کد خبر: 4373429
تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۲

«رویای نیمه‌شب»؛ روایت انسان در مرزهای تعصب

«رویای نیمه‌شب» در میان اختلاف‌های مذهبی و مناسبات اجتماعی قرن هشتم، به سراغ موضوعی می‌رود که همچنان برای جهان امروز قابل تأمل است: مرز میان ایمان و تعصب. سریال می‌کوشد با تکیه بر یک روایت انسانی، از هویت مذهبی، تقریب مذاهب و مهدویت سخن بگوید و نشان دهد وقتی باور به دیگری‌ستیزی تبدیل شود، نخستین قربانی آن خود انسان است.

رویای نیمه شب

در سال‌هایی که بخش قابل توجهی از تولیدات تاریخی تلویزیون میان بازتولید چند الگوی آشنا گرفتار شده‌اند، «رویای نیمه‌شب» از همان ابتدا با یک انتخاب قابل توجه روبه‌روست: داستانی که اختلاف مذهبی را نه در قالب یک بحث تاریخی خشک، بلکه از دریچه رابطه میان دو انسان روایت می‌کند. فتاح و تلما، هر یک متعلق به یک سنت مذهبی‌اند و همین تفاوت، رابطه آنها را به مسئله‌ای فراتر از یک عشق معمولی تبدیل می‌کند. آنها فقط با مخالفت خانواده یا موانع اجتماعی روبه‌رو نیستند؛ در واقع با مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌ها و حساسیت‌هایی مواجه‌اند که در طول تاریخ، بخشی از مناسبات اجتماعی جوامع مسلمان را شکل داده است.

عشق در مرز شیعه و سنی؛ وقتی تفاوت به مسئله‌ای انسانی تبدیل می‌شود

این انتخاب، به خودی خود جسورانه است. پرداختن به رابطه یک جوان سنی با دختری شیعه، آن هم در یک اثر تلویزیونی، طبیعتاً ظرفیت‌های فراوانی برای ایجاد سوءتفاهم یا حتی بازتولید کلیشه‌های مذهبی دارد اما نقطه قوت «رویای نیمه‌شب» این است که می‌کوشد اختلاف را به نفرت تقلیل ندهد. مسئله اصلی سریال این نیست که یک طرف را پیروز و طرف دیگر را شکست‌خورده نشان دهد؛ بلکه می‌خواهد بپرسد انسان تا چه اندازه باید هویت مذهبی خود را به مانعی برای فهم دیگری تبدیل کند؟

از این منظر، مفهوم تقریب مذاهب در سریال اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. سازندگان اثر نیز بر این نکته تأکید داشته‌اند که هدفشان صرفاً نمایش اختلاف شیعه و سنی نبوده، بلکه تلاش کرده‌اند وجوه مشترک مسلمانان را برجسته کنند. این نگاه، اگرچه در سطح پیام ممکن است آشنا به نظر برسد، اما انتخاب بستر عاشقانه باعث شده بتواند شکل ملموس‌تری پیدا کند. در اینجا «دیگری» یک مفهوم انتزاعی نیست؛ شخصیتی است که دوست داشته می‌شود، با او گفت‌وگو می‌شود و مخاطب قرار است احساسات و نگرانی‌هایش را درک کند.

تقریب مذاهب؛ از شعار مستقیم تا تجربه شخصیت‌ها

این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یکی از خطرهای آثار مذهبی، تبدیل مفاهیم اعتقادی به گزاره‌هایی مستقیم و شعاری است. «رویای نیمه‌شب» هرجا که اجازه می‌دهد مضمون دینی از دل موقعیت داستانی بیرون بیاید، موفق‌تر است. به بیان دیگر، سریال زمانی جذاب‌تر می‌شود که درباره تعصب حرف نمی‌زند، بلکه تعصب را در روابط شخصیت‌ها نشان می‌دهد؛ زمانی که به جای توضیح درباره همزیستی، مخاطب را در موقعیتی قرار می‌دهد که دو انسان با وجود تفاوت‌هایشان ناچارند یکدیگر را بشناسند. در این میان، تمایز میان دین‌داری و تعصب از مهم‌ترین لایه‌های معنایی اثر است. سریال به‌درستی می‌تواند این پرسش را پیش بکشد که آیا پایبندی به یک هویت دینی الزاماً به معنای طرد دیگری است؟ پاسخ مورد نظر اثر روشن است: نه. ایمان می‌تواند بخشی از هویت انسان باشد، اما تبدیل‌کردن تفاوت اعتقادی به دشمنی، نتیجه دیگری دارد.

