به گزارش ایکنا، نشست علمی با موضوع «سبک رهبری، پیروی و روحیهبخشی» 10شهریورماه و در قالب سلسلهنشستهای «کرسی حکمی» (با هدف رصد، شناخت، تحلیل، نقد و تولید نظریههای سازمان، مدیریت، حکمرانی، رهبری و فرماندهی در عرصه اندیشه و عمل) برگزار شد.
حسین ظریفمنش، استاد دانشگاه جامع امام حسین(ع)، در سخنانی به تبیین تفاوتهای ساختاری میان ارتشهای جهان و نظام فرماندهی در دفاع مقدس پرداخت.
وی اظهار کرد: در ارتشهای دنیا، سلسلهمراتب دستوردهی و ارزشهایی چون ملیگرایی و وطندوستی حاکم است؛ اما در دوران دفاع مقدس، از سطح رهبری حضرت امام(ره) تا فرماندهان لشکر، گردان و گروهان، «مدیریت اقناعی» جاری بود. امام(ره) در مقام زاهد و ایثارگر، تعاملاتی بر پایه ولایت مؤمنانه داشتند و فرماندهان نیز برخلاف رویه متداول جهانی، با نیت خالص و شوق، خود را خادم نیروهای خود میدیدند.
ظریفمنش با اشاره به این نکته که در ارتشهای دنیا حضور فرمانده در خط مقدم معمول نیست، تصریح کرد: فرماندهان دفاع مقدس همواره پیشروترین افراد بودند. وی در این راستا، نمونهای از ایثار شهید مهدی باکری را ذکر کرد؛ اینکه ایشان در آشپزخانه مانند یک سرباز ساده و ناشناخته فعالیت میکرد و حتی در زمان بازگشت پیکر شهید حمید باکری، تأکید داشتند که پیکر ایشان تنها پس از بازگشت سایر شهدا منتقل شود. شهید باکری در پاسخ به سردار کاظمی، بازگشت خود به عقب را مشروط به بازگشت تمامی نیروهای گروهانش دانستند.
وی در ادامه تصریح کرد: این الگوی فرماندهی باعث شد رزمندگان، فرماندهان خود را «شاخص مکتب» قرار داده و حضور در خط مقدم را تکلیفی قلبی بدانند. همچنین با یادآوری عملیات کربلای ۱، اشاره کرد که با وجود برتری عددی دشمن (نسبت یک به سه)، اشاره انگشت امام(ره) با پرسش «مهران چه شد؟» منجر به پیروزی رزمندگان شد و تأکید کرد که این سبک منحصربهفرد از رهبری، همواره میتواند به عنوان یک «قدرت ملی» مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
تفاوت الگو و سبک
در ادامه این نشست، مجتبی اسکندری، دانشیار گروه مدیریت دانشگاه جامع امام حسین(ع)، به تحلیل تفاوتهای مفهومی میان «سبک» و «الگو» پرداخت. وی گفت: سبک، در واقع رفتار عملی است که با مفهوم «الگو» تفاوت دارد و یک الگوی واحد میتواند چندین سبک مختلف را در خود جای دهد.
اسکندری در تحلیل مبانی نظری، تأکید کرد که هر نظریه باید متکی بر یک پارادایم فکری باشد. وی به شرح پارادایمهای رایج پرداخت:
۱. اثباتگرایی: پارادایم رایج کنونی.
۲. تفسیرگرایی: رویکردی که بر اساس معنایی است که افراد به پدیدهها میدهند.
۳. ساختگرایی: رویکردی که بر اساس ساختههای ذهنی و تجربی افراد است.
وی در ادامه تصریح کرد: پارادایم مورد بحث در این نشست، «پارادایم اسلامی» است؛ پارادایمی که از طریق تعامل میان سنت، وحی، عقل، تجربه زیسته و نظرات صاحبنظران شکل میگیرد و برای اعتبار یافتن، باید موفقیت خود را در مقام عمل به اثبات برساند. همچنین ایشان بر ضرورت مستندسازی نظریهها و گذراندن آزمونهای عملی تأکید کردند.
اسکندری در ادامه سخنان خود، با تعریف رهبری بهعنوان «پیشوایی و توانایی هدایت به گونهای که افراد با میل و رغبت از دستورات اطاعت کنند»، به بررسی قدیمیترین نظریات رهبری پرداخت. در نظریات اولیه، بر «صفات و خصوصیات» (مانند هوش، بینش، ابتکار و پشتکار) تأکید میشد. همچنین با ذکر نمونهای از نظریه «جاج» که بر صفت «برونگرایی» در رهبری متمرکز است، اشاره کرد این رویکرد مورد نقد قرار گرفته است؛ چرا که رفتارهایی نظیر توجه به کارکنان، حمایت و مشارکت نیز باید در کنار صفات فردی مورد توجه قرار گیرند.
چند سبک رهبری
اسکندری در ادامه سخنان خود به بررسی سبکهای مختلف رهبری پرداخت و اشاره کرد: سبکهایی نظیر «استبدادی»، «خیرخواهانه»، «مشورتی» و «مشارکتی» توسط اندیشمندان مطرح شده است که در این میان، سبک «مشارکتی» بهعنوان برترین روش شناخته میشود.
وی در تبیین سایر نظریات رهبری، موارد زیر را مورد تحلیل قرار دادند:
۱. نظریه مسیر-هدف: بر این باور است که وظیفه رهبر، روشن ساختن مسیر، رفع موانع و ایجاد فرصت برای پیروان است.
۲. نظریه تصمیمگیری: بر میزان و حدود مشارکت دادن مردم در موقعیتهای مشخص تمرکز دارد.
۳. نظریات نوین: بر مفاهیمی همچون «رهبری تبادلی» و «رهبری تحولی» تأکید میکنند.
۴. نظریه متعالی: بر عبور از پاداشهای مادی و دستیابی به انگیزههای والاتر نظیر خدمت، همکاری و مسئولیتپذیری تأکید دارد.
۵. نظریه رهبری اصیل: این نظریه را همسو با محتوای آیات و روایات دانستند که در آن، تطابق کامل میان گفتار و کردار رهبر اساس است (با استناد به عبارت «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ»).
اسکندری تصریح کرد: مفاهیم «رهبری اخلاقی» (که در آن رهبر استانداردهای اخلاقی را از طریق رفتار شخصی به نمایش میگذارد)، «رهبری اصیل» و «رهبری متعالی»، همگی با الگوی رهبری در دوران دفاع مقدس سازگاری دارند.
وی به «رهبری متواضع» اشاره کرد و آن را بسیار نزدیک به روحیه فرماندهان دفاع مقدس دانست؛ فرماندهانی که با پذیرش اشتباهات خود، قدردانی از تلاش دیگران و ایجاد محدودیتهای شخصی در بهرهمندی از امکانات و تغذیه (به گونهای که کمتر یا برابر با نیروهایشان باشد)، الگوی تواضع و فروتنی را در عمل جاری کردند.
رهبری روحیهبخش
اسکندری در ادامه سخنان خود به بررسی جدیدترین مباحث حوزه رهبری پرداخت. وی «رهبری دیجیتال» را بهعنوان رویکردی جدید معرفی کرد که در آن، توانایی رهبر در برقراری ارتباطات مستمر و دیجیتال با پیروان مورد تأکید است. همچنین به «رهبری الهامبخش» اشاره کرد که محوریت آن، ترسیم و بیان آیندهای مطلوب برای پیروان است.
وی در تحلیل «نظریه رهبری روحیهبخش»، تصریح کرد: در این مدل، انگیزش از نوع «معنوی» است و همین مؤلفه معنوی است که باعث ارتقای سطح روحیه رزمندگان میگردد.
اسکندری ابعاد رهبری روحیهبخش را شامل موارد زیر دانست:
- تدبیر و تربیت
- خدمتگزاری و پیشگامی
- انگیزش مبتنی بر قرب الهی و لقاءالله
- سلحشوری، شادابی، شهادتطلبی، مقاومت و اطمینان قلبی.
اسکندری در جمعبندی نهایی، تأکید کرد مدلهای «رهبری مسیر-هدف»، «رهبری تحولآفرین» و «رهبری متعالی» تقارب زیادی با مدیریت و رهبری در دوران دفاع مقدس دارند. از نظر وی، وجه مشترک و حیاتی این مدلها در بستر دفاع مقدس، بهرهگیری از «انگیزش معنوی» بهعنوان ابزاری بنیادین برای بالابردن روحیه و توانمندی رزمندگان است.
انتهای پیام