کارگردان فیلم کوتاه «سرزمین بیکودک» با اشاره به اینکه کودک برای ساختن آینده به امنیت، همراهی و امکان رویاپردازی نیاز دارد، اظهار کرد: فیلم درباره کودکی است که هنوز درونش میل به بازی و رویاپردازی وجود دارد، اما جهان اطراف او اجازه نمیدهد این خواسته به شکل طبیعی ادامه پیدا کند.
آتوسا حیدری، کارگردان فیلم کوتاه «سرزمین بیکودک» در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه این فیلم تلاش میکند به دنیای کودکان و رویاهای آنها از زاویهای متفاوت نگاه کند، اظهار کرد: کودک در سالهای نخست زندگی بیش از هر چیز با رویا، تخیل و بازی جهان پیرامون خود را میشناسد و بسیاری از اتفاقاتی که برای یک فرد بزرگسال ساده و عادی به نظر میرسد، در ذهن کودک معنای دیگری پیدا میکند. برای کودک، بازی فقط سرگرمی نیست، بلکه راهی برای شناخت جهان، تجربه احساسات، ساختن آینده و حتی مواجهه با ترسها و نگرانیهایی است که هنوز توانایی بیان مستقیم آنها را ندارد. به همین دلیل در «سرزمین بیکودک» تلاش کردم جهانی را شکل دهم که مخاطب بتواند از دریچه نگاه کودک به آن نزدیک شود. در این جهان، بازی و واقعیت به تدریج در هم تنیده میشوند و کودک با موقعیتهایی روبهرو میشود که برای سن و دنیای او بسیار سنگین است. مسئله اصلی برای من این بود که نشان دهم وقتی شرایط زندگی، کودک را از دنیای طبیعی خودش جدا میکند و مسئولیتهایی فراتر از توانش بر دوش او میگذارد، چه اتفاقی برای رویاها و هویت او رخ میدهد. در واقع فیلم درباره کودکی است که هنوز درونش میل به بازی و رویاپردازی وجود دارد، اما جهان اطراف او اجازه نمیدهد این خواسته به شکل طبیعی ادامه پیدا کند.
تأثیر رابطه والدین و کودکان بر نگاه کودک به آینده
وی افزود: یکی از موضوعاتی که در شکلگیری داستان برای من اهمیت زیادی داشت، رابطه کودک با والدین و نقش خانواده در ساختن احساس امنیت و امید در ذهن کودک بود. کودک برای اینکه بتواند رویا داشته باشد، پیش از هر چیز به یک فضای امن نیاز دارد؛ فضایی که در آن بتواند حرف بزند، سوال بپرسد، اشتباه کند و حتی از ترسهایش بگوید، بدون اینکه احساس کند به دلیل ضعف یا ناتوانی سرزنش خواهد شد. رابطه میان والدین و کودک فقط رابطهای عاطفی نیست، بلکه در شکلگیری نگاه کودک به آینده نیز تأثیر زیادی دارد. وقتی کودک احساس کند کسی در کنار اوست و حرفهایش شنیده میشود، حتی در سختترین شرایط نیز میتواند امید را در ذهن خود حفظ کند. در مقابل، زمانی که کودک ناچار میشود با مسائلی بزرگتر از سنش مواجه شود، نخستین چیزی که ممکن است از او گرفته شود، همین احساس امنیت و امکان رویاپردازی است. در «سرزمین بیکودک» تلاش کردم این موضوع را به شکل مستقیم و شعاری مطرح نکنم، بلکه مخاطب خودش به این نتیجه برسد که دنیای کودک تا چه اندازه به حضور، حمایت و همراهی بزرگسالان وابسته است. سینما زمانی میتواند درباره کودکان تأثیرگذار باشد که به جای صحبت کردن از بالا به پایین، اجازه دهد مخاطب لحظهای جهان را از جایگاه یک کودک تجربه کند.
حیدری درباره مفهوم امید در جهان کودک بیان کرد: امید برای من یکی از مهمترین مفاهیم فیلم است. ممکن است در ظاهر با جهانی مواجه باشیم که در آن شرایط سخت، ترس و مسئولیت بر زندگی کودک سایه انداخته است، اما حتی در چنین موقعیتی نیز چیزی در وجود کودک وجود دارد که میتواند مسیر دیگری را نشان دهد. کودک برخلاف بزرگسال هنوز ظرفیت زیادی برای ساختن جهانهای تازه دارد. او میتواند در میان یک موقعیت دشوار، یک بازی بسازد، از یک شی ساده دنیایی خیالی خلق کند و برای آیندهای که هنوز وجود ندارد تصویر داشته باشد. همین توانایی به نظرم نوعی امید است. البته منظورم امیدی ساده و خوشبینانه نیست؛ بلکه امیدی است که از دل تاریکی بیرون میآید و به انسان یادآوری میکند که هیچ شرایطی نباید امکان تصور آینده را به طور کامل از بین ببرد. در فیلم نیز تلاش کردم امید را در رفتار و نگاه شخصیتها دنبال کنم، نه اینکه آن را در قالب یک پیام مستقیم به مخاطب تحمیل کنم. برای من مهم بود که تماشاگر پس از پایان فیلم احساس کند حتی در سختترین شرایط، هنوز امکان انتخاب، همدلی و پیدا کردن یک راه روشن وجود دارد.
این کارگردان ادامه داد: بخش مهم دیگری که در فیلم به آن پرداختهام، از بین رفتن مرز میان کودکی و مسئولیت است. کودکی دورهای است که انسان باید فرصت تجربه کردن داشته باشد، اما وقتی کودک وارد فضایی میشود که در آن باید تصمیمهای بزرگ بگیرد یا با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی دستوپنجه نرم کند، دیگر نمیتوان انتظار داشت همان مسیر طبیعی رشد را طی کند. کودکان کار یکی از روشنترین نمونههای این وضعیت هستند. کودکی که به جای رفتن به مدرسه، بازی کردن، حضور در کنار خانواده و دنبال کردن رویاهایش مجبور است برای تأمین نیازهای زندگی کار کند، بخشی از کودکی خود را از دست میدهد. با این حال، در «سرزمین بیکودک» نمیخواستم صرفاً یک روایت اجتماعی مستقیم درباره کودکان کار بسازم. قصد داشتم از واقعیت عبور کنم و به لایهای استعاری برسم که بتواند مسئله را برای مخاطب گستردهتری مطرح کند. به همین دلیل موقعیتهایی را طراحی کردم که در ظاهر ممکن است متعلق به یک جهان متفاوت باشند، اما در لایه زیرین، مخاطب با همان مسئله آشنا مواجه میشود؛ مسئله کودکی که فرصت کودک بودن از او گرفته شده است. این شیوه به من کمک کرد تا به جای ارائه پاسخ قطعی، سوالی را در ذهن مخاطب ایجاد کنم.
کشف معنا از سوی مخاطب
وی با اشاره به ویژگیهای فیلم کوتاه گفت: فیلم کوتاه به دلیل محدودیت زمانی، امکان پرداختن به همه جزئیات یک موضوع را ندارد، اما همین محدودیت میتواند به یک ویژگی تبدیل شود. در فیلم کوتاه باید بتوانیم در مدت زمانی محدود، یک جهان کامل را به مخاطب معرفی کنیم و در عین حال اجازه بدهیم بخشی از معنا را خودش کشف کند. برای من «سرزمین بیکودک» از ابتدا قرار نبود تمام اطلاعات را در اختیار مخاطب قرار دهد. میخواستم بخشی از اتفاقات در ذهن او کامل شود. به همین دلیل زبان استعاری برای این فیلم اهمیت پیدا کرد. استعاره به ما اجازه میدهد درباره موضوعاتی مانند جنگ، ترس، مسئولیت، از دست رفتن کودکی و امید صحبت کنیم، بدون اینکه همه چیز را به شکل مستقیم توضیح دهیم. وقتی مخاطب بتواند میان نشانهها ارتباط برقرار کند، تأثیر فیلم نیز ماندگارتر میشود. در واقع تلاش کردم ساختار فیلم به گونهای باشد که مخاطب فقط تماشاگر اتفاقات نباشد، بلکه در روند کشف معنای آنها مشارکت کند. این مشارکت ذهنی برای من یکی از جذابیتهای اصلی سینمای کوتاه است.
