خداوند پشت سر هم انبیاء(ع) را فرستاد تا دفینههای عقل را برانگیزانند و به عقل بشر تلنگر بزنند؛ این تلنگر در درک زیباییهای دین به بشر کمک میکند.
اسلام دین اعتدال است و پیامبر اسلام(ص) برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث شدهاند. پس چرا شاهد تندرویها، کندرویها و رفتارهای ضد اخلاقی و حتی ضد انسانی به نام دین اسلام در جامعه هستیم و هر کس با برداشتی از دین، دیگران را به بیدینی متهم میکند؟ چگونه میتوان به اصل اسلام و دستورات اسلامی دست یافت و مسلمانی مؤمن و متعادل شد؟
برای دست یافتن به پاسخ این سؤالها، مسعود اسماعیلی، پژوهشگر حوزه تربیت دینی، کتابی با عنوان «مؤمن متعادل و تربیت متعادل» را به رشته تحریر درآورده است و طی درسگفتارهایی، با محور قرار دادن مطالب این کتاب، تشریح میکند که چگونه میتوان مؤمنی متعادل، همانطور که اسلام ناب محمدی مدنظر دارد، بود.
در ادامه، قسمت بیست و سوم این مجموعه با موضوع «زیباییهای عقل و حس» را با هم میبینیم و میخوانیم.
کار انبیاء(ع) چه بود؟ امیرالمومنین حضرت علی(ع) میفرمایند: «لِيَسْتَأْدوُهُمْ ميثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ يُذكِرُّوهُمْ مَنِسْىَّ نِعْمَتِةِ، وَ يَحْتَجوُّا عَلَيْهِمْ بِالتَّبلْيغِ، وَ يُثيروُا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ؛ خداوند پيامبرانش را در ميان مردم معبوث ساخت و رسولانش را پشت سرهم به سوى آنان فرستاد تا وفا به پيمان فطرت را از انسانها مطالبه کنند و نعمتهاى فراموش شده را به يادشان آورده و با ابلاغ دستورات خدا حجت را بر آنها تمام كنند، گنجهاى پنهانى عقلها را آشكار سازند و آيات قدرت خدايى را به آنان نشانى دهند». بنابراین خداوند پست سر هم انبیاء(ع) را فرستاد تا دفینههای عقل را برانگیزانند.
در این حدیث «اثاره» به معنای استخراج است؛ اگر ما پدرها، مادرها، معلمها و ... هم میخواهم در تربیت دینی درست عمل کنیم باید همین کار را انجام داده و «اثاره» عقول کنیم، یعنی عقلها را برانگیزانیم و به آن تلنگر بزنیم.
خداوند در قرآن کریم به پیامبرش میفرماید: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ؛ پس تذكر ده كه تو تنها تذكردهندهاى» (آیه 21 سوره غاشیه). اگر به بلندگو تلنگری بزنیم، صدای بلندی ایجاد میشود که افرادی که حواسشان پرت شده، حواسشان را جمع کنند، تلنگر زدن به عقل نیز چنین تأثیری در تربیت دارد. کار انبیاء نیز این بوده که عقل افرادی که حواسشان پرت شده را بیدار میکردند. کار معلم، مبلغ و مربی نیز همین است.
برخی امور هستند که زشتی آنها اثبات شدنی نیست مثلاً گاهی کودکان همدیگر را تحقیر و مسخره میکنند، زشتی این کار اثبات کردنی نیست، بلکه برای یاد دادن این مهم به کودکان که مسخره کردن دیگران کار زشتی است باید به عقل آنها تلنگر بزنیم؛ البته برای بیدار کردن عقل به زبانهای مختلف نیاز داریم و امروزه زبان هنر، زبان بسیار کارایی در این زمینه است.
توجه کنید که گفتیم انسان ترکیبی از عقل و هوس است. بسیاری از لذایذ و زیباییهایی که ما میشناسیم از جنس هوس هستند. خوردنی، نوشیدنی، لباس و ... خوب از جنس هوس است. اما دین زیباییهای عقلی دارد. مثلاً خانمی در شب عروسیش لباس عروسی خود را در راه خدا انفاق میکند؛ شما با شنیدن این کار از زیبایی آن لذت میبرید. این لذت، لذت عقلی است و چون گذشت و ایثار آن خانم را میفهمید از آن لذت میبرید.
لذتهای دین ما اینگونه است که وقتی فردی میشنود که حضرت زهرا(س) لباس عروسی خود را اهدا میکنند، وقتی میشنوند حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س) و امام حسن و امام حسین(ع) طعام خود را در راه خدا به مسکین، یتیم و اسیر میدهند و آنها را سیر میکنند و .... میگوید چه قدر کار این افراد زیباست.
از زیباییهای عقلی غافل نشویم. دین ما پر است از زیباییهای عقلی. اصلاً علت زیبایی واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) همین زیباییهای عقلی است. اینکه افرادی حاضر میشوند به دنیا پشت کنند و وزن و جایگاه خداوند برای این افراد بیشتر از دنیا است به همین دلیل برای جلب رضایت خداوند به تمام لذتهای دنیا، جایگاه اجتماعیشان، اموالشان و ... پشت پا میزنند.
انسانها وقتی میبینند این افراد چه جانفشانی در راه خدا انجام میدهند از زیبایی و جذابیت آن لذت میبرند.
اما افرادی هم هستند که در بند تمایلات و شهواتاند؛ مثل معاویه که عبدالبطن یعنی بیچاره شکمش بود. او به قدری چاق بود که اولین کسی شد که بر روی منبر نشست (پیامبر(ص) و سایر خطبا میایستادند و سخن میگفتند)؛ هرقدر غذا میخورد سیر نمیشد و مرض جوع داشت. شنیدن ویژگیها و کارهای این فرد چه حسی به شما میدهد؟ مسلماً حس ناخوشایند. به اینها میگویند زشتی عقلی، بنده شکم، بنده قدرت، عبد ریاست، بیچاره پست، بیچاره پول.
پیامبر(ص) فرمودهاند: «زمانی بر شما میرسد که مردم در آن روزگار دینشان پول میشود». حضرت علی(ع) فرمودهاند: «دنیای شما به اندازه آب بینی بز پیش من ارزش و اعتبار ندارد». دنیایی که همه بر سر آن دعوا دارند، میکشند و کشته میشوند، برای انسانی مثل حضرت علی(ع) به اندازه آب بینی بز نمیارزد.
این زیباییهای عقلی ما را نسبت به امیرالمومنین علی(ع) و اهل بیت(ع) خاضع میکند. پس همانطور که انسان ترکیبی از عقل و هوس است زیباییها نیز همینگونه هستند؛ بوی دلنشین عطر زیبایی حسی است اما رفتار انسانی، رفتار عقلانی و گذشت و فداکاری که در زندگی اهل بیت(ع) میبینیم هم زیبایی دارد و این زیباییها موجب میشود بین تشیع و اسلام با سایر ادیان و مذاهب تفاوت ایجاد شود.
امیدواریم خداوند بر ما رحمی کند و ما را روز به روز عاقلتر، با این زیباییها عقلی آشناتر و نسبت به خودش، حجتهایش و عقل خاضعتر قرار دهد.