شمس و مولانا پس از هفت قرن همچنان موضوع گفتوگو میان فرهنگها هستند؛ در آیین بزرگداشت این دو چهره، استادان ایرانی و نمایندگان فرهنگی کشورهای مختلف از ضرورت بازخوانی میراث مولانا برای انسان امروز گفتند و بر این مهم تاکید کردند که میراث مولانا، انسان را به جای جنگ به گفتوگو دعوت میکند.
به گزارش خبرنگار ایکنا؛ تالار اجتماعات شهید مطهری(ره) انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، سهشنبه 7 مهرماه؛ میزبان «آیین بزرگداشت شمس تبریزی و مولانا» بود؛ مراسمی که با بهانه روز بزرگداشت مولانا و شمس تبریزی با حضور جمعی از استادان زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگران، چهرههای فرهنگی و نمایندگان فرهنگی کشورهای مختلف برگزار شد و در آن، از ابعاد گوناگون «میراث شمس و مولانا» و ظرفیتهای این میراث برای جهان امروز سخن گفته شد.
حضور نمایندگان فرهنگی ترکیه، پاکستان و روسیه و همچنین رئیس مؤسسه فرهنگی اکو در کنار استادان و چهرههای فرهنگی ایرانی، به این مراسم وجهی فراتر از یک بزرگداشت ادبی بخشید و موضوع میراث مشترک فرهنگی و تمدنی ملتهای منطقه را نیز به یکی از محورهای اصلی سخنان مطرحشده در این آیین تبدیل کرد.

محمود شالویی؛ رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در ابتدای این مراسم با اشاره به حضور مهمانان و استادان ایرانی و خارجی، این حضور را نشانهای از گستره جایگاه «شمس» و «مولانا» در فرهنگ و اندیشه دانست و در ادامه از «جلیل رسولی» استاد برجسته خوشنویسی که در این آیین حضور داشت، یاد کرد و سابقه فعالیتهای او در زمینه خلق آثار مرتبط با مفاخر ایرانی، بهویژه «شمس» و «مولانا» را مورد توجه قرار داد.
شالویی با اشاره به نمایشگاه و کتاب «مرغ باغ ملکوت» گفت: استاد رسولی در طول سالهای متمادی آثار ارزشمندی درباره مفاخر ایرانی، بهویژه «شمس و مولانا»، خلق کرده است. از جمله آثار او نمایشگاه و کتاب «مرغ باغ ملکوت» است که سالها پیش در «کاخ سعدآباد» برگزار و منتشر شد. امیدوارم همچنان شاهد آثار و نمایشگاههای بیشتری از این استاد گرانقدر باشیم.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در ادامه، رابطه «شمس» و «مولانا» را رابطهای فراتر از پیوند میان دو شخصیت تاریخی توصیف کرد و با استناد به شعر «مولانا» گفت: «شمس» و «مولانا» را میتوان نه دو تن، بلکه یک تن دانست؛ چنانکه مولانا میگوید:
من کیم لیلی و لیلی کیست من
هر دو یک روحیم اندر دو بدن
اگرچه این دو در ظاهر دو شخصیت بودند، در حقیقت میان آنها وحدتی عمیق شکل گرفته بود.
شالویی با تاکید بر آنکه نقطه اشتراک این دو شخصیت را باید در جستوجوی «حقیقت» مورد کاوش قرار داد اظهار کرد: «شمس» و «مولانا» هر دو در جستوجوی حقیقت بودند و گمشدهای در وجود خویش داشتند. خوشا به حال «مولانا» که «شمس» را یافت و از سرگردانی خویش به درآمد؛ همان آرزویی که خود میگوید:
دی شیخ با چراغی همه گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
وی سپس به اثرگذاری «شمس» بر مسیر فکری و روحی «مولانا» پرداخت و با تاکید بر آنکه این دیدار، نقطهای تعیینکننده در مسیر بلوغ فکری «مولانا» بود، تصریح کرد: «شمس» آتشی در وجود «مولانا» برافروخت و زمینه پختگی او را فراهم کرد. «مولانا» پس از این دیدار، به مرتبهای رسید که اندیشههایش پس از گذشت قرنها همچنان زنده و اثرگذار است و در عین بهرهگیری از اندیشههای پیشینیان، در فهم و ارائه آنها یکتاست.

