کد خبر: 4379467
تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰
افشین علا در گفت‌وگو با ایکنا تصریح کرد

ادبیات مقاومت، میدان طبع‌آزمایی نیست؛ کارزار است + صوت

شاعر شهیر کشورمان با انتقاد از کم‌رنگ بودن حضور فرهنگی ایران در عرصه بین‌المللی گفت: همان‌گونه که رزمنده خط مقدم برای ادامه نبرد به ابزار و مهمات نیاز دارد، سربازان جبهه فرهنگی نیز به حمایت و پشتیبانی متولیان امور فرهنگی نیازمندند؛ چراکه ادبیات مقاومت، میدان طبع‌آزمایی نیست؛ میدان کارزار است.

ادبیاتو شعر مقاومت؛ راه جهانی شدن و نسل امروز

«دفاع مقدس» هشت ساله و نکوداشت و بزرگداشت «هفته دفاع مقدس»، در حافظه فرهنگی و تاریخی ایران، تنها یادآور یک دوره هشت‌ ساله از «ایستادگی» و «ایثار» نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی فرهنگی روایتی که از میدان‌های نبرد آغاز شد و در طول دهه‌های پس از آن، به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های ادبیات، هنر و فرهنگ معاصر ایران تبدیل شد.

«دفاع مقدس»، «مقاومت» و «ایستادگی» در برابر تجاوز، هنگامی که از زبان «شعر» و «ادبیات» روایت می‌شوند، از محدوده واقعه‌ای تاریخی فراتر می‌روند و به حافظه‌ای ماندگار برای نسل‌های آینده بدل می‌شوند.

در این میان، شعر و ادبیات تنها ثبت‌کننده رخدادها نیستند؛ «ادبیات» می‌تواند به حماسه، زبان، خاطره، روایت و به شخصیت تاریخی، چهره‌ای ماندگار در حافظه جمعی ببخشد. از همین رو، نام‌های بلند و اثرگذاری که در «محور مقاومت» نقش‌آفرینی کرده‌اند، از جمله «شهید سید حسن نصرالله» (سید مقاومت)، تنها موضوعی برای سوگ و بزرگداشت نیستند؛ بلکه بخشی از روایت گسترده مقاومت در جهان اسلام و یکی از موضوعات مهم برای ادبیات معاصر به شمار می‌روند.

در روزهایی ایران هنوز از سایه جنگ تحمیلی در پسِ بیش از یک سال تعدی و تجاوز ائتلاف صهیونی-آمریکایی بیرون نرفته و بوی رشادت، شجاعت و قداست «مدافعان وطن» از جان‌فدایانی که نزدیک به 220 شب در میدان‌ها و خیابان‌های شهرها و روستاهای کشور، هم‌پای نیروهای مسلح، مقتدر و باصلابت کشور ایرانِ جان را عطرآگین کرده است؛ قرار گرفتن در اتمسفر ایام بزرگداشت و گرامیداشت «هفته دفاع مقدس» بار دیگر توجه جامعه را به «فرهنگ مقاومت» و «ادبیات پایداری» معطوف کرده است و همزمان، دومین سالروز شهادت «سیدحسن نصرالله»؛ دبیرکل فقید حزب‌الله لبنان و از چهره‌های شاخص «جبهه مقاومت» را چند روزی‌ست که از خاطرِ تلخِ خود گذرانده‌ایم، پیام مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا؛ «آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای» نیز به این مناسبت، زمینه‌ای برای بازخوانی نسبت میان «مقاومت»، «روایت» و «ادبیات» فراهم کرده است.

آماده انتشار برای روز پنجشنبه یا جمعه 9 یا 10 مهر//// ادبیات مقاومت؛ میدان طبع‌آزمایی نیست؛ میدان کارزار است +صوت

ایکنا به همین بهانه با «افشین عَلا»، شاعر شناسا، شهیر و ادیب شناخته‌شده کشورمان، به گفت‌وگو نشسته است تا درباره جایگاه «شهید نصرالله» در «فرهنگ مقاومت»، نقش شعر و ادبیات در ثبت حماسه‌های مقاومت، ضرورت جهانی‌شدن «ادبیات پایداری» و همچنین مسئولیت متولیان فرهنگی در حمایت از شاعران و نویسندگان این حوزه گفت‌وگو کند.

آنچه در این گفت‌وگو بیش از همه مورد تأکید قرار گرفته، ضرورت عبور «ادبیات مقاومت»، «شعر مقاومت» و «ادبیات دفاع مقدس» از واکنش‌های مقطعی و رسیدن به مرحله‌ای است که این ادبیات بتواند در متن «فرهنگ عمومی»، «حافظه تاریخی» و «ارتباطات فرهنگی» ایران با جهان حضور مؤثر و ماندگار داشته باشد.

ایکنا - این گفت‌وگو همزمان با انتشار پیام مقام معظم رهبری، «آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای»، به بهانه هفته دفاع مقدس و همنشین شدن این اتفاق با دومین سالروز شهادت «سید مقاومت» -واژه‌ای که «آقای شهید ایران» در رثای «شهید سیدحسن نصرالله» بیان فرمودند؛ استوار شده است. در ابتدای این گفت‌وگو، عرض ارادتی به مسئله مقاومت و جایگاه مقاومت در «شعر و ادب پایداری ایران» داشته باشیم. چگونه است وقتی فردی مانند «سیدحسن نصرالله» به شهادت می‌رسد، «آقای شهید کشورمان» می‌فرمایند وقتی درباره یک «مکتب» صحبت می‌کنیم، شهادت یک فرد ما را از آن مسیر خارج نمی‌کند؟ جایگاه «شهید نصرالله» در چه مرتبه‌ای بود که «آقای شهیدمان»، «سید مقاومت» را یکی از اسوه‌های «مکتب مقاومت» نامیدند؟

از دیدگاه شخصی من، «شهید سیدحسن نصرالله» نه بعد از شهادت‌شان، بلکه همزمان با حیات‌شان و در دهه‌هایی که ما شاهد مجاهدت و نقش‌آفرینی این حکیم مجاهد بودیم، در عرصه مقاومت، یک نماد بود؛ هم برای ملت‌های عرب، هم برای جهان اسلام و به غایت کلام در ابعاد وسیع‌تر برای بشریت! به شدت بر این مهم تاکید و ایمان دارم که این مرد (شهید نصرالله) می‌توانست و می‌تواند نماد حریت و آزادگی باشد. «سید مقاومت» جزو معدود افرادی بود که شیفته شخصیت او بودم. از همان ابتدایی که او به میدان آمد، در زمان حیاتش برای او شعر گفتم؛ همان‌گونه که در شهادتش خودم را به تشییع پیکر مطهرش رساندم.

«شهید سیدحسن نصرالله» از معدود افرادی بود که از جنس «رهبر شهید انقلاب» بود. یعنی اگر می‌خواستم تصور کنم که «رهبر شهید ایران» در این عالم نمونه دیگری دارد، همیشه «حسن نصرالله» به ذهنم خطور می‌کرد. آن هم به خاطر شباهت‌هایی بود که این شاگرد (سید مقاومت) به آن استاد (آقای شهید ایران) داشت؛ هم از جهت صلابت و اقتدار، هم از جهت شیوایی سخن و فصاحتی که در کلام داشت.

آماده انتشار برای روز پنجشنبه یا جمعه 9 یا 10 مهر//// ادبیات مقاومت؛ میدان طبع‌آزمایی نیست؛ میدان کارزار است +صوت

حضور، کلام و نگاه «شهید حسن نصرالله» کوبنده بود؛ اعلام و بیانش، منطقی دلپذیر داشت؛ اما در عین حال لحن و قدرتی محکم و کوبنده داشت و او در جمیع خصائص متضاد بود. یعنی در اوج مهر و عطوفت و دوست داشتن، مجاهدی سرسخت در برابر دشمن بود و مصداقش «أشداء علی الکفار» بود.

«سید حسن نصرالله» از جنبه‌های مختلف انسانی و اجتماعی نماد و الگوست. روزی که پیام آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای را دیدم و شنیدم، خیلی خوشحال شدم وقتی که در پیام رهبر معظم انقلاب، آن تعابیر بلند را در مورد «سید مقاومت» شنیدم که باز هم صحه گذاشت بر تصور ما. ایشان در تعبیری فوق‌العاده، باشکوه و کم‌نظیر به این نکته اشاره فرمودند که منطقه «شامات» بعد از انبیای الهی چنین شخصیتی به خودش ندیده بود.

ایکنا - از قضا می‌خواهم از همین مؤلفه وام بگیرم. وقتی درباره افرادِ نمونه‌گون و نادر در تاریخ صحبت می‌کنیم، وجوه یا ابعادی وجود دارد که آن فرد را، با وجود مشابه بودن در قامت معنای انسان بودن، شناسا می‌کند. مؤلفه «مقاومت» حداقل زلفی گره‌خورده با 48 سال تاریخ بِشکوه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دارد؛ از «دفاع مقدس» گرفته تا جهانی شدن این روایت با نام «مقاومت» و «پایداری»، بازتاب و تجلی آن در لبنان، عراق، غزه، سوریه و یمن به عنوان آنچه که امروز راوی این میراث است، شاهد ادعای من است. در این میان، زبان؛ ساحتِ روایتِ قلم و حوزه ادبیت ادبیات در بازنمایی و معرفی این افراد از یک سو و جاودان ساختن آنها برای همیشه تاریخ، چه نقشی را می‌تواند و باید داشته باشد؟

برای تحقق این مهم، نقش اصلی را نه بر حسب اتفاق که باید، ادبیات بر عهده بگیرد؛ در ادامه سایر شاخه‌های هنر و فرهنگ، حالا هر هنرمندی در حیطه فعالیت هنری خودش.

اما ادبیات؛ چه در سرزمین ما، یعنی ادبیات گران‌سنگ فارسی و چه در مواجهه با ادبیات ریشه‌داری مثل ادبیات عرب که بر حسب اتفاق سابقه درخشانی در ثبت حماسه‌های جهان عرب داشته؛ در این میان و با وجود شاخه‌های مختلف خلقِ ادبی، گمان من آن است که «شعر فارسی» باید میدان‌دار باشد. گرچه در حال حاضر نیز شاعران و ادیبان ما در حال انجام این رسالت و کار هستند؛ یعنی شاعران ما، نویسندگان ما و هنرمندان ما واکنش نشان می‌دهند، اما فکر می‌کنم مقداری باید نگاهمان عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر باشد.

این حماسه‌ای را که شهید «سید حسن نصرالله» در لبنان آفرید، در کنار حماسه‌هایی که در غزه و در فلسطین خلق شد و در کنار حماسه‌ای که «انصارالله یمن»، با کمال اعجاب و شگفتی آن را رقم زدند؛ تامو  تمام همه اینها برای اثرگذاری و جاودان شدن در تاریخ به واسطه خلق ادبی و زبان شعر، از صرف تجلیل یا تأیید باید بسیار فراتر و عمیق‌تر مورد نگریستن و توجه قرار گیرند.

پرداختن به «فرهنگ ایستادگی» و «فرهنگ پایداری» در ادبیات ما باید جزو استوانه‌های ادبیات معاصر ما باشند تا «فرهنگ مقاومت» جریان و سیر بیشتری در بدنه فرهنگ و سیاست ایران‌زمین داشته باشد؛ چون این تعابیر و شهدای عظیم‌الشان تحقق این تعابیر تنها متعلق به سرزمین‌های خودشان نیستند. اینها متعلق به جهان اسلام، متعلق به بشریت هستند.

آماده انتشار برای روز پنجشنبه یا جمعه 9 یا 10 مهر//// ادبیات مقاومت؛ میدان طبع‌آزمایی نیست؛ میدان کارزار است +صوت

همان‌گونه که ادیبان و شاعران جهان عرب در برابر حماسه‌های ما بیکار و بی‌تفاوت ننشستند و از ما ایرانی‌ها الهام می‌گیرند، ما نیز باید از آن شهدای بزرگ و عزیز، راه پُررَهرو و افتخارآمیزشان الهام بگیریم، باید با آنها همراه باشیم؛ همچنین بر ما اصلی و فرضی واجب است تا این فرهنگ بی‌نظیر «مقاومت» را در این قالب، در این شکل که در روزگار ما رقم خورده و بی‌نظیر است، به نسل جوان ارائه دهیم؛ به گونه‌ای که برای قابل لمس و قابل درک باشد.

بنابراین این روحِ حماسی که در ادبیات ما وجود دارد، در رگ‌های ادبیات ما مثل خون جریان پیدا کرده، باید در مویرگ‌ها نیز منتشر و متصل بشود تا بتوانیم هم‌پای «مقام معظم رهبری» و «جبهه مقاومت»، در برابر مصاف تاریخ‌سازی که با استکبار جهانی شکل گرفته، همه ما «تاب‌آوری» داشته باشیم و حقانیت این راه را با کمک ادبیات، زبان شیرین فارسی و شعر بتوانیم احساس کرده، لمس و منتشر کنیم.

ایکنا - دو زلف روایتی را با شما در میان می‌گذارم؛ بافتن، تافتن، پروراندن و بالیدن این دو زلف با شما. نخست؛ وام‌گرفته از فصلی از تأکیدات و منویات «آقای شهید ایران» مبنی بر آنکه مسئله و جایگاهی به نام «روایت اول» یک اصل واجب است؛ چون اگر ما روایت نکنیم، دیگران روایت می‌کنند! آنچنانکه طی همین دو سال از شهادت، شاهد برخی از روایت‌های رسانه‌های غربی درباره شهید بزرگوار، «سیدحسن نصرالله» بودیم و شاید تلاشی که جهان عرب، خاصه «محور مقاومت»، انجام داده، فصل مهمی از آن دروغ‌گویی‌ها را خنثی کرده است. زلف دیگر؛ ثبت و ضبطی است بر بلندای جهانی شدن ادبیات معاصر کشورمان، خاصه «ادبیات مقاومت»، در مسیر جهانی‌سازی این رخداد و رویداد، چه شاعران و ادبای سرزمین‌مان، چه آنهایی که متعهد به بار راستین معنای مقاومت و عدم سرسپردگی در برابر استعمار و استکبار هستند؛ در مواجهه با این نگاه و رسیدن به اوج انسجام کلام و جریان‌سازی در حوزه ثبت واقعیت و حقانیت این رویدادها چه اقدام‌هایی باید انجام شود؟ خاصه اگر درباره نویسندگان و شاعران ایرانی صحبت می‌کنیم، برای جهانی‌سازی «ادبیات مقاومت» و ماندگاری نام «آقای شهید ایران» و «شهید بزرگوار، سیدحسن نصرالله» چه کارهایی باید صورت گیرد؛ چه خُرد در حوزه شعر و چه کلان در حوزه مسئولان و سیاست‌گذاران فرهنگی؟

«اهالی قلم» یا به تعبیر واضح‌تر، «اهالی قبله و قلم»، کسانی هستند که در ادبیات دستی دارند، اما در کنار آن به آموزه‌های نهضت اسلامی، به جبهه مقاومت، به امام شهید نیز متعهد هستند و با همه سختی‌ها و ناملایمت‌ها در عرصه هستند و نقش‌آفرینی می‌کنند.

روی سخن من بیشتر با متولیان امور است. بارها و بارها در زمان حیات «امام شهید»، در مواجهه با مسئولان فرهنگی کشور، در سطوح بالا و پایین، به تقریب به همه آنها، عرض کرده و این گلایه را مطرح کردم که رهبر معظم انقلاب به‌تنهایی دارند وظایف همه آنها را انجام می‌دهند.

«آقا و رهبر شهید ایران» به طرز اعجاب‌آوری، ضمن اینکه اهالی قلم را، اهالی هنر را و وادی فرهنگ را نه فقط با اسامی، بلکه با آثار و احوالشان می‌شناختند و مراقب بودند؛ بیش از آنچه بتوان تصور کرد، پیگیری می‌کردند. این به تنهایی مسئله‌ای اعجاب‌آور بود.

حالا ما توقع نداریم که متولیان امور، همه این وسعت بینش و شخصیت بزرگ «رهبر شهید» را در خودشان بتوانند تکرار کنند. این توقع خیلی زیادی است، اما این نگاه باید در بین متولیان امور فرهنگی ما جا بیفتد که امروز و این زمانه، عرصه کارزار است.

دیگر عرصه طبع‌آزمایی نیست! الان عرصه کارزار است! زمانه‌ای است که همه‌چیز سر جای خود قرار دارد، صلح است و هیچ خطری در میان نیست. باید میدان دهیم؛ هر کسی مشغول تغزل باشد، یکی مشغول طبع‌آفرینی باشد و با همدیگر سلایق را مبادله کنند، بحث کنند و گفت‌وگو کنند.

آماده انتشار برای روز پنجشنبه یا جمعه 9 یا 10 مهر//// ادبیات مقاومت؛ میدان طبع‌آزمایی نیست؛ میدان کارزار است +صوت

اما در این بزنگاه و آنِ اکنون، به خصوص بعد از شهادت قافله‌سالار و «امام شهید» ما، تکلیف بر همگان روشن شده است. این مصاف فقط مصاف نظامی نیست. متأسفانه در شدائد و سختی‌ها، به ویژه در مشکلات سیاسی، نظامی، اقتصادی و معیشتی، آنچه که مورد غفلت قرار می‌گیرد، فرهنگ و ادبیات است؛ در حالی که برحسب اتفاق در بزنگاه‌ها و در شدائد، مرهم آلام در فرهنگ، هنر و ادبیات نهفته است.

این زبانی است که در قرن‌های متمادی، بزرگان ادب فارسی با آن با مردم سخن گفتند؛ در اوج شدایدی که شاید مشابه آن را ما ندیده باشیم. نباید فراموش کنیم که آموزه‌هایی که بزرگان ادب فارسی برای ما به یادگار گذاشتند، در کنج امن نبوده است؛ یعنی بیشتر آنها در مصادف با حملات و هجمه‌های بیگانگان سروده و خلق و ماندگار شده‌اند، با ویرانی کشور و با مصائبی که بر ملت می‌گذشته است، اما حماسه‌ها و آموزه‌های بی‌نظیری توسط بزرگان ادب فارسی رقم خورد. امروز متولیان امور فرهنگی باید بدانند که سربازان جبهه فرهنگی نیاز به سلاح دارند، نیاز به حمایت دارند.

این تعبیر را بارها نوشته‌ام و گفته‌ام. اگر ابزار و مهمات رزمنده‌ای در خط مقدم نبرد تمام شود، حالا با بی‌سیم یا هر وسیله دیگری به فرمانده خود اطلاع می‌دهد و مهمات به او خواهد رسید. نگاه ما در جبهه فرهنگی انقلاب هم باید این‌گونه باشد. شعراو ادیبان متعهد ما -به تعبیری که پیشتر گفتم - نباید به حال خود رها بشوند؛ سربازان فرهنگی، «اصحاب قبله و قلم» که بی‌تاب هستند، می‌نویسند، می‌نگارند و نقش‌آفرینی می‌کنند.

چرا امروز نباید در کشورهای مختلف، سفیران فرهنگی ما، نویسندگان و شاعران، حضور داشته باشند؟ حالا که شرق و غرب عالم، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای؛ نه فقط جهان اسلام، شرق و غرب عالم، همه در برابر عظمت این ملت زانو زدند؛ در شرایطی که ما توانستیم ابهت پوشالی آمریکا را بعد از دهه‌های متمادی در جهان بشکنیم و مثل حباب بترکانیم و این موقعیت بی‌نظیر برای جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت در اذهان عمومی جهان ایجاد شده است، سفیران فرهنگی ما باید فعال باشند.

آماده انتشار برای روز پنجشنبه یا جمعه 9 یا 10 مهر//// ادبیات مقاومت؛ میدان طبع‌آزمایی نیست؛ میدان کارزار است +صوت

عرصه فقط عرصه «دیپلماسی» نیست. رفت‌وآمدها باید فرهنگی باشند. شاید تا قبل از این دفاع مقدس دوم (جنگ 12 روزه) و سوم (جنگ رمضان) و شهادت «آقای شهید ایران»، شائبه‌هایی در جهان ایجاد شده بود. شاید با تبلیغات صهیونیست‌ها و قدرتمندان عالم، این ذهنیت بود که ایران حامی ترور است، ایران حامی تروریست‌هاست، ایران منشأ اینهاست. از این دروغ‌هایی که بنگاه‌های خبری دهه‌ها بافته بودند تا افکار عمومی جهان را تحت تأثیر دهند.

اما «شهادت امام خامنه‌ای»، ضمن آنکه مصیبتی بزرگ بود، درست مانند «عاشورا»، یک ابهت دروغین را شکست. ناگهان اعجاز آفرید؛ یعنی مردم جهان نام ایشان را در اذهان و سینه‌های خود حک کردند. امروز باید در برابر این موج بیدارگری زانوی ادب بزنید.

چرا ما غافل نشستیم؟ چرا از فرصت استفاده نمی‌کنیم؟ شنونده در جهان امروز زیاد داریم، مشتاق زیاد داریم، اما فکر می‌کنم صداها فقط در عرصه سیاسی و دیپلماسی بلند است، نه در عرصه فرهنگی.

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha