به قلم فاطمه شبانیآرانی فعال رسانهای
در منطق جنگهای نوین، هرچه هدف از میادین نظامی به سمت زندگی مردم فاصله میگیرد و جبهههای نبرد به حریم خصوصی و معیشت انسانها رخنه میکند، عمق عجز و درماندگی مستکبران عالم آشکارتر میشود. گویی دشمنان برای جبران شکست در جبهههای اصلی، به دنبال شکار بیدفاعترین لحظات زندگیاند.
جنگ هنگامی به اوج بیثباتی و بیمنطقی خود میرسد که مرزهای میدان نبرد را گم کند و مستقیم به حریم مردم بیدفاع بتازد. دیروز مدرسه میناب زیر بمباران ددمنشانه دشمن خاموش شد و امروز صدای کِل کشیدن زنان و لبخند مردمان در جشن عروسی سیریک، به شیون بدل شد.
این زنجیره جنایت، اتفاقی نیست، این شیوهای عریان از جنگ روانی و تروریسم سازمانیافته علیه اراده یک ملت است. منطق استکبار همواره همین بوده، وقتی در هماوردی رو در رو به بنبست میرسند، برای شکستن مقاومت عمومی، شادیهای ساده و خانههای مردم عادی را نشانه میروند. از نیمکتهای مشق و امید در میناب تا بزم زندگی و خانواده در سیریک.
اما تاریخ این آب و خاک گواهی میدهد که حیات، کرامت و پیوند یک ملت با تهدید و بمباران از هم نمیپاشد. داغ سیریک و میناب، ثبت جنایتی آشکار در برابر چشم جهانیان و گواهی بر استیصال دشمنی است که دیگر هیچ توجهی به قواعد بینالمللی که از آن دم میزند، ندارد.
دشمن مرزهای اخلاقی و بینالمللی جنگ را رد کرده و از روی عجز، به قتل عام مردم عادی روی آورده است؛ اما حقیقت این است که این زخمها، زیر پوست تاریخ، ریشههایی عمیقتر برای ایستادگی این ملت خواهد نشاند.
انتهای پیام