سیدعلیاصغر میرباقریفرد، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، به عنوان دومین سخنران این مراسم در تشریح ضرورتهای مطالعات علمی درباره «مولانا» گفت: آنچه امروز درباره «مولانا» و «شمس» مطرح میکنم، حاصل بیش از 25 سال مطالعه برنامهمحور در حوزه ادبیات عرفانی و با تمرکز بر «مولوی» است و هدف آن، ارائه گزارشی از یک برنامه جامع «مولویپژوهی» متناسب با شرایط و نیازهای دنیای امروز است.
به گفته او، معرفی شخصیتی مانند «مولوی» تنها با برگزاری مراسم بزرگداشت یا ارائه تصویری تاریخی از او محقق نمیشود؛ بلکه برای بهرهگیری از میراث چنین شخصیتی در زندگی معاصر، به یک الگوی علمی و برنامهای جامع نیاز است.
وی یادآور شد: اگر قرار است شخصیت بزرگی مانند «مولوی» را به درستی معرفی کنیم و از میراث او برای ارتقای حیات امروز بشر بهره ببریم، این کار نیازمند الگوهای عمیق علمی، استفاده از تجربههای مشابه در سطح بینالمللی و برنامهریزی متناسب با شأن این بزرگان است.
استاد دانشگاه اصفهان در فرازی دیگر از سخنرانی خود به تجربه شکلگیری قطب علمی مطالعات بنیادی و کاربردی «ادب عرفانی» در دانشگاه اصفهان اشاره کرد و گفت: نقطه آغاز فعالیت این مجموعه، آسیبشناسی وضعیت «میراث ادب عرفانی» بوده است.
وی ادامه داد: فعالیت این قطب با آسیبشناسی وضعیت میراث ادب عرفانی آغاز شد و در سال 1395، کُرسی «مولویپژوهی» در «بنیاد ملی علم ایران» بر اساس همان برنامه جامع «مولویپژوهی» فعالیت خود را آغاز کرد. پس از سالها آزمون و خطا، رصد و پایش، شاکله این برنامه بر اساس مطالعات طولانی و هدفمند متخصصان داخل و خارج کشور شکل گرفته است.

میرباقریفرد درباره ساختار این برنامه پژوهشی بیان کرد: برنامه جامع «مولویپژوهی» در 9 ساحت طراحی شده است که از جمله آنها میتوان به «مبانی فکری و تعالیم عرفانی مولوی»، «زبان عرفانی»، «بررسی تاریخی احوال مولانا»، «متنپژوهی و مطالعات کاربردی» اشاره کرد. در حوزه «مبانی عرفانی»، هنوز پرسشهای مهمی درباره نسبت «مولوی» با «ابنعربی» و جایگاه او در «سنت عرفانی» وجود دارد که نیازمند پژوهشهای دقیقتر است.
این مدرس دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بر ضرورت تغییر نگاه به «مولانا» تأکید و تصریح کرد: این شخصیت نباید فقط به عنوان یکی از مفاخر تاریخی در نشستهای فرهنگی معرفی شود، بلکه باید امکان بهرهگیری از اندیشه او برای مسائل انسان امروز بررسی شود.
میرباقریفرد تأکید کرد: «مولوی» را نباید تنها در جلسات و نشستها به عنوان یکی از مفاخر گذشته معرفی کرد، بلکه باید تعالیم و آرای او را به گونهای بررسی و آماده کرد که بتواند به نیازهای متنوع انسان امروز پاسخ دهد. «مولوی» خود در «مثنوی» همین رویکرد را دنبال کرده و مسائل دشوار فکری و کلامی را در قالب حکایت و تمثیل برای مخاطبان مطرح کرده است.
وی در ادامه حوزههای میانرشتهای را یکی از عرصههای مهم برای گسترش «مولویپژوهی» دانست و افزود: در حوزه مطالعات میانرشتهای نیز ظرفیت بزرگی در اختیار داریم؛ از روانشناسی و مشاوره گرفته تا علوم تربیتی، ادبیات کودک و نوجوان، هنر، موسیقی و سینما. با وجود کارهایی که انجام شده، هنوز از این ظرفیت به اندازه کافی استفاده نکردهایم.