در حال تکمیل / «رویای نیمه‌شب»؛ روایت انسان در مرزهای تعصب

این مضمون، «رویای نیمه‌شب» را از یک ملودرام عاشقانه ساده فراتر می‌برد. عشق فتاح و تلما در واقع بهانه‌ای برای مواجهه با یک مسئله بزرگ‌تر است: نسبت فرد با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند. آنها فقط میان عشق و خانواده گرفتار نشده‌اند؛ میان خواسته شخصی و انتظارات جمعی نیز قرار گرفته‌اند. همین تضاد، یکی از ظرفیت‌های مهم داستان است.البته همین‌جا می‌توان یک پرسش انتقادی را هم مطرح کرد. آیا سریال در تمام لحظات توانسته پیچیدگی اختلاف‌های مذهبی را حفظ کند؟ پاسخ چندان قطعی نیست. گاهی مرز میان پیام اعتقادی و شعارزدگی باریک می‌شود. وقتی یک اثر با هدف مشخصی درباره تقریب مذاهب ساخته می‌شود، طبیعی است که روایت در نهایت به سمت نتیجه‌ای معین حرکت کند؛ اما هنر در این است که مخاطب این نتیجه را از دل تجربه شخصیت‌ها کشف کند، نه اینکه صرفاً آن را تحویل بگیرد. «رویای نیمه‌شب» در برخی لحظات به این نقطه نزدیک می‌شود، اما همیشه در آن باقی نمی‌ماند.

لایه دینی اثر البته به مسئله شیعه و سنی محدود نمی‌شود. مهدویت و امام زمان(عج) نیز در جهان داستان حضور دارند و همین موضوع به سریال امکان می‌دهد که از سطح یک عاشقانه تاریخی عبور کند و به مفاهیمی مانند ایمان، انتظار، کرامت و حقیقت‌جویی برسد. این بخش از داستان را می‌توان یکی از ظرفیت‌های مهم «رویای نیمه‌شب» دانست؛ زیرا مهدویت در اینجا صرفاً یک موضوع حاشیه‌ای نیست و می‌تواند بخشی از جهان معنایی اثر را شکل دهد.

اهمیت این رویکرد در آن است که مفاهیم اعتقادی را در یک جهان روایی تاریخی قرار می‌دهد. مخاطب ابتدا با شخصیت و قصه ارتباط برقرار می‌کند و سپس با لایه‌هایی مواجه می‌شود که او را به پرسش‌های دینی و اخلاقی می‌رسانند. این شیوه، در صورت اجرای درست، می‌تواند تأثیر بیشتری از بیان مستقیم آموزه‌ها داشته باشد. با این همه، نباید «رویای نیمه‌شب» را اثری درباره هویت ایرانی دانست. داستان در حله و در عراق تاریخی می‌گذرد و هویت اصلی آن، بیش از آنکه ملی و ایرانی باشد، تاریخی، اسلامی و مذهبی است. اگر قرار باشد از «هویت» در مورد این سریال صحبت کنیم، دقیق‌تر آن است که از هویت شیعی و سنی، نسبت فرد با جامعه مذهبی و مسئله همزیستی میان گروه‌های مختلف سخن بگوییم.

حله در قرن هشتم؛ جهان تاریخی که سریال را متمایز می‌کند

از منظر داستانی، انتخاب حله (شهری تاریخی در مرکز عراق امروزی) در قرن هشتم هجری نیز تصمیمی هوشمندانه است. این انتخاب به سازندگان اجازه داده فضایی بسازند که از کلیشه‌های رایج در سریال‌های تاریخی فاصله داشته باشد. یکی از نقاط قوت قابل توجه اثر، همین فضاسازی تاریخی است. بازسازی شهر، معماری، لباس‌ها و محیط اجتماعی تلاش می‌کند مخاطب را از زمان معاصر جدا کند و وارد جهان دیگری کند.