حیدری با بیان اینکه حضور کودکان و نوجوانان در فیلم نیز بخشی از همین نگاه بوده است، گفت: زمانی که قرار است درباره دنیای کودک فیلم بسازیم، طبیعی است که حضور کودک در برابر دوربین اهمیت ویژهای پیدا کند. بازی گرفتن از کودکان با بازی گرفتن از بزرگسالان متفاوت است و نمیتوان همه چیز را براساس دستورهای دقیق و از پیش تعیینشده پیش برد. کودک باید بتواند فضای اطرافش را احساس کند و تا اندازهای امکان تجربه و واکنش طبیعی داشته باشد. در جریان تولید تلاش کردیم فضای مناسبی برای بچهها ایجاد کنیم تا بتوانند با موقعیتها ارتباط برقرار کنند. برای من مهم بود که آنها صرفاً اجراکننده دیالوگ یا حرکت مشخصی نباشند، بلکه حضورشان بخشی از فضای واقعی فیلم را بسازد. حتی نگاه، سکوت و واکنشهای کوچک آنها میتواند چیزی را منتقل کند که گاهی یک دیالوگ طولانی قادر به انتقال آن نیست. از سوی دیگر، کار با کودکان به ما یادآوری میکرد که موضوع فیلم فقط یک ایده سینمایی نیست و پشت آن، زندگی واقعی کودکانی قرار دارد که ممکن است شرایط مشابهی را تجربه کنند. همین موضوع باعث میشد در تمام مراحل تولید، حساسیت بیشتری نسبت به نحوه روایت داشته باشیم.
وی افزود: یکی از دغدغههای من این بود که فیلم به سمت ترحمبرانگیز کردن کودک حرکت نکند. وقتی درباره کودکان آسیبپذیر صحبت میکنیم، یک خطر همواره وجود دارد و آن اینکه کودک صرفاً به عنوان قربانی نمایش داده شود. تلاش کردم شخصیتهای کودک فیلم در عین مواجهه با شرایط دشوار، دارای اراده، تخیل و امکان انتخاب باشند. کودک نباید فقط کسی باشد که اتفاقات برایش رخ میدهد؛ او میتواند در برابر شرایط واکنش نشان دهد و حتی در دل موقعیتی دشوار، راهی برای حفظ هویت خودش پیدا کند. این نگاه با مفهوم امید نیز ارتباط دارد. امید زمانی معنا پیدا میکند که شخصیت بتواند در برابر وضعیت موجود واکنشی داشته باشد. بنابراین در فیلم سعی کردم کودک را نه یک قربانی منفعل، بلکه انسانی ببینم که با وجود سن کم، جهان درونی پیچیدهای دارد. شاید همین جهان درونی است که اجازه میدهد در شرایطی که بزرگسالان تصور میکنند هیچ راهی وجود ندارد، کودک هنوز بتواند احتمال یک راه دیگر را ببیند.
وقتی کودک اجازه کودکی کردن ندارد
این فیلمساز درباره انتخاب فضای استعاری برای روایت «سرزمین بیکودک» اظهار کرد: فضای استعاری به من کمک کرد تا فاصله میان دنیای واقعی و دنیای ذهنی کودک را از بین ببرم. کودکان معمولا جهان را با تخیل خود بازسازی میکنند و گاهی چیزی که برای بزرگسال کاملا واقعی است، در ذهن کودک شکل و معنای متفاوتی پیدا میکند. من نیز تلاش کردم از همین ویژگی استفاده کنم. در فیلم، اتاق فرمان، فرمانده جوان، میدان و تصمیم دشواری که باید گرفته شود، فقط عناصر یک داستان نیستند، بلکه میتوانند نماد موقعیتهایی باشند که کودک در زندگی واقعی با آنها مواجه میشود. وقتی یک کودک مجبور است درباره مسائلی تصمیم بگیرد که حتی برای یک بزرگسال نیز دشوار است، در واقع وارد سرزمینی شده که دیگر نمیتوان نام آن را کودکی گذاشت. عنوان «سرزمین بیکودک» نیز از همین نگاه میآید؛ سرزمینی که در آن کودک حضور دارد، اما شرایط اجازه نمیدهد کودکی کند. برای من این تناقض بسیار مهم بود و تلاش کردم فیلم بر پایه همین تضاد شکل گیرد.
حیدری درباره نقش والدین در حفظ رویاهای کودکان گفت: گاهی تصور میکنیم حمایت از کودک فقط به تامین نیازهای مادی او محدود میشود، در حالی که کودک به توجه، شنیده شدن و همراهی عاطفی نیز نیاز دارد. ممکن است کودکی امکانات زیادی داشته باشد، اما اگر نتواند درباره ترسها، خواستهها و رویاهایش با والدین صحبت کند، باز هم بخشی از امنیت لازم را از دست میدهد. از طرف دیگر، در خانوادههایی که با مشکلات جدی اقتصادی یا اجتماعی مواجه هستند، والدین نیز ممکن است خودشان تحت فشار باشند و توانایی لازم برای حمایت عاطفی از کودک را نداشته باشند. به همین دلیل نمیتوان این مسئله را صرفا به خوب یا بد بودن والدین تقلیل داد. مسئله بزرگتر از افراد است و به شرایطی برمیگردد که کودک را در معرض مسئولیتهایی قرار میدهد که برای او زودهنگام است. فیلم تلاش میکند همین پیچیدگی را مطرح کند. برای من مهم بود که مخاطب بعد از تماشای فیلم فقط درباره کودک فکر نکند، بلکه درباره نقش بزرگسالان، خانواده و جامعه در حفظ کودکی نیز از خودش سوال بپرسد.
این فیلمساز در ادامه بیان کرد: امیدوارم «سرزمین بیکودک» بتواند مخاطب را به این فکر وادارد که کودکی یک دوره تکرار نشدنی است و اگر فرصت آن از بین برود، نمیتوان به سادگی آن را به کودک بازگرداند. یکی از مسئولیتهای سینما این است که گاهی درباره مسائلی صحبت کند که در زندگی روزمره آنقدر تکرار شدهاند که دیگر حساسیت ما را برنمیانگیزند. کودکان کار، کودکانی که با فقر مواجه هستند و کودکانی که به هر دلیل مجبور به پذیرش مسئولیتهای زودهنگام میشوند، بخشی از واقعیت جامعه هستند، اما نباید عادی شدن این شرایط باعث شود از کنار آنها عبور کنیم. سعی کردم با زبان فیلم کوتاه، مخاطب را برای مدتی از نگاه معمول فاصله دهم و شرایط را از زاویه دیگری نشان دهم. شاید فیلم نتواند راهحل مشخصی برای این مسائل ارائه کند، اما میتواند سوال ایجاد کند و گاهی ایجاد یک سوال جدی، نخستین قدم برای تغییر نگاه است. امیدوارم تماشاگر پس از پایان فیلم همچنان به شخصیتها و موقعیت آنها فکر کند و مفهوم کودکی، رویا و امید را با تجربه خودش مقایسه کند.
حیدری درباره نخستین تجربه حرفهای خود در مقام نویسنده و کارگردان گفت: «سرزمین بیکودک» نخستین تجربه حرفهای من در مقام نویسنده و کارگردان است و طبیعتاً ساخت این فیلم برای من تجربهای بسیار مهم و آموزنده بود. از همان مرحله شکلگیری ایده تا نگارش فیلمنامه، انتخاب بازیگران، طراحی فضای فیلم و مراحل تولید، تلاش کردم نگاه شخصی خودم را حفظ کنم و در عین حال از تجربه اعضای گروه استفاده کنم. تهیهکنندگی این اثر بر عهده کسری تیرسحر بود و او علاوه بر تهیهکنندگی، به عنوان مدیر فیلمبرداری نیز در پروژه حضور داشت. حضور او در روند تولید و تجربهای که در زمینه فیلم کوتاه و حضور در جشنوارههای مختلف دارد، برای پیشبرد پروژه بسیار موثر بود. در این فیلم تلاش کردیم از ظرفیتهای سینمای مستقل استفاده کنیم و جهانی را بسازیم که با وجود محدودیتهای تولید، بتواند ایده اصلی را به مخاطب منتقل کند. برای من مهم بود که نخستین تجربه حرفهایام صرفا یک تمرین نباشد، بلکه اثری باشد که بتوانم از طریق آن نگاه خودم به سینما و موضوع کودک را بیان کنم.
وی در پایان درباره حضور فیلم در جشنواره فیلم یوتوپیا و عوامل این اثر اظهار کرد: فیلم کوتاه «سرزمین بیکودک» به تهیهکنندگی کسری تیرسحر و نویسندگی و کارگردانی من، در بیستودومین دوره جشنواره فیلم یوتوپیا در ایالات متحده آمریکا پذیرفته شده و در این رویداد به رقابت خواهد پرداخت. این جشنواره از رویدادهای مستقل سینمایی در آمریکاست که با تمرکز بر آثار مستقل و فیلمهایی با رویکردهای خلاقانه و متفاوت، میزبان فیلمسازانی از کشورهای مختلف است و حضور فیلم برای ما فرصت ارزشمندی برای معرفی یک اثر کوتاه ایرانی در فضای بینالمللی سینمای مستقل محسوب میشود. «سرزمین بیکودک» با حضور ملودی کاکایی، باربد آقابگلو، آرنوشا حسینخانی، ایمان امیدی، آندیا خیری، امیرحسین رازعپرست ملکزاده، رادین غزنوی، ماهان بربر مرادی و فرهان صفوی ساخته شده است. تدوین فیلم را ملیکا رضایی بدر انجام داده و کسری تیرسحر مدیر فیلمبرداری و آهنگساز اثر بوده است. سحرناز عمران و کیانا فخر قاسمی طراحی صحنه، آزاده علیزاده طراحی لباس، علیرضا نوذرپور صدابرداری و پیمان کشاورز صداگذاری را بر عهده داشتهاند. تیم فیلمنامه نیز شامل امیرحسین طهماسبیان، مهتاب جعفری و پروانه فرازمند بوده است. فاطیما امیدی گریم، حانیه کاظمی منشی صحنه و ملیکا رضایی بدر دستیار اول کارگردان بودهاند. یزدان شادافزا، آیلار سلطانی و زهرا راد از دستیاران کارگردان، پویان رستمی دستیار تهیه، رضا امیری، امیررضا کسائی و سالار ساکی دستیاران تصویر و مریم قربانی عکاس پروژه بودهاند. همچنین محمدامین مطوری دستیار صحنه، ثنا واشقانی فراهانی دستیار لباس، احمد لطفی اپراتور دوربین، کمیل قاسمی مدیر تولید، آناهیتا شهباززاده مدیر صحنه، رضا علیزاده مهندس صدا، ابراهیم نکویی مهندس صدای استودیو، اسد رضایی مسئول نظارت بر ضبط استودیو، متین کریمی مسئول زیرنویس، کسری تیرسحر مشاور کارگردان، ایلیا ارشامی طراح پوستر و مجموعه لنزایران مسئول پشتیبانی فنی این فیلم بودهاند.
انتهای پیام