میرباقریفرد در پایان بر ضرورت طراحی برنامهای متناسب با جایگاه «مولانا» و سایر چهرههای بزرگ فرهنگی تأکید کرد و یادآور شد: باید متناسب با شخصیت «مولانا» و دیگر مفاخر بزرگ فرهنگی برنامهریزی کنیم تا چهره درست آنها به جهان معرفی شود و خود ما نیز بتوانیم از این میراث بزرگ به شکلی مناسب بهره بگیریم. اگر این برنامه درباره «مولانا» به درستی اجرا شود، میتواند الگویی برای برنامهریزی درباره دیگر شخصیتهای بزرگ عرفانی و فرهنگی ما نیز باشد.

علیاصغر شعردوست، شاعر و استاد زبان و ادبیات فارسی، دیگر سخنران این مراسم بود که سخنان خود را با اشاره به نقش انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در پاسداشت بزرگان فرهنگ ایران آغاز کرد.
وی برگزاری چنین آیینهایی را نتیجه برنامهریزی و توجه به جایگاه مفاخر فرهنگی دانست و افزود: برگزاری چنین برنامههایی با حضور پرشور استادها و پژوهشگران، نشاندهنده هوشمندی و برنامهریزی در پاسداشت مفاخر فرهنگی ایران است.
شعردوست در بخش دیگری از سخنان خود به تجربه فعالیت فرهنگی در تاجیکستان پرداخت و انتشار آثار فارسی در این کشور را مورد اشاره قرار داد و اظهار کرد: در دوران مسئولیت من در تاجیکستان، حدود 200 عنوان کتاب منتشر شد که یکی از آنها «دیوان شمس» بود. در مقدمهای که برای این اثر نوشتم، بر این نکته تأکید کردم که پرداختن به آفرینشهای ادبی و فرهنگی «مولانا» حد و مرز زمان و مکان نمیشناسد و پژوهشگران و علاقهمندان در دورههای مختلف، هر یک نشانی از حقیقت گمشده خود را در آثار او جستوجو کردهاند.
وی دلیل توجه مردم تاجیکستان به «مولانا» را نیز با هویت فرهنگی و نیازهای روحی آنان مرتبط دانست و ادامه داد: مردم تاجیکستان در تبیین هویت فرهنگی خود و برای پر کردن خلأهای روحی خویش، به «مولانا» و آثار او احساس نیاز میکنند. انتشار گزیدهای از «غزلیات شمس» نیز با هدف ابراز دوستی تاریخی و فرهنگی و پاسخ گفتن به نیازهای فرهنگی خویشاوندان ما در تاجیکستان انجام شد؛ به این امید که درخت دوستی و همدلی دو ملت هرچه پربارتر و سرسبزتر به حیات خود ادامه دهد.
شعردوست در ادامه سخنان خود به نسبت «شمس» با تبریز و جایگاه این پیوند در شعر «شهریار» پرداخت و تصریح کرد: وقتی صحبت از «شمس تبریزی» است، نمیتوان از تبریز و «شهریار» سخن نگفت. «استاد شهریار» در چکامه بلند «مولانا در خانقاه شمس»، تصویری زیبا از پیوند «مولانا»، «شمس» و «تبریز» ارائه کرده است.
وی با اشاره به تصویرسازی «شهریار» از این پیوند افزود: «شهریار» در این شعر، «مولانا» را مهمانی میبیند که به شهر تبریز آمده و در پایان نیز با پیوند دادن «شمس و مولانا» میگوید:
لیک ملا شمس را جویا بود
هر کجا شمس است آنجا میرود
این شعر، از ارادت عمیق «شهریار» به «مولانا»، «شمس» و پیوند ناگسستنی آنها با فرهنگ تبریز حکایت دارد.