این مسئله وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم بسیاری از آثار تاریخی تلویزیون، با وجود هزینه‌های فراوان، در نهایت گرفتار شباهت بصری به یکدیگر می‌شوند. «رویای نیمه‌شب» دست‌کم در طراحی جهان خود تلاش کرده هویت مستقلی داشته باشد. شهر حله صرفاً پس‌زمینه‌ای برای وقوع حوادث نیست؛ قرار است بخشی از حال‌وهوای روایت را بسازد.

در حال تکمیل / «رویای نیمه‌شب»؛ روایت انسان در مرزهای تعصب

برخی قسمت‌های سریال، به‌خصوص در بخش‌های ابتدایی و میانی، بیش از اندازه به مقدمه‌چینی و تکرار کشمکش‌ها وابسته می‌شوند. وقتی مخاطب اصل تعارض را خیلی زود می‌فهمد، تکرار چندباره همان مانع یا کشمکش می‌تواند از قدرت درام کم کند. در یک داستان عاشقانه، مخاطب باید دائماً احساس کند که اتفاق تازه‌ای در راه است؛ در غیر این صورت، حتی یک ایده جذاب نیز ممکن است در اجرا کش‌دار به نظر برسد.

جالب آنکه کارگردان نیز به انتقادهای مطرح‌شده درباره ریتم واکنش نشان داده و گفته برداشت منتقدان از مفهوم «ریتم» با تعریف او متفاوت است. این اختلاف نگاه، خود نشان می‌دهد که مسئله ریتم را نمی‌توان صرفاً یک ایراد فنی قطعی دانست؛ اما از منظر تجربه مخاطب، طولانی‌شدن برخی موقعیت‌ها همچنان قابل بحث است.

وقتی تصویر از روایت جلو می‌زند؛ چالش ریتم و فیلمنامه

مشکل دیگر به فیلمنامه و شخصیت‌های فرعی بازمی‌گردد. قصه اصلی ظرفیت زیادی دارد، اما همه این ظرفیت‌ها به یک اندازه بالفعل نشده‌اند. برخی شخصیت‌های فرعی گاهی بیشتر به کارکرد روایی شبیه‌اند تا انسان‌هایی با جهان شخصی مستقل. بخش سیاسی داستان نیز می‌توانست عمق بیشتری پیدا کند و ارتباط میان مناسبات قدرت، اختلاف‌های اجتماعی و زندگی شخصیت‌های اصلی با جزئیات بیشتری ساخته شود.

این مسئله با یک ضعف دیگر، یعنی قدرت برخی نقاط عطف، ارتباط پیدا می‌کند. یک سریال تاریخی ـ عاشقانه باید در پایان هر قسمت دلیلی جدی برای ادامه تماشا به مخاطب بدهد. اگر تعلیق و نقطه عطف به اندازه کافی قدرتمند نباشد، مخاطب ممکن است با وجود علاقه به شخصیت‌ها، انگیزه کمتری برای دنبال‌کردن قسمت بعد داشته باشد.

شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌ها نیز از نقاط قابل بحث‌اند. برخی شخصیت‌ها گاهی به تیپ نزدیک می‌شوند و پیچیدگی لازم را ندارند. از سوی دیگر، زبان دیالوگ‌ها همیشه از یکدستی برخوردار نیست. گاهی تلاش برای ایجاد حال‌وهوای تاریخی، زبان را به سمت لحن دوره تاریخی می‌برد و گاهی دیالوگ‌ها بیش از اندازه امروزی به گوش می‌رسند. این نوسان، اگرچه الزاماً سریال را از نظر ارتباط با مخاطب دچار مشکل نمی‌کند، اما از باورپذیری جهان تاریخی آن می‌کاهد. با این حال، اگر قرار باشد میان نقاط قوت و ضعف اثر ترازوی منصفانه‌ای برقرار کنیم، به نظر می‌رسد دستاورد بصری «رویای نیمه‌شب» از برخی کاستی‌های فیلمنامه‌ای آن جلوتر است. طراحی صحنه، بازسازی فضای تاریخی و تلاش برای خلق یک جغرافیای متفاوت، نشان می‌دهد که برای ساخت جهان سریال انرژی و سرمایه قابل توجهی صرف شده است.

