یک کارشناس اقتصادی، با انتقاد از رویکرد آزادسازی و افزایش همزمان قیمتها در شرایط جنگی، گفت: اصلاحات اقتصادی در این شرایط ضروری است، اما شوکدرمانی و آزادسازی ناگهانی قیمتها بهویژه در حوزه بنزین، با توجه به نقش این حامل انرژی در حملونقل، تولید و معیشت خانوارها، میتواند تبعات تورمی و اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد.
مرتضی مرتضوی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با ایکنا با اشاره به مطرح شدن موضوع افزایش قیمت بنزین و برخی اصلاحات قیمتی از سوی دولت، اظهار کرد: در شرایط فعلی که کشور با وضعیت جنگی، محاصره دریایی و دشواری در تأمین کالاهای اساسی مواجه است، نحوه سیاستگذاری قیمتی دولت اهمیت ویژهای دارد و دولت نباید خود به محرک تورم و افزایش قیمتها تبدیل شود.
وی با بیان اینکه در موضوع بنزین اساساً بحث نظارت دولت بر قیمتگذاری مطرح نیست، افزود: شرکت پالایش و پخش فرآوردههای نفتی یک شرکت دولتی است و اگر در این حوزه قیمتگذاری صورت میگیرد، این اقدام در واقع سیاست و انتخاب دولت است. بنابراین نمیتوان آن را با نظارت دولت بر قیمت کالاهایی مانند خیار و گوجه مقایسه کرد. با توجه به ساختار بازار و انحصاری که در عرضه سوخت در کشور وجود دارد، نکته نخست این است که خود دولت تصمیم گرفته است این اقدام را انجام دهد و باید درباره دلایل و تبعات آن توضیح دهد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به موضوع ناترازی سوخت و اختلاف قیمت بنزین در ایران با کشورهای همسایه گفت: از یک سو دولت درباره عرضه پایدار سوخت و ناترازی موجود صحبت میکند و از سوی دیگر با دشواری ورود محمولههای سوختی به داخل کشور مواجه هستیم؛ اما در کنار این مسئله، پدیده قاچاق سوخت نیز وجود دارد.
وی افزود: گزارشهایی درباره افزایش قاچاق بنزین تا حدود ۲۰ میلیون لیتر در روز مطرح شده است. فارغ از صحت دقیق این رقم، اصل موضوع قاچاق سوخت روشن است و باید با آن مقابله شود. چنین حجمی از قاچاق نمیتواند صرفاً توسط افراد در یک منطقه مرزی و با گالن انجام شود و طبیعتاً نشاندهنده وجود نوعی سازماندهی جدی است.
مرتضوی تصریح کرد: اگر مسئولان این پدیده را میشناسند و از ابعاد آن اطلاع دارند، باید به جای اینکه صرفاً با معلول برخورد شود، سراغ عوامل و شبکههای سازمانیافته قاچاق رفت و از مسیر مبارزه مؤثر و فیزیکی با این پدیده، جلوی خروج سوخت را گرفت.
وی در ادامه به موضوع «شوکدرمانی» و آزادسازی ناگهانی قیمتها اشاره کرد و گفت: اصطلاحی که در دنیا برای چنین آزادسازیها و تغییرات ناگهانی به کار میرود، شوکدرمانی است. ما نیز در دولتهای مختلف، طرحهایی با عنوان آزادسازی یارانهها و موارد مشابه داشتهایم که بارها اجرا شده و حتی در حوزه بنزین نیز تجربه آن وجود دارد.
این کارشناس اقتصادی اظهار کرد: این سیاستها علاوه بر اینکه نظام ذهنی و برنامهریزی افرادی را که در اقتصاد ایران فعالیت میکنند دچار اختلال کرده، در نهایت فایده پایدار دیگری نداشته و پس از مدتی دوباره به نقطه اول بازگشتهایم. بنابراین وقتی میدانیم نتیجه تکرار این سیاست چندان معقول نخواهد بود، نباید دوباره به آن متوسل شویم.
مرتضوی با بیان اینکه بنزین با بسیاری از کالاهایی که دولت در قیمت آنها مداخله میکند تفاوت اساسی دارد، گفت: بنزین یک کالای واسطهای برای ارائه خدمتی به نام حملونقل است. مردم بنزین را مصرف نهایی نمیکنند و به همین دلیل نمیتوان آن را با کالاهایی مانند خیار و گوجه مقایسه کرد.
وی ادامه داد: با توجه به ضعف زیرساختهای حملونقل عمومی در کشور و وابستگی شدید صنایع و تجارت داخلی به حملونقل جادهای به جای ریلی، بخش مهمی از هزینه حملونقل به قیمت بنزین وابسته است. این هزینه نیز بر تأمین نهادهها، جریان کالا در کشور و فرآیند تولید اثر میگذارد.
مرتضوی تأکید کرد: هرگونه شوکدرمانی در این بخش میتواند رابطه بلندمدتی را که میان تولیدکننده، مصرفکننده و حتی کارگری که برای رفتوآمد به محل کار خود به حملونقل وابسته است، از بین ببرد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به وضعیت رفتوآمد در تهران و شهرهای اطراف اظهار کرد: بسیاری از مناطق مسکونی اطراف تهران محل سکونت افرادی است که در تهران کار میکنند. براساس برخی تخمینها، جمعیت تهران در طول روز میتواند به حدود ۱۸ میلیون نفر برسد، در حالی که جمعیت ساکن تهران در شب حدود ۸ تا ۹ میلیون نفر است.
وی افزود: شهرهایی مانند ورامین، اسلامشهر، مناطق حاشیهای کرج و سایر مناطق اطراف تهران، محل سکونت بخشی از نیروی کار هستند و زیرساختهای حملونقل عمومی نیز پاسخگوی جابهجایی گسترده و روزانه این افراد نیست.
مرتضوی ادامه داد: در چنین شرایطی، میان فرد شاغل و کارفرما یک رابطه و برنامهریزی بلندمدت شکل گرفته است. برای مثال، فردی که از اسلامشهر به تهران میآید ممکن است چهار نفر دیگر را نیز با خود جابهجا کند و از این طریق بخشی از هزینه سوخت خود را جبران کند و همزمان هزینه اجاره مسکن کمتری بپردازد.
وی گفت: زمانی که قیمت بنزین تغییر میکند، تمام این برنامه ذهنی و الگوی زندگی فرد نیز دچار تغییر میشود. بنابراین با افزایش قیمت بنزین صرفاً با گران شدن یک کالای مصرفی مواجه نیستیم که فرد بتواند مصرف آن را در سبد خود کاهش دهد؛ بلکه بنزین یک عنصر حیاتی در زنجیره تولید و زندگی مردم است و تغییر قیمت آن میتواند کل نظام تصمیمگیری و برنامهریزی بلندمدت خانوارها را تحت تأثیر قرار دهد.
مرتضوی درباره اینکه آیا بهتر است دولت اصلاحات قیمتی را به بعد از جنگ موکول کند، اظهار کرد: شرایط جنگی به اصلاحات خاص خود نیاز دارد و نمیتوان گفت در دوران جنگ نباید هیچ اصلاحی انجام شود. اتفاقاً جنگها میتوانند فرصتهایی برای اصلاح ایجاد کنند؛ زیرا در چنین شرایطی همبستگی اجتماعی افزایش مییابد، اهداف ملی اهمیت بیشتری پیدا میکند و امکان نوعی بسیج اقتصادی فراهم میشود.
وی با اشاره به تجربه دوران دفاع مقدس گفت: در دوران جنگ هشتساله، در فرآیندهای توزیع، نظامهای جدیدی در کشور ایجاد شد که نمونه مشهور آن نظام کوپنی بود. این نظام در آن دوران جا افتاد و توانست زندگی مردم را تا حد معقولی و بدون ایجاد تنش اداره کند و از شدت برخی تورمها نیز بکاهد.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: بنابراین اصلاح الگوی مصرف برخی کالاها و ایجاد نظامهای سهمیهبندی جدید و فکرشده کاملاً امکانپذیر است، اما اینکه این اصلاحات با آزادسازی قیمتها و شوکهای قیمتی همراه شود و کنترل دولت را از بین ببرد، قابل دفاع نیست. تصور نمیکنم هیچ تجربه موفقی در دنیا وجود داشته باشد که سیاستگذار آگاه، آزادسازی همزمان بسیاری از نرخها را در شرایط جنگی توصیه کرده باشد.
مرتضوی در ادامه درباره مفهوم «یارانه پنهان» و استفاده از آن در مباحث مربوط به اصلاح قیمت انرژی اظهار کرد: این اصطلاح در اقتصاد جا افتاده و مفهومی را به ما منتقل میکند، بنابراین نمیتوان گفت اساساً چنین مفهومی وجود ندارد؛ هرچند ممکن است این اصطلاح گاهی موجب انحراف در تحلیل شود.
وی توضیح داد: یک واقعیت در اقتصاد ایران وجود دارد و آن تفاوت جدی قدرت خرید پول ملی در مورد برخی کالاها نسبت به سایر کالاهاست. این تفاوت قدرت خرید، ناشی از مجموعهای از خدمات دولتی است که در اقتصاد ارائه میشود و بخشی از هزینههایی که در کشورهای دیگر بر عهده مردم است، در ایران به شکل دیگری تأمین میشود.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: برای مثال، میتوان در حوزه سلامت نیز از چنین مفهومی استفاده کرد؛ چراکه دولت بخشی از هزینه خدمات پزشکی را تأمین میکند. بنابراین با یک واقعیت اقتصادی مواجه هستیم و افراد ممکن است برای توضیح آن اصطلاحات متفاوتی به کار ببرند.
مرتضوی با اشاره به تفاوت قیمت کالاها و خدمات در کشورهای مختلف گفت: تفاوت قدرت خرید در کشورهای مختلف یک مفهوم شناختهشده در اقتصاد بینالملل است و از تفاوت نرخ ارز حقیقی ناشی میشود. شاخصهایی مانند شاخص «بیگمک» نیز برای مقایسه سطح قیمتها و قدرت خرید در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرند.
وی تأکید کرد: برخی افراد تلاش میکنند از این تفاوت قدرت خرید، یک دلالت سیاستی استخراج کنند و بگویند علت آن این است که دولت هزینههای قابل توجهی را برای مردم تضمین میکند و مردم خودشان این هزینهها را پرداخت نمیکنند؛ میتوان به این موضوع عنوان «یارانه پنهان» داد و شخصاً با خود اصطلاح مسئله جدی ندارم.
مرتضوی در پایان گفت: مشکل زمانی ایجاد میشود که از این اصطلاح یک دلالت سیاستی گرفته شود و نتیجه آن شوکدرمانی و آزادسازی ناگهانی قیمتها باشد؛ در این صورت با چنین رویکردی مشکل جدی دارم.
انتهای پیام