محمد حسن، رئیس مؤسسه فرهنگی اکو، سخنران دیگر این آیین با اشاره به آنکه مایه افتخار است که در چنین محفل فرهیختهای سخن بگویم و نام خود را در شمار ارادتمندان و دوستداران «مولانا» و «شمس» ثبت کنم و سهم کوچکی در ادای احترام به این دو قله بلند فرهنگ و معنویت داشته باشم، خاطرنشان کرد: «شمس» و «مولانا» را باید فراتر از محدوده جغرافیایی یک شهر یا کشور معرفی کرد. «شمس» و «مولانا» تنها متعلق به یک شهر، کشور یا حتی یک ملت نیستند، بلکه بخشی از میراث مشترک فرهنگی «منطقه اکو» و سرمایه معنوی ملتهایی هستند که در طول قرنها در این گستره تمدنی، با زبان، فرهنگ، ادب، اندیشه و معنویت با یکدیگر سخن گفتهاند.
رئیس مؤسسه فرهنگی اکو با اشاره به پیشینه تاریخی «منطقه اکو» یادآور شد: این منطقه سرزمینی است که تمدنها، زبانها و فرهنگهای گوناگون قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند؛ از همین رو بزرگان و اندیشمندانی چون «مولانا»، «حافظ»، «سعدی»، «رودکی»، «اقبال»، «فردوسی» و «جامی» را نباید تنها متعلق به یک جغرافیا دانست. آنها در عین تعلق به سرزمین خویش، سرمایههای مشترک حوزه تمدنی و میراثی برای همه بشریت هستند.
محمد حسن، رابطه میان «شمس و مولانا» را نمونهای برجسته از این میراث مشترک دانست و افزود: این رابطه نشان داد که دیدار دو انسان میتواند مسیر اندیشه و حتی مسیر زندگی را دگرگون کند. «شمس»؛ «مولانا» را به سفری درونی فراخواند؛ سفری از ظاهر به معنا، از اختلاف به یگانگی، از خودمحوری به انساندوستی.
وی سپس به مفاهیم انسانی موجود در آثار «مولانا» اشاره کرد و افزود: «مولانا» از عشق، کرامت انسان، مدارا، شناخت خویشتن و جستوجوی حقیقت سخن میگوید؛ مفاهیمی که امروز شاید بیش از هر زمان دیگری به آنها نیاز داریم. در روزگاری که جهان با جنگ، خشونت، افراطگرایی، بیاعتمادی و فاصلههای فزاینده میان انسانها روبهروست، بازگشت به میراث فرهنگی بزرگانی چون «شمس و مولانا» تنها یک کار فرهنگی و ادبی نیست و میتواند بخشی از پاسخ به بحرانهای انسانی و معنوی عصر حاضر باشد.
رئیس مؤسسه فرهنگی اکو در ادامه، بر ضرورت تبدیل این میراث به بخشی از زندگی معاصر تأکید کرد و تاکید کرد: باید این میراث مشترک را از کتابها و موزهها به زندگی امروز آورد و آن را به زبان نسل جوان، زبان گفتوگو، همکاری، هنر و ادبیات ترجمه کرد. «مؤسسه فرهنگی اکو» نیز خود را متعهد میداند از چنین رویکردی حمایت کند؛ زیرا فرهنگ یکی از نیرومندترین ابزارهای نزدیک کردن ملتها و میراث مشترک، یکی از محکمترین پایههای دوستی و تفاهم میان کشورهای «منطقه اکو» است.
رئیس مؤسسه فرهنگی اکو سخنان خود را با تأکید دوباره بر وجه انسانی این بزرگداشت به پایان برد و اظهار کرد: امروز در بزرگداشت «شمس» و «مولانا»، در حقیقت پیوند انسانها را گرامی میداریم. امید است نور اندیشه «شمس» و «مولانا» راهی به سوی شناخت، عشق، گفتوگو و همدلی باشد و میراث مشترک فرهنگی ما پلی برای ساختن آیندهای باشد که ملتهای منطقه بیش از گذشته یکدیگر را بشناسند و در کنار هم برای صلح و سعادت انسان گام بردارند.

