجه به آیه ۳۱ سوره توبه ذکر کردند، نوعی طاعت و فرمانبرداری از غیر خداوند به مانند طاعت از خداوند است.
بدین معنا که دیگران در طاعت، همپای خداوند قرار گیرند. به عبارت دیگر جایگاه خدایی بر دیگران در مقام طاعت الهی در نظر گرفته شود. پیامبر(ص) با تلاوت آیه ۳۱ سوره توبه اشاره کرده است که اگر «بجاى خداى تعالى، احبار و رهبان را ارباب خود گرفتید، آنها را پرستش کردید. یعنی اگر همانگونه که خداوند را اطاعت میکنید؛ احبار و رهبان را اطاعت کنید، دچار نوعی شرک شدهاید؛ زیرا جز خداوند احدى سزاوار این قسم از تسلیم و اطاعت نیست.
پیامبر(ص) با تلاوت آیه مزبور نشان داد، طاعت بدون قید و شرطی که یهود و نصارى از اخبار و رهبران خود انجام میدهند؛ مشابه طاعت الهی است؛ از این رو در مقام مواخذه مىفرماید: بجاى خداوند، احبار و رهبانان خود(یهود) را و مسیح پسر مریم(نصاری) را پروردگاران خود دانستید. همانگونه که عبادت هر چیز مساوى با اعتقاد به ربوبیت او است؛ اطاعت بدون قید و شرط هر شخص نیز مساوى با رب دانستن اوست.
بنابراین هرگاه بدون قید و شرط و به نحو استقلال هر چند ناخواسته از افراد اطاعت شود، مستلزم نوعی شرک است، زیرا این قسم از طاعت و عبادت تنها مخصوص خداست(پیامبران در مقام ابلاغ پیام الهی فرمانبرداری میشوند). از همین رو در ادامه آیه(۳۱ توبه) این نحوه از طاعت نهی شده است. «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ» و حال آنکه دستور نداشتند، مگر به اینکه معبودى یکتا بپرستند که جز او معبودى نیست و او از آنچه که شریک او مىپندارند منزه است.
انتهای پیام