کد خبر: 4373214
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۷

«صغری رئیس»؛ راوی رنج،‌ امید و استقلال یک زن ایرانی

کارگردان مستند «صغری رئیس» با اشاره به روایت زندگی زنی که بیش از هشت دهه با رنج‌ها و دشواری‌های زندگی دست‌وپنجه نرم کرده است، گفت: «صغری رئیس» برای من داستان رنج و امید است؛ زنی که با وجود همه سختی‌ها تلاش کرده استقلال خود را حفظ کند و همچنان امیدوارانه به زندگی ادامه دهد.

فیلم کوتاه

در مستندهای شخصیت‌محور، زندگی یک انسان می‌تواند بهانه‌ای برای روایت مفاهیمی فراتر از یک سرگذشت شخصی باشد. «صغری رئیس» نیز از همین جنس است؛ روایتی از زندگی زنی سالخورده که در مواجهه با تنهایی، سختی‌های زندگی و مسئولیت‌هایی که سال‌ها بر دوش کشیده، همچنان بر استقلال و شیوه زیست خود پافشاری می‌کند.

این مستند در کنار روایت زندگی «صغری رئیس» به مفاهیمی همچون امید، معنویت، فداکاری، هویت زن ایرانی و مواجهه انسان با سالمندی و تنهایی می‌پردازد. فیلم‌ساز در یک فرایند نزدیک به دو سال، با این شخصیت همراه شده و تلاش کرده است به لایه‌هایی از زندگی او دست پیدا کند که در نگاه نخست و قضاوت‌های اولیه اطرافیان دیده نمی‌شود.

«صغری رئیس» در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی نیز مورد توجه قرار گرفته و واکنش مخاطبان به شخصیت اصلی فیلم، یکی از نکات قابل توجه درباره این اثر است. ایکنا پیرامون این موضوع با صادق کاظمی، کارگردان مستند «صغری رئیس»، گفت‌وگو کرده است که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا - «صغری رئیس» در ظاهر روایت زندگی یک زن روستایی است، اما در لایه‌های زیرین با مفاهیمی مانند استقلال، مقاومت و حفظ هویت روبه‌رو می‌شویم. خودتان فیلم را بیش از هر چیز درباره چه مفهومی می‌دانید؟

اگر بخواهم یک مسئله مرکزی برای فیلم «صغری رئیس» تعریف کنم، به نظرم این فیلم داستان رنج و امید است. با پیرزنی مواجهیم که در صد و چند سالگی، پس از حدود هشتاد سال زندگی، همسرش را از دست داده و شش فرزندش را به‌تنهایی و با وجود همه نداری‌ها و سختی‌ها بزرگ کرده است. او با وجود تمام رنج‌ها و کمبودهایی که داشته، تلاش کرده استقلال خود را به‌عنوان یک زن ایرانی حفظ کند و با تکیه بر باورهای مذهبی و معنوی و در عین حال با استقلال و اعتمادبه‌نفسی که داشته، مسیر زندگی‌ خود را ادامه دهد.

در این میان، چوب‌هایی که «صغری رئیس» سال‌ها جمع کرده، برای من وجهی نمادین پیدا می‌کنند. این چوب‌ها هسته مرکزی داستان فیلم هستند و به نوعی نمادی از رنج، امید، استقلال و تلاش او به شمار می‌روند. نکته جالب این است که «صغری رئیس» از زمانی جمع‌آوری این چوب‌ها را آغاز کرده که به سنین بالای سالمندی رسیده بود؛ سنی که معمولاً بسیاری از افراد در آن ترجیح می‌دهند خانه‌نشین شوند و دیگران از آنها مراقبت کنند. اما «صغری رئیس» درست در همین نقطه، مسیر تازه‌ای را در زندگی خود آغاز کرده و با وجود خطرها و تهدیدهایی که این چوب‌ها برای خودش و اهالی روستا ایجاد می‌کنند، همچنان به جمع‌آوری آنها ادامه می‌دهد. فیلم تلاش می‌کند به انگیزه و راز اصلی این کار بپردازد.

