معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در مراسم افتتاح بیستوهفتمین کنگره رویان، تصریح کرد: برنامههای آموزشی و فرهنگی نباید فقط بر روی تفکر و توسعه زنان تمرکز کنند. مردان و پدران باید پا به پای مادران برای تولد فرزند، شیوه مواجهه و تربیت نسل جدید، یا همان متولدین نسل بتا آماده باشند.
به گزارش خبرنگار ایکنا، زهرا بهروزآذر، معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده، عصر امروز 10 شهریورماه در مراسم افتتاح و اهدای جوایز بیستوهفتمین کنگره بینالمللی تولید مثل، بیستودومین کنگره علمی سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی و سمپوزیوم پرستاری و مامایی رویان با موضوع «سلامت باروری و آینده خانواده ایرانی؛ از سیاستگذاری تا علم و فناوری» به سخنرانی پرداخت که متن سخنان بهروزآذر در ادامه میآید:
عنوان سخن من «سلامت باروری و آینده خانواده ایرانی؛ از سیاستگذاری تا علم و فناوری» است؛ موضوعی که اگرچه در ظاهر یک موضوع پزشکی است، اما در حقیقت در نقطه تلاقی سلامت خانواده، زنان، جوانان، جمعیت و آینده ایران قرار دارد.
اما پیش از آنکه درباره سلامت باروری و سیاستهای مرتبط با خانواده سخن بگوییم، میخواهم از یک واقعیت بزرگتر آغاز کنم. ما در دورهای زندگی میکنیم که خانواده در سراسر جهان یکی از عمیقترین دورههای تحول خود را تجربه میکند. مطالعات و گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که خانواده امروز با مجموعهای از ابرچالشها بهصورت همزمان مواجه است؛ چالشهایی که تقریباً همه کشورهای جهان با شدت و شکلهای متفاوتی با یک یا چند مورد از آنها روبهرو هستند.
چهار ابرچالش عبارتند از تحولات جمعیتی، گسترش شهرنشینی و مهاجرت، شتاب تحولات فناوری و تغییرات اقلیمی. این چهار ابرچالش، بیش از ۱۳۰ کشور را امروز درگیر کردهاند و یکی از تهدیدهای جدی در حوزه خانواده هستند که در سال 1403 در اجلاس قطر که بهصورت مشترک با سازمان ملل برگزار شده بود، بهصورت بسیار عمیق مورد واکاوی قرار گرفت.
این چهار ابرچالش، آرام و تدریجی اما عمیق، شیوه زندگی انسان، روابط اجتماعی، تصمیمهای افراد درباره ازدواج، فرزندآوری، نقشهای خانوادگی و آینده نسلهای بعد را دگرگون میکنند.
تحولات جمعیتی، ساختار سنی جوامع، رابطه میان نسلها و الگوهای تشکیل خانواده را تغییر داده و گسترش شهرنشینی، سبک زندگی، شبکههای حمایتی و تجربه زیسته خانوادهها را دگرگون کرده است. فناوری، شیوه ارتباط، یادگیری و بسیاری از ابعاد زندگی فردی و خانواده را متحول کرده و تغییرات اقلیمی، با اثرگذاری بر سلامت، اقتصاد، امنیت غذایی و شرایط زندگی، به یکی از عوامل مهم اثرگذار بر آینده جوامع تبدیل شده است.
در میان همه این تحولات، خانواده در نقطه تلاقی این چهار نیروی بزرگ قرار دارد؛ هم از این تغییرات تأثیر میپذیرد و هم با انتخابها، ارزشها و سبک زندگی خود بر آینده جامعه اثر میگذارد.
به همین دلیل، سخن گفتن از آینده خانواده فقط سخن گفتن از یک نهاد اجتماعی نیست، بلکه سخن گفتن از آینده جامعه، کیفیت زندگی انسانها و چگونگی انتقال امید و فرصت به نسلهای آینده است.