در حال تکمیل / «رویای نیمه‌شب»؛ روایت انسان در مرزهای تعصب

در واقع شاید بتوان گفت «رویای نیمه‌شب» نمونه‌ای از اثری است که در آن فرم بصری گاهی از روایت جلو می‌زند. قاب‌ها، محیط، لباس‌ها و طراحی صحنه تلاش می‌کنند مخاطب را قانع کنند که با یک جهان تاریخی واقعی مواجه است؛ اما در برخی بخش‌ها فیلمنامه نمی‌تواند به همان اندازه این جهان را پیچیده و چندلایه کند.

این تفاوت میان «دیدن» و «روایت‌کردن» نکته مهمی است. سریال از نظر ظاهر، جاه‌طلبی قابل احترامی دارد؛ اما هرچه جهان بصری بزرگ‌تر و باورپذیرتر باشد، انتظار مخاطب از داستان و شخصیت‌ها نیز بیشتر می‌شود. بنابراین موفقیت کامل اثر در گرو آن است که ظرفیت‌های بصری آن با فیلمنامه‌ای پرقدرت‌تر همراه شود.

«رویای نیمه‌شب»؛ روایتی از ایمان، دیگری و امکان همزیستی

در مجموع، «رویای نیمه‌شب» را می‌توان تجربه‌ای قابل دفاع و قابل توجه در تولید سریال تاریخی ـ مذهبی دانست. مهم‌ترین امتیازش انتخاب سوژه‌ای است که هم ظرفیت عاطفی دارد و هم امکان طرح مسئله‌ای اجتماعی و دینی را فراهم می‌کند. عشق فتاح و تلما در بهترین لحظات سریال، نه صرفاً یک رابطه عاشقانه، بلکه روشی برای صحبت‌کردن درباره دیگری، تعصب، ایمان و امکان همزیستی است.

سریال البته بی‌نقص نیست. ریتم در بخش‌هایی کند می‌شود، بعضی شخصیت‌ها به اندازه ظرفیت خود توسعه پیدا نمی‌کنند، بخش سیاسی داستان می‌توانست جدی‌تر و عمیق‌تر باشد و دیالوگ‌ها نیز از نظر لحن تاریخی همیشه یکدست نیستند. اما این ضعف‌ها در کنار امتیازات اثر قرار می‌گیرند، نه اینکه تمام ارزش آن را نفی کنند.

در حال تکمیل / «رویای نیمه‌شب»؛ روایت انسان در مرزهای تعصب

اگر «رویای نیمه‌شب» را تنها به چشم یک عاشقانه تاریخی ببینیم، احتمالاً بخشی از اهمیت آن را از دست داده‌ایم. این سریال بیش از هر چیز تلاشی برای قرار دادن یک مسئله انسانی در دل یک جهان دینی و تاریخی است: اینکه تفاوت اعتقادی، اگر با تعصب و نفرت همراه شود، می‌تواند انسان‌ها را از یکدیگر دور کند و در مقابل، شناخت و همزیستی می‌تواند راه دیگری پیش پای آنها بگذارد. از این منظر، شاید مهم‌ترین موفقیت «رویای نیمه‌شب» این باشد که توانسته درباره مفاهیمی بزرگ، از راه یک قصه انسانی حرف بزند. و اگر در فصل‌ها و تجربه‌های بعدی، کاستی‌های فیلمنامه‌ای، ریتم و شخصیت‌پردازی با دقت بیشتری اصلاح شوند، این ظرفیت وجود دارد که چنین آثاری نه فقط در حوزه سریال مذهبی، بلکه در کلیت تولیدات تاریخی تلویزیون نیز جایگاه جدی‌تری پیدا کنند.

در نهایت، ارزش «رویای نیمه‌شب» را باید در همین جمع میان ایده قابل توجه، مضمون دینی، نگاه تقریبی، جهان تاریخی متفاوت و تلاش بصری جست‌وجو کرد. اثری که هنوز در روایت به اندازه تصویرش کامل نیست، اما نشان می‌دهد می‌توان برای قصه‌های تاریخی و مذهبی، سراغ موقعیت‌ها و مضمون‌هایی رفت که هم ریشه در تاریخ و باورهای دینی دارند و هم برای مخاطب امروز، پرسش‌برانگیزند.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
captcha