«گوکهان چتینکایا»؛ رایزن فرهنگی ترکیه در ایران، در مقام آخرین سخنران این مراسم، در آغاز صحبتهای خود با اشاره به آنکه سخن گفتن از «شمس» و «مولانا» تنها یادآوری دو شخصیت تاریخی نیست، بلکه به جغرافیایی فرهنگی بازمیگردد که در طول قرنها مناطق مختلفی را به هم پیوند داده است؛ تصریح کرد: سخن گفتن از «مولانا» و «شمس»، تنها یادکرد دو شخصیت بزرگ تاریخ اندیشه و عرفان نیست، بلکه روایتگر جغرافیای گسترده فرهنگی و تمدنی است که خراسان، تبریز و آناتولی را به یکدیگر پیوند داده است.
وی درباره زندگی و آثار «مولانا» در آناتولی توضیح داد: «مولانا» پس از سفرهای طولانی به قونیه رسید و بخش مهمی از زندگی خود را در آناتولی گذراند و آثار ارزشمندش را به زبان فارسی پدید آورد؛ آثاری که طی قرنها در ایران، آناتولی و جغرافیاهای گستردهتر خوانده، شرح و تفسیر شدهاند. بنابراین، میراث «مولانا» را نمیتوان در چارچوب مرزهای سیاسی امروز محدود کرد.
رایزن فرهنگی ترکیه در ایران، به نقش «شمس» در تحول جهان فکری و شعری «مولانا» پرداخت و یادآور شد: «شمس» در زندگی «مولانا» و بهویژه در جهان شعری او تأثیری عمیق گذاشت و شاید بتوان گفت نقش «شمس»، بیش از آنکه انتقال دانش تازهای باشد، به حرکت درآوردن ظرفیتهایی بود که از پیش در وجود «مولانا» نهفته بود.
وی در ادامه، رابطه میان این دو شخصیت را فراتر از قالب معمول استاد و شاگرد دانست و گفت: رابطه «شمس» و «مولانا» را نمیتوان فقط در قالب رابطه استاد و شاگرد توضیح داد؛ زیرا از این دیدار، حقیقتی فراتر از هر دو شخصیت شکل گرفت؛ حقیقتی که در شعر، عشق، عرفان و حافظه فرهنگی ملتها طی قرنها تداوم یافته است.
«چتینکایا» در فراز دیگری از سخنان خود به روابط فرهنگی ایران و ترکیه پرداخت و افزود: روابط فرهنگی ایران و ترکیه در طول تاریخ، رابطهای یکسویه نبوده است و دو حوزه فرهنگی در زمینههایی همچون ادبیات، عرفان، موسیقی، معماری، زبان و اندیشه از یکدیگر تأثیر پذیرفته و یکدیگر را غنیتر کردهاند.
وی به جایگزین شدن پرسش درباره تعلق جغرافیایی «مولانا» با پرسشی درباره کارکرد امروز میراث او اشاره کرد و افزود: امروز به جای اینکه بپرسیم «مولانا» به کدام سرزمین تعلق دارد، پرسش مهمتر این است که میراث «مولانا» چگونه میتواند ما را به یکدیگر نزدیکتر کند. استمرار پژوهشهای مشترک، ترجمه متقابل آثار، برگزاری نمایشگاهها و برنامههای موسیقی و هنری و اجرای طرحهای فرهنگی مشترک برای نسل جوان، میتواند این میراث مشترک را به آینده منتقل کند.
رایزن فرهنگی ترکیه در ایران در پایان گفت: دیدار «شمس» و «مولانا» پس از بیش از هفت قرن همچنان یکی از ارزشمندترین عناصر حافظه فرهنگی مشترک ایران و ترکیه است و میتواند زمینهساز دیدارهای تازه، آثار تازه و ارزشهای فرهنگی مشترک میان دو کشور باشد.

در بخش پایانی آیین بزرگداشت شمس و مولانا، از «فخرالدین مخبری»، از نقاشان برجسته کشور، تجلیل شد و تابلوی نقاشی او با موضوع «شمس و مولانا» در معرض دید حاضران قرار گرفت.
پس از آن، اجرای نینوازی منوچهر غیوری، استاد برجسته ساز نی و اجرای برنامه موسیقایی گروه هنری «وصل یار» بر پایه اشعار «شمس و مولانا»، پایانبخش این رویداد فرهنگی و هنری بود.
انتهای پیام