خانواده، نقطه آغاز سیاست جمعیتی است. وقتی درباره جمعیت صحبت میکنیم، نباید اجازه دهیم اعداد و شاخصها، انسان و خانواده را پشت سر خود پنهان کنند. پشت هر تولد، یک خانواده قرار دارد و پشت هر تصمیمی برای فرزندآوری، امیدها، نگرانیها و شرایط زندگی یک زن و یک مرد قرار دارد.
بنابراین، فرزندآوری بیش از آنکه یک شاخص جمعیتی باشد، یک تصمیم انسانی و خانوادگی است. اگر میخواهیم درباره آینده جمعیتی ایران مؤثر باشیم و کمک کنیم تا از این چاله جمعیتی خارج شویم و به چاه جمعیتی وارد نشویم، باید از خود بپرسیم چه شرایطی باید فراهم کنیم تا خانواده ایرانی با احساس امنیت، امید و حمایت بتواند درباره فرزندآوری تصمیم بگیرد.
فرزندآوری دیگر یک تصمیم یکطرفه یا صرفاً مبتنی بر نگاههای سنتی دیروز نیست. امروز زن و مرد با هم و دوشادوش یکدیگر درباره یک خانواده تصمیم میگیرند و باید با هم تصمیم بگیرند. بنابراین، برنامههای آموزشی و فرهنگی نباید فقط برروی تفکر و توسعه زنان تمرکز کنند. مردان و پدران باید پا به پای مادران برای تولد فرزند، شیوه مواجهه و تربیت نسل جدید، یا همان متولدین نسل بتا آماده باشند.
از سوی دیگر، با پدیده سالمندی جمعیت مواجه هستیم؛ پدیدهای که باعث شده حضور کودک در مجالس خانوادگی و اجتماعی کمرنگ شود و جامعه، ویژگیها و رفتارهای طبیعی کودک را فراموش کند. امروز، تا صدای گریه یا بیقراری یا بهانهگیری یک کودک در جمعی که اکثر افراد آن جمعیت بالای ۴۰ سال دارند بلند میشود، حوصله افراد سر میرود. ما باید بهصورت جدی برروی پذیرش کودک و ارتقای تابآوری خانوادهها و جامعه برای این پذیرش کار کنیم.
نکته مهم دیگری که در این حوزه وجود دارد، این است که متأسفانه همه ما دائماً از سختیها و چالشهای فرزندآوری صحبت میکنیم. یکی از نظریههای مهمی که حوزه بازاریابی مطرح میکند این است که ما وقتی با یک خبر بد یا یک تجربه منفی مواجه میشویم، تمایل داریم آن را بین ۱۱ تا ۱۳ نفر منتقل کنیم؛ گویی با مطرح کردن، این سختیها یا تلخیها کم میشود. ولی اگر با یک اتفاق خوب مواجه شویم، در بهترین حالت، ممکن است به دو یا سه نفر آن را بگوییم.
ما در حوزه فرزندآوری بسیار زیاد با این تجربه مواجه هستیم. عموم افرادی که فرزند دارند، سختیهایشان را بهراحتی با بقیه به اشتراک میگذارند. از تلخیها بیشتر میگویند، از شببیداریها بیشتر میگویند، اما از لبخند کودکشان، از تبسمش، از مهر و عشقشان، از بوسههای کودک دوساله بر آغوش پدر و مادر چیزی نمیگویند؛ و این گمشدهای است که امروز ما خیلی به آن احتیاج داریم.
امروز عواملی همچون اقتصاد، مسکن، اشتغال، امنیت شغلی و هزینههای تربیت فرزند، تغییر سبک زندگی، افزایش سن ازدواج و فرزندآوری و مسائل مرتبط با سلامت باروری و تصمیم خانوادهها اثرگذارند. ما باید یک سیاست جمعیتی پایدار داشته باشیم؛ سیاستی که بدون سیاست جامعه و حمایت از خانواده امکانپذیر نیست.
مهمترین ابعاد حمایت از خانواده توجه به سلامت باروری است؛ چرا که تصمیم خانواده درباره فرزندآوری زمانی میتواند پایدار باشد که احساس کند سلامت، آگاهی و دسترسی به خدمات مناسب برای آن تضمین شده است.
بنابراین، وقتی از خانواده ایرانی سخن میگوییم، ناگزیر باید نگاه خودمان را از یک موضوع صرفاً جمعیتی فراتر ببریم و به یکی از پایههای مهم این آینده، یعنی سلامت باروری توجه کنیم. بیشک سلامت باروری صرفاً درمان ناباروری نیست. سلامت باروری یعنی دسترسی به آموزش و آگاهی، پیشگیری از بیماریهای این حوزه، تشخیص بهموقع و درمان مناسب و خدمات باکیفیت.
به همین دلیل، ما باید نگاهمان را از یک نگاه صرفاً درمانمحور به یک نگاه پیشنگرانه و آیندهنگر حرکت دهیم. افزایش سلامت و سواد سلامت باروری در جوانان، توجه به سلامت پیش از ازدواج و پیش از بارداری، شناسایی عوامل خطر و تشخیص زودهنگام مشکلات باروری باید بخش مهمی از سیاست سلامت کشور باشد.
اما در کنار همه این اقدامات پیشنگرانه، واقعیت این است که بخشی از خانوادهها با مسائل ناباروری مواجه هستند؛ مسئلهای که نیازمند نگاه علمی، حمایتی و انسانی است. ناباروری برای یک زوج فقط یک تشخیص پزشکی نیست، بلکه با فشار روانی، هزینه اقتصادی و نگرانیهای اجتماعی متعددی همراه است.
حمایتهای ناباروری امروز بخشی از سیاست ما در حوزه خانواده است. تمام تلاش ما این است که بتوانیم هزینههای درمان را کاهش بدهیم، پوششهای بیمهای را تقویت کنیم، مراکز تخصصی و مهمتر از همه دسترسی عادلانه به خدمات باکیفیت را توسعه بدهیم.
و تمام تلاش ما بر این است که هیچ زوجی نباید صرفاً به دلیل محل زندگی یا توان اقتصادی از خدمات علمی و استاندارد محروم شود. مواجهه درست با ناباروری نیازمند آن است که علم و فناوری در کنار سیاست حمایتی قرار بگیرد.
در اینجا باید از رویان سخن بگویم. رویان برای جامعه علمی ایران فقط یک مرکز پژوهشی و درمانی نیست؛ نمادی است از اینکه چگونه میتوان دانش را به خدمت، فناوری را به درمان و پژوهش را به امید و زندگی تبدیل کرد.
پیشرفتهای کشور در درمان ناباروری، ژنتیک و سلولهای بنیادی نشان داده است که ایران ظرفیت ارزشمندی برای تولید علم و فناوری دارد و اکنون وظیفه ما این است که این ظرفیت را توسعه دهیم و دستاوردهای آن را بیش از گذشته به زندگی مردم پیوند دهیم.
در همین راستا و برای عینیتبخشی به این نگاه، در دولت گام مهمی را برداشتهایم و بر اساس مصوبات سیاستهای کلی برنامه پنجساله هفتم و اجرای قانون حمایت از خانواده و اجرای برنامه هفتم، با همراهی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و همکاری جهاددانشگاهی و همه متخصصینی که در این حوزه نام و نشان معتبری داشتند، برنامه ساماندهی روشهای جایگزین نوین در حوزه ناباروری، از جمله موضوع رحم اجارهای، انجماد یا فریز تخمک، ساماندهی مراکز ارائهدهنده این خدمات تهیه شد و جهت پوشش بیمه در کمیسیون تصویب شده و امیدواریم بهزودی در هیئت دولت به تصویب برسد و مبنای فعالیتها قرار بگیرد.
در همین مسیر، تلاش میکنیم این آییننامه بسیار دقیق، شفاف و آیندهنگر باشد و صرفاً به درمان و یا افزایش توان درمان محدود نشود. یکی از رویکردهای مهم آینده در نظام سلامت باروری، صرفاً درمان ناباروری نیست، بلکه حفظ باروری است.
در همین منظر، طبق تکلیفی که ما در قانون برنامه هفتم داشتیم، که بسیار مترقی بود، موضوع امکان انجماد یا فریز تخمک برای دختران مجرد بالای ۳۰ سال محقق شد. تمام تلاش ما در این مسیر این است که آگاهیهای عمومی را افزایش دهیم و در موارد ضروری امکان مشاوره و استفاده از روشهای علمی حفظ باروری افزایش پیدا کند. همچنین فناوریهای نوین، مثل روشهای بافتهای تولیدمثل و انواع پیوندها، در آییننامه جدید مورد توجه قرار گرفته و حتماً هم برای توسعه و هم برای بهرهبرداری از آن برنامه ویژه خواهیم داشت.
اما همه این برنامهها زمانی میتواند موفق باشد و زمانی میتوانیم سیاست خانواده را یک سیاست مؤثر بدانیم که توجه متوازن به زن و مرد با هم اتفاق بیفتد. زن نباید صرفاً نقش باروری داشته باشد. زن باید بتواند در کنار مادری، از فرصت تحصیل، اشتغال، فعالیت علمی و مشارکت اجتماعی خودش برخوردار باشد.
سیاست درست، سیاستی است که زن را بین مادری و پیشرفت اجتماعی مجبور به انتخاب نکند، بلکه باید بین این نقشها تعادل اجتماعی ایجاد و کمک کند که ضمن اینکه تجربه بینظیر مادری را پیدا و لمس میکند، از سلامت شغلی، مراقبت از کودک و بازگشت شایستهاش به محیط کار اطمینان داشته باشد.
از سوی دیگر، نباید از مسئولیتها و نیازهای مردان و پدران فرزندان آینده غافل شویم. اگر از مردان انتظار داریم پدری مسئولیتپذیر، همراه و تکیهگاه خانواده باشند، سیاستگذاری کشور باید از آنان نیز حمایت کند.
مردان، نیازمند امنیت شغلی، معیشت پایدار، مرخصیهای مناسب پدری و کاهش فشارهای سنگین اقتصادی هستند تا بتوانند بدون دغدغه، وقت و انرژی کافی برای حضور فعال در کنار همسر و فرزندپروری داشته باشند. خانواده پایدار، محصول مشترک زن و مرد و حمایت همزمان از هر دوی آنهاست.
ما برای آینده به سیاستگذاری مبتنی بر داده نیاز داریم. باید بدانیم خانواده ایرانی امروز چه نگاهی نسبت به ازدواج و فرزندآوری دارد، چرا آن را به تأخیر میاندازد، کدام موانع مهماند و کدام سیاستها و احیاناً قوانین اثربخشاند یا نیاز به بازنگری دارند و اینجاست که به دانشگاهها و پژوهشگاهها بیش از پیش نیازمندیم. دانشگاهها باید کنار سیاستگذاران قرار بگیرند و کمک کنند تصمیمات درستی اتخاذ شود.
امروز سلامت باروری و آینده خانواده، موضوع یک وزارتخانه یا یک نهاد نیست، بلکه به حکمرانی هماهنگ و همکاری فرابخشی نیاز دارد؛ چرا که کلیدیترین رکن فرزندآوری، امید است. اگر والدین به فردا امید نداشته باشند و از فردای خود نگران باشند، امروز هرگز برای آفرینش و تولد یک انسان جدید تصمیم نمیگیرند. این واقعیتی است که باید با تمام وجود آن را ببینیم و درک کنیم.
ما در بدنه حکمرانی و مدیریت کشور موظفیم فردا را برای جوانان و خانوادهها امن کنیم. موظفیم ثبات، آرامش و چشماندازی روشن بسازیم تا تصمیم به فرزندآوری نه یک ریسک نگرانکننده، بلکه اقدامی سراسر و سرشار از عشق و شوق به آینده باشد. امید که خانواده ایرانی را یک خانواده پرقدرت و پرفرزند ببینیم.
انتهای پیام