ایکنا - در فیلم به باورهای مذهبی «صغری رئیس» توجه ویژه‌ای شده است. این باورها چه نقشی در استقلال و استواری او دارند؟

«صغری رئیس» هم یک شخصیت مدرن است و هم یک شخصیت معنوی و سنتی. او نقطه تلاقی یک مادربزرگ ایرانی سنتی با بخشی از ویژگی‌هایی است که امروز آنها را مدرن می‌دانیم. نماز او با وجود تمام مشکلات جسمی و سختی‌های زندگی ترک نمی‌شود. در اوج دشواری‌ها «یا علی» گفتن از زبانش نمی‌افتد و همچنان اهل نذر و راز و نیاز و ارتباط با خداست. حتی در موقعیتی که اهالی روستا تلاش می‌کنند چوب‌هایش را برای پخت آش امام حسین (ع) از او بگیرند، این باور مذهبی را در رفتار او می‌بینیم.

اهالی روستا به دلیل خطر آتش‌سوزی و مشکلاتی که وجود چوب‌ها برای امنیت محل ایجاد کرده، تلاش می‌کنند از مسیر باورهای مذهبی وارد شوند و به «صغری رئیس» بگویند که این چوب‌ها را برای آش نذری امام حسین(ع) می‌خواهند. اما او آنها را نمی‌دهد و بهانه می‌آورد که برای امام حسین(ع) چوب‌های بزرگ لازم است و چوب‌های او ریز هستند. البته حرفش هم تا حدی درست است، اما همه می‌دانند که او بهانه می‌آورد و دلیل اصلی‌اش در فیلم روشن می‌شود. با این حال، همین «صغری رئیس» بعد از آن ماجرا در خانه برای امام حسین(ع) گریه می‌کند و ارادتش را نشان می‌دهد.

ارسالی / «صغری رئیس» روایت رنج، امید و استقلال یک زن ایرانی است

همین معنویت یکی از عواملی است که به او کمک می‌کند تنهایی و دشواری‌های زندگی را تحمل کند. او با وجود داشتن فرزندان و نزدیک به پنجاه نوه و نتیجه، در سالمندی تنها زندگی می‌کند و دوری فرزندان، که بخشی از آن نتیجه سبک زندگی مدرن است، برایش دشوار است. با این حال، ارتباط او با خدا و معنویتی که در زندگی دارد، به او توان ادامه دادن می‌دهد. از طرف دیگر، بخش دیگری از شخصیت او را می‌توان در تصمیمی دید که در جوانی گرفته است. زمانی که همسرش فوت می‌کند، «صغری رئیس» هنوز جوان بوده و شش فرزند داشته و طبیعتاً امکان ازدواج مجدد برایش وجود داشته است؛ اما او همه پیشنهادها را رد می‌کند، نه به دلیل افکار فمینیستی یا تعریفی مدرن از استقلال، بلکه به این دلیل که نگران بوده فرزندانش زیر دست ناپدری بزرگ شوند و از نظر روحی آسیب ببینند. او این فداکاری را انجام می‌دهد تا فرزندانش در فضای سالمی بزرگ شوند و خودش با تلاش بیشتر بتواند آنها را آبرومندانه تربیت کند. به همین دلیل، برای من «صغری رئیس» محل پیوند سنت، معنویت، استقلال و نوعی نگاه انسانی به زندگی است.

ایکنا - در ابتدای فیلم، مردم روستا قضاوت‌هایی درباره «صغری رئیس» دارند و مخاطب هم ابتدا با همان نگاه او را می‌بیند. آیا می‌خواستید از این مسیر، مسئله قضاوت اجتماعی را به چالش بکشید؟

هدف اولیه ما ساخت فیلمی درباره قضاوت نبود. مستندساز وارد دل واقعیت می‌شود و براساس شخصیتی که پیدا کرده و هسته مرکزی درامی که در آن پروژه می‌بیند، فیلم را شکل می‌دهد. در ابتدا دقیقا مانند مردم روستا درباره «صغری رئیس» قضاوت می‌کردم. «صغری رئیس» در فیلم قبلی من یکی از شخصیت‌های فرعی بود و با وجود اینکه حضورش در آن فیلم خیلی پررنگ نبود، واکنش مخاطبان به او برایم جالب شد. همین موضوع باعث شد درباره شخصیتی که سال‌ها او را در روستا می‌شناختم، تحقیق بیشتری کنم. در آن مرحله، من هم از دور تصور می‌کردم با پیرزنی مواجهیم که احتمالاً لجباز است و به دلیل حرص و طمع، این همه چوب جمع کرده و برای روستا دردسر ایجاد کرده است.

اما در روند ساخت فیلم، خود ما نیز از این قضاوت اولیه عبور کردیم و به لایه‌های عمیق‌تری از شخصیت او رسیدیم. حدود دو سال رفت‌وآمد، گفت‌وگو و همراهی با «صغری رئیس» باعث شد بتوانم گوش شنوایی برای دردها و رنج‌هایش باشم. تلاش کردیم همین مسیر را در فیلم نیز بازسازی کنیم. فیلم در ابتدا قضاوت‌های اجتماعی و برداشت‌های سطحی مردم روستا را نشان می‌دهد و بعد، بدون اینکه الزاما همه چیز را با دیالوگ توضیح دهد، مخاطب را به این سمت می‌برد که متوجه شود دلیل جمع‌آوری چوب‌ها چیزی عمیق‌تر از مسائل مادی و شخصی است. در واقع، از قضاوت اولیه اجتماعی به‌عنوان دریچه ورود به فیلم استفاده کردیم تا در ادامه خود فیلم همان قضاوت را به چالش بکشد و مخاطب را به دیدن انسان از زاویه‌ای متفاوت دعوت کند.

ایکنا - نزدیک به دو سال با «صغری رئیس» در ارتباط بودید. این زمان طولانی چه تأثیری بر روند فیلم‌برداری و ثبت موقعیت‌های مختلف داشت؟

این زمان طولانی از دو جهت اهمیت داشت؛ یکی از نظر فنی و فرمی و دیگری از نظر محتوایی و ارتباط با سوژه. از نظر فنی، معمولاً مستندهای کوتاه بودجه زیادی ندارند و فیلم‌سازان، به‌خصوص در کارهای ابتدایی، تلاش می‌کنند پروژه را با هزینه کمتر و در مدت کوتاه‌تر به نتیجه برسانند. اما من چنین نگاهی نداشتم و ترجیح دادم زمان کافی برای ثبت زندگی «صغری رئیس» داشته باشم. نتیجه این شد که فیلم از نظر بصری فصل‌های مختلف سال را در خود دارد؛ زمستان، بهار و تابستان را می‌بینیم و مناسبت‌های مذهبی مختلف نیز در فیلم ثبت شده‌اند. حتی دو دوره تاسوعا و عاشورا را داریم که هر کدام به بخشی از زندگی و موقعیت «صغری رئیس» مربوط می‌شوند.

ارسالی / «صغری رئیس» روایت رنج، امید و استقلال یک زن ایرانی است

از نظر محتوایی، مهم‌ترین مسئله اعتماد سوژه است. در مستندهای شخصیت‌محور و به‌خصوص مستندهایی که ساختار دراماتیک دارند، اگر فیلم‌ساز نتواند در یک فرایند طولانی اعتماد شخصیت را جلب کند، بخش مهمی از واقعیت از دست می‌رود. این دو سال رفت‌وآمد و ارتباط مستمر باعث شد صمیمیتی میان من و «صغری رئیس» شکل بگیرد که فیلم را بسیار نجات داد. بسیاری از موقعیت‌های عاطفی، لحظه‌های گریه و لبخند و اتفاق‌های غیرمنتظره‌ای که در فیلم می‌بینیم، نتیجه همین ارتباط طولانی‌مدت است. شاید بتوان چنین فیلمی را در مدت یک هفته هم فیلم‌برداری کرد، اما طبیعتا امکان ثبت این طیف از موقعیت‌ها و رسیدن به این سطح از اعتماد وجود نداشت.

ایکنا - رابطه شما با «صغری رئیس» به‌تدریج از رابطه فیلم‌ساز و سوژه به رابطه‌ای شبیه نوه و مادربزرگ تبدیل شد. این نزدیکی عاطفی چه تأثیری بر شیوه فیلم‌سازی شما گذاشت؟

پیش از پاسخ به این بخش، دوست دارم به انگیزه اصلی‌ام برای ساخت فیلم اشاره کنم. یکی از دلایلی که از همان ابتدا مرا به سمت این پروژه برد، این بود که احساس می‌کردم جامعه ما به نقطه‌ای رسیده که داشتن مادربزرگ‌های مهربان، صمیمی، مقتدر و ایرانی مانند «صغری رئیس» ممکن است برای نسل آینده به یک آرزو تبدیل شود. این موضوع فقط یک مسئله شخصی یا خانوادگی نیست و به مسائل جامعه‌شناختی، تمدنی و روان‌شناختی مربوط می‌شود. ذات زندگی مدرن، مناسبات جدید، سبک زندگی و حتی تعریفی که از نقش زن در جامعه شکل گرفته، لزوماً به بازتولید شخصیت‌هایی شبیه «صغری رئیس» منجر نمی‌شود. او کسی است که حاضر شده بخش بزرگی از زندگی خودش را فدای تربیت شش فرزند کند و برای حفظ زندگی و آینده آنها از ازدواج مجدد و بسیاری از خواسته‌های شخصی خود بگذرد.

برای من مهم بود که فیلم بتواند محل گفت‌وگویی درباره این تغییر باشد؛ اینکه آیا با مسیری که جامعه در تعریف هویت زن، سبک زندگی و نقش خانواده طی می‌کند، هنوز می‌توانیم به زنانی مانند «صغری رئیس» برسیم یا نه. یکی از وظایف مستندساز این است که چنین تلنگری ایجاد کند و نشان دهد این مادربزرگ‌ها صرفاً شخصیت‌هایی بامزه یا جذاب برای یک موقعیت دراماتیک نیستند، بلکه بخشی از میراث فرهنگی و تمدنی ما هستند.

در مورد رابطه شخصی من با «صغری رئیس» هم باید بگویم که اگر علایق، هیجانات و تجربه‌های شخصی فیلم‌ساز به‌صورت ناخودآگاه وارد تکنیک و فرم فیلم نشود، اثر ممکن است صرفا یک فیلم تکنیکی باشد؛ فیلمی که ساختار و زرق‌وبرق دارد، اما روح ندارد. علاقه‌ای که من به شخصیت «صغری رئیس» پیدا کردم، کاملا واقعی بود و به‌تدریج خودم نیز در شخصیت او درگیر شدم. بسیاری از مخاطبان پس از نمایش فیلم، حتی کسانی که نگاه مذهبی نداشتند، گفتند «صغری رئیس» را نماد یک زن قوی و الهام‌بخش ایرانی می‌دانند. برای من همین اتفاق بسیار ارزشمند است؛ اینکه توانسته باشم یک مادربزرگ ایرانی را به شکلی نشان دهم که مخاطب با او ارتباط برقرار کند و زندگی، عزت، امید و تلاش او را ببیند. فکر می‌کنم بخشی از این تأثیر نتیجه همان ارتباط واقعی و عاطفی میان من و «صغری رئیس» است.

ایکنا - واکنش مخاطبان خارجی به «صغری رئیس» چه تفاوتی با واکنش مخاطبان ایرانی داشت؟

واقعیت این است که خود انتخاب فیلم «صغری رئیس» در جشنواره‌های خارجی برای من تا حدی غافل‌گیرکننده بود. البته از نظر فنی و فرمی، با توجه به گروهی که در ساخت فیلم حضور داشتند، مطمئن بودم فیلم ظرفیت حضور در جشنواره‌ها را دارد. در بخش‌های مختلف فیلم، از موسیقی و تدوین گرفته تا صداگذاری، اصلاح رنگ و فیلم‌برداری، از عوامل حرفه‌ای و درجه‌یک سینمای مستند و حتی سینمای داستانی استفاده کرده بودیم. بنابراین از نظر کیفیت فنی، معتقد بودم فیلم شایستگی دیده‌شدن در جشنواره‌های خارجی را دارد.

ارسالی / «صغری رئیس» روایت رنج، امید و استقلال یک زن ایرانی است

آنچه برای من جالب بود، موضوع فیلم و نحوه مواجهه مخاطب خارجی با آن بود. بسیاری از جشنواره‌های خارجی تصویری خاص از ایران دارند و معمولا به برخی مسائل اجتماعی یا سیاسی که با چارچوب‌های فکری رایج در آن جشنواره‌ها هم‌خوانی بیشتری دارد، توجه ویژه نشان می‌دهند. اما به نظرم دلیل پذیرش «صغری رئیس» این بود که فیلم درباره یک مسئله انسانی صحبت می‌کند و انسان، زبان مشترک جهانی است. ممکن است مخاطبی نه مذهب «صغری رئیس» را داشته باشد، نه پایگاه فکری و اجتماعی او را و نه حتی سبک زندگی‌اش را، اما وقتی با انسانی مواجه می‌شود که تنهایی، پیری، امید، ترس و تلاش برای ادامه زندگی را تجربه می‌کند، می‌تواند با او ارتباط برقرار کند.

برای مخاطب خارجی شاید جالب باشد که ببیند یک انسان ایرانی نیز با مسائلی مانند تنهایی و ناامیدی مواجه می‌شود، اما نوع مواجهه او با این مسائل می‌تواند متفاوت باشد. «صغری رئیس» با تنهایی، سالمندی، معنویت و امید به شکل فعالانه‌ای روبه‌رو می‌شود و تسلیم شرایط نمی‌شود. این تجربه‌ها محدود به یک فرهنگ نیستند و همه انسان‌ها در مقاطعی از زندگی با آنها مواجه می‌شوند. به نظرم همین اشتراک انسانی و نحوه مواجهه امیدوارانه و حتی قهرمانانه «صغری رئیس» با مشکلات، دلیل اصلی ارتباط مخاطب خارجی با فیلم بوده است.

ایکنا - بعد از تجربه ساخت «صغری رئیس»، همچنان به ساخت مستندهای شخصیت‌محور علاقه دارید یا می‌خواهید در آثار بعدی سراغ موضوعات و فرم‌های متفاوت بروید؟

حقیقت ماجرا این است که علاقه من به مستندهای شخصیت‌محور بسیار زیاد است. ویژگی مهم این نوع مستندها این است که ما را با یک قهرمان همراه می‌کنند. همه انسان‌ها به نوعی به دنبال الگوهای قهرمان هستند؛ حتی گاهی ضدقهرمان‌ها نیز می‌توانند برای ما جذاب باشند. وقتی چنین شخصیت‌هایی را می‌بینیم، بخشی از مسائل زندگی خودمان را به شکل ناخودآگاه با آنها در میان می‌گذاریم و از تجربه آنها برای فهم بهتر خودمان استفاده می‌کنیم. به همین دلیل، علاقه من به فیلم‌سازی شخصیت‌محور و فیلم‌هایی که یک شخصیت مرکزی دارند، بسیار زیاد است.

این به معنای آن نیست که هیچ‌وقت سراغ فیلم موضوع‌محور نمی‌روم. ممکن است موضوعی پیدا شود که آن‌قدر مرا جذب کند که بخواهم درباره آن مستند بسازم، اما در مجموع اولویت من قصه آدم‌هاست. حتی اگر بخواهیم درباره یک موضوع اجتماعی، سیاسی یا انسانی فیلم بسازیم، در نهایت این موضوع به زندگی و قصه یک انسان گره می‌خورد. به نظرم فیلم‌ساز به جای اینکه موضوع را به شکل مستقیم و عریان برای مخاطب توضیح دهد، می‌تواند آن را در بطن و زیرمتن یک قصه انسانی روایت کند. پروژه‌هایی که در حال حاضر روی آنها کار می‌کنم نیز بیشتر حول آدم‌ها و قصه‌های مشترک آنها شکل گرفته‌اند و فکر می‌کنم این مسیر همچنان راهبرد اصلی من در فیلم‌سازی خواهد بود.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha