به قلم حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی
در منطق قرآن کریم، عمل به عدل، وظیفه ایمانی و همگانی است که نخستین گام تقوا بهشمار میآید و مرتبت برتر از آن احسان است؛ یعنی هر فعل و عملی که نیکو باشد، هرچند وظیفه نباشد، انسان به آن ترغیب و اقدام کند. از اینرو، خداوند سبحان هم عمل به عدل را طلب فرموده و هم احسان را و در آیه ۹۰ سوره مبارکه «نحل» میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ؛ همانا خدا خلق را فرمان به عدل و احسان میدهد.»
در تمایز این دو گفتهاند: در عدل، پاداش به اندازه عمل است؛ اما در احسان، پاداش بیش از عمل. چنانکه برخی در تعریف احسان آوردهاند: «احسان چیزی برتر از عدالت است؛ زیرا عدالت آن است که انسان آنچه بر عهده اوست انجام دهد و آنچه متعلق به اوست بگیرد، ولی احسان آن است که انسان بیش از آنچه وظیفه اوست انجام دهد و کمتر از آنچه حق اوست.»
حضرت امیر(ع) در تفاوت رعایت عدل با رعایت احسان فرمودند: «العَدلُ الإِنصَافُ وَ الإِحسَانُ التَّفَضُّل؛ عدل رعایت انصاف و احسان، بخشش است.» یعنی آدمی در تعامل با دیگران، خوبی و نیکیشان را به میزان نیکی پاسخ دهد و در مقابل بدی دیگران نیز به همان میزان. اما آنچه شایسته و نشان کمال و از مکارم اخلاق باشد، آن است که گام بالاتر نهد و به کسی نیکی کند که در حق او خوبی نکرده، یا از کسی درگذرد که در حق او بدی کرده و بالاتر آن که در حق او نیز نیکی کند.
با توجه به اینکه عدل به معنای مساوات در تلافی است، اگر خیر است، خیر، و اگر شر است، شر. احسان به معنای این است که خیری را با خیری بیشتر از آن تلافی کنی و شری را به شری کمتر از آن جواب گویی. خدای سبحان این احکام را که مهمترین احکامی هستند که اساس اجتماع بشری با آن استوار است و از نظر اهمیت، به ترتیب یکی پس از دیگری قرار دارند، ذکر فرموده است.
اولیای الهی از خداوند نیز طلب احسان میکنند؛ چنانکه امیرمؤمنان(ع) میفرمایند: «اللّهمّ احملنی على عفوک، ولا تحملنی على عدلک»؛ البته احسان در تعاملات میان افراد و در رابطه انسان با خداوند است؛ اما هرگاه مسئله حق عمومی یا ستم در حق دین خدا باشد، تکلیف دیگر است و گاه انتقام و تقابل واجب یا رجحان مییابد؛ و نیز گفتهاند: احسان از ریشه حُسن به معنی زیبایی و نیکویی است و احسان نیز به معنای نیکی کردن است.
احسان را مراتب و اقسامی است که اشتراکشان در این است که در آنها نوعی زیبایی نهفته است. چنانکه راغب بر این نظر است که واژه حُسن و مشتقات آن، وصف آن دسته از امور دینی یا دنیایی قرار میگیرند که به سبب داشتن گونهای از زیبایی عقلی، عاطفی، حسی و مانند آن میتوانند با برانگیختن احساس خوشی، رضایت، زیبایی و تحسین در انسان، او را به خود جذب کنند و با غرض و هدف مورد نظر موافقت و سازگاری داشته باشند؛ بنابراین احسان گاه نسبت به فعلی بهکار میرود که نفس فعل دارای حُسن باشد، همانند عبادت خداوند؛ یا عملی که نسبت به دیگران انجام میشود و فراتر از وظیفه است و خداوند به آن خشنود و سبب قرب او شود.
از اینرو در عرفان، احسان به معنای عشق بیپایان به خداوند و تلاش برای نزدیک شدن به او از طریق اعمال نیک و خالصانه است. عارف با انجام اعمال احسانی، سعی در جلب رضایت خداوند و تجلی عشق الهی در زندگی خود دارد. این عشق و تلاش برای رضایت الهی باعث میشود که عارف از وابستگیها رها شده و به مقام فنا فیالله برسد.
چنانکه صاحب تفسیر تسنیم فرمود: «احسان از مقامات اهل سیر و سلوک محسوب میشود. این همان روایتی است که فریقین نقل کردند که جبرئیل(ص) از وجود پیامبر(ص) سؤال میکند که «الإحسانُ ما هو» فرمود: احسان این است که «أن تعبدالله کأنّک تراه فان لمتکن تراه فانّه یراک»؛ احسان آن است که انسان به مقامی برسد که وقتی خدا را عبادت میکند گویا خدا را میبیند و بداند یا ببیند که اگر او خدا را نمیبیند، خدا او را میبیند؛ برابر آیه سوره «علق» که بیان میکند: «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَی؛ مگر ندانسته که قطعاً خدا همه کارهایش را میبیند؟» (سوره علق/ آیه ۱۴)
رؤیت جمال حق و ایمان به اینکه در محضر خداوند قرار دارد، جذبهای ایجاد میکند که همه جهان را زیبا بیند و جز به عمل و فعل زیبا نیندیشد و همه وجودش در مدار جاذبه حق تعالی قرار گیرد و هر آنچه او پسندد، دوست بدارد؛ بنابراین آوردهاند که امام مجتبی(ع) سه بار نیمی از اموالشان را به اهل نیاز بخشیدند. این از مقام احسان آن کریم اهل بیت(ع) باشد که محبوب، چون نیکو شمرده، به آن رغبت و اراده کردند.
انتهای پیام