کد خبر: 4373192
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۳
گزارش ایکنا از مراسم رونمایی از مجموعه ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ»

تبیین نقشه راه احیای سرمایه اجتماعی و نقش راهبردی دانشگاه

در آیین رونمایی از مجموعه مطالعاتی بازسازی پساجنگ با حضور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و جمعی از پژوهشگران، بر این نکته تأکید شد که بازسازی واقعی، فراتر از ترمیم کالبدی شهرها، در گرو بازسازی اعتماد، احیای روان جمعی و بازنگری در قواعد حکمرانی است. در این نشست، ضمن معرفی این اثر به عنوان ابزاری برای عبور از بحران‌ها، بر لزوم گذار از الگوهای مکانیکی به سوی تجربه‌های بومی و نقش حیاتی دانشگاه در تولید دانش مستقل و آینده‌نگر برای دستیابی به صلح و توسعه پایدار تأکید گردید.

رونمایی از کتاب

به گزارش خبرنگار ایکنا، آیین رونمایی از مجموعه کتاب ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» صبح امروز، سه‌شنبه 10 شهریورماه با حضور وزیر علوم تحقیقات و فناوری در مرکز مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.

سخت‌ترین روز یک کشور، فردای پایان جنگ و آغاز بازسازی است

حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، در این آیین که به همت مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد، با قدردانی از تلاش‌های پژوهشگران، مترجمان و به‌ ویژه لیلا اردبیلی و جبار رحمانی اظهار کرد: این اهتمام، سرعت عمل و نگاه عمیق جامعه‌شناختی به مسئله جنگ و بازسازی، اقدامی بسیار ارزشمند و به‌موقع است.

وی با اشاره به دشواری‌های دوران پسابحران افزود: سخت‌ترین روز یک کشور روزی نیست که جنگ در آن آغاز می‌شود؛ بلکه روزی است که جنگ تمام شده، غبارها فرو نشسته و جامعه باید تصمیم بگیرد چگونه در کنار یکدیگر زندگی کنند، اولویت‌های آبادانی را کجا قرار دهند و اعتمادها و امیدهای فروریخته را چگونه از نو بسازند.

نشست

وزیر علوم با اشاره به اینکه بازسازی در گام نخست بر بستر امنیت شکل می‌گیرد، تصریح کرد: اقتدار نظامی، موشکی و دفاعی سپر بازدارنده کشور است؛ اما برای توسعه و بازسازی نیازمند امنیت همه‌جانبه از جمله امنیت اقتصادی، روانی، اجتماعی و امنیت سرمایه‌گذاری هستیم. این امنیت پایدار منوط به یک «گفت‌وگوی ملی» با حسن نیت و حول منافع ملی است؛ گفت‌وگوی واقعی به معنای دوقطبی‌سازی و تنازع نیست؛ بلکه ابزاری برای شناخت اولویت‌های جامعه و جلوگیری از غلبه فروع بر اصول در اداره کشور است.

سیمایی صراف با تأکید بر اینکه در دوران پساجنگ باید به‌ سرعت زندگی روزمره مردم احیا شود، گفت: در کنار اهمیت توسعه زیرساخت‌های کلان، وظیفه نخست دولت در دوران بازسازی ایجاد قابلیت زیستن از طریق تأمین نیازهای پایه، انرژی، آموزش و سلامت است تا جامعه احساس کند حیات و آرامش طبیعی به شهرها و محله‌ها بازگشته است.

وی عدالت را ضرورتی همیشگی و حیاتی در دوران پسابحران دانست و تصریح کرد: نباید عدالت را با چرخه بی‌پایان انتقام‌جویی یکی دانست؛ نادیده گرفتن رنج‌ها و قربانیان موجب تعمیق حس بی‌عدالتی می‌شود و از سوی دیگر، تمرکز صرف بر انتقام نیز جامعه را در وضعیت تداوم جنگ نگه می‌دارد. هنر سیاست‌گذاری در این مقطع، تبدیل تعادل میان عدالت و گذشت به خشت اول آشتی ملی و بستن پرونده کینه‌ها با سازوکارهای عقلانی و حقوقی است.

وزیر علوم با بیان اینکه احیای پیوندهای اجتماعی به‌مراتب دشوارتر از ساخت بناها و خیابان‌هاست، تصریح کرد: صلح و آرامش پایدار تنها زمانی تحقق می‌یابد که گروه‌های مختلف اجتماعی و جامعه دانشگاهی احساس کنند منافع، سرنوشت و آینده مشترکی برای با هم زیستن دارند؛ بدون تقویت این «ما بودن»، هر بازسازی کالبدی ناپایدار خواهد بود.

سیمایی صراف در تبیین پنجمین درس سیاست‌گذاری، مدل بهینه بازسازی اقتصادی و اجتماعی را هدایت کلان توسط دولت و مشارکت مستقیم و میدانی آحاد مردم دانست و تأکید کرد: نسل جدید باید ساخته‌شدن و سامان‌یافتن جامعه‌ای بهتر و عادلانه‌تر را به چشم ببیند تا از دل رنج‌های ناشی از بحران، امید اجتماعی و اعتماد به آینده کشور بازیابی شود.

محمدتقی کرمی، رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در این نشست، ضمن تشریح عملکرد یک‌ساله مدیریت جدید این مؤسسه، بر تغییر رویکرد و افزایش چابکی مؤسسه تأکید کرد و گفت: تلاش ما در یک سال گذشته این بوده که علاوه بر پیگیری رسالت اصلی مؤسسه در زمینه مطالعات نهاد علم، دانشگاه و مطالعات دانشجویی، به عنوان بازوی مطالعات اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم عمل کنیم.

کرمی با بیان اینکه وزارت علوم در حوادث و رخدادهای اجتماعی نیازمند نهادی برای ارائه بسته‌های تحلیلی و سیاستی در کوتاه‌ترین زمان ممکن است، افزود: در همین راستا، دو میز تخصصی اعتراضات اجتماعی و مطالعات اجتماعی جنگ را تشکیل دادیم تا بتوانیم گزارش‌های تحلیلی و سیاست‌های پیشنهادی را برای وزیر محترم و معاونان ایشان، به‌ویژه جناب آقای دکتر شالچی که حامی پژوهشی این معاونت هستند، ارسال کنیم.

وی از تعریف ۲۵ پژوهش کوچک‌مقیاس در این حوزه و همچنین سفارش یک مجموعه ۱۰ جلدی با موضوع توسعه ادبیات جنگ خبر داد که پیش‌بینی می‌شود تا بهمن‌ماه آماده بهره‌برداری باشد.

نشست

ما در دل ویرانی، برای بازسازی امکانِ زندگی نوشتیم

لیلا اردبیلی، پژوهشگر و محقق اصلی این پروژه، با نگاهی تامل‌برانگیز به مفهوم «پساجنگ»، فراتر از یک گزارش علمی، از فلسفه وجودی این اثر در شرایط بحرانی سخن گفت و با طرح پرسشی بنیادین آغاز کرد: آیا بازسازی به معنای بازگشت به جهان پیش از جنگ است یا اندیشیدن برای ساختن جهانی نو از دل ویرانی‌ها؟

وی با اشاره به شرایط دشوار زمانی که این پروژه آغاز شد، تأکید کرد: این ۱۲ جلد، صرفاً یک پروژه علمی و ترجمه‌ای نیست، بلکه نوعی «اندیشیدن از طریق ترجمه» بوده است. ما در میان اضطراب و بی‌ثباتی نشستیم تا درباره بازسازی فکر کنیم. ترجمه برای ما از انتقال کلمات فراتر رفت و به گفتگویی عمیق با تجربیات جهان تبدیل شد تا بدانیم از دل تجربیات دیگران، چه سوالاتی را می‌توان برای آینده ایران پرسید.

وی تصریح کرد: مخرج مشترک تمامی این ۱۲ جلد این است که بازسازی هرگز با آجر و سیمان اتفاق نمی‌افتد. ساختمان‌ها و خیابان‌ها را می‌توان ترمیم کرد، اما بازسازی اعتماد از دست رفته، ترمیم حافظه جمعی زخمی یک ملت و بازسازی امید یک نسل، چالش اصلی است. وی معتقد است مفهوم پساجنگ در واقع به معنای بازسازی امکان زندگی، امکان اعتماد و امکان مشارکت کردن است.

اردبیلی با بازتعریف نقش دانشگاه در دوران گذار، گفت: دانشگاه نباید فقط درباره آنچه اتفاق افتاده تولید دانش کند، بلکه باید درباره آنچه هنوز اتفاق نیفتاده نیز فکر کند. اگر دانشگاه را قوه عاقله جامعه بدانیم، باید نقش مهم‌تر آن را در تخیل جامعه نیز جدی بگیریم؛ یعنی توانایی تصور کردن جامعه در ۱۰، ۲۰ یا ۱۰۰ سال آینده. این مجموعه با تمرکز بر نقش دانشگاه‌ها و نهادهای علم (به‌ ویژه در خاورمیانه)، بستری برای گفت‌وگوی متخصصان علوم انسانی فراهم آورده است.

نوشتن به مثابه مقاومت و تمرین امید

وی در بخش پایانی با قدردانی از ۲۵ مترجم و پژوهشگر که این پروژه را در شرایطی دشوار (از جمله قطعی اینترنت و محدودیت‌های ارتباطی) پیش بردند، از این فعالیت به‌عنوان یک کنش سیاسی-اجتماعی یاد کرد. گردآوری این مجموعه در دل ویرانی، برای ما نوعی مقاومت بود. ما تجربیات کشورهایی را خواندیم که از دل جنگ گذشته‌اند تا راه و چاه آن‌ها را بیابیم. این کار برای ما یک تمرین امید بود. این مجموعه را در میان ویرانی ساخته شد و شاید خود این ۱۲ جلد، کوچک‌ترین شکل از همان بازسازی باشد؛ اینکه در دل ویرانی، هنوز هم می‌توان به امکان ساختن فکر کرد.

وحید شالچی، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در نشست رونمایی و بررسی مجموعه مطالعات اجتماعی و فرهنگی جنگ که با همت مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دفتر سیاست‌گذاری اجتماعی برگزار شد، با قدردانی از اهتمام جبار رحمانی، اردبیلی و تیم مترجمان و پژوهشگران این مجموعه اظهار کرد: این اقدام بهنگام، نشان‌دهنده واکنش مسئولانه و زنده جامعه علمی و فرزندان ایران به مسائل و رنج‌های مردم در بحران‌هاست.

وی افزود: پدیده‌هایی مانند جنگ برای جامعه دانشگاهی صرفاً یک موضوع انتزاعی پژوهشی نیست؛ بلکه تلاش برای فهم رنج‌های مردم، استخراج درس‌های تاریخی و تبدیل آن‌ها به راهکارهایی برای تسکین جامعه و ترسیم چشم‌انداز آینده است.

بازسازی فراتر از ترمیم کالبدی شهرهاست

معاون وزیر علوم با اشاره به ابعاد روانی، تاریخی و تمدنی پدیده جنگ تصریح کرد: جنگ‌ها فراتر از مرزهای مادی، خاطره جمعی و تصور یک ملت از آینده را تحت فشار قرار می‌دهند. به همین دلیل، بازسازی نیز نباید به بازسازی فیزیکی شهرها محدود شود.

وی با اشاره به درس‌ها و عبرت‌های بازسازی پس از هشت سال دفاع مقدس از جمله در مناطقی مانند آبادان، کرمانشاه و سایر نقاط آسیب‌دیده توضیح داد: بازسازی کالبدی شهرها تنها بخشی از ماجراست؛ آنچه بازسازی کامل را رقم می‌زند، احیای روان جمعی، ترمیم شکاف‌های اجتماعی و بازآفرینی امید به فرداست.

نشست

دانشگاه؛ نهاد میانجی، گفت‌وگو و آینده‌نگری

شالچی با تشریح نقش مأموریت‌محور و اجتماعی دانشگاه در دوران بحران و پسابحران افزود: وظیفه دانشگاه صرفاً توصیف رویدادها نیست؛ دانشگاه نهاد حل مسئله، کانون گفت‌وگوی ملی، نهادی آینده‌نگر و میانجی در سطح جامعه است که می‌تواند به انسجام اجتماعی و بازسازی اعتماد عمومی کمک شایانی کند.

وی اقدام پژوهشگران این مجموعه را گامی اساسی در جهت ایفای مسئولیت اجتماعی دانشگاه دانست و گفت: این کار ارزشمند نشان داد که دانشگاه ایرانی می‌تواند و باید بیندیشد که چگونه پس از بحران، یک بازسازی کامل و پایدار را هدایت و پشتیبانی کند.

بازسازی پس از جنگ باید با اصلاح زمینه‌های منتهی به جنگ همراه باشد

جبار رحمانی یکی از پژوهشگران در مجموعه‌ ۱۲ جلدی، با اشاره به وضعیت انسداد و پیامدهای جنگ، گفت: پایان جنگ باید به فرصتی برای بازسازی تبدیل شود؛ اما این بازسازی زمانی موفق خواهد بود که جامعه بتواند دلایل شکست‌ها، نیروها و نهادهای مؤثر و تجربه‌های موفق تاریخی را به‌درستی بررسی کند.

وی افزود: تجربه‌های درخشان بازسازی در جهان نشان می‌دهد که موفقیت جوامع، عمیقاً متأثر از نهادها، سنت‌ها، شخصیت‌های اثرگذار و پژوهش‌های بنیادینی است که همواره پیشگام تحولات اجتماعی بوده‌اند.

وی در ادامه توضیح داد: نمونه مهم این تجربه‌ها، نقش انسان دانشگاهی است؛ کسی که می‌تواند پرسش‌های بنیادی را مطرح کند و نسبت میان نیروهای داخلی، نیروهای استعماری و نظام جهانی را مورد بررسی قرار دهد. جنگ و بحران، در بسیاری از نقاط خاورمیانه، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ ازاین‌رو باید با نگاهی عمیق‌تر، زمینه‌های شکل‌گیری و تداوم آن را تحلیل کرد.

بازسازی، بازگشت مکانیکی به گذشته نیست

رحمانی با تأکید بر اینکه بازسازی نباید به معنای بازگشت ساده و مکانیکی به گذشته باشد، اظهار کرد: بازسازی واقعی مستلزم اصلاح وضعیت‌هایی است که به جنگ منجر شده‌اند و باید مسیری را فراهم کند که امکان شکل‌گیری تجربه‌های تازه و قابل ارائه در سطح جهانی را به وجود آورد.

وی ادامه داد: برای ایجاد بستری خردمندانه پس از جنگ و جلوگیری از تکرار مسیرهای شکست، باید به این نکته توجه داشت که الگوی جهان‌شمول و ازپیش‌آماده‌ای وجود ندارد. نمی‌توان هر الگویی را بدون توجه به شرایط تاریخی، فرهنگی و اجتماعی یک جامعه به کار گرفت. هر جامعه باید با تکیه بر تجربه‌های خود و با استفاده انتقادی از دستاوردهای دیگران، مسیر مناسب بازسازی را پیدا کند.

این پژوهشگر یکی از مشکلات اساسی در فرآیندهای بازسازی را فقدان برآورد دقیق خسارت‌ها دانست و گفت: ما هنوز برآورد درستی از خسارت‌های اجتماعی، روانی، نهادی و انسانی بحران‌ها نداریم. به همین دلیل، کشور در بسیاری از مقاطع با تصمیم‌هایی مواجه می‌شود که بر پایه شناخت ناقص از واقعیت اجتماعی اتخاذ شده‌اند. بازسازی تنها به معنای ساختن بناها و زیرساخت‌های فیزیکی نیست؛ بلکه باید سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، سلامت روان، نهادهای مدنی و ظرفیت‌های انسانی نیز بازسازی شوند.

رحمانی فرآیند بازسازی پایدار را مستلزم تحقق چهار رکن بنیادین دانستو گفت: در گام نخست، بازبینی ساختاری در قواعد حکمرانی و طراحی برنامه‌های اجتماعی معتبر و اعتمادبخش ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است و هم‌زمان باید بازسازی سرمایه انسانی و توسعه ظرفیت‌های فناورانه و دانشگاهی در کانون این برنامه‌ها قرار گیرد. از سوی دیگر، تحقق بازسازی بدون تحکیم صلح، بازتولید اعتماد عمومی و تقویت همبستگی اجتماعی ناممکن خواهد بود؛ چرا که ریشه بسیاری از اعتراضات و تنش‌ها در آسیب‌های اجتماعی و روان‌شناختی انباشته‌شده نهفته است.

وی تأکید کرد: در نهایت، پیشبرد این مسیر نیازمند تقویت نهادهای تولیدکننده دانش و سیاست‌گذاری عمومی است تا جامعه بتواند با آزمودن علمی ادعاهای قدرت، تولید بدیل‌های سیاستی و تربیت نیروهای متخصص، دانش نظری را به ظرفیت‌های کارآمد اجرایی تبدیل کند.

دانشگاه؛ مسئله‌ای فراتر از بازگشایی ساختمان‌ها

رحمانی دانشگاه را یکی از مهم‌ترین نهادهای دوران بازسازی دانست و گفت: چالش دانشگاه فقط بازگشایی فیزیکی آن نیست. جنگ باید به بازبینی جدی در قواعد حکمرانی دانشگاه و مأموریت‌های اجتماعی آن منجر شود. در مرحله نخست باید پرسید خود دانشگاه و نظام دانشگاهی چگونه بازسازی می‌شوند و در مرحله دوم، این ظرفیت بازسازی‌شده چگونه می‌تواند در خدمت احیای کل جامعه قرار گیرد.

این پژوهشگر توضیح داد: دانشگاه ضعیف و وابسته، هم توان تولید دانش مستقل و سیاست‌های بدیل را از دست می‌دهد و هم ممکن است به نهادی منزوی تبدیل شود. بنابراین حفظ استقلال دانشگاه، آزادی علمی، امنیت اعضای جامعه علمی و دسترسی آزاد به منابع و اطلاعات، از الزامات اصلی بازسازی است.

وی در پایان تأکید کرد: دانشگاه باید نهادی زنده، مستقل و مسئول باشد؛ نهادی که بتواند پرسش‌های بنیادی جامعه را مطرح کند، تجربه‌های شکست‌خورده را به‌طور انتقادی بررسی کند و دانش را به راه‌حل‌هایی برای صلح، توسعه و بازسازی اجتماعی تبدیل سازد.

در پایان این نشست از این دوره ۱۲ جلدی با حضور وزیر علوم و اصابت رسانه رونمایی شد.

نشست

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha